146 نظر

چرا بازی می‌کنیم؟

توسط در6 سال پیش
 

چرا بازی می‌کنیم؟

 

 بازی با سرشت انسان در آمیخته است، فرقی نمی کند که شما در چه سن و در چه برحه ی زمانی از عمر خود باشید، شما بازی می کنید، خواه با دکمه های کنترل تلویزیون بعد از یک روز پر مشغله ی کاری ، خواهد در گهواره و با خرده عروسک هایی از پلاستیک و خواه در برخی اشکال پیچیده تر مانند بازی های کامپیوتری.

    در این مقاله قصد داریم تا به بعضی از علت های رجوع انسان ها به بازی های کامپیوتری و علت رشد چشمگیر این صنعت به خصوص در چند سال اخیر بپردازیم؛ هر چند که به نظر می رسد بررسی گذرا از تاریخچه ی شکل گیری بازی های کامپیوتری خالی از لطف نباشد.

 

افسانه آغاز می شود

   در سال۱۹۴۸ اولین ابزار بازی دیجیتالی ای که پا به عرصه ی ظهور گذاشت  بازی /دستگاه  مکعب اشعه ی کاتدی بود  که توسط دانشمندانی به نام  Thomas T. Goldsmith, Jr. و Estle Ray Mann  طراحی و ساخته شد و شبیه ساز موشک بر پایه رادار های جنگ جهانی دوم بود. با باز شدن دروازه ها این مسیر ادامه یافت   و بازی/دستگاه های زیر پیشگام صنعت بازی های رایانه ای شدند.

CHESS (1947-1958)

 NIM (1951)

 OXO (1952)

Tennis for Two  (۱۹۵۸)

 Odyssey(1966) – که جد بزرگ همه ی کنسول ها و اولین کنسول خانگی بود

(انتشار نسخه ی خانگی در سال ۱۹۷۲)

Galaxy Game    (۱۹۷۱)

 Computer Space (1971)

 Pong (1972)

   شاید خود سازندگان هم متوجه نبودند که پایه گذار چه صنعت عظیمی شده اند ؛ صنعتی که روزی حتی برای سینما هم شاخ و شانه می کشد – این صنعت در سال ۲۰۰۴ با سود خالص ۱۰ میلیارد دلار هالیوود را با سود خالص سالانه ی ۹.۵ میلیارد دلار پشت سر گذاشت – در هر حال این نوزاد در بدو ورود آن چنان که باید شناخته شده نبود و مدتی زمان برد تا شرکت های بزرگ تر به این صنعت علاقه مند شوند، تا پیش از بازی های کامپیوتری شرکت های سرگرمی ساز غالبا مشغول تولید بازی های نه چندان تعامل پذیر اما جذاب کاغدی بودند – شاید ریشه ی بازی های نقش آفرینی امروزی را نیز بتوان در بازی های کاغذی و گروهی آن دوران مانند سیاهچاله و اژدها جستجو کرد، بازی های که به نوعی نسل بعدی بازی های دسته جمعی میدانی بودند – اگرچه از سال های قبل دستگاه های آرکید سکه ای وجود داشت اما در سال ۱۹۶۶ نخستین شرکت های خصوصی ( مانند سگا) دست به انتشار کنسول های آرکید الکترونیکی زدند؛ با موفقیت این بازی ها کم کم شرکت های دیگر نیز به این گونه بازی ها روی آوردند و صنعت بازی های رایانه ای- یا به تعبیری ویدئویی- به وجود آمد، البته این صنعت نیز مانند تمامی صنعت ها دوران افول و صعود زیادی را پشت سر گذاشته است و اکنون که ۶۵ سال از تولد آن می گذرد می توان گفت که به خوبی در میان جوامع جا افتاده است.

 

چرا بازی می کنیم ؟

     در واقع علت روی آوردن انسان ها به بازی های رایانه ای ریشه در کهن ترین نیاز ها و احساس های انسانی دارد، نیاز های که به دسته های گوناگون تقسیم می شوند و با یکدیگر برخی از آنها را بررسی خواهیم کرد.

 

۱. نیاز به سرگرمی

     شاید در ابتدا این عنوان کلی به نظر برسد اما واقعیت این است که انسان ها نیاز مبرمی به گذران اوقات فراغت خود دارند تا اندکی از مشکلات روزمره فارغ شده و به تنهایی یا همراه با خانواده و دوستان خود اوقات خوشی را پشت سر بگذارند، شاید در میان تمامی عواملی که دست به دست هم می دهند تا یک بازی به موفقیت برسد این عامل اساسی ترین نقش را داشته باشد چنان که میبینییم بازی های مانند لگو بتمن و یا ماریو گوی فروش را در بسیاری موارد از بازی ها ی حرفه ای ، چالش برانگیز و بسیار پر هزینه تر می ربایند. نیاز به سرگرمی از راه های گوناگونی مانند بازی های میدانی و کم خرج تا رفتن به مکان های تفریحی و پر خرج قابل ارضاست اما هیچ کدام مانند بازی های رایانه ای در دسترس و آسان نیست؛ خصوصا هنگامی که موقعیت برای بازی های میدانی وجود نداشته باشد؛ و در این هنگام بازی های رایانه ای با تعامل پذیری بسیار بالای خود وارد میدان می شوند.

 

۲. داستان و تعامل همزمان

    برخی دانشمندان بازی های رایانه ای را یک مدیوم قصه گو می دانند، مدیومی که بازیکن را در دنیایی دیگر و در نقش فردی دیگر قرار می دهد و همراه با او داستانی را شکل خواهد داد، حتی بازی هایی که داستانی ندارند(مانند بازی های ورزشی) ذاتا دارای پیش فرض هایی در ذهن مخاطب هستند که باعث می شود مخاطب با بازی همزاد پنداری کرده و همراه شود، در نظر این دانشمندا گیم پلی، کاراکتر ها و تمامی مکانیک های بازی در خدمت بیان داستان هستند؛ در مقابل این نظریه، برخی دانشمندان به اصالت گیم پلی معتقد اند، در گفتمان این دانشمندان ، اگر چه برخی بازی ها از داستان برخوردارند،اما تمامی اجزای بازی تنها در جهت تکامل گیم پلی بازی اند، به عنوان مثال هنگامی که یک بازی کن مذکر  tomb raider بازی می کند ممکن است حتی به لارا اصلا نگاه نکند، بلکه تمامی فکر او مشغول به رد کردن معما ها و به طور خلاصه انجام دادن بازیست. در هر صورت اگر هر  کدام از نظریه ها را مبنا قرار دهیم؛ بازی های رایانه ای به دلیل داستان و تعامل پذیری خود مورد توجه بازی کننده ها قرار خواهند گرفت و این خود عاملی برای انجام دادن بازی خواهد بود.

