63 نظر

The Witcher 2 پنجشنبه برای X360 رونمایی می شود

توسط در7 سال پیش
 

شرکت CD Projekt RED در پنجشنبه همین هفته مورخ ۲۶ ژانویه میزبانی یک همایش زنده به منظور نشان دادن اطلاعات و جزییات بازی The Witcher 2: Assassins of Kings برای نسخه XBox 360 برگذار خواهد کرد.

.

سازنده بازی وعده داده است که به همراه تریلر جدید آن تاریخ دقیق عرضه بازی برای اکس باکس ۳۶۰ را نیز اعلام کند. این بازی RPG سال گذشته برای PC عرضه شده بود که یکی از برترین بازی های سال ۲۰۱۱ محسوب می شود.

.

مطلب مشابه ◄  فهرست عناوین شرکت «بتسدا» برای شرکت در نمایشگاه گیمزکام 2018 مشخص شد
 
  • ★★★★★
    ۱۳۹۰/۱۱/۰۴ در زمان ۲۲:۰۳:۱۰

    صد البته که تو کیفیت به پای PC نمیرسه!

    ۰۰

  • ۱۳۹۰/۱۱/۰۴ در زمان ۲۲:۰۶:۴۲

    شاهکار داستانی بود حیف محیط بازی کوچیک بود (در مقایسه با اسکایریم ) ولی به شدت زیبا و با جزییات کار شده بود

    ۰۰

    • ★★
      ۱۳۹۰/۱۱/۰۴ در زمان ۲۳:۱۷:۳۱

      محیط بازی کوچیک نبود فقط فرقش این بود که بی خودی مثل اسکایریم بزرگش نکرده بودن. اسکایریم خیلی بزرگ بود ولی طراحی و جزئیاتش افتضاح بود. بعضی از سیاهچال ها (درست مثل آبلیویون) دقیقاً Copy+Paste بودن و کاملاً مشخص بود که سازنده ها کیفیت رو فدای کمیت کرده بودن. ویچر ۲ درسته Open-World نبود (الزامی هم نیست که باشه) ولی محیطش خیلی بزرگ بود و سیاهچال های خوشگل و با طراحی عالی داشت و واقعاً حس Exploration رو به آدم می داد. تو رو خدا به این بازی کم لطفی نکنید حیفه. اسم این بازی رو می شنوم از خود بی خود می شم. بهترین بازی عمرمه.

      ۰۰

      • ★★★
        ۱۳۹۰/۱۱/۰۵ در زمان ۱۲:۱۷:۱۷

        با سلام!

