بحث بازی «To the Moon»

توسط Vahid در ۱۲ فروردین ۱۳۹۱ , ۱۱:۱۱

با سلام خدمت همه ی دوستان عزیز. همان طور که اطلاع دارید «دنیای بازی» مدتی است که یک بخش مهمی به سایت اضافه کرده و اون هم «بحث بازی» هست. در این بخش کاربران می تونن در مورد بازی مورد نظرشون به بحث و گفتگو بپردازن. در همین راستا بنده به طور خود جوش تصمیم گرفتم که بهای بیشتری به این بخش بدم و حتی پا رو فراتر گذاشته و بحث بازی را یک جورایی به Face-Off & Official Thread تغییر بدم. به همین خاطر از همه ی دوستان می خوام که در این بحث ها شرکت کنن چون قبول کنید هر چه قدر هم که خبر های یک سایت زیاد باشه بازم این نقد و بررسی، گفتگو ها و مناظره (رو کم کنی) هاست که بار علمی یک سایت رو مشخص می کنه. بنابراین با عنایت به اون چه که گفتم می خوام از همین جا وارد بحث یک بازی مستقل فوق العاده بشم که اواخر سال گذشته منتشر شد اما در همون مدت کم هم تونست خودش رو توی دل همه جا بکنه. این  بازی به شدت مورد تحسین و تمجید منتقدان قرار گرفت و حتی تونست جزو بهترین بازی های سال ۲۰۱۱ قرار بگیره. اسم این بازی To the Moon هست. اگر با این بازی آشنایی ندارید به این تاپیک توی دنیای بازی برید:

معرفی یک بازی مستقل؛ پیش به سوی ماه

در ضمن خوندن مصاحبه ی جالبی که سایت RPG Fan با مغز خلاق پشت بازی انجام داده (ترجمه شده) هم خالی از لطف نیست:

مصاحبه با Kan Gao سازنده ی بازی فوق العاده ی To The Moon

————————————–

نمراتی که سایت ها و نشریات معتبر به این بازی دادن (میانگین در Game Rankings 81/100 هست):

http://www.gamerankings.com/pc/639425-to-the-moon/index.html

گفته های برخی از سایت های معتبر در مورد این بازی (در نقد ها):

Eurogamer: جه طور بدون این که تجربه ی انجام این بازی رو واسه تون خراب کنم، توضیح بدم که این بازی چه جواهریه؟

GameSpot: این بازی ای است که حتماً باید انجام بدید.

PC World (یا همون GamePro): این یک بازی ساده، تلخ (غم انگیز) و کاملاً احساسی است.

————————————

برای اطلاعات بیشتر از بازی هم می تونید به سایت و فروم رسمی بازی سر بزنید:

http://freebirdgames.com/to_the_moon/

————————————-

مثل همیشه نکات زیر رو جدی بگیرید:

نکته ی ۱: هر گونه مقایسه ی غیر اصولی با بازی های انحصاری و غیر انحصاری ممنوع می باشد.

نکته ی ۲: تمام اسپم ها و دیدگاه های بی ربط به موضوع از مبحث حذف می شوند.

نکته ی ۳: در نهایت نتیجه گیری کلی بحث در این پست اضافه می شود… البته به شرطی که بحث «سر انجام» داشته باشد!

————————————–

باز هم از دوستان خواهش می کنم که در این بحث ها شرکت کنن و نظرات خودشون رو بگن چون از این به بعد قراره «بحث بازی» های بیشتری رو توی سایت راه بندازیم. بحث بعدی هم که یک هفته ی دیگه (شاید هم کمی زود تر) شروع می شه مربوط به بازی Kingdoms of Amalur: Reckoning هست.

دیدگاه
۱۰۰ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:27: 
:D 
:40: 
:44: 
:-) 
:10: 
:41: 
:60: 
;) 
:59: 
:( 
:16: 
:162: 
:13: 
:\ 
:22: 
:42: 
:11: 
:111: 
:17: 
:20: 
:wow: 
:| 
:49: 
:54: 
:56: 
:45: 
:47: 
:46: 
:43: 
:57: 
:like: 
:dislike: 
:metal: 
:51: 
:52: 
:55: 
:58: 
:48: 
:spoiler: 
:53: 
:steam: 
:xbox: 
:PS: 
:n: 
:50: 
:discord: 
 

100 Replies to “بحث بازی «To the Moon»”

  1. EZIO گفت:

    انتظار نداشتم یه بازی مستقل بتونه اینقدر موفق باشه.
    واقعا باید به سازندگان افرین گفت.آفرین :wink:

    ۱ ۰
  2. خدایـــآ…من هنوز بازی نکردمش :cry:

    ۰ ۰
    1. Gish2012 گفت:

      من هم همین طور.

      ۰ ۰
  3. grayson گفت:

    من آخر اینو پیدا نکردم …
    لطفا یکی یه ساستی چیزی بده

    ۰ ۰
    1. the dark گفت:

      شما بازی را می توانید از سایت زیر دانلود بکنید
      http://www.bazidl.com/to-the-moon/

      ۰ ۰
  4. Leon S.K گفت:

    اولا این بازی یکی از شاهکار ترین بازی های مستقلی است که من تا حالا بازی کردم حتی از Bastion هم بیش تر بهم مزه داد! موسیقی متن بازی به وحشیانه ترین شکل ممکن عمیقه و غم انگیزه! داستان بازی واقعا نمیشه ازش گفت نمیدونید چقدر راز آلود و به قول یکی از سایت ها تلخه! به قول علی کیانی دیالوگ هاش آدم رو پاره میکنه انقدر قشنگه(الان احتمالا فهمیدید من چقدر این بازی رو دوست دارم و جوگیر شدم!)همونطور که دیدید نمره های بازی به شدت نوسان داره! خوب معلومه هرکی به اندازه درکش از بازی میفهمه! بعضی ها همون گرافیک قدیمی ولی به شدت هنری بازی رو اول می بینن دیگه ادامه نمیدن ولی نمی فهمن چه شاهکاری رو از دست دادن! من هنوز تا پایان بازی نرفتم ولی دوستان گفتن پایان بازی به شدت تلخ و غم انگیزه به طوری که اشک هر گیمری رو در میاره! به دوستان پیشنهاد میکنم هرچه سریع تر این بازی رو دانلود کنن و نهایت لذت رو ازش ببرن! ممنون!
    -_______________-
    COD Team

    ۱ ۰
    1. grayson گفت:

      از کجا دان کنیم دوست عزیز

      ۰ ۰
    2. bijan joker گفت:

      فکر کنم تو ( سیب دانلود ) باشه رفیق، یه سر بزن…

      __________________________
      ** هر روزتان نوروز / نوروزتان پیروز **

      ۰ ۰
    3. grayson گفت:

      ممنون از سلیتی که گفتی, ولی نداشت
      از یه جای دیگه پیدا کردم

      ۰ ۰
    4. grayson گفت:

      سلیتی=سایتی

      ۰ ۰
    5. Leon S.K گفت:

      از سایت
      bazidl.com
      تو آرشیو سایت بگرد پیداش میکنی :wink:

      ۰ ۰
    6. Vahid گفت:

      هی به علی گفتم این رو بازی کن هی می گفت بعداً تا آخر سر راضی شد. وقتی بازی رو تموم کرد و بردش تا آخر دیگه ولم نمی کرد. شب و روز در موردش حرف می زد و حتی الان هم آواتارش رو از این بازی گذاشته (عکس جانی، نقش اول بازی). اما در مورد داستان باید گفت که به شدت تلخ و غم انگیزه و در واقع همه ی وجود بازی همین داستانشه. اما نکته ی جالب در کنار این تلخی، شیرینی دیالوگ های بین دو تا روانشناسه که در عین حال هیچ گونه تضاد غیر منطقی رو به وجود نمیاره ولی در عوض طنز بسیار زیبایی رو به بازی اضافه می کنه که باب دل طرفدارای بازی های ماجرایی هست.

      ۰ ۰
    7. Leon S.K گفت:

      برادر وحید من الان رسیدم به اون مرحله که تو کتابخونه هستم! یه جا یه سوال ازت میپرسه من جوابش رو بلد نیستم میشه راهنمایی کنید؟

      ۰ ۰
    8. Vahid گفت:

      باید بری پیش جانی یا ریور و روی جانی (فکر کنم) کلیک کنی، اونا دارن در مورد همین مسئله حرف می زنن بعد جواب رو که توی دیالوگ هاشون پیدا کردی می ری اون طرف و تایپ می کنی.

      ۰ ۰
  5. bijan joker گفت:

    آقا بازی خوب و با احساسی بود، اما دو نکته منفی:
    ۱-گرافیک جا داشت که یه کوچولو لطیف تر باشه.
    ۲-دوستانی که انگلیسی بلد نیستند هیچ از بازی سر در نمیارند که نکته بسیار بدیست!

    ___________________________
    ** هر روزتان نوروز / نوروزتان پیروز **

    ۰ ۰
    1. Vahid گفت:

      – نا سلامتی بازی مستقل بود دیگه گرافیک چه طوری می خواستی. تازه با توجه به این که موتور بازی RPG Maker بود ولی گرافیک هنری بازی و کیفیت لوکیشن ها خیلی زیبا بود.
      – جمله ت رو اصلاح می کنم: دوستانی که انگلیسی بلد نیستن از هیچ بازی ای هیچی سر در نمیارن. ضمن این که به نظر من این خیلی هم نکته ی خوبی هست. کیفیت دیالوگ ها توی یک همچین بازی ای که همه چیزش، داستانشه خیلی مهمه. تو این زمینه هم بازی کاملاً سر بلند بوده. اگه قرار بود از یک سری دیالوگ های ساده و با حجم کم استفاده بشه که دیگه اون غوطه وری و همزاد پنداری بین بازی و مخاطب ایجاد نمی شد.

      ۰ ۰
    2. bijan joker گفت:

      :roll:

      __________________________
      ** هر روزتان نوروز / نوروزتان پیروز **

      ۰ ۰
  6. Vahid گفت:

    این بازی یکی از بهترین بازی هایی هست که چند وقت اخیر بازی کردم. داستان بازی حرف نداره و به لطف دیالوگ های فوق العاده ی کاراکتر ها کاری می کنه که پایان بازی افسردگی شدیدی می گیرید. شروع، روایت داستان، دیالوگ ها و پایان بندی بازی شما رو روانی می کنه. گرافیک هنری بازی بعضی جا ها واقعاً زیباست به خصوص در صحنه ی پایانی که … (نمی خوام اسپویل کنم) … همه ی اینا باعث می شه که این بازی بدون هیچ گرافیک تکنیکی و بدون هیچ گونه صداگذاری شما رو غرق خودش بکنه. این بازی رو به هیچ وجه از دست ندید. واقعاً حیفه که نسخه ی کرک شده رو بازی کردم! آدم زورش میاد پول اینا رو نده. از همه ی دوستانی که به بازی سازی مستقل توجه نشون می دن (و بر خلاف من دست شون توی جیب خودشونه) خواهش می کنم نسخه ی اصل رو تهیه کنن.

    ۰ ۰
  7. avestavsdante گفت:

    یک بازی که همه نکات مثبت را داشت من از ۵ بهش ۴.۵ میدم چون پازل هاش خیلی زاحت بود

    ۰ ۰
    1. Vahid گفت:

      آره متاسفانه اصلی ترین ایراد بازی هم معما هاش هست. معما ها بیش از حد ساده هستن و انگار سازنده به عمد معما های پیچیده طراحی نکرده و هدفش فقط تعریف کردن قصه بوده و بس.

      ۰ ۰
  8. saeed mirabi گفت:

    خوب ۲ یا ۳ سالی میشه که بازی مستقل دیگه انجام ندادم یعنی اگر ماشیناریوم جز این دسته محسوب میشه این بازی آخرین بازی مستقل من بوده !!! شاید بخاطر سن زیاد دیگه کشش این گونه بازیهارو نداشته باشم چون برای بازی اینگونه عنوانها نیاز به ذهن قوی و روحیه خاصی می طلبد که دیگر در من موجود نیست و بشدت بازی مستقل زده شده ام . فقط به نصب و دیدن اولین مراحلشون قانع میشوم و بعد دل زده !!! که مطمئنم تنها دو دلیل داره یکی سن زیاد و دیگری زیاد بازی کردن من که باعث میشه سریع از این دست بازیهای مستقل دل زده شوم.
    وحید جان درد دلی گیمری بود !!! :-| ( انجمن Martial Art’s )

    ۰ ۰
    1. Vahid گفت:

      باور کن درکت می کنم. ماشیناریوم هم بازی ماجرایی مستقل بود البته اون بیشتر تمرکزش سر معما ها، گرافیک و طراحی هنری بود. قبول دارم ارتباط برقرار کردن با این بازی سخته و یه جورایی مخاطب های خاص خودش رو داره، گرافیکش پایینه و حتی آدم رو افسرده می کنه. تازه خشونت هم نداره! … شک ندارم تو از این بازی خوشت نمیاد، سلیقه است دیگه، کاریش نمی شه کرد :wink: .

      ۰ ۰
  9. IT گفت:

    یه بحث مهم دیگه هم دیبازی اضافه کرده بود که سؤال هفته هست اسمش
    چرا دیگه اینهمه تأخیر داره نمیومده؟؟؟

    ۰ ۰
  10. emma گفت:

    سعید ( wesker ) بابا مغزت کپک زد انقدر درس خوندی … بابا به سایت هم سر بزن ، بدنت یه چند تا رفرش کنه بعد دوباره برو کتابو بخور ( kidding )

    ۰ ۰
  11. nexusII گفت:

    من مدت ها بود بازی های مستقل رو بازی نکرده بودم اما اخیرا تراریا رو بازی کردم که خیلی خوب بود . از این بازی چند نقد خوندم و از داستان محور بودن و روایت خاص داستانش خیلی خوشم اومده و در اولین فرصت باید بازیش کنم

    ۰ ۰
  12. victor hogo گفت:

    متاسفانه هنوز بازیش نکردم البته توی یکی از دی وی دی های مجله ی بازی رایانه دارم امیدوارم بتونم تجربش کنم.