مطلب مشابه ◄  باندل PS4 Pro بازی Red Dead Redemption حجم بازی را لو داد

 

۳. نیاز به یاد گیری و مهارت

    تاکنون پیش آمده که برای دوستان خود کری بخوانید و از توانایی های خود در بازی کردن سخن بگویید؟ ما انسان ها نیاز به یادگرفتن داریم؛ نیاز به تمرین و ممارست داریم؛ نیاز داریم تا چیزی را یاد بگیریم که چالش ها ی گوناگون را با آن پشت سر بگذاریم؛ بازی های رایانه ای تا حدودی به این منظور کمک می کنند، درجات سختی بالا، غول آخرهای رعب انگیز و دفعات متمادی مرگ تنها برای به چالش کشیدن بازیکن برای یادگیری و مهارت او در امر بازی کردن است، چنانکه برخی  بازیسازان بزرگ بازی خوب را بازی ای می دانند که یادگرفتنش آسان و استاد شدن در آن سخت باشد؛ به همین دلیل برخی بازی های بسیار سخت نیز طرفداران زیادی پیدا می کنند؛ نیاز به مهارت بدون شک یکی از مهمترین عوامل بازی کردن انسان هاست.

 

۴. نیاز به ماجرا جویی و تجربه

    تا به حال چند بار کسی را با ماشین زیر گرفته اید؟ چند بار با یک جت جنگنده ی چندین میلیون دلاری پرواز کرده اید؟ چند بار در جام باشگاه های اروپا به قهرمان فصل پیشین گل زده اید؟ بازی های رایانه ای دنیایست برای تجربه کردن آنجه در ظاهر بسیار دشوار و یا حتی غیر ممکن است، دنیای که در آن پیچیده ترین چیز در زندگی یعنی مرگ بارها به سخره گرفته می شود، دنیای کاراکتر هایی که هر گاه که از بلند ای پرت می شوند، گلوله ای می خورند یا تکه تکه می شوند دوباره سرحال تر از همیشه به زندگی برمی گردند، این پتانسیل بسیار بالا برای تجربه کردن ناممکن ها به خودی خود آن چنان جذابیتی دارد که هر انسانی را به سوی خود جذب خواهد کرد، دنیایی برای ماجراجویی و تجربه.

 

۵. نیاز به هیجان، ترس و اضطراب

    دنیای امروز زیادی کسل کننده شده است، مردم هر روز راس ساعت مشخصی از خواب بیدار می شوند و راس ساعت مشخصی پس از یک روز طولانی و سرسام آور در محیط خفقان آور شهر به خواب می روند، شاید  بزرگترین عامل حسودی ما به نیاکانمان همین روزمرّگی و روز مرگی باشد، قرن هاست که دیگر از آن صحرا های وسیع و دشت های پر گل خبری نیست تا درآن به شکار بپردازیم، ما نیاز به کمی غیر عادی بودن داریم، نیاز به هیجان، ترس؛ اضطراب؛ فلسفه ی شکل گیری شهر بازی ها نیز همین بوده است، لحظاتی همراه با اضطراب ولی امن، همانگونه که هیچکاک معتقد بود، مردم پول میدهند تا بترسند، بازی های رایانه ای نیز منبع خوبی برای این آدرنالین مورد نیاز به شمار می آیند، خیل بازی های اکشن و ترسناک موفق گواه این موضوع است- هرچند که به نظر می رسد مخاطبان این روز ها اضطراب و تپش ناشی از هیجان را به اضطراب ناشی از ترس ترجیح می دهند – در هر حال؛ یکی از عواملی که انسان ها را به بازی کردن وا می دارد همین نیاز به هیجان و ترس است.

 

۶ . نیاز به کنجکاوی

   ما انسان ها ذاتا کنجکاو هستیم، این کنجکاوی در موارد گوناگونی خود را نشان می دهد و به طرق گوناگونی هم ارضا می شود، بازی های رایانه ای یکی از روش ها ست، روشی برای لذت بردن از اکتشاف و دریافتن. شاید این نیاز رابطه ی تنگاتنگی با موارد بالا داشته باشد اما به خودی خود مشوق مهمی برای بازی کردن است.

 

سخن پایانی

 در پایان باید گفت که عوامل دیگری نیز در روی آوردن انسان ها به بازی های رایانه ای نقش دارند مانند عوامل سیاسی ، اجتماعی ، آموزشی و غیره که از حوصله ی این متن خارج است، امیدوارم که این مقاله مورد توجه دوستان  و تمامی علاقه مندان به بازی های رایانه ای قرار گرفته باشد.

 منتظر نظرات مفید شما دوستان هستیم.

 با تشکر از توجه شما

  Himsyاز انجمن PC$

 
  • ★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۱۹:۴۰:۱۵

    مطلب خوبی اه ولی
    یکم این
    جمله
    م ز خ ر ف ه
    چون همه میدونند چرا بازی میکنند ولی اصلا این حرفم توهین نه به تو و نه به مطلب نبود.
    و راستی بعضی ها بازی کردن را برای چیزهای دیگر ی غیر از گفته ها میکنند.
    باور کن :D

    ۰۰

  • ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۱۹:۴۳:۵۹

    ممنون جناب himsy مقاله زیباییست ...............با سخنانتون موافقم .............. اولین بازی ویدئویی هم خیلی جالب بوده............ دماون دانشمندا گرم، اگر نبودن الان ما این همه بازی شاهکار نداشتیم ............ موفق و پیروز باشید .............. pc$

    ۰۰

  • ★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۱۹:۴۶:۱۸

    "به عنوان مثال هنگامی که یک بازی کن مذکر tomb raider بازی می کند ممکن است حتی به لارا اصلا نگاه نکند."
    تعداد کسایی که نگاه می کنن خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی بیشتر از تعداد کسایی هست که نگاه نمی کنن. :mrgreen: :lol:
    ===ویرایش===
    اصلاً کیه که نگاه نکنه؟!
    مرسی بابت مقاله ی جالبی که نوشتی.

    ۰۰

  • ★★★★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۱۹:۴۶:۳۱

    مقاله خیلی خوبی بود . هیمسای دمت گرم با نیاز به هیجان، ترس و اضطراب به شدت موافقم . :X

    ۰۰

  • ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۱۹:۴۸:۴۲

    ماشین سواری رو برای عقده نشستن پشت ماشین جنگی و دعوایی برای عقده خالی کردن دیگه بازی برای کار دیگه ای استفاده نمیشه :))

    ۰۰

  • ★★★★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۱۹:۵۲:۰۵

    واقعا از خوندن این متن لذت بردم .خیلی عالی بود و همه ی حرفاتون متین و درست بود .
    ازتون سپاسگزارم .

    ۰۰

  • ★★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۱۹:۵۴:۲۹

    من هیچوقت از بازی کردن لذت نمی برم باور کنین مگر فوتبال :|
    بیشتر قبل از خریدنشون لذت میبرم و هی لحظه شماری میکنم که بیان ولی اومدن انگار نه انگار میگیرم و به زور تمومشون میکنم نمونش مکس پین بازیه بسیار خوبی بود و براش لحظه شماری میکردم ولی وقتی اومد ۲ماه ونیم طول کشید تمومش کنم اونم تو کمبود بی بازی بودن:| :|

    ۰۰

    • ★★
      ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۰۱:۴۱

      منم دقیقاً همین طوری شدم با این تفاوت که من از فوتبال بیشتر بدم میاد! اصلاً انگار دلم می خواد از اکثر بازی ها متنفر باشم! همین الان تازه داشتم بتمن رو بازی می کردم ولی تقریباً اصلاً ازش لذت نمی برم! یه بازی با گرافیک عالی که الکی همه ش باید بپری وسط ۱۰-۱۵ نفر تق و پوق بزنیشون، نه مخفی کاری درست و حسابی، نه داستان درست و حسابی، هوش مصنوعی مثل احمق ها همه ش پشتش طرف منه، کوچکترین چالشی وجود نداره. اصلاً دیگه بازی های جدید هیچکدوم حال نمی دن همه بی ارزش شدن. آدم بشینه بازی های قدیمی انجام بده خیلی بهتره به خدا.