        قابل ذکر است این حقیر نسیان/Oblivion را بر روی سیستم خودم نصب دارم. خیر...سیاهچالهای اسکایریم شبیه نسیان نیست. بهتر است بازی نسیان را باز هم بازی کرده و مقایسه نمایید... باورم نمی شود که عظمت و چند لایه بودن سیاهچالها یا قرارگاههای زیر زمینی(داخل کوه) بازی اسکایریم را از نظر دور داشته اید(همانند Ansilvund و Forsaken) آن چند درصدی که هم از پلکان و محیط شبیه نسیان استفاده شده است علت دارد... اگر دقت می کردید این بازی قرنها بعد از حماسه مارتین می گذرد و نژادهای مختلفی از آنجا مهاجرت کرده و به اسکایریم آمده اند و باند و دسته برای خودشان درست کرده اند، سیاهچالها و ساختمانها برای خودشان بنا کرده اند. حتی مجسمه مقدس آزورا نیز توسط همانها ساخته شده و ایده و اهدافش از آنجا آمده است(اگر به برخی صحبتها دقت می کردید). بعبارت دیگر بعضی از نسلهای امروزی از سرزمینهای دیگر بدانجا هجرت کرده اند.
        درباره یک بازی(آنهم به بزرگی اسکایریم) به همین سادگی نقد و نظر ندهید. بازیی که به گفته کن لواین و کلیف بی و ... بعنوان بهترین بازی سال نامیده شده است.(از سایتها و همایشهای مختلف) . من سازنده این بازی نیستم که خودم را برایش فدا کرده یا خودم را بخاطرش با دوستان عزیزم وارد بحث کرده یا احتمالا دوستی را برنجانم، اما نباید اینگونه هم با آن برخورد کرد چرا که از این بازی به اندازه آن بازی لذت نبرده ایم.
        Whiterun یا Windhelm و یا ... به کدامین یک از معماریهای بازی نسیان شبیه است؟ اگر سیاه چالها را دیدیم آینها را هم ببینیم. کدام یک از محیط های پهناور و کوهستانی/ جنگلی ان شبیه بازیهای دیگر است؟ آب و هوا و تغییراتش!!!!!!
        اگر بازیها را اینگونه مقایسه می کنید(که اشتباه است) پس اینها را هم وارد اشتباه خود کنید!
        یا آنرا نقش آفرینی نمی دانید؟ اما بازیهای دیگر را که مجذوبش شده اید، نقش آفرینی هستند... حتی نور مشعل/Torchlight هم نقش آفرینی است هر چند از آن خوشمان نیاید.
        ---
        از تمامی دوستانی که بازی اسکایریم را نقش آفرینی به حساب نمی آورند، و آنرا فاقد داستان جذاب و فاقد هرچی!!! می دانند، دعوت به بحث و مباهله می کنم. از تمامی ارکان و المانهای نقش آفرینی گرفته تا سوراخ سمبه های سیاهچالهای سرزمین کوهستانی/جنگلی آن! لایه به لایه، بر سر ِ سگ پشمالو ریور وود دست کشیده تا بیرون کشیدن قلب ترول هایش پیش می رویم و نعره های بی همتای اژدهایان را از سینه خود خارج می کنیم... اگر فرصتی شد در یکی از کافی شاپهای اسکایریم بیتوته کرده وآهنگی با هم زمزمه می کنیم!...

        ** ما بچه های اسکایریم هستیم، ما همه عمر در آن زندگی کرده ایم، و موقعیکه سونگارد با اشاره صدایمان کند، هر یک از ما می میریم…اما این سرزمین مال ماست،… به افتخار شجاعت تان می نوشیم و می خوانیم…باور کن،باور کن، اژدها زاده می آید…**
        نغمه سرایی های ِ دلنوازان ِ اسکایریم از تامریل

        با تشکر از همه دوستان عزیزم!

        ۰۰

        • ★★★★★
          ۱۳۹۰/۱۱/۰۵ در زمان ۱۶:۳۳:۱۷

          @the nasser joker
          شما اگه میتونی مثل حامد در کمال ادب و با دلیل و منطق برتری یه چیز رو ثابت کن، این دفعه کامنت رو پاک کردم، تکرار بشه حتما Blacklist خواهی شد، چون این گونه رفتار ها اخیرا در سایت زیاد شده متاسفانه

          ۰۰

        • ★★
          ۱۳۹۰/۱۱/۰۵ در زمان ۱۶:۳۴:۱۱

          نمی دونم این چه ربطی داره؟ خب مارتین مرد و Septim ها هم منقرض شدن که چی؟! عجب! شما واقعاً از این حرفا خسته نشدید؟ این که ۸ نفر از بتسدا اومدن ۱۵۰ تا سیاهچال ساختن که نصفشون شبیه همه این حرفا رو نداره که، چرا طفره می رید. آدم توی سیاهچال ها واقعاً حوصله ش سر می ره! با این که اصلاً حوصله ی حرف زدن در مورد اسکایریم رو ندارم ولی چشم حرف می زنیم. از نظر من اسکایریم یه بازی در حد نمره ی ۸ یا ۸.۵ هست نه بیشتر.