    ——————————
    درود بر Bioware حماسه ساز

    ۰ ۰
  13. sand man گفت:

    این بازی فوق العاده هست و داستان که دیگه ترکونده و فوق العادس پایان بندی میترکونتون(نگا کنین هی تند تند میترکین :mrgreen: )
    ولی یه ایرادی داره که نمیشه ازش گذشت و وحید هم گفت
    گفت هدف اصلی بازی تعریف داستانه خب اگه هدف اصلی بازی تعریف داستانه خوب اگه اینجوریه ما میرفتیم رمان میخریم
    ضمنا باید بگم این بازی رو تموم کردم و الکی نمیگم

    ۱ ۱
  14. AmEEr گفت:

    بازیش چقدر حجم داره ؟ازکجا دانش کنم؟

    ۰ ۰
  15. نمیخواد دان کنید بازی رایانه شماره ۴۷ را بخرید توش هست

    ۰ ۰
  16. Hamedgh گفت:

    با سلام!(با تشکر از وحید عزیز و توجه به بازیهای کوچک اما بزرگ)
    نام بازی: بسوی ماه
    ارادت من : بسوی روح

    بازیها نام مستقل را بر دوش نمی کشند بلکه شرکت های سازنده بازی، نام استقلال را بر روی سینه خود خالکوبی کرده و بعنوان شرکتهای بازی سازی مستقل شناخته می شوند. بازی، بازیست چه کوچک و چه بزرگ(از لحاظ محتوا و ساخت و تولید) و در بطنش سرگرمی را نقش دیوارش می کشد. این دیدگاه من بود… در کل هر طور شما دوست دارید…

    “این یک بازی ساده، تلخ و کاملاً احساسی است چه طور بدون این که تجربه ی انجام این بازی رو واسه تون خراب کنم، توضیح بدم که این بازی چه جواهریه؟ این بازی ای است که حتماً باید انجام بدید.” — از یورو گیم پرو اسپات!!!
    یک بازی با دیالوگ های ِ هیجان انگیز ِ عمیق و لطیف که استشمام داستانش، ترکیدن قلبها و گرم شدن روحتان را بهمراه گیم پلی هوشمندانه ای برایتان به ارمغان می آورد.

    و اما… دوست دارم این بازی را در برابر دوستانی قرار بدهم که دائم از گرافیک فنی، میزان تخریب پذیری محیط و نبودن کشت و کشتار، مورد پسند نبودن چهره کاراکترها و المانهای فرعی بازی ها ایراد گرفته که اصلا بر آنها وارد نیستند. این بازی را در برابر آنها عـَلـَم کرده و از آنها می خواهم قد عـَلـَم کرده و زیر عـَلـَم بیست و چهار تیغه این بازی قد راست کنند. از کمر خود مایه گذاشته و بر زیر سنگینی وزن این بازی رفته و اگر در برابر زیبایی های این بازی و بازیهای مشابه کمرشان چرق چرق نکرد و دادشان در نیامد و بر سر و روی خود نزده و شیون گذشته را سر ندهند… بگویم… یک چرخی هم با آن عـَلـَم به افتخارش زده و سلامی به دسته بازیهای مشابه دیگر که از روبرو می آیند داده و توبه ای کرده و سینه درانده که: الا ایها الناس: من پشیمانم… (ظاهری طنزآمیز و باطنی جدی)
    ادامه دارد…

    ۰ ۰
    1. Hamedgh گفت:

      اثر خلق می شود تا در برابر منظر مخاطبین قرار گرفته و دنیای فکری صاحب اثر را بر روی پرده چندبعدی ِ دل و روح اثرخواهان به نمایش درآورد. اثر گیرنده نیز بازخورد آن روح درون اثر را به صاحب اثر برخورد داده تا کل چرخه خلق اثر تکمیل گردد.
      دیگر چه به دانستن دوربین دیجیتال با زوم ایکس درصد و قدرت فوکوسش… دیگر چه به دانستن قلم مو و رنگ و بومش …دیگر چه به دانستن تکنیک سایه زنی و تکراری بودن مدلها و کیفیت تکسچرهایش… دانستن بسیار مفید است اما ساده دانستن مفید نیست. در بعضی از نقدهای دوستان به گرافیک بازی ها اشاراتی می شود و بعد بنگ!…عادتی شده و سنتی… مشخص نیست مقایسه ها با چه مقیاسی صورت می گیرد، با چه سخت افزاری و چه های دیگر… در گذشته به یکی از دوستان و برای همراهی نقدش اشاره به این نکته داشتم که حالا از ضد بدنمایی(آنتی الایزینگ)/AA هم کمی می نوشتید، چرا که از گرافیک بازی گفته و ایراد گرفته اید… بنابراین باید ریزه کاریها و خصیصه های دیگر نیز مد نظر قرار گرفته شود. از سراب اکتشاف نشده/Uncharted تعریف می کنند اما از آتشش ایرادی نمی گیرند…از آبهای غیر واقعی/مکانیک غیرواقعی(دینامیک) بازی فارکرای/FarCry نوشته می شود اما به پوششهای بافتی/گیاهی اشاره ای نمی شود و خطاهای چشمی دیگر…
      یاد جان کارمک می افتم(سازنده بازیهای مجازات/Doom و لرزش/Quake و موتور آی دی) و… تجربه و دانشش…و باز یاد دیدگاههای ساده انگارانه و بی منطق بعضی از بازی بازان(داخلی و خارجی در رابطه با بازی خشم/Rage با بازیهای دیگر) افتاده که درواقع به سخره کشیدن کارمک و کارمکها بوده و بسادگی گذشتن از کنار دلایل واقعی این مطلب که: دلالیل ضعیف یا ساده بودن گرافیک بعضی از بازیها(به زعم آنها) می تواند به المانهای زیادی وابسته بوده و ارتباطی با ضعف بازی سازانش ندارد. حال به خود حق داده و بدلیل اینکه در مقام منتقد ظاهر می شویم، باید از هر در و پنجره ای وارد شده به جز در اصلی!… چرا؟ چرا که بعضی از دوستان بازی باز می پندارند که با گفتن من و تو می شود موجب پیشرفت آنها و دفعه بعدی تکسچرها و مفروش سازی بافتها می شود همانی که من و تو خواستیم؟! اما غافل از اینکه سازندگان بازیهایی چون ندای وظیفه: جنگاوری مدرن۳/COD:MW3 و اثر جرمی۳/Mass Effect3 و سایرین راه خود را یافته و به همان سمت نشانه رفته اند.

      ادامه دارد…

      ۰ ۰
    2. Hamedgh گفت:

      غافل از این هستند… و چشم بر روی زیبایی های گیم پلی و ریتمی بازی بسته و دم از آن نمی گیرند و بازدمش را به دل انگیزی ِ هنری و روایی بازی پس نمی دهند. اگر بازی(یا هر اثری) جذابیت و درون مایه پر قدرتی را برای مخاطبش به ارمغان آورده، پس ایده های هنرمندانش به ظهور رسیده و روح(ذهن منظورم نیست) مخاطبش را درگیر کرده است، همین کافیست. همین میشود که:

      Vahid عزیز می گوید: ” داستان بازی حرف نداره و به لطف دیالوگ های فوق العاده ی کاراکتر ها کاری می کنه که پایان بازی افسردگی شدیدی می گیرید. شروع، روایت داستان، دیالوگ ها و پایان بندی بازی شما رو روانی می کنه. گرافیک هنری بازی بعضی جا ها واقعاً زیباست به خصوص در صحنه ی پایانی که … همه ی اینا باعث می شه که این بازی بدون هیچ گرافیک تکنیکی…” — شرح من: ممنون!
      و در جای دیگر می گوید:” گرافیکش پایینه و حتی آدم رو افسرده می کنه ” — شرح من: اما این نکته را نادیده گرفته است که هر بازی(هر اثر) برای رسیدن به هدف روایی(پیام) و هنرمندانه اش، باید فضای مناسب همان اثر را ایجاد کرده تا جوجه اش از تخم بیرون آید(جوجه برای از تخم درآمدن باید گرمای لازم را ببیند). در اینجا لفظ افسرده را برداشته و همذات پنداری را بدان اضافه می کنم و اینکه توانسته شما را از ذهن جدا کرده و به روحتان و تجردش نزدیک کند!!! (شاید الان درک نکنید اما شاید روزی…)
      Leon S.K عزیز می گوید: ” بعضی ها همون گرافیک قدیمی ولی به شدت هنری بازی رو اول می بینن دیگه ادامه نمیدن ولی نمی فهمن چه شاهکاری رو از دست دادن!…”— شرح من: ممنون!

      در کل:
      تا آنجایی که می دانم… نقدهایی که در کشورهای خارجی در ارتباط با فیلم و بازی منتشر می شود به اسباب و ابزار تولید فیلم و بازی نگاهی ژرف نداشته و به نوع دوربین و تکنولوژی های صنعتی توجهی نشان نمی دهند. به عنوان نمونه به نقد راجر ابرت منتقد سینمایی در ارتباط با فیلم بتمن شوالیه تاریکی و دیگران توجه نموده و تا بتوان به جمع بندی بهتری در این حیطه دست یافت. به نقد کوین ونارد درباره بازی های روز در سایت گیم اسپات و دیگران!
      به همه دوستان توصیه می کنم که از بحث های بی فایده گرافیکی(خاصه “فنی”) خود را رهانیده و از توضیحات نخ نما شده دست کشیده و به المانهای اصلی بازیها توجه نشان داده و از آنها گفته و به نقد کشند. از گیم پلی، فضاسازی هنری و ریتم بازی گفته و آنرا به سیخ کشیده و ریتم بازی را روی کباب نقدی خود ریخته و … در نهایت مغز جذابیت و خوشمزگی آنرا بپزید. این سنت ِ “گرافیک بازی نسبتا خوب است چونکه بافت و تکسچر بازی به نظرم! آنچنان نبود و از مدلهای تکراری!! زیادی استفاده شده بود و صدای بازی برای من واقعی نبود!!!” که در نقدهای مجلات و سایتها باب شده، دست کشیده و به آغوش خود بازی پناه آوریم. چرا؟! چونکه دانش من و شما و بسیاری از منتقدین بدانجا نمی رسد و اگر بررسی صورت می گیرد باید مستند و دقیق باشد و بودن یا نبودن یک خصوصیت گرافیکی، اگر بر پیکره بازی تاثیرگذار بوده و آنرا تضعیف نماید یا دچار اشکالات اساسی نماید، می تواند مورد بررسی قرار گیرد. و به دوستانتان بدین گونه ابراز نکنید که بازی S بسیار خوب بود اما گرافیکش آنچنان نیست و کمی به نظرم سیاهچالهایش تکراری است و شاید پروانه هایش برعکس باشد و نسخه کرک شده بازی باگ دارد ولی… در نهایت توانستم تا آخر بازی را بروم و در نهایت از داستان بازی هم چیزی متوجه نشدم!!!
      ادامه دارد…

      ۰ ۰
    3. Hamedgh گفت:

      برای همین است که گرافیک هنری بازیها، طراحی هنری یا روایت هنری (همچنین در فیلمها) بیشتر مد نظر قرار می گیرد(نامزدی اکتشاف نشده۳/ Uncharted3 را در بخش هنری/فنی بیشتر همایش ها در سال ۲۰۱۱ به یاد دارید). اینکه گیم پلی بازی، ریتم و فضای بازی(روایی/فلسفی و محیطی) را منطقی و اصولی طراحی کرده و در کنار یکدیگر قرار دهی که بتواند تولید جذابیت و سرگرمی نماید. برای مبارزه آقای فریز با بتمن فضا آماده است. بتمن ِ در حال مرگ نیاز به دارو دارد و آقای فریز هم می خواهد همسر خود را نجات دهد بنابراین باید با ژوکر وارد معامله شود. چرا که می داند بتمن تابع قوانین عدالت طلبانه خودش است پس باید بتمن مشتاق به دارو را شکست دهد. و محیط هم طوری طراحی شده که تمامی مهارتهای بتمن و آقای فریز در بطن گیم پلی عالی و منطقی به چالش کشیده می شود بعلاوه اینکه بتمن بدلیل منجمد شدن محیط با کندی حرکت روبرو شده و شنل و دستگاه ردیابش یخ می زند. بنابراین تمامی این عوامل در کنار ریزه کاریهای روایی دست به دست هم داده تا یکی از بهترین و اصولی ترین و جذاب ترین مبارزات شکل گیرد. کما اینکه ممکن است شنل بتمن بطور طبیعی به اطراف پیچ و تاب نخورده و یا یخ زدگی ها با کیفیت از کار در نیامده باشد.
      امروزه دیدگاه هایی بوجود آمده که سایه اش بر سر بازیهای این سرزمین نیز سایه افکنده است. طوری شده که بازی سازان عزیز به جای تمرکز بر روی المانهای اصلی بازیها، بر روی رفع نیاز خواسته های بازی بازان تمرکز کرده و از اصول پایه ای بازی سازی دور شده اند. بدنبال تولید گرافیک های پیشرفته با توجه به پیشرفت های روز افتاده و از اصل به فرع چسبیده اند و با هزار مشکل ریز و درشت در حال دست و پنجه نرم کردن هستند. بازی بازانی که غافل از بسیاری پیش نیازها بوده و فقط محصول را می بینند. توجه نمی کنند که هر موتوری، غرش و کارکرد خاص خود را دارد. خروجی ها به تعداد موتورها و تعداد بازی سازانش متفاوت خواهد بود. اما آنچه که در نهایت خلق خواهد شد، بازی یا اثر است.
      در برخورد با اثر باید آنچه که اثر ارائه می دهد را مد نظر قرار داد و حالا ممکن است کیفیت تکسچرها بالا نباشد(درباره فیزیک و مکانیک هم همینطور…) اگر بازی جذاب است پس حتما این المانها نیز “نقش و کارایی” خود را بخوبی ایفا کره اند. اگر از لحاظ مکانیک بازی، باگ یا ایراد بزرگی در بازی رخ نداده و مانع از پیشرفت در بازی نمی شود، مانع جذابیت نمی شود، مانع ارائه درون مایه مورد نظر تیم بازی سازی نمی شود، باید آنرا مناسب درنظر گرفت.