      ۰۰

      • ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۰۸:۳۹

        من هم بعضی وقتا که زیاد بازی می کنم این جوری می شم . سعی کن یه چند روز سرت رو با فیلم و بیرون رفتن با رفقا و این کارا گرم کنی اصلا سراغ گیم نرو خودش درست می شه :wink:

        ۰۰

        • ★★
          ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۱۲:۱۴

          امیدوارم که این طوری که می گی درست بشه چون واقعاً حس بدی دارم، خیلی بد. تابستون امسال رو full-time داشتم بازی می کردم، فکر کنم مغزم زنگ زده با این بازی ها.

          ۰۰

        • ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۱۷:۵۲

          شما خیلی ظرفیتتون بالاس که تا ۳ ما کشیدین :P
          من به ۱ ماه که میرسه هنگ می کنم :lol:

          ۰۰

        • ★★
          ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۱۶:۵۰

          جالبه این قضیه واسه من هم اتفاق افتاده

          که در این حالت میگم دلیلش تکراری شدن بازی های :evil: :evil: :evil:

          الان فقط یکم بازی میکنم تا بازی رو یه آنالیز کنم

          ولی وقتی هوی رین رو جلوم گذاشتن واقعا لذت بردم چون تکراری نبود

          وقتی گیرز رو جلوم گذاشتن لذت بردم چون تکراری نبود ولی از گیرز ۳ و آنچارتد اصلا لذت نبردم چون خیلی تکراری بودن

          تو این چند وقته هم فقط از گاست ریکان تونستم لذت ببرم

          ۰۰

        • ★★
          ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۲۲:۱۹

          تشنه ی ایده های جدیدم! اون قدر که آرزو دارم Heavy Rain رو فقط یک بار از نزدیک ببینم حتی یک صدم اون هم منتظر بازی هایی مثل Crysis، AC 3، COD و بازی های مثل اینا نیستم، چون همه شون تکرارین.
          به خدا این قدر ایده های خوب دارم، حیف از من! یکی از این شرکت های بازی سازی نمیاد استخدامم کنه. :( (

          ۰۰

        • ★★
          ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۲۵:۵۷

          منم همش حس میکنم دیگه با بازی کردن ارضاء نمیشم .

          دارم خودمو میکشم یه بازی بسازم .

          اونقدر که نوشتن داستان و طراحی بهم لذت میده خود بازی نمیده .

          در صورتی که قبلا دقیقا بر عکس بود

          ۰۰

        • ★★★★
          ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۱:۵۴:۵۳

          VAHID
          داداش گلم کاملا بات موافقم اینجاست که باید درود بفرستم به دیوید کیج افسانه ای و شرکت ناتی داگ وقتی یه بازی مثل tlou میخاد بیاد که همش نواوریه و من رو یاد نسل طلایی اویل انداخت بازیهای دیوید کیج هم که تنها بازیهایی هستن که نمیتونم از جلوشون بلند بشم بقیه بازیها رو ادم تا ۱ ساعتش میره دیگه حال نمیده همش تکراری همه تقلید از کال اف دیگه مونده تو فوتبالم دستمون تفنگ بدن بابا یه زره نواوری هم خوبه
          و برای اخرین بار درود بر شرف و غیرتت دیوید کیج و شرکت محبوبم سونی

          ۰۰

        • ★★
          ۱۳۹۱/۰۶/۲۲ در زمان ۲۳:۵۷:۲۴

          Vahid:
          فقط ایده لازم نیست؟؟؟باید فکر کرد و دید آیا میشه اون ایده رو عملی کرد؟؟اصلا برای اون ایده موتوری وجود داره؟؟؟
          مثلا تو میگی من یه بازی میخوام بسازم که شخصیت اصلیش یه آدم ژله ای هستش که شبیه هر چیزی میشه ولی آیا موتوری هستش که این فیزیک رو داشته باشه؟آیا آرتیستی هستش که بتونه این شخصیت رو پدید بیاره؟؟؟پس فقط ایده مهم نیست!!!
          ممکنه اون ایده توی ذهن تو انقدر در دوردست ها باشه که تا حالا کسی بهش فکر نکرده پس نباید آدم فکر بکنه من چه آدم نابغه ای هستم!!!
          در ضمن شرکت ها آدم ایده پرداز فقط نمیخوان بلکه کسی که ایده رو پیاده سازی بکنه میخوان!!! ;)

          ۰۰

      • ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۳۲:۱۷

        آره وحید جان واقعاً به یه روانپزشک مراجعه کن. آخه کسی که به بتمن که از گرافیک، گیمپلی تا موسیقی و صداگذاری و داستانش همه و همه به بهترین نحو ممکن ساخته شده بگه احمقانه دیگه واقعاً جاش تو تیمارستانه!

        ۰۰

        • ★★★★★
          ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۳۷:۰۱

          ایراد وحید به بتمن به خاطر این هست که این بازی نقش آفرینی نیست :D
          از نظر وحید فک کنم فیفا و پرو هم باید نقش آفرینی بشن :D

          ۰۰

        • ★★
          ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۴۶:۳۷

          LOL
          علی مردم از خنده به خدا. :D :mrgreen: :lol: :-D
          دقت کن با تمام ایراداتی که به این بازی می گیرم ارزشش واسم کمتر از ۹/۱۰ نیست (تا اینجا که بازی کردم عالی بوده) ولی فقط می خوام بگم به نظرات مخالف هم عادت بکنیم بد نیست. :-D

          ۰۰

        • ★★
          ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۴۲:۰۹

          :-D
          LOL
          کلاً امروز خیلی شنگولم و ناراحت نمی شم از بد و بیراه های کسی.
          فقط می تونم بهت بگم سعی کن به نظرات مخالف عادت کنی و همه چیز رو تک بعدی نبینی داداش. (بوسه از طرف هارلی کویین) :* LOL

          ۰۰

        • ★★★★
          ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در زمان ۰۱:۳۵:۵۵

          یه دونه هم به ما بده :( ( :> :( (

          ۰۰

        • ★★
          ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در زمان ۱۲:۲۳:۰۴

          LOL
          خب به هارلی کویین بگو. :twisted:

          ۰۰

    • ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۳۰:۲۱

      به نظر من تنها دلیل این احساسی که داری زیادی روی کردن در بازی کردن است. برای مثال یه فرد معتاد اولش که شروع می کنه مواد بکشه. مواد کشیدن واسش یه چیز خیلی لذت بخش و جالبیه ولی بعد از یه مدت که به اون اعتیاد پیدا کرد. دیگه یه چیز عادی و روزمره براش میشه که دیگه هیچ کیفی نمیده و فقط اون هدف آخر که از بدن درد نجات پیدا کنه به سراغش میره. آدمایی هم که بازی معتاد می شن دقیقاً اینطورین. وقتی بازی نکنن اعصابشون خورده و اضطراب دارن ولی حتی بازی هم می کنن لذت نمی برن و تنها فکرشون همون هدفشون ینی تموم کردن بازی هست.