          ۰۰

        • ★★★
          ۱۳۹۰/۱۱/۰۵ در زمان ۲۰:۵۷:۵۴

          با سلام!
          سرتیتر: سیاهچالهای نقدی!
          مقدمه: دوستان عزیز! بدلیل طولانی بودن دیدگاه، ابتدای هر پاراگراف را بخوانید اگر مورد پسند نبود، پاراگراف بعدی را بخوانید تا کل دیدگاه از دست نرود.
          --
          وحید عزیز!
          این گفته شما به هیچ وجه قابل قبول نیست" نمی دونم این چه ربطی داره؟ خب مارتین مرد و Septim ها هم منقرض شدن که چی؟! عجب! شما واقعاً از این حرفا خسته نشدید؟...."
          اما این دوست حقیر شما، با دلیل توضیح دادم که با بی دلیلی شما مواجه گشت که باعث نا امیدی است. فلذا ادامه را برای همه دوستان عزیزم راقم گشته و امیدوارم از فاز منطق برخودار بوده و مفید باشد.
          دیدگاه دوستانی را در بررسی داستانی بتمن شهر آرکام مشاهده کردم که از روی صدق و صفا اعلام کردند که بار اول بازی را فقط تمام کردند و حالا دوباره بازی را از اول اجرا کرده اند و به همراه من لذت دیگری بردند. چرا که صدق و گرمی مطلب این حقیر را دریافته و آن دریافتها را که با علاقه به اشتراک گذاشتم را حس کردند.
          می دانم هنوز باور نمی کنی که وسعت بعضی از بازیها فراتر از ذهنها و تصورات ماست. بخوبی جواب شما را برای تکراری بودن سیاهچالها و یا محیط بازی(البته به زعم شما – از نظر من اینطور نیست. با عکس و سند می توان اثبات نمود.) در دیدگاه بالا دادم. چه رکنی باعث گسترش فرهنگها و آداب و رسوم می شود؟ "مهاجرت" که بیشتر در گذشته نمود داشته است. به مهاجرت اروپایی ها به آمریکای تازه کشف شده دقت کنید. ببینید چطوری فرهنگشان را در بیشتر زمینه ها بین سرخپوستان و بومیهای آنجا رواج دادند. بطوریکه سرخپوستان آنجا بدون شلوار جین کابویی نمی توانند چپق بکشند! هر چند که بعضی از آداب و رسومشان هنوز پابرجاست. حال این امر را به بازی اسکایریم تعمیم دهید. که با سخنان درون بازی آنها بخوبی پاسخ داده می شود. تمامی ساکنان سرزمینهای مختلف در دنیای تامریل به هم ارتباط داشته و تاثیر پذیرفته اند. که جواب بالایی بروشنی مفهوم خود را رسانده و دیگر وارد این بحث نمی شوم.
          ---
          اصلا بحث اینکه یک نفر تمامی سیاهچالها و محیط درونی زمین را در بازی نسیان/oblivion طراحی کرده و حالا در بازی اسکایریم تعداد آنها شونصدتا! شده نیست. این بحث خارج از دایره انصاف و منطق است. اگر شما از سیاهچالهای ویچر۲ خوشتان آمده، از این بازی خوشتان نیامده مربوط به شماست و به نقد بازی مرتبط نمی شود. اصلا مقایسه دو بازی از این دریچه کار اشتباهی است. این حقیر از ویچر۱ بیشتر از ویچر۲ خوشم آمد اما این موضوع ربطی به سیاهچالهای آندو نداشت. اگر بحث طراحی هنری بازیست باید به کل بازی تعمیم داده شود نه فقط به یک جز!
          ممکن است شما جذب بازی اسکایریم نشده باشید و دائم به یاد بازی ویچر۲ بوده و از اسکایریم لذت نبرده باشید( که اشتباه است). من هم معجون جادویی به اسم "جذب بشو" نمی شناسم که به شما پیشکش کرده تا خورده و از اسکایریم تعریف کنید. اما در مقام نقد، اینگونه اظهار نظرات مورد قبول نیست.
          ---