      اما آنچه که می درخشد روح دمیده شده سیال ِ درون ِ اثر، بهمراه دمنده روح ِ سیال ِ دمیده شده در اثر برای زنده کردن اثر است.
      امید است این دیدگاهم در دوستان عزیز این سایت و سایتهای دیگر(که در این سایت هم حضور دارند) مقبول افتد و رهروانی داشته باشد. حداقل اینکه همدلانی داشته و ره به تنهایی نپیماید.

      با تشکر از همه دوستان عزیزم!
      بازی بازان این سرزمین منتظر عرضه جنگ در خلیج عدن، بهمراه گرشاسپ هستند.
      با امید مستقل شدن شرکتهای بازی سازی این سرزمین و عرضه رویاهایشان بر روی پاهای فکری خود!

      ۰ ۰
    4. Hamedgh گفت:

      بخشی از دیدگاهم منتظر تایید مدیریت مانده است و صبر شما را مسئلت دارد.

      به امید روزی که دیگر فردی(افکارش،دیدگاهش) نیاز به تایید نداشته باشد!
      با تشکر!

      ۰ ۰
    5. Vahid گفت:

      به به آقا حامد گل. با خیلی از حرفات موافقم و با بعضی هاشون هم نه. اول این که بین گفته های من تناقضی وجود نداره. من هنوز هم گرافیک این بازی رو دوست دارم و همین برام کافیه. توی کامنت دوم در جواب به سعید میرابی نوشتم گرافیکش پایینه منظورم از دید ایشون بود نه خود بنده، چون می دونم ایشون بازی های گرافیک بالا رو دوست دارن. صحبت کردن در مورد ریتم، داستان، طراحی هنری و مثل این ها قبول کن که کار هر کسی نیست و نباید شما خودت رو با نود در صد کاربرای سایت که سن شون پایینه مقایسه کنی چون این صحبت ها نیازمنده تجربه و اطلاعات گیمی بالایی هست. هر کس به اندازه ی درک و فهم خودش از یه بازی حرف می زنه و سعی می کنه تا جایی که اطلاعات داره، ارائه بده. اما ایرادی که من بهت می خوام بگیرم اینه که تو به گرافیک هیچ اهمیتی نمی دی. من با این دیدگاهت به شدت مشکل دارم. توجه کردن به داستان، دیالوگ ها، نحوه ی شروع داستان، ریتم و پایان بندی و … نباید باعث بشه به گرافیک هیچ اهمیتی ندیم. یه بازی قبل از این که داستانش شما رو جذب بکنه باید ظاهر آراسته و مرتبی داشته باشه. من نقدی رو که توی اون به گرافیک هیچ اشاره ای نشه رو ناقص می دونم. بررسی گرافیک تکنیکی خودش چند سطح داره. صحبت در مورد فیلتر های AA و AF و Motion Blur و افکت آب و افکت آتش (که توی ویچر ۲ بد کار شده بود) و … توی نقد های بازی کار بیهوده و کاملاً اشتباه و گمراه کننده ایه ولی این ها معنی ش این نیست که طوری از کنارشون رد بشیم که انگار وجود ندارن. بازم هم بحث رو به اسکایریم کشوندین! من دیگه راجع به این بازی حرفی نمی زنم چون قبلاً گفتم ایرادات این بازی شخصیت پردازی، مشکلات فنی (و نه صرفاً گرافیک تکنیکی) و رعایت نکردن چهارچوب های ژانر نقش آفرینی بود نه پایین بودن کیفیت بافت ها و کج بودن پروانه ها. یکی از مسائلی که برای من خیلی مهمه اینه که یه بازی هدفش چیه؟ مخاطبش کیه؟ به نظر من To the Moon به خوبی مخاطب خودش رو می شناخت و فطعاً به هدفش هم می رسه. کسی از این بازی خوشش میاد که گرافیک و افکت های آب و آتش و مه و گرد و غبار و مات شدن تصویر و … براش اهمیتی نداشته باشه. داستان این بازی مفاهیم بسیاری رو در پی داره، که به عنوان مثال یکیش قطعاً «عشق» هست… حرفم اینه که یه بازی رو باید با توجه به ژانر، هدف و نوع مخاطبش نقد کرد. یکی مثل آقای سعید میرابی نباید بیاد این بازی رو نقد کنه چون نتیجه ش می شه امتیاز ۵ از ۱۰ که اصلاً برازنده ی این بازی نیست. بازی هایی مثل اسکایریم یا KoA: Reckoning (که بهش لقب Skyrim Killer دادن) رو هم باید کسی نقد کنه که تشنه ی RPG باشه (نه من) و بازی های سنتی این ژانر رو تجربه کرده باشه. این دو تایی که گفتم هنوز هویت خودشون رو نمی شناسن، معلوم نیست چی هستن، اکشن هستن؟ نه. نقش آفرینی هستن؟ نه. مخاطب این بازی های چه کسانی هستن؟ همه! حالا مخاطب To the Moon کیه؟ خودتون قضاوت کنید… (جوابش رو خودم می دم این بازی مخاطبان خاص خودش رو داره).

      ۰ ۰
    6. Vahid گفت:

      ویرایش:
      حامد اون قسمت که «افسردگی» رو برداشتی و «همذات پنداری» رو گذاشتی دقیقاً کار درستی کردی و من هم منظورم همون بود ولی همیشه توی بیان حسم ناتوان بودم! آه شرمنده!
      ————————-
      نکته ی دیگه این که بازی به تازگی یه صفحه توی ویکی پدیا براش باز شده. اون موقع که من بازی می کردم ویکی پدیا که هیچ فکر کنم حتی سایت رسمی هم نداشت. هر چی در موردش توی گوگل جستجو می کردم به هیچ نتیجه ای نمی رسیدم ولی ظاهراً این بازی کم کم داره معروف می شه. امیدوارم توی شبکه های اجتماعی هم بترکونه.

      ۰ ۰
    7. saeed mirabi گفت:

      وحید جان من تا به حال به گرافیک بازی گیر ندادم !!! جز مدرن ۳ که در حد نامش نبود. :-D مثلا اسکایریم یا حتی پورتال که باعث شد منو ترولر معرفی کنه !!! حتی راجب گرافیک اینها هم صحبت نکردم . کلا گرافیک از دید من جور دیگریست بسته به نوع بازی و پلتفرم بازی دید من متغیر هستش و من اصلا به گرافیک بازی گیر نمی دهم . خوب اینم چند نمونه از پایین ترین بازی های موجود روی پی سی من که گرافیک پایینی دارن .
      street of rage remake- chicken invaders ultimate omelette
      Duke nukem plus
      ( انجمن Martial Art’s )

      ۰ ۰
    8. saeed mirabi گفت:

      حامد عزیز !!! من تا به حال زیر علم نرفتم ونخواهم رفت و توصیه هم می کنم کسی نرود !!! هم دلائلی که گفتی و هم …… بماند !!! مشکل من اینجاست که نمی تونم گیم های مستقل بازی کنم بازی مثل مس افکت ۳ انقدر بازی کرده ام در این چند روز که حتی طرف بازی های بزرگی مثل آلن ویک و سندیکا هم نمی تونم برم چون به نوعی دچار گیم زدگی شدم که بازی های مستقل خود روحیه بزرگ و ذهنی باز را می طلبند و دلیلی بر کوچک بینی من و منادیده گرفتن از طرف من نیست بلکه فشار زندگی روزمره باعث شده این روحیه و ذهن باز از من دور بشه !!! من حتی نتونستم به همین دلیل بازی مثل پورتال انجام بدم و احساسی مانند همین گیم های مستقل با دیدن بازی پورتال به من دست داد که به علت نداشتن روحیه و ذهن باز و آزاد نتونستم بازی کنم .
      نمی دونم امیدوارم تونسته باشم منظورم به شما دوست عزیز برسانم در حال حاضر فاقد روحیه بازی کردن این گونه بازی ها هستم که با تمام کوچکیشون روحیه و ذهن بزرگی را طلب می کنند.
      ( انجمن Martial Art’s )

      ۰ ۰
    9. Hamedgh گفت:

      با سلام!
      به به وحید گل و گلاب عزیز!
      من هم با آن بخش ار حرفهایت که با حرفهای من موافق است، موافقم.(شوخی کردم)!
      و اما…
      هدفم… تحمیل ایده و دیدگاههایم به دوستان عزیزم نیست چرا که می دانم اگر از حق هم بگویم ممکن است اثری نداشته باشد تا آنکه خود ِ دوستان به این موارد پی ببرند. هدف باز کردن دریچه ای دیگر بر روی بازی بازان ِ دوست و عزیز است.هدف رساندن تجربه و همان اطلاعات دانسته است تا همان دوستان کم تجربه به دانسته هایشان(دانسته هایمان) افزوده گردد که در نهایت می تواند مثمر ثمر واقع نشود.

      در دیدگاهت فرموده ای:” تو به گرافیک هیچ اهمیتی نمی دی…” — شرح من: خیر…اهمیت تکنولوژی و تکنیکهای روز در جای خودش محفوظ است. اما همانها در جهت نمو و نمود آنچه که قرار است در هر اثری از قاب دیدگان صاحب اثر به ظهور برسد، بکار رفته و کارایی خود را بروز می دهند. بنابراین وجود همین تکنولوژی های پیشرفته، همیشه موجب خلق آثار بزرگ نمی شود. این امر نسبی بودن آنرا ثابت کرده و فریاد می زند که آن چشم و روح پشت ِ جسم منست که نجوا می کند!!! (دقت کنید در این تاپیک و تاپیک مربوط به پیش نمایش فارکرای۳ با دنیرو و نایت مر همین بحث ها را داشتیم و جملات پرمعنایی را با کلمات مناسب بر روی مونیتور ها رنگ آمیزی کردیم). خود صنعت و تکنولوژی روح ندارد… با موتور فراست بیت۱۰۰۰ هم صدتا بازی بی روح بسازی، باز هم هنری خرج نکرده ای. با موتور به سوی ماه و لیمبو و سایرین، ده تا بازی خوب ِ روح دار بسازی، هنرمند هستی! به راحتی میتوان گفت اگر محیط و فضای بازی لیمبو وهم آلودتر و ترسناکتر می شد می توانست بر موفقیتش افزوده شود، “اما با توجه به گرافیک هنری و نوع رنگ بندیهای تیره و مناسب فضای بازی”، تا همین حد نیز جذاب و موفق ظاهر شده و همین کافیست(کل قضیه را پوشش دادم).

      در دیدگاهت فرموده ای:”یه بازی قبل از این که داستانش شما رو جذب بکنه باید ظاهر آراسته و مرتبی داشته باشه…” — شرح من: خیر… درست نیست. کاملا اشتباه است. دیدگاه شما مرا بدین سمت رهنمود می دارد که خانه ای که پایه و پای بست ِ ضعیف و ناتوانی دارد اگر دارای کاغذ دیواریها، گچ بری ها و غیره بری های ِ زیبا باشد، از هر لحاظ کامل و قابل قبول خریدارش واقع می گردد. همانند بعضی پیمانکاران امروزی!

      ادامه دارد…

      ۰ ۰
    10. Hamedgh گفت:

      در دیدگاهت فرموده ای:” بررسی گرافیک تکنیکی … توی نقد های بازی کار بیهوده و کاملاً اشتباه و گمراه کننده ایه ولی این ها معنی ش این نیست که طوری از کنارشون رد بشیم که انگار وجود ندارن…”— شرح من: بله! کار بیهوده ایست اما…خیر! از کنارشان رد شدن معنی نمی دهد. چرا که در نظر گرفتن خود ِ “اثر” به معنای در نظر گرفتن همه آن المانهای فرعی است. خوردن پرتقال یا هر میوه دیگری چگونه است؟ میوه دارای پوست و آب و رنگ وخصوصیات دیگر است. اما خوردن و مزه مزه کردنش است که حرف اول و آخر را می زند. وقتی بازی(اثر) جذابیت خود را به رخ کشیده و توانسته موفق ظاهر شود، بدین معنی است که بیشتر المانهایش موفق و جذاب (در حد خوب و کارا) ظاهر شده اند. چرا از قابهای جذاب و هنری، صحنه آرایی، طراحی فضایی و محیطی، زاویه و نحوه حرکت دوربین برای روایت جذاب و مفهومی انیمیشنها، کارکرد مناسب و منطقی گیم پلی و ریتم بازی و موارد اصلی دیگر در بازیها صحبت و به نقد کشیده نمی شود؟ بازی اگر داستان دارد، نشانه گذاری دارد، به چه فرمی روایت می شود و چه تاج هدفی بر سر گذارده است؟ زیبایی شناسی بازی در کجاها رخ می دهد و چه حسی را منتقل می کند؟ اصلا آن هدف بازی و حس درونش، توانسته در کنار گیم پلی بازی به فوران درآید؟ حتی در سبک و سایر موارد!
      بعلاوه گفتن “گرافیک بازی چنان است و بافتش چنین و سیاهچالهایش تکراری و …” ذره ای به ذات بازی لطمه ای وارد نمی آورد.