      ۰۰

    • ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۵۸:۴۶

      منم خیلی منتظر دارکسایدرز۲ بودم اما دیگه اصلا حال ندارم برم!هنوز تقریبا اولاشم :-?

      ۰۰

  • ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۱۹:۵۷:۲۱

    از نظر من بازی میکنیم که حالشو ببریم اون ها هم که بالا هست یک بخشی از بازی است

    ۰۰

  • ★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۰۱:۲۳

    خیلی خوب بود ایول.اما من هنوز نمی دون برای چی بازی می کنم؟!!!!!
    البته هرگز بازی رو ول نمی کنم.
    اول خدا
    بعد خانواده
    بعد گیم
    بعد درس
    بعد شغل
    .
    .
    .
    .
    در آخر هم اگر عمری بود ا.ز.د.و.ا.ج

    ۰۰

  • ★★★★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۰۸:۴۱

    خب راستش من به بازی به عنوان یک سرگرمی نگاه نمیکنم که فقط به عنوان این باشه که وقت فراغتم رو پر بکنه و منو کمی از زندگی تکراری روزانه رها کنه . ارزش های بازی برای من بیشتر از یک سرگرمی هستش . اونقدر عاشق بازی هستم که بعضی وقتا دلم به حال غیرگیمر ها میسوزه و با خودم میگم با چه امیدی زنده هستند (!!!) در حالی که میدونم اصلا به بازی توجه نمیکنند . من بازی ها رو جدی میگیرم وقتی مثلا دراگون ایج بازی میکنم میرم تو حس بازی نهایت همذات پنداری رو با دنیای بازی برقرار می کنم همه چیز بازی برام مهمه وقتی که داخل سیاهچال در حال حرکت هستم انگار که واقعا خودم اونجا هستم وقتی با کاماندر شپرد که در سطح یک سیاره که اکسیژنش کمه در حال حرکتم احساس خفگس بهم دست میده وقتی در کو ههای برفی اسکایریم در حال بالا رفتنم سرمای برف رو حس میکنم و خیلی احساسات دیگه که در هر بازی حالا با غلظت کم یا زیاد احساس میکنم. من واقعا عاشق بازی هستم و شک ندارم هرگز اونو کنار نمیزارم .
    دنیای بازی عالم عجیبی برای خودش داره سوای خود بازیش ولذتی که داره ایام قبل و بعد عرضه ی یک اثر هم جذابیت های زیادی داره مثلا الان که ما چشم انتظار عناوینی چون اساسین کرید و متال گیر و گیرز آو وار هستیم چقدر لذت داره این انتظار خبر هایی که راجب اونها می شنویم چقدر شور شوق داریم برای اینکه بازی بیاد وببینیم چقدر نمره داره چقدر میفروشه و....
    الان نسل بعد داره کم کم میرسه واقعا این چشم انتظای برای کنسولای بعدی ومنتظر بودن برای اینکه خبر هایی ازشون بیاد یا یک بازی جدید معرفی بشه چقدر لذت و زیبایی داره
    ختم کلام
    من عاشق گیم و گیمر ها هستم :X :*

    ۰۰

    • ★★★★★
      ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۲۰:۱۲

      این حس های شما رو من هم دارم.
      وقتی میبینم که عده ای به تصویر بازی ها با بی میلی نگاه میکنن و میگن این دیگه چیه دلم براشون میسوزه. چون ۹۰ درصد این افراد به دلایلی از بازی کردن محرومن......مثلا خانواده هاشون مخالفن......اما اگه یه بار بازی کنن متوجه میشن که چه روز هایی رو از دست دادن.
      یکی از بهترین لذت ها برای من نگا کردن نمایشگاه ها و کنفرانس ها و دمو های بازی هاست.

      ۰۰

    • ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۲۱:۰۱

      دقیقا!
      وقتی این جوری بازی کنی احساس میکنی به دنیای دیگه ای رفتی و تجربه های جدیدی بیدا کردی :wink:

      ۰۰

    • ★★
      ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۲۲:۲۵

      یه سوال :

      اصلا حس نکردی لذت گیرز سه از یک کمتره ؟؟؟؟؟؟؟

      ۰۰

      • ★★★★★
        ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۲۶:۵۲

        نه
        ولی عجیب این که برای من هر شماره یک حس و حال عجیبی داشت که با شماره ی دیگری فرق میکرد. با تمام وجود رفته بودم تو فضاهای این بازی.

        ۰۰

        • ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۳۲:۲۹

          اره فکر کنم دلیلش این بود که تو هر شماره کلا فضا های بازی عوض می شد مثلا تو قسمت ۲ بیشتر بازی زیر زمین بودیم که تو ۳ اصلا این جوری نبود و کلی دشمن و سلاح جدید اضاف شده بود کلا یه تجربه جدید بود . من کلا عاشق هر ۳ شمارش هستم :X

          ۰۰

        • ★★
          ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۳۲:۵۵

          ولی من این تکراری شدن بازی ها داره خیلی آزارم میده .

          و خیلی برام عجیبه که کسی تو دنیا وجود داشته باشه که بتونه یا تکرار کنار بیاد .

          وقتی اسم تکرار میاد ، دو تا کار میکنم :

          فرار و :( (

          ۰۰

      • ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۲۹:۲۳

        دلیلش اینه که گیرز ۱ که اومد کلا یه چیز جدید و خاص بود . مثلا اگه یکی که تا حالا اون سبک رو بازی نکرده گیرز ۱ و ۳ رو بازی کنه ( با یه گرافیک ) ۱۰۰% از گیرز ۳ بیشتر لذت می بره .

        ۰۰

        • ★★
          ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۳۴:۴۱

          دقیقاً همین طوره. قبلاً تعداد IP های Original خیلی بیشتر بود ولی الان همه ش شده بازی های دنباله دار. دیگه کمتر سازنده ای ریسک می کنه و کمتر ناشری هست که از این بازی ها حمایت بکنه و همین هم باعث می شه ایده های جدید تبدیل به شکست بشن. لعنت به صعنت بازی سازی فعلی. :cry:

          ۰۰

        • ★★★★
          ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۲:۱۱:۵۹

          صحنه های ......... بازی ویچر میرزید به کل نقش افرینی های دیگه :D :D :D شوخی کردم
          witcher 2 تو بین نقش افرینی ها دوسش دارم ولی یه مقدار وسطهای بازی خستت میکنه که یه ذره صبر میکنی دوباره به اوج برمیگرده
          به هر حال ویچر رو به تمام کسایی که تا حالا نقش افرینی دوست نداشتن مثل خودم پیشنهاد میکنم

          ۰۰

        • ★★
          ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۳۷:۰۲

          اون که صد در صد اما من تا الان صد تا بازی تو اون سبک کردم

          دیگه چه لذتی این سبک میتونه برام داشته باشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

          مگه شنیدن یک داستان زیبا

          که اونم واقعا ، واقعا همچین تجربه ها کم پیدا میشه

          ۰۰

        • ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۴۲:۴۶

          "مگه شنیدن یک داستان زیبا "

          یکی از دلیل هایی بود که من The Witcher 2 رو ۳ بار تو یه هفته تموم کردم :X

          با اینکه بازی های تو اون سبک رو خیلی بازی کردم اما این یکی اصلا با همه فرق داشت :*