          از دید این حقیر تکراری بودن محیط یا بافتها اصلا نقص بازی نیست. بعضی از دوستانم راجب بازی فرقه آدمکشها:افشاگریها نیز همین ایراد را گرفته بودند. لیکن من ِ بازیباز به فکر حل معماها و کشف حقیقت بازی بودم و جذب حرکات آکروباتیک و سریع و اکشن ناب بازی شده بودم...
          "سرم" به خود بازی و محتوایش "گرم" بود که به "سرگرمی" رسیدم! (اشاره به بحث بازی و سرگرمی در تاپیک دیگر – امیدوارم خوشتان آمده باشد).
          برای سینما آمدند و شهرک سینمایی ساختند و فیلمهای زیادی با همین لوکیشنها ساختند. اما آیا یکی آمد از تکراری بودن آنها سخن به میان آورد. یا اسب کـَهـَر ِ میرزا ابوالقاسم در فیلم "اسب نجیب" حضور داشته حالا در فلان فیلم دیگر با نام "همان اسب نجیب" نیز حضور دارد. فیلمها یا بازیها که به این چیزها بند نبوده و از این چیزها نقص نمی پذیرند. حالا از بازی لذت آنچنانی نبرده ایم، جزییات دیگرش برایمان بزرگتر می شود.
          از دوستان عزیزم می خواهم اگر درون سیاهچالها برایشان آنقدر مهم است، جزییات دیگر را نیز مد نظر قرار داده و از کنار آنها بسادگی نگذرند. بطوریکه تصورات سیاهچالی در برابر جزییات فراوان دیگر، محو خواهد شد. از تغییرات آب وهوایی و گسلهای زمین، عمق میدان و نحوه چینش عناصر محیطی، از زیبایی های هنری محیط و گاها بعضی از مدلهای درونی و بیرونی زمین، از تغییرات زیبای آسمان و شفق هایش و ...........................(جزییات دیگر) نیز گفته و غافل نمانید. اگر اشکالی را وارد می دانید به عناصر اصلی بازی وارد کنید. حکایت شما همانند کسی است که دوست بسیار خوب و با معرفتی و خوش اخلاقی دارد ولی دائم یاد جوراب سوراخ دوست خود در مهمانی دیشب می افتد!!! (حال کردید؟!) یا اینکه فقط به بینی گنده او گیر دهید، که در حین چایی خوردن به فنجان گیر می کند!!!
          ---
          باید هر بازی بدرستی شناخته شود. که چه می خواهد بگوید و چه می خواهد به مخاطب ارائه دهد. اینکه دائم المانهای این بازی را با آن بازی مقایسه کنم، اجحاف در حق بازی بوده و ضربه به نقد می زند. هر بازی شخصیت خاص خودش را دارد، که باید بطور مجزا مورد بررسی قرار گیرد. حال ممکن است دوست عزیزی بگوید از عنوان اول این بازی بیشتر خوشم آمد. یا استایل سبک این بازی را بیشتر می پسندم. سبک نقش آفرینی، یک تعریف مشخص دارد. اما در بعضی از المانهای بازی ممکن است تنوع و تغییراتی حاصل گردد. ممکن است مبارزات یک بازی بصورت نوبتی باشد. حال بازیبازی ممکن است از این شیوه مبارزه خوشش نیاید اما نمی تواند بگوید این اکشن این شیوه به بازی نقش آفرینی نمی خورد. ممکن است در این سبک امکان استفاده از یک نفرهمکار را داشته باشید و در بازی دیگری، چهار نفر را در کنار خود حس کنید بنابراین باز هم نمی توانید بگویی المان نقش آفرینی در این بازی قویتر است و ........الی الآباد.
          جان هر که دوست دارید اول خود بازی را بشناسید، سبکش را بشناسید، حرفی که می خواهد بزند، بشناسید. من نمی دانم بازیباز و منتقدی که سی درصد از بازی(هر بازی) را رفته چطور می تواند نقد درستی از بازی را انجام دهد؟ اینکه یکدفعه بیاییم بگوییم گرافیک هنری این بازی خوب است بافتها ۵۰ درصد خوب است، که کاری ندارد. همه دیدند و حس کردند. ماشاال.. همه یک پا منتقد هستند، من هم روی این همه!!!