      در دیدگاهت فرموده ای:” بازم هم بحث رو به اسکایریم کشوندین! من دیگه راجع به این بازی حرفی نمی زنم چون قبلاً گفتم ایرادات این بازی شخصیت پردازی، مشکلات فنی (و نه صرفاً گرافیک تکنیکی) و رعایت نکردن…” — شرح من: بله! درباره اسکایریم مفصل بحث کردیم و آنچه که مثال آوردم در دیدگاههای دوستان بروز کرده بود… اما چه مشکل اساسی بر این بازی وارد بود(باگها و مشکلات گرافیکی که اصلا قابل بحث نیستند و به عوامل زیادی وابسته هستند)؟ رعایت نکردن اصول نقش آفرینی! چه مفهومی دارد؟ خصوصا اینکه در آن تاپیک با همان اصول مورد نظر شما، اسکایریم را با ویچر۲ مقایسه کرده بودم. اینکه تمامی سایتهای معتبر و منتقدینش، بازی را در سبک نقش آفرینی دسته بندی کرده و جوایز بی شماری را بدان داده اند، از نظر شما اشتباه بوده و مجنون وار ره به بیابان برده اند؟
      این بازی چه در سبک و چه در اصول نقش آفرینی بهترین دست آورد را به ارمغان آورده بود. و این حقیر نیز عبارت دقیق “نقش آفرینی پیرامونی” را نیز بدان می افزایم. چرا که این بازی چه در بیرون و چه در درون نقش آفرین بوده است. بعلاوه سبکها دائما در حال پیشرفت و تغییر هستند بسیاری از دوستانی که زمانی از بازی اهریمن/Diablo لدنت برده اند اینک از سبک اثر جرمی و اسکایریم هم لذت برده اند. دوستان عزیز اگر بازی اسکایریم را نقش آفرین ندانند قطعا اثر جرمی۳ را نقش آخرین هم نخواهند دانست، نقش آفرین پیشکش!
      ادامه دارد…

      ۰ ۰
    11. Hamedgh گفت:

      شخصیت پردازی بازی اسکایریم را ضعیف دانسته اید… اگر اینگونه است درباره بازی اهریمن/Diablo (که احتمالا مورد پسند شما نیز هست)، بازی های گذشته فاینال فانتزی، گردو غبار اتمی/ Fallout و نیروی جادو/Spell Force و دروازه بالدور و موارد دیگر چه خواهید گفت؟ یا شخصیتهای اصلی سبکهای دیگر بازی… ماریو یا مجازات/doom و پرتال/Portal و … چه خواهید گفت؟ همین پرتال… که داستان عمیقی را در پشت سرش یدک کشیده و رایحه اش از بازی نیمه جان/HalfLife بدین سو کشیده شده است و در کتاب کمیک و مدیومهای دیگر بسط پیدا کرده است… یا همین بتمن: شهر و تیمارستان آرکام… در بازی چقدر بر روی شخصیت پردازی بتمن و ژوکر و دیگر کاراکترها کار شده و بدانها پرداخته شده است؟ در حالیکه بتمن و شخصیتش از جای دیگری آب نوشیده وسیرابمان کرده است!!! دقت بفرمایید.
      اگر درباره بازیهای داستان گو صحبت به میان می کشید، روایت داستان همیشه همانند بازی آلن ویک یا چرخ دنده های جنگ/Geow نمی تواند باشد. و هر بازی نوع روایت خاص خود را می طلبد. در بازیهای نقش آفرینی خصوصا به بزرگی اسکایریم، استفاده از طومارها بخشی ازروایت داستان را بر عهده می گیرد، تعریف ها از زبان کاراکترها و برخورد آنها با یکدیگر، انجام ماموریتهای متنوع(اصلی و فرعی)، نشانه گذاریهای محیطی، حتی سریهای گذشته همان بازی و موارد دیگر، که در تعریف داستان و شخصیت پردازی کمک به سزایی خواهند کرد. بازی اسکایریم بخوبی توانسته بود مخاطبان را با خودش همراه کرده و داستان هزار و یکشب خود را تعریف کند مخاطبینی چون “کن لواین” و “جان کارمک”! حال ممکن از میان پرده های انیمیشنی بهره نبرده باشد چرا که نوع روایت بازی این اجازه را نمی داد و هر چه که اتفاق می افتاد بدون گسستگی تعریف می شد. بعلاوه انتظار اینکه نوع روایت بازی ایکس با بازی دیگری شبیه بوده و همان روند را طی کند اشتباه محض است. چرا که داستان گو و بازی سازان و خود ِ بازی متفاوت بوده و ابزار مورد استفاده آنها نیز به همین ترتیب…

      در دیدگاهت فرموده ای: “یکی از مسائلی که برای من خیلی مهمه اینه که یه بازی هدفش چیه؟ مخاطبش کیه؟ به نظر من To the Moon به خوبی مخاطب خودش رو می شناخت…” — شرح من: تمامی بازیها برای تمامی مخاطبان عرضه شده و سعی در سرگرم کردن آنها دارند. اما هر بازی از وقتی که سبک و درجه بندی(برای آنور آبها و قوانین محکم آنها) خود را شناخته و ساخته می شود، بعضی از مخاطبان خود را از دست خواهند داد. از کدام منظر؟ از اینجا که بعضی از بازی بازان از سبک استراتژی خوششان نیامده و با آن ارتباط برقرار نمی کنند. اما در هیچ کجا بازی سازی را نمی یابی که بگوید من بازی خود را برای این نوع خاص از بازی بازان ساخته ام.
      و اما نقطه گذاری شما درباره هدف بازی را قبول می کنم. بسیار مهم است. باید با هر بازی درست برخورد کرده و آنرا شناخت. ممنون!
      ادامه دارد…

      ۰ ۰
    12. Hamedgh گفت:

      در دیدگاهت فرموده ای: “کسی از این بازی خوشش میاد که گرافیک و افکت های آب و آتش و مه و گرد و غبار و مات شدن تصویر و … براش اهمیتی نداشته باشه…”— شرح من: اگر نظر مرا بخواهی اصلا نباید نسبت به المانهای اصلی بازی اهمیت داشته باشد. در مورد همه بازی ها… چرا تن به دریاچه ای کوچک می سپارید…به دریای عمیق و آبی دنیای بازیها شیرجه رفته و بر روی ِ روح امواجش شنا کنید. همین دیدی که به سوی بازی “بسوی ماه” گشودید!!!

      در دیدگاهت فرموده ای: “بازی هایی مثل اسکایریم یا KoA: Reckoning (که بهش لقب Skyrim Killer دادن) رو هم باید کسی…” — شرح من: آه…این دیگر از آن حرفهاست…اسکایریم کیلر!!!…این دیگر از زبان کدام شیر اسکایریم خورده ایست؟ بدین القاب گوش نسپارید، و به نقدها و دیدگاههایی گوش ِ دل سپارید که ارزشمند بوده و بر ارزش دانسته هایتان بیفزایند!!!

      در دیدگاهت فرموده ای: “هنوز هویت خودشون رو نمی شناسن، معلوم نیست چی هستن، اکشن هستن؟ نه. نقش آفرینی هستن؟…” — شرح من: نقش آفرین هستند!!!…راضی نشدید…به دیدگاههایم در آن تاپیک رجوع کنید…راضی نیستید… به سایتهای معتبر و همایشهای مختلف رجوع کنید… باز هم راضی نشدید…به نقدهای معتبر داخلی یا خارجی تفأل بزنید…باز هم هویتش برایتان مکشوف نشده است…با سازندگان بازی(تاد هاوراد) تماس بگیرید… باز هم نه… پس از خدای بازیها مدد جویید!!! (جدی نگیرید)

      با تشکر از وحید عزیز و همراهی دوستان عزیزم!
      بازی بازان این سرزمین منتظر عرضه جنگ در خلیج عدن، بهمراه گرشاسپ هستند.
      با امید مستقل شدن شرکتهای بازی سازی این سرزمین و عرضه رویاهایشان بر روی پاهای فکری خود!

      ۰ ۰
    13. Vahid گفت:

      حامد عزیز این کامنت هات رو تازه دیدم (نمی دونم برای چی می رن واسه ی تایید) … زیاد کامنتم رو کش نمی دم. اول این که خدا رو شکر که به گرافیک اهمیت می دی و این خیلی خوبه. در مورد گرافیک دیگه زیاد نمی گم چون بحثش بسیار ساده و آبکی هست و منم نمی خوام پیچیده ش کنم ولی نکته ی مهم اینه که چه چیزی به بازی «روح» می ده؟ آیا داستان و دیالوگ ها به بازی روح می دن یا گرافیک؟ این هم به نوع بازی بستگی داره و هم این که نسبی هست و نه مطلق. حامد مثلاً تو می تونی کرایسیس رو با گرافیک To the Moon تحمل بکنی؟ قطعاً نه چون این بازی یه شوتر اول شخصه و در نهایت باز هم یه گرافیک نیم بند باید داشته باشه چون ماهیت ژانر اکشن اول شخص به یه گرافیک مناسب نیاز داره… شخصیت پردازی توی اسکایریم او قدر ها هم بد نیست (درست مثل فال آوت ۳) ولی باز هم به نمی شه گفت به اندازه ی کافی خوبه. ببخشید زیاد حرف نمی زنم چون با توجه به این که این خبر هم خیلی قدیمی می شه (و ربطی هم به موضوع اسکایریم و … نداره) و بعضی از بحث ها هم به شدت طولانی می شن و هیچ پایانی هم ندارن مجبورم کوتاه بگم. حرف زدن راجع به شخصیت پردازی خیلی خیلی وقت می خواد و باید بررسی های زیادی صورت بگیره و این که اصلاً شخصیت پردازی به چه عواملی بستگی داره. هدف شخصیت ها توی داستان، دیالوگ ها، سرگذشت کاراکتر ها، اهمیت کاراکتر ها توی داستان و عواملی مثل این ها … این ها توی اسکایریم در سطح بالایی نیستن. داستان کلیشه ای هست، تعداد کاراکتر های اصلی کم هست، و عواملی که گفتم توی هیچکدوم از کاراکتر ها در سطح مناسبی نیست. هیچ بازیی نیست که بتونه همه ی طیف مخاطب ها رو پوشش بده. نمی دونم چه طور این حرف رو می زنی؟ این حرفت به این معنی هست که همه به یه شکل سرگرم می شن! هر بازیی باید مخاطب اصلی خودش رو داشته باشه (که این مخاطب در نهایت جزو گروه گیمری به حساب میاد) و اگر این طور نباشه نتیجه ش این می شه که هیچکس از بازی به طور کامل راضی نخواهد بود. اسکایریم هم اکشنه، هم یه سری مایه های کم رنگ نقش آفرینی داره، هم دنیای بازه، هم می شه آهنگری کرد، آشپزی کرد، شکار کرد و … بسیاری از ویژگی هایی که توی این بازی هست Gimmick محضه و اصلاً کارایی لازم رو نداره. معلوم نیست این بازی برای دختر ها خوبه، برای بچه کوچولو ها خوبه، برای نقش آفرینی باز های حرفه ای خوبه یا … این باعث می شه مخاطب دور خودش بچرخه و آخر ندونه اسکایریم براش مناسب هست یا نه؟ در نهایت هم با بازی کردنش لذت نمی بره چون با وجود خیلی چیز های خوبی هم که اون بازی داره، خیلی چیز های اضافه و بیهوده هم در تک تک لایه هاش داره که حوصله ی مخاطب رو سر می بره. الان بازی هایی مثل عصر اژدها: ریشه ها، به سوی ماه، Gears of War و … مخاطب خودشون رو می شناسن ولی اسکایریم سعی می کنه همه چیز باشه، همه کار بکنه و همه کس رو سرگرم کنه ولی موفق نیست. یه بازی علاوه بر این که باید مخاطب اصلی خودش رو بشناسه باید به ژانری که توی اون عرضه می شه هم پایبند باشه و المان های ژانر رو اسباب بازی خودش قرار نده (مثلاً ارجاع می دم به نقد متین ایزدی در مورد نوآر لس آنجلس). اسکایریم اصلاً و ابداً نقش آفرینی نبود. در موردش حرفی نمی زنم به این تاپیک و کامنت من رجوع کنید:
      http://www.dbazinews.com/?p=19872
      بحث راجع به اسکایریم از نظر من تمومه (با وجود حرف های زیادی که در موردش دارم)… سران استودیو های کوانتیک دریم و سی دی پروجکت رد همیشه توی مصاحبه هاشون می گن ما بازی رو برای آدم بزرگ ها می سازیم. این نشون می ده که سازنده ها هم قبول دارن که هر بازی باید یه نوع مخاطب رو سرگرم و کاملاً سیراب بکنه. در مورد خیلی از بازی هایی که اسم بردی هم می شد حرف زد که من فعلاً هیچی نمی گم ولی مقایسه ی بازیی که شماره ی دومش سال ۲۰۰۰ اومده با الان اصلاً درست نیست… ببخشید اگه احیاناً اون طور که باید جواب ندادم. قبول کنید که بحث ها طولانی و حرف ها برای گفتن زیاده. راستی یه چیزی رو هم بگم حامد جان یادت باشه نظر منتقد های خارجی هیچوقت برام ارزشی نداشته این قدر نقد های چرند شون رو خوندم که حالم دیگه از همشون به هم می خوره. یه زمانی از دو کلمه ی عامه پسند و منتقد پسند استفاده می شد ولی الان فقط می تونم بگم وای به حال ما که منتقد ها مون هم طرفدار بازی های عامه پسند شدن! با تشکر …

      ۰ ۰
    14. Hamedgh گفت:

      با سلام!