          ۰۰

        • ★★
          ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۵۲:۴۰

          خوش حالم که داستان برات بیشتر از بقیه مهمه

          To The Moon :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X

          ۰۰

        • ★★
          ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۵۹:۴۸

          کسی که از The Witcher 2 خوشش بیاد قطعاً دوست منه.
          این بازی واقعاً واسه من یه رویا بود، نه به خاطر گرافیک فنی و هنری بی سابقه اش، نه به خاطر اکشن های جذابش، حتی نه به خاطر عناصر نقش آفرینی حرفه ایش بلکه به این خاطر این بازی واقعآً با اکثر نقش آفرینی ها فرق داشت:
          داستان بازی بر عکس خیلی از نقش آفرینی های معروف و بزرگ (و شاهکار) اصلاً تکراری و احمقانه نبود (دلیل هم بخواین میارم و حاظرم بحث بکنم). فصل دوم رو کاملاً می شد به دو شکل با ماموریت های متفاوت بازی کنی (که بعدش سازنده ها گفتن دهن مون سرویس شد تا این حالت رو توی بازی قرار دادیم ولی ارزشش رو داشت)، ماموریت ها همه «هدف» داشتن، اصلاً ماموریت های تکراری و مرسوم نقش آفرینی های گذشته رو نداشت، انتخاب ها به شدت تاثیر گذار و وحشتناک بود، بعد از سال ها سیستم دیالوگی جلوم قرار داشت که منو بین چندین انتخاب مردد کرد (بر عکس بازی هایی که انتخاب خوب و بد همیشه تابلو جلوی روت گذاشته می شن)... ماموریت ها پراکنده و بی ربط نبودن .... این بازی فرا تر از شاهکار بود یکی از بهترین بازی های زندگیمه و ارزش چندین بار تموم کردن رو داره.

          ۰۰

        • ★★
          ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۱:۰۸:۲۱

          و این گونه است که ویچر در میان نقش آفرینی ها میتازد :arrow:

          ۰۰

        • ★★★
          ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۱:۵۴:۰۹

          واقعا حیف شد که این منتقد های به درد نخور بازیه سال اعلامش نکردن.بعد میرن اون اسکایریم به شرت اشغال رو بازیه سال میکنن. x-(

          ۰۰

        • ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۳:۲۱:۱۸

          وحید جان پس رو این حساب کل کسانی که ویچر بازی کردن رفیق شما هستن چون فکر نکنم کسی باشه که این شاهکار رو بازی کرده باشه و از بازی لذت نبرده باشه :X :-D :*

          ۰۰

        • ★★★★
          ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۲:۰۱:۵۷

          ولی خدایی تنها بازی که نمیشد دنبالش رو نرفت خدای جنگ ۳ بود انقدر این بازی تو شماره های قبلیش عالی رفت جلو که موقعی که شماره ۳ اومد هیچ گیمری نتونست یه روز هم صبر کنه و اون روزی که خدای جنگ اومد چه غوغایی بود پشت شهرداری که فکر نکنم دیگه تکرار بشه

          ۰۰

        • ★★★★★
          ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۳:۲۳:۴۰

          پس روز لانچ شدن هیلو ۳ رو ندیدی تو آمریکا که چه خبر شدا و ملت تعطیل شدن!!
          توپخونه؟ :lol: :lol:

          ۰۰

        • ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۳:۳۸:۳۶

          ای گفتی روزبه :lol: منم خواستم بگم ولی حوصله کل کل های بدیش رو نداشتم :mrgreen:

          ۰۰

        • ★★★★
          ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در زمان ۰۰:۳۳:۱۵

          بیخیال روزبه جان شما برو با هیلوت خوش باش من مگه به هیلو گیر دادم که میای خودتو میندازی وسط من اینجا ایران رو گفتم و خالی نمیبندم مثل بعضیا کل دنیا رو گشتم همچین میگه توپخونه یکی نفهمه فکر میکنه زمان هیلو ۳ تو امریکا بوده شما حرف نزنی نمیگن خدایی نکرده لال تشریف دارینا

          ________________
          SONY make.believe

          ۰۰

        • ★★★★★
          ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در زمان ۱۲:۵۷:۵۸

          @ ps3 with xbox

          خودت هم حرف نزنی کسی فکر نمیکنه لال تشریف داری!
          روزبه بی احترامی بهت نکرد ولی تو ....

          ___________________________________
          Copyright © ۲۰۰۹-۲۰۱۲ MEA Co. All rights :arrow:
          انجمن حقوق بگیران مایکروسافت

          ۰۰

  • ★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۱۰:۴۷

    ممنون از مطلب ، و اما نظر :

    اولا مهم ترین عامل بازی کردن رو هیجان و اضطراب می دونم و این که همیشه دوست دارم آدرنالین خونم بزنه بالا

    و این که بهترین بازی های عمرم مثل DMC یا Silent home و خیلی های دیگه ( MGS,HR ) همیشه از ترس از باختن بازی بهم هیجان میداد و خوب من هم عشق میکردم :
    چه تو Heavy Rain که دائما میترسی دکمه اشتباهی بزنی و چه MGS,SH,DMC که اگه می مردی یک ساعت از وقتت تو جوب بود .

    و این که از نظر من تمام عناصر باید زیر نظر داستان باشن اونقته که شاهکارایی مثل Alan Wake و Heavy Rain و از نظر من DMC پدید میان .

    بازی هایی هم که بر پای گیم پلی هستن همیشه خوبن اما هیچ وقت بهترین نیستن مثل : Bayonetta,Vanquish,gears of war

    ۰۰

  • ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۱۱:۲۵

    ﻣﻦ ﺗﻮ ﺩﻧﻴﺎ اﺯ ﻳﻪ ﭼﻴﺰ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﻤﻴﺸﻢ اﻭﻥ ﻫﻢ ﺑﺎﺯﻳﻪ

    ۰۰

  • ★★★★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۱۵:۲۷

    خیلی مقاله ی خوبی بود........
    واقعا بازی کردن خیلی لذت بخشه....با وجود این که بازی های امروزه خیلی ساده و بی چالش شدن ولی هنوز هم لذت بخشن!