          ---
          پای امتیاز را به میان کشیدید و به بازی ۸.۵ داده اید، این نظر شماست که به هیچ وجه از ارزش چهل و خورده ای امتیاز بالای ۹ این بازی کم نخواهد کرد که از سایتهای معتبر خارجی گرفته است که ما هر روز خبرهای خود را از آنجا ترجمه می کنیم. چه من و تو بخواهیم و نخواهیم این بازی توانسته است نظرات بسیاری را بخود جلب کند و در رقابتها متنوع برنده شده و خواهد شد. این بازی و بازیهای سرچشمه(لغت زاییده شده از من برای این نوع بازیها که مدتهای قبل مورد استفاده قرار می دادم) همانطور که قبلا گفتم و دوست عزیزم آقای میرابی اشاره کردند، در سبک خود تحول ایجاد کرده و مورد بررسی و الگو برداری قرار خواهند گرفت.
          ---
          این قسمت را کوتاه عرض می کنم چرا که می توان بحث را بیشتر باز کرد:
          بعضی از دوستان عزیزم، بازی را بیشتر H&S نامیده و ارزش نقش آفرینی آنرا پایین آورده اند. بازی بتمن شهر آرکام را در نظر بگیرید که شما می توانید سینه سپر کرده و با دشمنان رو در رو مبارزه کنید و بالطبع بار اکشن بازی را بیشتر حس می کنید. ممکن است بازی را با فریب ها و مخفی کاری بیشتر به اتمام برسانید و باز هم بالطبع بار مخفی کاری آنرا بیشتر و اکشنش را کمتر ببینید و یا حتی بر روی معماها بیشتر تمرکز کرده یا نکنید و همینطور تا هر جا که دوست دارید در نظر بگیرید.....
          همین دوستان اگر بازی فاینال فانتزی ۱ تا .... ۱۳ را انجام دهند، به چه نتیجه ای خواهند رسید.
          دریچه دیگری را باز می کنم. دوستانی ممکن است از سبک استراتژی بازی رم/Rome بیشتر خوششان آمده و آنرا استراتژی اصل یا کامل بدانند که بار تفکر زایی بیشتری بهمراه دارد و بازی چکش جنگی/WaeHammer40000 را اصلا در حد و اندازه های بازی استراتژی ندانند. اما همه می دانیم که آنها از ستون فقرات همین سبک سود برده اند.
          بسیاری از دوستان، نحوه دیالوگ گویی و پیچش آنها در بازی عصر اژدها/Dragon Age را بیشتر پسندیده و روابط عاطفی موجود در آنها را بیشتر به یاد می آورند و گمان کنم یواش یواش آنها را یکی از ارکان بازیهای نقش آفرینی دانسته و بازیهای مظلوم دیگر را با این شلاق نوازش کرده و آنها را H&S عاطفی ننامند!!!
          حتی بعضی از دوستان ممکن است بگویند، چون در بازی ایکس، طراحی شکل وشمایل کاراکترها در ابتدای بازی در دسترس نیست این یک بازی نقش آفرینی کامل و درستی نیست. پس درباره بازیهایی چون ویچر و ... چه می گویند؟(تمامی این مثالها با مفهومی همراه هستند.)
          بازی اسکایریم در سبک نقش آفرینی بوده و چارچوب آنرا بخوبی حفظ کرده و گسترش داده است. حالا بعضی از دوستان این حس را نمی توانند دریافت کنند، به خود بازی مرتبط نمی شود. اگر پایمان خواب رفته و بی حس شده باید آنرا مالش داده و حس دارش کنیم!!!
          ---
          موخره:
          آنچه که می پسندیم مهم است اما کافی نیست و ربطی به بازیها و ذات آنها و آنچه که قرار است تعریف کنند، ندارند! بازیها را با دید شخصی و علایق خود به نقد نکشیده بلکه از دید خود بازی و ذاتش به نقد بکشید.
          ---
          باتشکر از همه دوستان عزیزم!