      وحید عزیز برای پاسخ به پایین صفحه بروید.
      با تشکر!

      ۰ ۰
    15. EL jugador گفت:

      حامد جون خیلی زحمت کشیدی دستت درد نکنه

      ۰ ۰
    16. Leon S.K گفت:

      عاشق این کامنت هات هستم :wink:
      like

      ۰ ۰
    17. Gish2012 گفت:

      حامد جان این اولین کامنت بلندت بود که من خوندم.بسیار متن عمیق و متفکرانه ای بود.خوشحالم که همچین کسی تو سایت هست.

      ۰ ۰
  17. Alcatraz گفت:

    شرمنده از این که نظرم در مورد بحث نیست اما اگه لینک دانلودش رو هم در کنار متن خبر میزاشتین عالی میشد :wink:

    ۰ ۰
  18. EL jugador گفت:

    این یه شاهکار به تمام معنی بود
    ۱ – موسیقی : مخصوصا قطعه ای که دو کودک با پیانو میزدند
    ۲ – اتمسفر و داستان : عمیقو گیرا و در عین حال ساده و قابل فهم (مخصوصا خرگوش های اریگامی)
    ۳ – روایت : که مثل فیلم بنجامین باتن از پیری به جوانی بود و البته بلعکس !
    ۴ – دیالوگ : مخصوصا دیالوگ های دو اپراتو دستگاه خاطره ساز که شاهکار بودن و بسیار با نمک

    تنها اشکالش به نظر من پازل های به شدت ساده بازی بودن و گنگ بون بیماری “ریور”

    یادمه تو نقد مجله دیبازی نویسنده (متین بود یا یکی دیگه!؟) نوشته بود بازی رو یه صبح تا شفق بازی کرده منم همین کارو کردم خیلی چسبید پیشنهاد منم اینه که این کارو بکنید

    *********از معدود بازیهایی که توش گریه کردم !**********

    ۰ ۰
    1. Vahid گفت:

      اون قسمت فوق العاده بود و طراحی هنری شدیداً می درخشید. اول صدای پیانو میاد و فکر می کنید Voice-Over هست ولی بعد که وارد می شید، می بینید دو تا بچه ها دارن پیانو می زنن. اونا به محض این که شما رو می بینن از جاشون می پرن و صدای پیانو قطع می شه! ضمن این که اون قطعه اسمش اگه اشتباه نکنم For River بود که جانی خودش زمان بیماری همسرش ساخته بود و بعداً به بچه های خدمت کارش هم یاد داده بود. موسیقی واقعاً قشنگ و خاطره انگیز بود و من هم یادم رفت بهش اشاره کنم. بیماری River هم دقیقاً مشخص نبود چیه. توی بازی گفته شده بود سندروم هست ولی معلوم نبود سندورم چی.

      ۰ ۰
    2. Hamedgh گفت:

      با سلام!
      EL jugador عزیز، ممنون!
      و درود بر متین ایزدی عزیز!

      در رابطه با بیماری ریور:
      در بازی… کتابی توسط یک دکتر به آنها داده می شود که توسط دکتر تونی اتوود نوشته شده که در دنیا واقعی نیز وجود دارد. دکتر اتوود درباره سندروم اسپرگرز توضیحات زیادی را ارائه داده است. این بیماری در سال ۱۹۴۴ شناسایی و در رده بیماریهای اختلال بینایی و توهمی قرار دارد. این بیماران دارای ظرفیت عقلانی نرمالی هستند اما نیمرخ توانایی آنها مجزاتر است که شامل: یک اختلال کیفی در تعاملات اجتماعی، یک اختلال کیفی در مهارتهای ارتباطی ِ لطیف، محدود شدگی علایق…
      حالا شاید کمی برایتان بعضی مسائل!!! واضح و روشن تر شده باشد، پا را فراتر بگذارید…(برای منتقدین و بازی بازان عزیز)- (ماکاروف عزیز…در نقدت لحاظ کن)-(به دیدگاههای این حقیر در این تاپیک کمی توجه و تفکر کنید)

      یک شوخی با میرابی عزیز!
      شاید محدود شدگی ذائقه شما به بازیهای خاص، مربوط به این بیماری باشد. و جنون تکرار بازی اثرجرمی۳ ! (به یاد دیالوگ ریس در بازی فارکرای۳ و تغییر آن توسط این حقیر بیفتید. در تاپیک پیش نمایش فارکرای۳)
      یک پیشنهاد به میرابی عزیز: بازی اثر جرمی ۳ را طوری در نظر بگیرید که همان پایانی که برای بار اول یا دوم به دست می آید پایان و سرنوشت بازی و شخصیتهایش است، بقیه همانند اولی است… پیکره اصلی بازی را دریابید.
      (از شوخی من دلگیر نشوید… احترام زیادی برای شما قائلم)

      قدر سلامتی خود را بدانید و هر روز شکرگذار خداوند مهربان باشید.

      با تشکر از همه دوستان عزیزم!

      ۰ ۰
  19. Vahid گفت:

    ببخشید دیر جواب می دم. سلام. گفتم که قراره دیگه زیاد بحث داشته باشیم اونم برای همه ی بازی ها. اگه می خواین بحث بذارید و در مورد یه بازی حرف برای گفتن زیاد دارید قبلش هماهنگ می کنید و بحث رو می ذاریم. بازی To the Moon هم بازی بسیار با ارزشی هست و شایسته ی این هست که در موردش بحث گذاشته بشه. بلخره همه باید با این بازی آشنا بشن و البته آماده برای اپیزود بعدی. پیغام هات هم رسید و یکی از نقد هات رو هم گذاشتم روی سایت.

    ۰ ۰
  20. Matthew Baker گفت:

    این سومین باریه که این کامنت رو پاک می کنم و دوباره می نویسم. نمیشه! …نمی تونم این بازی رو توصیف کنم.
    شاید اصلا درباره این بازی نباید نظر بدم؛ من هنوز هم حالم خوب نیست.
    من فقط احساس می کنم :
    یک مرد میان یک سنجاب و یک درخت…
    یک خرگوش کاغذی با بدن زرد و سر ابی…
    سعی می کنه چیزی رو بخاطرم بیاره که قولش رو داده بودم ولی
    حالا حتی اون کسی که همیشه دنبالش بودم هم من رو گم کرده!
    اصلا شاید یک روز باز هم دیگه رو دیدیم، و شاید به جای نگاه کردن با هم حرف بزنیم!
    اون روز فقط دوست دارم فریاد بزنم…فقط!
    …بجز ماه کجا رو دارم که برم؟ اصلا چرا باید برم به ماه؟!
    نمی دونم…
    …مغزم هم دیگه کار نمیکنه…
    …ولی قلبم به سختی این رو نشون میده.
    حتی فکر به واکنشش هم من رو نابود میکنه.
    دیگه باید بذارم و برم
    هیچ قولی هم نمی تونم بدم.
    پای هیچ کدوم از قول هام هم نیستم.
    فقط زمان دارم و تمام زمانی که من دارم :
    شنبه ساعت یک و بیست دقیقه
    یک شنبه ساعت یک و بیست دقیقه
    سه شنبه ساعت یک و بیست دقیقه
    چهار شنبه ساعت دو و چهل دقیقه
    و باز هم نمی تونم بخوابم.
    به ستاره ها نگاه کنم
    به ستاره نگاه کن دارن سقوط میکن!
    ولی من از این شگفت زده ام که
    فکر می کردم اینها فانوس دریایی ان!

    دو ادم با قلب هایی از طلا…
    نه فقط دارم وقتم رو تلف می کنم. یک کار دیگه می کنم…
    پس زمانی که بیدار شدی رادیو رو روشن کن و به اهنگ “من خودکشی کرده ام” گوش بده.
    آه…اون دیگه رفته ولی…
    ولی اون پلاتیسپوس هنوز هم روی پیانوئه! …

    اَه! بازم نمیشه باید همش رو پاک کنم و یکی دیگه بنویسم همش چرت و پرته
    اصلا مگه من یک قلب سنگی ام که نباید احساساتی شم؟! من فقط پوست و استخونم و
    کوچیک ترین ذره کوچیک ترین ذره اش هم برای خودمه…
    … اما اصلا حالم خوب نیست!
    پس تنهای تنها اینجا وایسادم و فقط از پوست و استخونم…
    نه… اینجا خیلی ادم وجود داره، ولی اون ها فقط به بیرون از خودشون نگاه می کنن!
    باور کنید که می دونم باید این نظر هم پاک می کردم و از نو می نوشتم، ولی…

    ۰ ۰
    1. Vahid گفت:

      نابودم کردی علی! تازه فهمیدم راجع به بازی هنوز هیچی نگفته م. حرف زدن راجع به مفاهیم عمیقی که داستان و دیالوگ های تاثیر گذار این بازی داره کار بسیار سختیه. هیچوقت فکرش رو هم نمی کردم که یه بازی به این خوبی بتونه دنیای واقعی و غمگین من رو این طور به تصویر بکشه. اونایی که بازی کردن یادشون هست چه طور جانی می خواست به دختر مورد علاقه ش عشقش رو ابراز بکنه؟ یادتونه چه طور مادر جانی بین اون و برادرش (جوئی) تبعیض قائل می شد؟ این ها صحنه هایی هستن که شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشه. این رمز موفقیت بازی هست که باعث می شه بازی کننده با کاراکتر ها همزاد پنداری کنه. علی به آسمون نگاه کن. بیا با ستاره ها یه شکلی درست کنیم. آهان اوناهاش! اون دو تا دستاشه و اونم دو تا پاهاشه. شکمش هم می شه ماه! شبیه خرگوش شد! اگه یه وقت دیگه توی یاهو و دنیای بازی هم دیگه رو ندیدیم قرار می ذاریم اونجا همو ببینیم! آه قلبم! :oops:

      ۱ ۱
    2. Alcatraz گفت:

      دیگه زیادی دارین احساساتی میشین! :-?

      ۰ ۰
    3. Makarov گفت:

      تازه منم دارم به جمعشون اضافه می شم! :mrgreen:

      ۰ ۰
    4. EL jugador گفت:

      خیلی قشنگ نوشتین شما همینجوری ادامه بدین .س.سه میشم یه باز دیگه بازیش کنم ! آخه عادت ندارم یه بازیو دو بار تموم کنم

      ۰ ۰
    5. EL jugador گفت:

      با اینکه گرافیکش به من چسبید و منو برد به دوران “میکرو”! اما باید بگم اگه این بازی گرافیک نسل هفتمی داشت شک نکنید بهترین بازی سال که چه عرض ۱۰ سال اخیر میشد
      مشکل اینه که بازیا یا مثه “چرخدنده های جنگ” و “آنچارتد” داستانای ساده و خطی دارن چی بشه یه عنوان AAA توپ مثل “ایکو” و “سایه های کلوسس” بیاد

      ۰ ۰
    6. saeed mirabi گفت:

      علی جان !!! اینقدر دیگه لطیف نبودی شما خشونت و روحیه طغیان گری داشتی ناگهان روحیه ات عوض شده برادر !!!
      دنیای گیم همینه فقط یک گیمر می تونه این دنیای زیبا رو درک کنه و کسانی که گیمر نیستن با دیدن این نوشته می گویند طرف مجنون شده :-D !!! ولی بخاطر اینکه غیر گیمران دیدی از این دنیای زیبا ندارن هرگز به این درک نمیرسن و براشون نوشته های بی معنای محسوب میشه .
      ( انجمن Martial Art’s )

      ۰ ۰
    7. DmC X360 گفت:

      این بازی رو نمیشه هیچ جوری توصیف کرد.
      با این متن بدجور دیوونم کردی.

      ۰ ۰
    8. DmC X360 گفت:

      آخه صدای پیانو تا چه حد میتونه غمگین باشه؟ :cry:
      این بازی همش افسردگیه.

      ۰ ۰
    9. Hamedgh گفت:

      با سلام!
      برای به سوی ماه و ماتئو و امید و عشق و وحید و من…

      مهتاب تنها امید من
      برای نرسیدن به آفتاب است
      و ستاره ها
      تنها همدلان مهتاب
      در شب رو به سحر است
      و سقوط استارگان
      در نور ِ ماهتاب ِ آفتاب!!! (چطور بود؟)
      می دانم…
      دلم گواهی می دهد
      گرمای امید را
      در مسیر رقص دوار نور
      از میان تاریکی…
      منتهی به چراغ دریایی
      و فرار…
      دور زدن امید است
      قول می دهم
      سقوط حرف دار نگاهم را…
      در کنار مرد و سنجاب و درخت
      بر روی خاطرات خوش…
      در زمانی که ساعتش…
      ایستاده بر روی گذشته ام
      در انتظار…کوک من…
      حال من عشق ِ امیدست!!!

      (بگذار تاریکی جملاتت با جملات نورانی من حال کند)
      با تشکر از همه دوستان عزیزم!