    ۰۰

  • ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۱۵:۳۵

    مقاله خیلی خوبی بود با همه ی شرایط به جز هیجان، ترس و اضطراب موافقم این شرایط بستگی به سن(در مدرسه ما هرکس به درجه سنی بازی اهمییت دهد بهش بچه ننه و امثال این ها می گویند) و صد البته جنبه(خدار شکری همه ایرانیان به جز اون ۱%بچه ننه ها (یا امثال این ها)جنبه دارند) .
    بنده خودم وقتی ۵سالم بود سایرن دو را در پی اس تو بازی کردم و یک هفته راحت نتونستم بخوابم البته تمامش نکردم همان مرحله اول و ان دریای قرمز و ان زامبی کار خودش را کرد . بچه سه ساله هم وقتی جلد بازی های اکشنی مانند cod را می بیند از ان خوشش می اید بدون ان که بداند این بازی به درد سن ان می خورد یا نه بعد می رود پیش پدرش می گوید من این بازی را می خوام بعد پدره می گه نه بچه گریه می کند پدره بدون توجه به سن بچه اش این بازی را براش می خره بعد این بازی در روحیاتش تاثیر می زارد و حتی ممکن به روانی شدن بچه هم می شود بعد بچه هم می رود بالای مبل و با چاقوی پلاستیکی اش دشمن خیالی اش را نابود می کند و خودش را به پایین می اندازد و پدر و مادر به این رفتار می خندند و نمی دانند شاید این بازی در روحیات فرزندشان تاثیر گذاشته بعد می رن به پدر و مادر های دیگر پز می دهن که پسر سه ساله من بلد با یک دست گردن یک نفر را بشکند .
    نیاز به یاد گیری و مهارت:در واقع ما در بسیاری از بازی ها فقط یاد می گیریم که چه جوری دکمه های کنسول یا کیبرد و ماوس را یاد بیگریم ولی در بسیاری از بازی ها ما همراه بازی کردن مهارت های زندگی هم یاد می گیریم که ان هم به دو یخش واقعی و غیر واقعی تقسیم می شود
    بازم به خاطر مطلب زیبایت ازت تشکر می کنم

    ۰۰

    • ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۲۰:۴۴

      من به بازی فقط به چشم یک تفریح نگاه می کنم که گاهی اوقات از زندگی هم برام مهم تر می شود دلیل علمی اش هم نمی دانم از وقتی به دنیا امدم این طوری بودم(بعد از یک سالگی) و از این که یک گیمر هستم و با گیمر ها هم دوست هستم و عضو این گروه بزرگ هستم خیلی خوش حالم

      ۰۰

  • ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۱۶:۲۸

    بازی نکنیم چی کار کنیم ؟؟؟؟!!!!! تو این ....... :| :|

    ۰۰

  • ★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۱۷:۴۸

    به نظرم کسی که بتونه مخاطب رو با اختیار خودش پای کامپیوتر بشونه از همه بازی ها بهتره.مثلا من بتمن رو ۳ بار تموم کردم.با این که برای دومین و سومین بار دیگه داستان رو می دونستم اما بازم برام جذاب بود و میان پرده های بازی رو با دقت می دیدم.اما در عوض بعد از ۳۰ دقیقه بازی نیدفوراسپید ران پاکش کردم.

    ۰۰

  • ★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۲۰:۴۱

    وقتی این نوع مقاله ها رو میخونم به گیمر بودن خودم افتخار میکنم! :X O:-)
    ممنون از himsy عزیز بابت این مقاله....
    امیر از pc$

    ۰۰

  • ★★★★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۲۰:۵۴

    در حال خوندن مجله هستم خیلی قشنگه ممنون

    ۰۰


  • ★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۳۰:۱۷

    واقعا همه ی بازی ها جزئی از زندگیه من به شمار می ایند و همیشه من با گیم های مختلف در سبک های مخلتف زندگی کردم.
    البته این یک امر طبیعی به شمار می رود من به گیمر بودن بسیار افتخار می کنم و از این وضعیت بسیار راضی و خرسند هستم ما همه ی گیمرها باید بازی های مختلف رو جزئی از زندگیه خود بدانیم و باید برای هر بازی ارزشه خاصی قائل باشیم.

    ۰۰

  • ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۳۷:۳۲

    جالب بود
    ولی فکر کنم دلیل اینکه اکثر آدمای معمولی به سراغ گیم می رن ۹۹ درصد همون گزینه ی اولی باشه. دیگه گزینه های بعدی رو هم می تونیم به نوعی زیرمجموعه ی همین سرگرمی قلمداد کنیم.
    به هرحال به نظر من دلایل دیگری هم وجود داره. برای مثال حالا ایران که حساب کشور که سهله حساب دهات هم نیست. در اکثر کشور ها از بازی های رایانه ای به عنوان وسیله ای برای آموزش دادن کودکان و نوجوانان استفاده می کنن و به نوعی با استفاده از پتانسیل بالای این محصول بدن اینکه به بچه زوری چیزی رو یاد بدن خیلی راحت با استفاده از بازی بهشون درس یاد می دن!

    ۰۰

  • ★★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۳۸:۳۸

    من همیشه بازی رو جدی می گیرم! خیلی چیز ها هست که همیشه در دنیای واقعی حسرت می خورم که چرا یه همچین چیزی رو ندارم یا چرا همچین چیزی وجود نداره! اما بازی ها همیشه چیز های زیادی رو براورده کردن برام. چیز های زیادی دیدم و یاد گرفتم . از بچگی با دیدن فیلم هایی مثل starwars یا جومانجی ، (فیلم های انیمیشنی که دیگه بماند) عاشق تخیلات و رویاپردازی شدم. بازی های ویدئویی دقیقا جایی بود برای من. بعضی وقت ها ادم احساس می کنه هیچ چیز خفنی تو زندگیت وجود نداره. اما تو بازی ها نه ، از این خبر ها نیست! همیشه می شه یک ماجراجویی جدید رو آغاز کرد. به خاطر همین که همیشه با قهرمان مختلف و کلا بازی ها همذات پنداری می کنم. با نیتن، لارا، جان مارستون، مارکوس و رفقا، همه و همه . شاید به خاطر همین که همیشه دنبال بازی
    های جدید و شخصیت های جدید و ماجراجویی ها جدید می گردیم!
    و در پایان خسته نباشی مقاله عالی بود

    ۰۰

  • ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۴۳:۵۳

    خبر فوقولاده :
    حدود ۲۰ ساعت هست که کنسول های RGH و JTAG دوباره به xbox live وسل شدن
    البته به احتمال ۹۹.۹% ماکروسافت تو آپدیت بعدی پچش می کنه ولی تا اون موقع حال کنید
    اگه نمی دونید چیکار میتونید تو یه بازی آنلان با jtag بکنید بزارید بگم : هر چه دله تنگت می خواهد
    الان فقط موندم از این ۵۰۰ GB تو حاردم کودوم بازیو هک کنم
    راستی اگه آموزش پچ آنلاین یا هک بازی آنلان رو خواستید بگید چون بعضی جا ها دیدم ۲۰۰$ دارن می فروشن

    ۰۰

  • ★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۴۴:۴۰

    ممنون بی صبرانه منتظر این مقاله بودم

    ۰۰

  • ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۴۷:۴۴

    مرسی دیبازی. چیزی رو که مدتی بود دنبالش بودم تا دلیلشو بفهمم گذاشتید توی سایت.
    خیلی خوب بود. ;;) :-) :->

    ۰۰

  • ★★★★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۴۸:۳۷

    هیمسای جان عالی بود مقاله ات.
    خود من بیشتر به دلایل سه و چهار بازی میکنم.