          ۰۰

        • ★★
          ۱۳۹۰/۱۱/۰۶ در زمان ۰۰:۲۷:۱۱

          باز هم ممنون از جوابت. اولاً بذارید یه چیزی رو بگم لطفاً بحث های حاشیه ای نرید! بحث وارهمر و استارکرفت و ... ! داریم در چهار چوب نقش آفرینی حرف می زنیم. این حرف شما به هیچ وجه قابل قبول نیست. شما خیلی بتسدا رو دست بالا گرفتید (منظورم همین سیاهچال های تکراری هست). کم کاری سازنده رو به حساب دور اندیشی اونا می ذارید! عجب! یادمه زمان مقایسه ی گرافیکی فضای مرده ی ۲ بین ایکس باکس ۳۶۰ و پلی استیشن ۳ دوستی اومد گفت چون رزولوشن توی نسخه ی ایکس باکس پایین تره یه جورایی این باعث شده نور پردازی ش نسبت به نسخه ی پلی استیشن ۳ بهتر باشه! این حرف اون بابا دقیقاً مصداق صحبت های شماست. این که سازنده ها توان و فرصت (یا هر چیز دیگه) این رو نداشتن که سیاهچال های مختلف بسازن دلیل بر ضعف اوناست. هیچ سازنده ای نمیاد محیط های تکراری بذاره توی بازیش صرفاً به دلیل این که ممکنه یه گیمری مثل شما این قدر قوه ی تخیلش خوب کار می کنه و فکر می کنه سازنده خیلی دور اندیش بوده که اومده محیط های تکراری گذاشته! ببخشید اصلاً لابد باید خیلی هم خوشحال باشیم که داریم توی محیط های تکراری بازی می کنیم! خدا رو شکر بازی توی ایالت جدید اسکایریم هست و توی محیط های آبلیویون اتفاق نمی افته وگرنه هرگز بتسدا رو نمی بخشیدم. من اسکایریم رو با بازیی مقایسه کردم که در یک سال با هم منتشر شدن. هر دو یک ژانر دارن و هر دو رو از یک نظر (کیفیت سیاه چال ها) مقایسه کردم؟ کجای این مقایسه ایراد دارد؟ مسلماً نمی شه فقط از روی کیفیت و تنوع سیاهچال ها دو بازی رو با هم مقایسه کرد و گفت فلان بازی به خاطر سیاهچال هاش بهتره! من همچین حرفی نزدم ولی ظاهراً شما برداشت اشتباه داشتی. این که من سیاهچال های ویچر ۲ رو دوست دارم نظرم هست که شما خودتون گفتید نظرت رو بگو و منم گفتم. ضمن این که من ویچر ۲ رو بعد از اسکایرم بازی کردم یه وقت سوء تفاهم پیش نیاد که فکر کنید من در زمان بازی کردن اسکایریم در فکر ویچر ۲ بودم! بحث طراحی هنری هم به موقعش خواهم گفت. شما آبلیویون (فراموشی) را به این راحتی فراموش کردید؟! این بازی در زمان خودش چه گرافیکی داشت؟ چه محیط های بزرگی داشت؟ یادتون میاد؟ اما الان چی؟ گرافیک افتضاح در اسکایریم رو می بینید. برای چی شما گرافیک براتون مهم نیست؟ گرافیک فاکتور مهم هر بازی هست که به جرات توی همه ی بازی هم باید بهش توجه کرد (حالا شما هر چه قدر می خواین من رو گیمر ظاهر بین بدون). حتی خود تاد هاوارد هم قبل از این که اسکایریم منتشر بشه کلی در مورد موتورش حرف زد که مشخصاً دروغی بیش نبود. هایپ ها و سر و صدا های تاد هاوارد در مورد توانایی های موتورش نشون می ده که گرافیک و به طور کلی بخش فنی توی اسکایریم اهمیت داره و سازنده هم اینو قبول داره ولی شما انکارش می کنی و می گی من از داستان و گیم پلی و ... لذت بردم! یعنی گرافیک کشک! این نظر شماست که اصلاً هم باهاش موافق نیستم. تنبلی سازنده ها رو نمی شه به این راحتی ها پوشوند. ضمن این که بنده صرفاً در مورد گرافیک حرف