      ۰ ۰
    10. Chrome گفت:

      من میخواهم به بحث بپیوندم
      با کامنت های ۱۰ خطی :mrgreen:
      منتظر باشید…

      ۰ ۰
    11. Chrome گفت:

      ماه نزدیک است…
      نور,مهتاب ,تاریکی مرا در می گیرد
      ساعتی مانده
      تلاشی کن
      اخرین ارزو براورده خواهد شد
      امید
      دوستی نا آشنا
      در تاریکی نابود شدم
      ناگهان
      ناگهان…
      روشنایی سلامی میکند
      پتجرها رو به تجلی می روند
      اسمان جای ستار هایی ست
      که به پایان عمر کسی می نگرند
      ماه نزدیک است
      در تاریکی ماه
      نور و امید خورشید است
      بنگر…
      خورشید وجود مرا نورانی می کند
      اما خورشید نیست
      پس در تاریکی خواهم مرد
      نه نگاه کن
      امیدی هست
      پس به نور ماه بنگر
      رستگاری نزدیک است
      ___________________
      شایان کرمی
      ________________________
      بررسی داستانی قسمت چهارم- بزودی..

      ۰ ۰
  21. mohammad.m گفت:

    با این توصیف بچه ها لازم شد بازیش کنم

    ۰ ۰
  22. Roling stone گفت:

    بهترین غم انگیزترین پرمحتواترین(داستان)همزادپنداری(شخصیت)بهترین موسیقی بازی های مستقل عجیب ترین وباحال ترین ایده ها وکلی ترین های که قابل گفتن نیستند
    .۱-to the moon
    ۲-limbo
    ۳-super meat boy
    ۴-shank1
    ۵-escape plane

    ۰ ۰
    1. Roling stone گفت:

      بین کلمات ویرگوله

      ۰ ۰
    2. EL jugador گفت:

      انتخاب های خوبی هستن
      از “to the moon” و ” Limbo” که دیگه نمیشه ستایش کرد
      شاهکار شنک ۱ و ۲ هم تو bosskill هاشه !
      super meat boy هم موزیک و گیم پلی جالبی داشت (موسیقی مراحل جهنم)
      به نظرم جای ماشیناریوم خالیه بعلاوه “Frozen Synapse” که یک بازی استراتیژی چینی به سبک رینبو سیکس های قدیمیه البته از بالا !

      ۰ ۰
  23. the dark گفت:

    این بازی توصیفش سخت است تنها عنصر در این بازی داستان است
    این بازی را در۹دقیقه دانلود کردم و با شوق شروع به بازی کردم با دیدن گیم پلی و گرافیک از این بازی بدم امد ولی داستانش نذاشت از بازی دست بکشم و ان قدر داستانش قشنگ شد که احساساتی را در من به وجود اورد و تا پایان بازی با من بود در پایان هم تبدیل به اشک شد و با ان موسیقی بسیار زیبیایش قلب من را فشرد من در هیچ بازی حتی مس افکت۳ این قدر ناراحت نشده بودم
    واقعا اقای kan gao داستان بسیار زیبایی را درست کرده بود تقریبا یک حسی که در بازی ایکو به من میداد
    موسیقی این بازی به شدت احساسی بود و در جا های غم انگیز بازی به شدت غم انگیز میشدهنوز هم یادم هست یک صدای پیاینو می امد بسیار زیبا بود در اتاق را باز کردم و دیدم دو بچه داشتند موسیقی را می زدند وبا دیدن من موسیقی را به پایان رساندند :cry: :cry: :cry:

    ۰ ۰
  24. victor hogo گفت:

    با خوندن کامنتای فوق العاده ی بعضی از دوستان کاملا متقاعد شدم که به هیچ وجه نباید این بازی رو از دست بدم.

    ————————–
    درود بر Bioware حماسه ساز

    ۰ ۰
  25. Gish2012 گفت:

    متاسفانه هنوز بازیش نکردم ولی در اسرع وقت این کارو میکنم.
    یه توصیه بهتون میکنم:حداقل هر ۴ ماه یه بار یه بازی مستقل بازی کنین تا حال و هواتون عوض بشه.
    راستی وحید جان اگه میشه یه بحث هم درباره بازی BRAID بذار.میدونم بازی نستبا قدیمی ای هست ولی شاهکاره.

    ۰ ۰
  26. Makarov گفت:

    چون قراره نقدی براش بنویسم هیچی نمی گم به جز یه جمله: این بازی حیرت انگیزه!

    ۰ ۰
    1. POORIYA7 گفت:

      makarov چرا جواب ایمیلم رو ندادی

      ۰ ۰
    2. Makarov گفت:

      پوریا جان اصلا ایمیلی از طرف شما نیومده. می خوای یه بار دیگه ارسالش کن.
      sirnick@rocketmail

      ۰ ۰
    3. Makarov گفت:

      نه نه اشتباه شد! رفته بود توی spam! حتما جوابش رو برات می فرستم. دوستان واقعا معذرت می خوام.

      ۰ ۰
  27. Vito گفت:

    از یه بازیی میذاشتین که بیشتریا بازی کرده باشن….. من فقط این بازی دو روز رو کامپیوترم بود یهک بار هم توش نرفتم :-|

    ۰ ۰
  28. Vito گفت:

    نمره ی اکشن تریپ رو نگاه کنید تفوت سلیقه رو معنی میکنه

    ۰ ۰
  29. EMAAD_GH گفت:

    سلام ، بازیه قشنگیه هر چی گشتم نتونستم پیداش کنم کسی تو اینترنت برای دانلود ندیدش؟؟؟

    ۰ ۰
  30. masoud101 گفت:

    حیف که انگلیسیم زیاد خوب نیست و بعضی از دیالوگها رو متوجه نشدم.اما دلیل نشد که بعد از بازی اشک توی چشمام جاری نشه.امیدوارم هر وقت river زندگی تون ازتون سوالی کرد نا امیدش نکنید…

    ۰ ۰
  31. Vahid گفت:

    Alcatraz@
    احساساتی نشدم، داشتم مسخره بازی می کردم.
    EMAAD_GH@
    لینک دانلود توی کامنت ۵م گذاشته شده.
    saeed mirabi@
    شاید من اشتباه متوجه شدم و اون قدر ها هم که فکر می کردم با روحیه ت آشنا نبوده م ولی همین قدر بدون که واسم منم خیلی مولفه های دیگه توی بازی ها هست که با ارزش تر از گرافیک هستن.
    Gish2012@
    من که Braid رو بازی نکردم، یعنی بازی کردم ولی در حد چند ساعت. زیاد ازش خوشم نیومد. حالا خیلی هم لازم نیست خودتون رو درگیر «بحث بازی» بکنید. البته اگه شما خیلی اصرار دارید و حرف برای گفتن زیاد دارید همون طور که قبلاً هم گفتم اول هماهنگ کنید و بعدش خودتون بحث رو بذارید.

    ۰ ۰
    1. EMAAD_GH گفت:

      آقا وحید چرا نمیشه واسه شما تیک زد :?: :?: :?: :!: :!: :!:

      ۰ ۰
    2. Vahid گفت:

      چون گردنم کلفته! :mrgreen: شوخی کردم. دلیلش اینه که نویسنده ی این مطلب خودم هستم. برای نویسنده ی مطلب نمی شه کامنت هاش رو تیک زد. البته می تونستم یه کاری بکنم که بشه تیک زد که نکردم.

      ۰ ۰
    3. EMAAD_GH گفت:

      دست گلتون درد نکنه :lol: :lol: :lol:

      ۰ ۰
  32. من که بازیش نکردم اما دان میکنم بازی میکنم نظرم رو میگم

    ۰ ۰
  33. mehran70 گفت:

    من هر روز از سایت دیدن می کنم و عضوم هستم .
    مرسی از کسی که این مطلب رو گذاشت .
    من بازی رو دانلود کردم ./
    ولی هنوز بازی نکردم .
    امیدوارم زبان انگلیسی نسبتا متوسطم! منو اذیت نکنه .
    بازی vessel هم از اون بازیای باحاله .
    یکی به من یاد بده چه جوری پست بزارم .

    ۰ ۰
  34. Behnam-IT گفت:

    سلام
    درباره این بازی بسیار شنیده بودم
    و حالا با کتابهایی که حامد و رفقا توی این خبر نوشتن بیشتر با فضای بازی آشنا شدم!
    در اسرع وقت دانلود میکنم و بازی رو میرم تا از لحظاتش لذت ببرم.
    همشیه شاد و همشیه خوش باشید

    ۰ ۰
  35. Hamedgh گفت:

    با سلام!
    وحید عزیز!
    دیدگاه عامه پسند من… حتما مطالعه بفرمایید:
    می دانم توضیحاتم ره به جایی نخواهد برد و درب شما بر روی همان پاشنه خواهد چرخید. اما امید است درب و لولا جوری بر روی هم چفت شده باشد که دیگر نیازی به تعمیر درست و حسابی اش نباشد و در هنگام چرخیدن قیج قیج نکند. این جملات در این دیدگاه و در دیدگاههای گذشته ام که برخی از آنها نیاز به رمز گشایی دارند، را هیچکس برای شما نزده و نخواهد زد. چرا که بسیاری از نظرات شما(در همین دیدگاه) را با نقطه نظراتم آشنا کرده ام. حال می توانید بعنوان نمونه بگویید : “که با بازی اسکایریم بر طبق این دلایل محکم ارتباط برقرار نکرده اید” دیگر ایراد وارد دانستن بر سبک بازی(نقش آفرین نبودن یا کم رنگ بودنش) و تکراری بودن سیاهچالها در دیدگاههای گذشته(که اینطور نبوده و پاسخ شما را در گذشته دادم) ره به ناکجا آباد بردن است. یا ایراد وارد دانستن بر شخصیت پردازی ضعیف بازی که نشان بر همان یک پاشنه چرخیدن شما دارد. که پاسخ شما را با بازیهایی چون اهریمن و دروازه های بالدور و … به نوعی خاص دادم. کمی شهامت می خواهد برای تغییر در یکسری از ارکان غیر صحیح دریافتی در بخش ادراکات شخص!
    و اگر از تکنولوژی و حضورش گفتم در ادامه هم ذکر نمودم: ” اهمیت تکنولوژی و تکنیکهای روز در جای خودش محفوظ است. اما همانها در جهت نمو و نمود آنچه که قرار است در هر اثری از قاب دیدگان صاحب اثر به ظهور برسد، بکار رفته و کارایی خود را بروز می دهند. بنابراین وجود همین تکنولوژی های پیشرفته، همیشه موجب خلق آثار بزرگ نمی شود. این امر نسبی بودن آنرا ثابت کرده و فریاد می زند که آن چشم و روح پشت ِ جسم منست که نجوا می کند…” (ادامه را در دیدگاههای بالایی مطالعه بفرمایید… یا بخوانید هر طور که راحت هستید.)
    مطالب پر مغز فراوانی برای شما و دوستان عزیزم راجب دید و روح هنری و ریتم و ارکان دیگر ارائه دادم اما شما آنرا نادیده گرفته و با یک پشتک بارو از روی آنها پریده اید و با فرودی ناموفق پا بر روی چشمان اسکایریم و منتقدان (موضوعات نادرست) گذارده اید.
    اما دیدم و فهمیدم که شما عبارات و مفاهیم را یا درست مطالعه نمی کنید یا درست متوجه نمی شوید و این خصلت در شما را می توان با نوع برخوردتان با بازیها کاملا متوجه شویم. بعلاوه اینکه… خواندن با مطالعه کردن و بازی ساز کردن با بازی باز بودن فرق زیادی را از “زمین” تا “سرزمین دنیای بازیها” و یا از “؟” تا “تاد هاوارد” ، و یا از “؟” تا “موتور آنریل” و یا “؟” تا “ون ارد” و یا … دارد.

    ادامه دارد…

    ۰ ۰
    1. Hamedgh گفت:

      عباراتی از وحید عزیز در دیدگاه بالایی: ” مثلاً تو می تونی کرایسیس رو با گرافیک To the Moon تحمل بکنی؟ قطعاً…” یا ” ین ها توی اسکایریم در سطح بالایی نیستن. داستان کلیشه ای هست، تعداد کاراکتر های اصلی کم هست، و عواملی که گفتم توی هیچکدوم از کاراکتر ها در سطح مناسبی نیست…” یا ” معلوم نیست این بازی برای دختر ها خوبه، برای بچه کوچولو ها خوبه…” … (آه خدای من، این دیگر چه نظریست!!!) و در ادامه یا ” نظر منتقد های خارجی هیچوقت برام ارزشی نداشته این قدر نقد های چرند شون رو خوندم که حالم دیگه از همشون به هم می خوره…” و ” وای به حال ما که منتقد ها مون هم طرفدار بازی های عامه پسند شدن…”
      شرح عامه پسند من: این دیدگاههای شما می توانند بخوبی نشان دهند که چه سمت و سویی را نشانه رفته اید! و ادامه بحث فایده چندانی نخواهد داشت. چرا که دیدگاههای منتقدین و بازی بازان عامه پسند!؟ برای شما ارزشی ندارد. اما این حقیر آن بخش عامه پسند(به زعم وحید عزیز) شما را نشانه رفته ام!!!!!!!!!!!!!!!!! پس در ادامه داریم ….