    ۰۰

  • ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۴۸:۴۵

    ﭼﻲ ﻣﻴﺸﺪ ﺑﺠﺎﻱ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﻴﺮﻓﺘﻴﻢ ﮔﻴﻢ ﻧﺖ و ﺗﻜﺎﻟﻴﻒ ﻫﻢ ﺗﺎ اﺧﺮ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﺎﺯﻱ ﺑﻮﺩ

    ۰۰

  • ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۵۵:۰۵

    چرا بازی میکنیم؟! :-? اممممممممم...نمیدونم! :-? :-? :-?
    :D :D :D

    ۰۰

  • ★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۰:۵۶:۲۹

    در مورد مقاله تنها می توان از نویسنده مطلب تشکر کرد.بسیار خوشحالم شدم که شما پس از مدت زیادی بالاخره در سایت فعالیت می کنید.
    اما در مورد بازی کردن و پرسش های پیش آمده تنها می توانم دلایلی از جمله پنها بردن به دنیای مجازی برای رهایی از مشکلات در دنیای واقعی را نیز به دلیال بازی کردن اضافه کردن.
    بسیاری از گیمر ها که بعضی از آن ها حتی مسئولیت اداره ی خانواده را بر عهده دارند،در هنگام سختی و مشکلات برای مدت کوتاهیی هم که شده به این دنیای جذاب مجازی پناه می آورند تا لذتی دست نیافتنی را در آن بجویند.شاید حتی من نیز همچین حسی را داشته باشم!!(البته نه از نوع مرد خانواده)(شوخی!)
    در مورد محوبیت زیاد بازی های ماجراجویی و حتی ورزشی نیز باید گفت که راز موفقیت این بازی ها در راه بسیار ساده ی رساند لذت به مخاطب است، یعنی تماما این تجربه ها هدفشان این است که بدون هیچ وقفه بیشترین لذتی که انسان می خواهد یعنی گگشت گذار و ماجراجویی را فراهم آورند.
    البته برای ما اعتیادی ها که البته خودم برای مشغله ی درسی در حال ترک آن هستم،بازی معنایی غنی تر دارد،بازی برای ما می تواند رتبه ی اول تفریح و راه حل اصلی برای فرار از تنهایی و مشکلاتمان باشد .
    با تشکر
    شایان کرمی

    ۰۰

  • ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۱:۰۲:۴۷

    درود بر بازیها و گیمرها. بازی کردن شاید از نظر برخی والدین خوب نباشه اما من همچنان بازی میکنم و خواهم کرد.

    ۰۰

  • ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۱:۰۶:۴۵

    من خودم به این دلیل بازی میکنم. دلیل اسلی نیستا!!!
    زمانی که ما یه بازی مثل BF3 بازی میکنیم شاید پیش خودمون میگیم که ایکاش منم توی این جنگ بودم اصلا بازی این بازی نه بازی های دیگه مثلا مثل HItman خوب ما هیچ وقت توی زندگیمون نمیتونیم مثل اون فرد باشیم برای همین بازی میکنیم تا توی دنیای مجازی با هوش و استعدادمون بازی میکنیم و توی دنیایی مجازی میگیم که ما Hitman هستیم یعنی خودمونو شبیه ساز میکنیم.
    ممنون از مقالتون :D
    از این به بعد اگه بابام گفت که چرا بازی می کنی بهش میگم این مقالرو بخون :-> :D :D

    ۰۰

  • ★★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۱:۱۷:۱۲

    بسیار متشکر هیمسای هم انجمنی عزیز. =D>
    من که از حدود ۵ سالگی وارد دنیای بازی های رایانه ای شدم و میتونم بگم دلیلش هم نیاز به هیجان بیشتر و ایجاد تنوع در زندگیم بود.(البته نه اون موقع.چند سال بعد)
    به نظر من تنوع یکی از مهم ترین ارکان زندگیست که متاسفانه در این دوره زمونه در زندگی هیچ کس وجود نداره.زندگی تبدیل به چرخه ای شده که دائم در حال تکراره.از اجداد مون اغاز شده و هنوز هم همون شیوه ی در زندگی نسل ما وجود داره.باز هم اگه مشکلات اقتصادی و سیاسی نبود حداقل از نظر روانی میتونستیم کمی بهتر باشیم.به نظر من بازی های رایانه ای برای رهایی از هر گونه مشکلی موثره.باز هم تشکر و خسته نباشید. :wink:

    ۰۰

  • ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۱:۴۷:۱۱

    با امضات حال کردم :
    زهی همت که حافظ راست از دنیا و از عُقبیٰ // نیاید هیچ در چشمش بجز خاک سر کویت

    ۰۰

  • ★★★★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۱:۴۹:۵۸

    من بازی می کنم !!! چون ۲۷ ساله معتاد به گیم پلی بازیها شده ام . :X
    ممنون دوست عزیز بابت مقاله ات
    __________________________________
    SONY make.believe-(انجمن Martial Art's )

    ۰۰

  • ★★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۲:۰۰:۳۸

    با تشکر از نویسنده.باید خدمت دوستان گیمر عرض کنم که گیم زندگی بعضی افراد را تشکیل میدهد.وقتی شما لحظه ای که خواهر اتاکان در حال مردن است اشک از چشمانتان سرازیر میشود و یا هنگامی که جان مارستون در اوج نامردی به تیرباری از گلوله بسته میشود اوج ناراحتی را در خود حس میکنید و با جک مارستون چنان به راس تیر میزنید که انگار آسیبی به خودتان و فامیلتان و عزیزانتان زده.این موقعیت ها کم نیستند.حتی ممکن است پایان یک بازی و یا اتفاقی که در آن بازی رخ میدهد مدت ها ذهنتان را درگیر خود کند و یا حتی تاثیری جدی روی زندگیتان بگذارد.یک گیمر مردانگی و گذشت را یاد میگیرد وقتی دارکلینگ جان خودش را برای اربابش از دست میدهد و اندکی از این کار ناراحت نیست.یک گیمر نامردی و ناجوانمردی جهان کنونی را یاد میگیرد وقتی در یک بازی افراد ساده لوح و بی آزار همیشه طعمه قرار میگیرند و در دام انسان های حریص و پر طمع گرفتار میشوند.در یک کلام.....گیمر از بازی زندگی یاد میگیرد....

    ۰۰

  • ★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۲:۰۹:۰۴

    خب دوستان واقعا از واکنش ها خوش حال شدم؛ اول از همه جا داره از سعید جان تشکر کنم به خاطر انتشار مقاله؛ در وهله ی بعدی باید بگم که هر کسی به فراخور شرایط خودش یکی از این نیاز ها رو داره؛ ممکنه محدوده ها اون قدر واضح نباشند اما تقریبا همه می توانند بفهمند که چرا بازی می کنند؛ البته برخی هم دلایل خود رو هنوز کشف نکردند؛ اما مطئنا دلیلی وجود خواهد داشت؛ هر چند که از اون بی خبر باشیم.

    ۰۰

  • ★★★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۲:۲۰:۰۸

    اول سلام به دوست خوبمون و تمام شما عزیزان.دوم تشکر و سپاس بابت مقاله زیبا و سودمند دوست عزیزمون و هم انجمنی فرهیخته.سوم برگ زرینی دیگر از بچه های انجمن پی سی.چچهارم باید بگم من همیشه از بازی کردن لذت میبرم و سعی میکنم بازی رو زندگی کنم تا میتونم ازش چیز یاد بگیرم کنجکاوی کنم شلیک کنم بجویم ببویم ببینم و خلاصه از ثانیه ثانیه بازی کردنم نهایت لذت رو ببرم برا همین همه بازیها رو بازی نمیکنم ولی اون بازیایی رو که بازی میکنم واقعا تهش رو درمیارم و مدتها قبل و بعدشون مطلب میخونم.خیلی مقاله خوبی بود امیدوارم همه گیمرهای دنیا اول اعتدال رو رعایت کنیم دوم اینکه بدونیم از بازی کردن دنیال چی هستیم و سوم اینکه خوب نیست بازی کنیم و لذت نبریم چه بسا اگر قراره لذت نبریم بهتره وقتمون رو جای دیگه سرمایه گذاری کنیم.