نزدم بلکه در مورد بخش فنی بازی حرف زدم که واقعاً ناقص و پر از ایراد هست شما خیلی راحت می تونید همه ی این ها رو نادیده بگیرید (چه می شود کرد شما این بازی رو دوست دارید!) ... اینا رو شما گفتید: "تغییرات آب وهوایی و گسلهای زمین، عمق میدان و نحوه چینش عناصر محیطی، از زیبایی های هنری محیط و گاها بعضی از مدلهای درونی و بیرونی زمین، از تغییرات زیبای آسمان و شفق هایش" ... اینا به هیچ وجه ربطی به بخش های فنی یه بازی نداره اینا بیشتر جنبه ی هنری دارن اصلاً هم تکنیک های جدیدی نیستن! تغییرات آب و هوایی؟! طوری حرف می زنید انگار برای اولین بارتان هست که همچین چیزی می بینید! در ویچر ۲ هم اینا وجود داشتن و از قضا با کیفیت بالا تر. تغییرات آسمان و شفق هاش چیز عجیبی نیست البته بهتون حق می دم بازیی که از نظر فنی چیزی در حد فاجعه است باید هم فقط چسبید و بخش های هنری اون رو گرفت ..... بحث طولانی شد ... در مورد المان های نقش آفرینی حرف زدید. ژانر نقش آفرینی تعریف مشخصی داره. المان های مشخصی داره. استاندارد های مشخصی داره. همون طور که اگه به شما بگن المان ها و استاندارد های بازی های TPS (تیز اندازی سوم شخص) چیه به سرعت فکرتون سمت Gears of War می ره و می گید کاور گیری، سلاح های متنوع و بالانس شده، هوش مصنوعی عالی، تنوع دشمن ها، گرافیک بالا و ... نقش آفرینی هم به همی صورت هست و یک سری المان ها داره که در موردش حرف می زنم بعداً ولی مطمئن باشید این المان ها چیز های پیش پا افتاده ای مثل کوه و دشت و زیبایی های محیطی و جنگل و آبشار (!) و غیره نیست. این که می گیم اسکایریم نقش آفرینی نیست خودش یه بحث مفصل هست که سر فرصت می گم. من به این بازی امتیاز ۸ رو دادم نه ۸.۵ (امتیاز ۸.۵ منظورم حد اکثرش بود) و این که نظر من برای سایت های خارجی به ظاهر معتبر مهم نیست و ارزش نمراتش رو پایین نمیاره حرفیه برای خودش ولی در جوابتون باید عرض کنم نمرات بالای اون ها هم تاثیری روی من نداره چون سعی می کنم تحت تاثیر جو قرار نگیرم. در مورد بتمن حرف زدید. اولاً با تشکر از مقاله تون که متاسفانه به خاطر کمبود وقت نخوندم (ولی پی دی افش رو دانلود کردم که حتماً بعداً بخونم) و هنوز هم بتمن رو بازی نکردم ولی قول نمی دم که حتماً بهش امتیاز ۱۰ بدم! ..... در مورد نقش آفرینی توی تاپیک دیگه ای بحث می کنیم (چون این تاپیک قدیمی شده) اما بنده اون قدر نادون نیستم که فقط بازی هایی رو نقش آفرینی بدونم که مثل عصر اژدها باشن! Party-Baesd باشن و دوربین ایزومتریک داشته باشن! کسی که می گه بازی هایی مثل دوس اکس یا ویچر نقش آفرینی نیست صرفاً به دلیل این که نمی شه چهره ی کاراکتر رو تغییر داد مسلماً از نقش آفرینی چیز زیادی سر در نمیاره چون هنوز فرق بازی های نقش آفرینی رومیزی و مدرن رو نمی دونه. من قطعاً برای این که در مورد یه بازی نظر بدم خود بازی رو می شناسم و می دونم با چی طرفم بعدش با بهترین های ژانر خودش و هم زمان و دوره ی خودش مقایسه می کنم .... هنوز در مورد اسکایریم من نظرم رو نگفتم فقط جواب حرف هاتون رو دادم ... این بحث ادامه دارد ...