      در دیدگاهت فرموده ای: ” معلوم نیست این بازی برای دختر ها خوبه، برای بچه کوچولو ها خوبه، برای نقش آفرینی باز های حرفه ای خوبه یا … این باعث می شه مخاطب دور خودش بچرخه و آخر ندونه اسکایریم براش مناسب هست یا نه؟ در نهایت هم با بازی کردنش لذت نمی بره…”
      شرح عامه پسند من: پس آنهایی که از بازی ماریو یا زلدا یا … بازیهای دیگر لذت برده و سن و سالشان تاثیری در این امر ندارد، چه قشری هستند؟! آنهایی که همانند شما به دور خودشان نمی چرخند و دنبال مناسب بودن با سن وسال خودشان نمی گردند تا در آخر سرشان گیج خورده و بر زمین افتاده و بعد از گیجی به این منطق برسند که این بازی مناسب آنها نبوده و لذت نمی برند… آن افراد… آن بازیبازانی که سرشان گیج نمی رود، چه بکنند؟!
      توصیه من(به جای هاوارد) به شما اینست که که اگر از بخش دخترانه بازیها(مثلا اسکایریم بر طبق گفته وحید عزیز) و یا کودکانه شان(باز هم بر طبق نظر وحید عزیز) خوششان نمی آید، اینست که آشپزی و این قبیل کارها را به خانم هایشان سپرده!!! (مفهومی دارد در بازی اسکایریم و خارج بازی در دنیای واقعی) و کارهای مردانه را از قبیل هیزم شکنی و آدم کشتن و پوست کردن حیوانات و کافه رفتن و گوش دل سپردن به نغمه های خنیاگران و غیره و غیره و غیره انجام داده و در ادامه داستان بازی(فرعی و اصلی ) را به انجام رسانند و در دنیای وحشی بازی غرق شوند… همانطور که خود بازی می خواهد به شما ارائه دهد (این جمله من مفهوم عمیقی دارد!!!)… حال باز هم اگر مردانگی ِ بازیبازی شما ارضا نشد، بهتر است سری به دکتر موردین عزیز بزنید!!! (مفهومی دارد- آدرس: بازی ؟).
      از این وادیها به در آیید…همانند دختر بچه ها و یا پسر کوچولوها که ا َدای آدم بزرگها را در می آورند، نباشید.
      بازی اسکایریم و مشابه آنها، بسیار فراتر از تجربیات و خواسته های من و تو و ماهاست. و توقعی هم نیست که من و تو و ماها آنرا درست و منطقی دریابیم.

      در دیدگاهت فرموده ای: ” اسکایریم اصلاً و ابداً نقش آفرینی نبود. در موردش حرفی نمی زنم به این تاپیک…”
      شرح عامه پسند من: نقش آفرین هستند!!!…راضی نشدید…به دیدگاههایم در آن تاپیک رجوع کنید…راضی نیستید… به سایتهای معتبر و همایشهای مختلف رجوع کنید… باز هم راضی نشدید…به نقدهای معتبر داخلی یا خارجی تفأل بزنید…باز هم هویتش برایتان مکشوف نشده است…با سازندگان بازی(تاد هاوراد) تماس بگیرید… باز هم نه… پس از خدای بازیها مدد جویید!!! (جدی نگیرید)
      این حقیر نیز وحید عزیز و دوستان مشتاق دیگر را به تاپیک ” The Witcher 2 پنجشنبه برای X360 رونمایی می شود ” ارجاع می دهم. http://www.dbazinews.com/?p=17867
      بله … بحث راجب اسکایریم تمام است چرا که این بازی در سایتها و همایشهای فراوان و نیز از دید بازی سازان بزرگ بعنوان بهترین بازی سال در نظر گرفته شده و جوایز فراوانی کسب کرده است و فروش این بازی مهر تایید دیگری بر این اهمیت می زند. دیگر چه به حرفهای من و وحید و سایت دیبازی!

      ادامه دارد…

      ۰ ۰
    2. Hamedgh گفت:

      در دیدگاهت فرموده ای: ” ولی مقایسه ی بازیی که شماره ی دومش سال ۲۰۰۰ اومده با الان اصلاً درست نیست…”
      شرح عامه پسند من: اگر از بازی مجازات/Doom و فاینال فانتزی و اهریمن/Diablo غیره، صحبت به میان آوردم درباره شخصیت پردازی بود و ربطی به موتورهای گرافیکی نداشت(و برای جان کارمک و سابقه درخشان او بود و ایراداتی که بر او می گرفتند). بسیاری از بازیها در هر سبکی که ارائه می شوند، دارای آن شخصیت پردازی مورد نظر شما نیستند اما موفق هستند و توانسته اند تاثیر فراوانی بر بازیهای دیگر و دنیای بازیها بر جای بگذارند(با دقت مطالعه بفرمایید). حتی ممکن است از گرافیک فنی فراوانی هم بهره نبرده باشند(بهمراه نقایص کوچک و محدود) اما هیچکدام از اینها نتوانسته بر ستون فقرات قدرتمند انها ضربه وارد کند و راه به همان جایی برده اند که بازی سازانش می خواستند، که همان سرگرمی بازیبازان است!

      در دیدگاهت فرموده ای: ” همیشه توی مصاحبه هاشون می گن ما بازی رو برای آدم بزرگ ها می سازیم…”
      شرح عامه پسند من: به یاد ندارم… اما در دیدگاه بالایی اینگونه گفته ام که: تمامی بازیها برای تمامی مخاطبان عرضه شده و سعی در سرگرم کردن آنها دارند. اما هر بازی از وقتی که سبک و درجه بندی(برای آنور آبها و قوانین محکم آنها) خود را شناخته و ساخته می شود، بعضی از مخاطبان خود را از دست خواهند داد. از کدام منظر؟ از اینجا که بعضی از بازی بازان از سبک استراتژی خوششان نیامده و با آن ارتباط برقرار نمی کنند. اما در هیچ کجا بازی سازی را نمی یابی که بگوید من بازی خود را برای این نوع خاص از بازی بازان ساخته ام. و در ادامه … و درجه بندی بازیها که مرتبط با سازمانهای دیگر می شود و موجب بالابردن یا پایین آوردن سن مخاطبین بازیست. و سبک بازی بسیاری از این مفاهیم و خواسته هایش را به مخاطبانش عرضه می دارد. ذات بازیها گستره ای عمیق را در بر می گیرد که ریشه در روح آدمی دارد کما اینکه یک بازی ساده و ظاهرا کودکانه موجب سرگرمی یک آدم جوان و یا بزرگسال می شود. از این وادیها به در آیید…همانند دختر بچه ها و یا پسر کوچولوها که ا َدای آدم بزرگها را در می آورند، نباشید. همینطور که ظاهر بعضی از بازیها(همچون بیسبال) برای آدم بزرگهاست اما نوجوانان نیز سرگرم آن می شوند.

      در دیدگاهت فرموده ای:” تو می تونی کرایسیس رو با گرافیک To the Moon تحمل بکنی؟ قطعاً نه چون این بازی یه شوتر اول شخصه و در نهایت باز هم یه گرافیک نیم بند باید داشته باشه…”
      شرح عامه پسند من: بازیهای مجازی برای نمایش یافتن بر روی صفحات نمایشگر، نیازمند پیکسلهای تصویری بوده(و نقاط فراوان تشکیل دهنده آن) که درکنار یکدیگر تصویری از محیط و فضای بازی را نشان می دهند. بنابراین مفهوم گرافیک و نقش و تصویر بوجود می آید. حتی در بازیهای با گرافیک(با توجه به پیشرفت امروزی) در رزولوشن های بالا، شما باز هم مفهوم پیکسل( و نقطه) را از دست نخواهید داد. چرا که از اجزا تشکیل دهنده اصلی تصویر و گرافیک بر روی صفحات نمایشگر است.
      اما بازی و فضای مربوط به آن ازسخت افزار مجزا بوده، لیکن از آنها و محدودیتهایشان برای به نمایش درآمدن استفاده می برد(کنسول ها). اما این بدان معنا نیست که حتما بازی بسوی ماه باید بر اساس موتور بازی سازی کرای انجین ساخته میشد یا برعکس!

      ادامه دارد…

      ۰ ۰
    3. Hamedgh گفت:

      هر بازی فضا و نوع روایت خود را طلب میکند. هر بازی باید بر اساس آنچه که بازی سازش مد نظر دارد، ساخته شود تا همان مفاهیم بتوانند بخوبی پیاده و ارائه شوند. و محیط هنریش بتواند بار زیادی از مفاهیم بازی را به بازیبازش منتقل کند. بنابراین بازیی موفق می شود که بتواند مابین این المانها تعادل برقرار کند. هدف من هم همین بوده و است(شاید تعداد کلماتی که نوشته ام از چهل و پنجاه هزار تا بالاتر رفته باشد). اصلا وظیفه بازی باز و منتقد نیست که بگوید باید از فلان موتور بازی سازی استفاده میشد… تمامی اینها مرتبط با گروه بازی سازی و کارگردان بازی است. چرا مشت بر سندان می کوبید یا باد در هاون می کوبید. در نهایت بازی یا اثری خلق می شود که در پیش مخاطبین قرار می گیرد. حالا آن اثر است که باید بر اساس آنچه که در خود دارد و قرار است ارائه دهد، مورد بررسی قرار گرفته و بازخوردهایش نمایان گردد.
      یک یا دو المان و رکن نیست که شما آنها را به هم پیوند می دهید. ممکن است بازی زلدا(در پلت فرم Wii) اگر در کنسول ایکس باکس ۳۶۰ ارائه میشد دارای گرافیک و جلوه های قویتری می گشت اما بازی زلدا در همان پلت فرم بخوبی درخشیده و توانسته دل مخاطبانش را برباید. می توان پذیرفت که بعضی از مواقع محدودیتهای سخت افزاری(کنسولی) بر روی بازیها تاثیر گذارده و از گرافیک فنی و هنری بازیها بکاهد اما این وحی منزل نیست. اگر اینطور است پس چرا بسیاری از بازیهایی که در کنسول Wii ارائه شدند، بسیار موفق بودند و یا بسیاری از بازیهایی که در کنسول ایکس باکس ۳۶۰ ارائه شدند، نتوانستند موفق ظاهر شوند؟ یک دلیل و دو دلیل نیست که بیاییم و بر طبق حرف وحید عزیز بگوییم بازیهای اکشن حتما باید گرافیک آنچنانی داشته باشند. یا گرافیک فلان بازی اگر بر روی آن یکی بازی بود، تحمل ناپذیر بود چرا که این بحثها ره به ناکجاآباد بردن است.!!!

      اما چرا دیدگاههایم در ابتدا برای بازنگری به پیش مدیریت سایت می رود ؟!… شاید دیدگاه ننوشتن از طرف این حقیر بتواند این معضل را کمی بهبود بخشد. یا شاید اگر می نوشتم “سلام وحید جون، دمت گرم” یا “همه چی خوب و آرام است و انتقادی بر سایه های افتاده مسئولین بر روی هنر بازی سازی وارد نیست” بهتر باشد…

      شاید پیش خود بگویید چرا دیدگاههای طولانی نوشته و خود را وارد این بحثها می کنم… شاید حق داشته باشید… شاید من حق داشته باشم… چرا که با تلطیف شدن دیدگاهها و سمت و سوی بهتر گرفتن نقطه نظرات دوستان عزیزم، شاهد بوجود آمدن فضای بهتری در ارتباط با بازیهای این سرزمین شده و نگاهها از مقایسه این بازیها با نمونه های برتر خارجی برگشته و به خود اثر و تواناییهای موجود زوم نموده و المانهای اصلی بازیها را نشانه رود. کاری که در نشریات و سایتهای این سرزمین باید فراوان بررسی و ارائه شود… کاری که باید از سود رسولی ها و کنی ها و رجبلی ها و ایزدی ها مد نظر قرار گیرد… وگرنه … شاید بدانند و شاید…

      با تشکر از همه دوستان عزیزم!
      بازی بازان این سرزمین منتظر عرضه جنگ در خلیج عدن، بهمراه گرشاسپ هستند.
      با امید مستقل شدن شرکتهای بازی سازی این سرزمین و عرضه رویاهایشان بر روی پاهای فکری خود!

      ۰ ۰
    4. Hamedgh گفت:

      ادامه …
      دیدگاه دومم از این سری منتظر تایید مانده است.
      صبر شما را مسئلت دارد
      با تشکر!

      ۰ ۰
    5. Nightmare گفت:

      سلام حامد جان .
      وقت بخیر .
      ——-
      دوست عزیز مدتی نبودم ، اومدم و دیدم که شما همچنان در تلاش برای نشان دادن نور واقعی در میان خورش.ید نما ها هستید (بقول خود شما مفهومی است دوستان)
      —————
      با تک تک حرفهای بلند اما دقیق و موش.کافا.نه ای که زدید موافقم .
      متاسفانه در این بحث ها حضور نداشتم (بدلایلی مختلف مثل نبودنم !!!)
      اما وقتی دیدگاه های شما و دیگر دوستان رو میخونم و میبینم که چقدر دیبازی و دوستان در تلاش برای تبادل نظر و بالا بردن سطح دانش خود هستند که این عالیه !!
      ——————–
      در مورد این بازی حرفی برای گفتن ندارم چون گفتنی ها رو شما و عزیزان گفتید .
      چه زیباست هنر خال.صی که از دل همین بازی های به ظاهر کم ار.زش بیرون می آید و حرف ها با بازیباز میزند که نگو و نپرس !!
      ———
      براستی که باید حرف های شما و امث.ال شما رو با ط.لا نوشت !!!
      ————
      گفتم هرچند تاپیک قدیمی شده اما باید نظر خودم رو بنویسم زیرا درست نیست اینقدر زیبا و مس.الح.ت آمیز با یکدیگر بحث میکنید و من فقط دیده باشم و هیچی نگفته باشم
      با تشکر از شما دوست خوبم و دوستان عزیز
      ——————
      در مورد گرافیک هم دوستان اشتباه نکنید !!!
      حامد جان ، من و عزیزان موافق ، با گرافیک بالا و بجا موافق هستیم اما هدف، درون مایه ، محتوا و … بازی رو هیچگاه فدای تنها گرافیک بد یا خوب یک بازی نمیکنیم .
      چه بازیها با گرافیک عالی و تقریبا بی نقص آمدند که حرفی نداشتند بزنند و یا برعکس !!!