    ۰۰

  • ★★★★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در زمان ۲۳:۲۴:۳۰

    من یک سربازم و گیم اسلحه منه B-)
    ______________________________
    Copyright © ۲۰۰۹-۲۰۱۲ MEA Co. All rights reserved :arrow:
    انجمن حقوق بگیران مایکروسافت

    ۰۰

  • ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در زمان ۰۱:۵۵:۴۰

    با اینکه متاهل هستم ولی گیمری رو هیچ وقت ترک نکردم و نمیکنم

    ۰۰

  • ★★★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در زمان ۰۹:۳۶:۰۳

    ممنون himsy عزیز!خیلی خوشحالم که یکی از اون گیمر های قدیمی و باتجربه دوباره به سایت برگشته!خیلی ممنون بابت این مقاله زیبا!امیدوارم باز شاهد کارهاتون باشیم!
    $Pc

    ۰۰

  • ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در زمان ۱۱:۰۷:۳۰

    مقاله عالی بود بهترین نقدی که خونده بودم
    من عاشق بازی هستم و افتخار می کنم به خودم که گیمر هستم ودیگر هیچ :lol:
    بچه ها یک چیز بهتون بگم حرف خیلی با حالی عشـــــــــق اســـــــــــــــــــــــــت بــــــــــــــازی :X :X :X :X :X :X :X :D :D :D :D

    ۰۰

  • ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در زمان ۱۱:۳۳:۳۳

    دوستان این مقاله رو به پدر و مادر ها هم باید نشون داد شاید نظرشون نسبت به گیم عوض شه :lol:

    ۰۰

  • ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در زمان ۱۲:۰۸:۵۳

    ممنون هیمسای :X جان
    مقاله ی خوبی بود اما شاهکار نبود . چنین مقالاتی با قدرت تمام توانایی چاپ در مجلات معتبر را دارند . اما معمولا تمام مقالات در مورد بازی ها و فلسفه ی بازی ها انقدر برای همه قابل لمس و قابل تجربه هست منظورم گیمر ها هستند . که در هنگام خواندن احساس می کنی می دانی و بعد از تمام شدن مقاله احساس فراگیری عظیم نمی کنی . اما این دلیل نمی شود که چنین مقالاتی را نخوانی یا ننویسی. امید وارم در مقاله ی بعدی ات به سوی ناشناخته ها و ظرایف بروی . علم و هنرت پر برکت باد . :X

    ۰۰

    • ★★
      ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در زمان ۱۳:۱۶:۵۱

      شاید؛ اما باید قبول کرد که دسته بندی ها در خیلی جاها مهم و ارزشمند هستند؛ نمی خوام بگم مقاله ی کاملی بود اما به نظرم لازم بود؛ این دیدی که الآن به گیم در جامعه ی ما وجود داره ممکنه به خیلی از تفریحات غیر سالم دیگه وجود نداشته باشه که باید اصلاح بشه و خانواده ها درک کنند که بازی کردن یک عمر غیر طبیعی نیست؛ مضاف بر این که خیلی از بازی بازان هنوز هم نمی دونند که چرا بازی می کنند و این یعنی هنوز به زوایای پنهانی وجود خود واقف نشده اند.

      ۰۰

  • ★★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در زمان ۱۲:۲۳:۰۴

    سپاس فراوان . بسیار عالی بود :X

    ۰۰

  • ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در زمان ۱۲:۴۸:۱۲

    من تازمانی زنده هستم قسم میخورم بازی کنم گیم زندگی منه من دوست ندارم بمیرم :( ( من الان کم کم قاطی مرغا شدم اما به خانمم گفتم که من عاشق بازی هستم وجالب اینکه اونم بازی دوست داره باهاش فیفا بازی کردم رحم بهش نکردم گلبارانش کردم دیدم ناراحت داره میشه گذاشتم یه گل بزنه :)) :)) :)) :)) :)) :))

    ۰۰

  • ★★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در زمان ۱۶:۰۶:۰۶

    مطلب خوبی بود!
    و واقعا خیلی دنیای گیم دنیای باحالیه و اینکه گیمر بودن هم خیلی باحاله! :D

    ۰۰

  • ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در زمان ۱۶:۰۹:۱۰

    هیچ کاری تو دنیا وجود نداره که آدم رو بتونه چهار پنج ساعت به خودش مشغول کنه و حتی بعد از اون هم بخوای تکرارش کنی .بدون شک بهترین ، زیباترین و جالب ترین سرگرمی توی دنیا بازی کردن هستش . نمی دونم اگه این گیم نبود باید چی کار می کردیم. :( ( :( ( چه قدر دلم برای اجدادمون می سوزه. :-D :-D

    ۰۰

  • ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در زمان ۲۰:۱۰:۴۶

    دیگه هر کسی میاد یه مطلب تو سایت میذاره :-| :cry:

    ۰۰

  • ★★★★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در زمان ۲۲:۴۸:۰۲

    واقعا مطلب جالبی بود! من یکی که برای سرگرمی بازی انجام میدم به علاوه یه جور اعتیاده که نمیشه ترک کرد!

    ۰۰

  • ★★★★★
    ۱۳۹۱/۰۶/۲۱ در زمان ۱۴:۴۳:۴۹

    چرا نباید بازی کرد ! وقتی با بازی کردن خیلی از مشکلات و ... را فراموش کرده و محو یک دنیای مجازی میشوی چرا نباید بازی کرد ...
    ------------------------------
    SONY make.believe

    ۰۰

  • ۱۳۹۱/۰۶/۲۱ در زمان ۱۴:۴۹:۰۲

    منم با دنیرو موافقم. خیلیا رو از جمله داداش خودم میبینم که تندتند بازی میکنه و یا فیلم میبینه که اصلاً قبول ندارم . الان من خودم تابستون یکی l.a noire رو بازی کردم و یکی sleeping dogs و واقعاً لذت بردم و کلی چیزی یاد گرفتم . من حاضرم یک بازی خوب تموم کنم تا هزارتا بازی الکی و بزن بزن رو برم . گیمر بودن افتخار نیست اما اینکه بتونی با یک بازی ارتباط برقرار کنی..چیزی یاد بگیری و یا زبانت خوب بشه .. خیلی خودش مفیده .

    ۰۰

  • ۱۳۹۱/۰۶/۲۲ در زمان ۱۹:۴۷:۵۵

    تو فامیل ما همه تقریبا بازی کردن رو وقت تلف کردن می دونن!
    تا حالا دایی ام سه بار مورد سرزنش قرارم داده!
    مامان بزرگ ۱ بار! مامان بابا هم تا دلتون بخواد ولی من پابرجام! من وایسادم!

    ۰۰

  • ۱۳۹۳/۰۸/۲۰ در زمان ۱۰:۳۵:۴۷

    شاید دیر این مطلب رو دیده باشم ولی خواستم تشکر کنم بابت مطلب مفیدتون هر چی گیمرو عشقه :15:

    ۰۰

شما باید ورود برای ارسال نظر