      ۰ ۰
    6. Dragonslayer11 گفت:

      سلام بر آقا حامد عزیز…
      فقط می تونم بگم دیدگاه هاتون عالین خیلی زیبا و دقیق می نویسین… بعضی از گریز هاتون، چطور یک مسئله رو دور می زنید و با یک مثال یا توضیح قشنگ یک بحث رو مو شکافانه تبیین می کنید! فقط برای اون هایی که می فهمند…!
      عالیه… عالی! میدونم که این اسپمه خیلی هم از تمامی بچه های دیبازی مخصوصا مسئولینش عذر خواهی می کنم ولی نشد دیگه دقیقا حرفای دل من رو به زیبا ترین وجه گفتن…
      ممنونم حامد عزیز

      ۰ ۰
    7. Hamedgh گفت:

      با سلام!
      Nightmare و Dragonslayer11 عزیز!
      بسیار ممنونم…نه بخاطر موافق بودن… چرا که شما شخصیت و پایه های تفکر خود را قبل از دیدگاههای این حقیر شکل داده اید و تنها آنها را از زبان دیگر و با رسم الخط متفاوتی، دوباره بازبینی و مطالعه می کنید… بخاطر مطالعه کردن و همراهی کردن و دلگرم کردن و نقد کردن، که تمامی اینها باعث دیده شدن ضعفهای این حقیر و سایر دوستان شده و در نهایت به رفع آنها می انجامد و در ادامه موجب پیوستگی در دوستی!
      برای شما و دیگر دوستان عزیزم می نویسم در حالیکه سودی را نصیب نمی برم جز همراهی و هم آوازی با شما دوستان عزیز!
      کما اینکه از اینجا و جاهای دیگر دعوتنامه هایی داشته ام…اما همچنان در اینجا و “سایت پژدوگیم(کمتر)و گیم اسپات(کمتر)” در کنار دوستان عزیزم هستم.

      با تشکر از همه دوستان عزیزم!

      ۰ ۰
    8. Nightmare گفت:

      سلام حامد جان .
      من هم ممنون هستم از شما .
      بخاطر اینکه بدون هیچ چشم داشتی مینویسی و همیشه همراه دوستان خود هستی و همانند زنگ خط.ری هستی که در هنگام لغز.ش آنها (دوستانت) بصدا در می آید و بیاری آنها میشتابد .
      چه زیباست دوستانی که بی ر.یا رسم دوستی بجای می آورند .
      پژدوگیم :
      نکات خوبی رو در مورد بازی سازی و … مینویسه . :wink:
      ” … بعضی داخل باز.ار است و بعضی دیگر نه… قدر … را بدانید. زیاد تهد.ید شده ام ولی بدانید تا اخر هستم ، هستیم و هستید! ”
      من هم گاهی به اونجا سر میزنم .
      —-

      باز هعم تشکر از شما دوست خوبم .

      ۰ ۰
  36. Vahid گفت:

    سلام. این که من سر این پاشنه می چرخم یا نه بستگی به توضیحاتت داره حامد عزیز. اون بازی هم که اسمش رو نمیارم نقش آفرین نیست، سبک آفرینه و به همین جهت برای من فاقد اعتبار هست. باز هم شرمنده اگه من Perception پایینی دارم. جوابت در مورد تکراری بودن سیاهچال ها هم برای من قانع کننده نبود و دقیقاً هم می دونم منظورت کدوم دیالوگ های بازی بود (یه وقت فکر نکنی من به دیالوگ ها گوش نمی دم) ولی بازم قانع کننده نیست… جالبه که تو هر چیزی رو که دوست داری اسمش رو می ذاری عناصر اصلی یه بازی و هر چیزی هم که برات مهم نیست می گی المان های فرعی. ریتم (که معلوم نیست منظورتون ریتم چی هست، ریتم گیم پلی، ریتم قصه گویی یا …) از نظر تو خیلی مهم تر از گیم پلی و گرافیک هست. این رو بار ها توی کامنت هات ثابت کردی که گیم پلی و گرافیک هیچ ارزشی برات نداره و گرنه بعد از دادن این همه کامنت های طولانی یک بار هم که شده به جای نوشتن دیالوگ های فلان کاراکتر و صحبت کردن راجع به داستان فلان بازی به گیم پلی (که اصلی ترین و عمیق ترین عنصر هر بازیه)، گرافیک و طراحی مرحله اشاره می کردی. راجع به اون بازی حرفی نمی زنم، هر وقت شما چهار تا دلیل آوردی که من متقاعد بشم گیم پلی، داستان، طراحی مرحله، گرافیک و … ش از بازی های دیگه بهتره منم قبول می کنم که اون خیلی بازی شاهکاریه بعدش هر چی خواستی بهش جایزه و عنوان و افتخارات بده… ستون فقرات یک بازی چیه؟ چه طور از نظر تو گرافیک باعث نمی شه ستون فقرات یه بازی ضربه بخوره؟ اگه نظر من رو بخوای داستان و شخصیت های آبکی کرایسیس «هم» باعث نشد ستون فقرات این بازی ضربه بخوره. خیلی بازی های سطح پایین و از نظر من مزخرف در حال حاظر وجود دارن که ممکنه خیلی ها رو سرگرم کنن. سرگرم شدن یه نفر یا ۱۰۰۰ نفر باعث نمی شه یه بازی خوب باشه، فروش بالا (که از نظر تو به معنی موفقیت هست) باعث نمی شه یه بازی لزوماً خوب و شاهکار باشه. دنیا روز به روز متحول می شه و ژانر های بازی ها تغییر (و نه لزوماً تکمیل و تصحیح) می کنن. اون بازی هم کارش همین بود. ریشه های ژانر رو زیر پا گذاشت اما ژانر رو تکمیل نکرد بلکه کاملاً زیر سوال بود. اون بازی توی هیچ زمینه ای انقلابی به پا نکرد و از نظر گیم پلی و داستان هم از خیلی بازی ها پایین تر بود اما بازی کننده ها اون رو بازی کردن. از کشتن ساده ی اژدها ها خوششون اومد، از جادو های و سلاح ها زیاد خوششون اومد، از محیط های بسیار بزرگ خوششون اومد. می دونی چرا؟ چون دنیا داره به سمت سادگی و سرعت زیاد حرکت می کنه (بایوویر هم داره به همین نتیجه رسیده). دیگه کسی حوصله نداره با هزار بدبختی و کلی با دقت بازی کردن تازه اولین غول آخر عصر اژدها: ریشه ها رو شکست بده، کسی حوصله نداره میلیون ها دیالوگ این بازی رو گوش بده. همه دوست دارن همون اول کار حس کاذب قهرمان بودن بهشون دست بده، توی یک ساعت ۱۰ تا اژدها بکشن و … اینا موفقیت هایی هست که اون بازی برامون به ارمغان آورده. نتیجه این می شه که یه گیمر ۱۵-۱۶ ساله اولین نقش آفرینی (!) عمرش رو بازی می کنه و کم کم بازی های دیگه هم سعی می کنن موفقیت های (!) اون رو ادامه بدن. گیمر ها هم با این بازی ها بزرگ می شن… و این طوره که دنیای گیمی ما به این حال و روز میفته… شاید مصاحبه زیاد نمی خونی که به یاد نمیاری. هیچ بازیی نمی تونه همه ی مخاطب ها رو پوشش بده (بازم تکرار می کنم)… یه بازی از نظر ژانر (گیم پلی)، Setting و درجه بندی سنی و … می تونه خیلی از مخاطب های خودش رو از دست بده. بازم می گم هیچ بازیی نمی تونه ادعا داشته باشه که می تونه همه ی مخاطبان رو سرگرم بکنه اما این باعث نمی شه سازنده ها سعی نکنن طیف مخاطبان خودشون رو گسترش بدن. همه ی اینا خوبه ولی نه به قیمت گذشتن از خط قرمز ها. کسی که به نقش آفرینی علاقه داره معنیش اینه که به المان های اصلی این ژانر علاقه داره حالا چه فایده وقتی اون بازی همه ی المان ها رو (همون طور که توی اون تاپیک گفتم) زیر پا گذاشته؟… بله مفهوم پیکسل همیشه و همه جا چه در کرایسیس و چه در به سوی ماه وجود داره ولی تعداد پیکسل های کرایسیس خیلی خیلی خیلی بیشتره. نمی دونم مشکلت با این قسمت حرفام چیه؟… Wii با تمام احترام برای دوستان و با عرض شرمندگی از نظر من کنسول آشغالی بیش نیست. دلیل این حرفم هم ساده است، کنسولی که نه گرافیک داره و نه بازی های به درد بخور (به جز تعداد کمی که قطعاً کم تر از پلی استیشن ۳ و ایکس باکس ۳۶۰ هست) برای من هیچ ارزشی نداره. همه ی اون دوستانی هم که هی می گن به به و چه چه Wii چه کنسولیه خودشون یه پلی استیشن ۳ و یه ایکس باکس ۳۶۰ بغل دستش دارن. موفقیت های این بازی ها هم به درد خودشون می خوره. اگه زلدا روی ایکس باکس ۳۶۰ میومد قطعاً گرافیک بالا تری داشت و به هیچ جای بازی هم ضربه ای وارد نمی شد پس چرا نیومد؟ الان دقیقاً مزیت Wii چیه؟ گرافیک پایین داشتن و قدرت سخت افزاری پایین مزیته؟ هیلو و Gears of War موفقیت نداشتن؟ متال گیر و آنچارتد موفقیت نداشتن؟ چه ربطی به گرافیک داره؟ هان؟ معمولاً بازی های خوب، موفق می شن و بازی هم بد هم ناموفق (در حالت عادی). گاهی هم بر عکس، بازی های خوب به شکست تبدیل می شن و بازی های بد موفقیت های بسیار به دست میارن… بگذریم حامد جان… بگذریم چون احساس می کنم جیر جیر پاشنه ی کفشم شدیداً روی مخ شما داره رژه می ره (شرمنده م)…
    این که دیدگاه هایت نیاز به تایید دارن تقصیر بنده نیست و مطمئن باش چه از من تعریف بکنی چه انتقاد بازم فرقی نمی کنه چون من مسئول سایت نیستم. کار من اینه که اینجا در کنار شما فعالیت بکنم و بتونیم در کنار هم با فعالیت های مفید لحظات خوبی داشته باشیم.

    ۰ ۰
    1. Dragonslayer11 گفت:

      سلام وحید جان! اول جا داره از بابت بحث بازی که در مورد to the moon راه انداختی تشکر کنم یک چند وقتی بود بحث بازی نداشتیم دستتون درد نکنه.
      و اما بعد … امیدوارم از این که وارد بخث میشم ناراحت نشی و از حامد عزیز هم معذرت خواهی می کنم، فقط نظرت رو راجع به wii وقتی خوندم یک احساسی بهم دست داد که مودبانش این میشه: “به نظرم زیاد دقیق به قضیه نگاه نمی کنی و خیلی سطحی نظر میدی!!” چون توی یکی از کامنت هات از کوانتیک دریم اسم بردی گفتم شاید به شخص دیوید کیج(که به اعتقاد من این آدم نابغه است) علاقه داشته باشی، جالبه که بدونی این فرد یکی از ستایشگران کنسول wii هست. البته دلایل خاص خودش رو هم داره که توی مصاحبه ای که بعد از نمایش kara داشته هم یک اشاره ای به اون کرده
      و اما بعدی… فکر می کنم همون طور که نظر آقا حامد هم هست گرافیک (حداقل در حال حاضر) واقعا از عناصر اصلی یک بازی نیست گرافیک فنی که اصلا!! یعنی واقعا برای من گیمر(واقعا دارم خودم رو میگم) گرافیک یک بازی جزء اخرین فاکتور هایی است که در نظر میگیرم و بیشتر برام داستان بازی و اتمسفرش اهمیت داره(شاید بخوای به اتمسفر بگی گرافیک هنری) نه گرافیک یا گیم پلی… یعنی گیم پلی بازی چطوری باشه برام کم اهمیته ولی داستانش باید قشنگ باشه…

      ۰ ۰
    2. Hamedgh گفت:

      با سلام!
      سایت دیبازی عزیز، دیدگاههای این حقیر مشکل فنی و عرفی ندارند، که باید مورد تایید قرار گرفته یا حذف شوند. بعد از این همه دیدگاه گذاری و …
      وحید عزیز!
      این فقط یکی از دیدگاههای شماست: “Wii با تمام احترام برای دوستان و با عرض شرمندگی از نظر من کنسول “آ.شغا.لی” بیش نیست. دلیل این حرفم هم ساده است، کنسولی که نه گرافیک داره و نه بازی های به درد بخور…”
      خود بخوان حدیث دیگر…گمان می کنم مفاهیم را بدرستی مطالعه نمی کنید.
      نگران نباشید شما کم نیاوردید…بلکه این حقیر در برابر منطق شما کم آوردم!
      بحث دیگری باقی نمی ماند جز عذرخواهی من بابت “نارا.حتی” های پیش آمده!
      باقی بقایتان.
      با تشکر از همه دوستان عزیزم!

      ۰ ۰
    3. Behnam-IT گفت:

      سلام
      Vahid@
      با این سبک نظردادان راجع به کنسولی که موفقیتش بر هیچکس پوشیده نیست راهی جز این پیش روی خواننده نمیذاری که بگه : برو بیشتر تفکر کن!
      امیدوارم هر آنچه رو که دوست داریم یا نداریم با احترام و صبوری بیان کنیم!
      همیشه شاد و همیشه خوش باشید

      ۰ ۰