          ۰۰

        • ★★★
          ۱۳۹۰/۱۱/۰۶ در زمان ۱۲:۵۵:۱۸

          با سلام!
          سرتیتر: کمی سفید چال!
          مقدمه: توضیحات فوق در جهت روشن شدن زوایای تاریک بوده تا این حقیر و سایر دوستان(با توجه به توضیحات سایر دوستان) از این ره مطالبی را بیاموزیم و هدف همین است. بنابراین دلی حاضر و گوشی شنوا و زمانی برای خواندن!
          توضیحات طولانی خود را در چند بخش آورده و آنها را در پشت یکدیگر درج می کنم. بنابراین آنها را ازیک بدنه و پیکر محسوب دارید.
          ---
          بخوبی مشخص است که کلام مرا درک کرده ای اما... از مثالهایی که درباره چکش جنگ و دیگر بازیها زدم تفاوت و تنوع فکری را برای شما و تمامی دوستان عزیزم توضیح داده و اشکالات و منطقی نبودن بعضی از آنها را بر شمردم. اینکه بعضی از دوستان المانهای فرعی(که علایق خودشان) را جزو ارکان اصلی بازیهای نقش آفرینی یا سایر بازیها می گنجانند، امری اشتباه و گمراه کننده است. اگر بازیبازی از اکشن سریع بازی اثر جرمی لذت برده است نمی تواند آنرا امری غالب دانسته و اینک از بازی فاینال فانتزی هم همان را انتظار داشته باشد. و بلعکس! بازیبازان دیگر اثر جرمی را یک H&S نامیده و عناصر نقش آفرینی بارز آنرا در سایه اش!!!
          شرکت بتسدا، بزرگ است و خودش این را ثابت کرده است و بنابراین با گفتن من و شما، دو اینچ هم به بزرگیش اضافه نخواهد شد. بحث به انحراف کشیده نشود، بهتر و امن تر است!!!
          ---
          بنابراین جملات شما : "بتسدا رو دست بالا گرفتید... کم کاری سازنده رو به حساب... هیچ سازنده ای نمیاد محیط های تکراری بذاره توی بازیش... ازی توی ایالت جدید اسکایریم هست... "
          بار منطقی و ارزش بحث و ادامه ندارد. و بیشتر از روی عصبانیت و بی حوصلگی است. در نتیجه پاسخی بهمراه نخواهد داشت.
          ---
          پاسخ سیاهچالها و محیط تکرای(مورد ادعای شما) را در دیدگاههای بالا ارائه دادم(که بخوبی در دیالوگهای بازی نمود داشته است.) و لازم به ارائه توضیح بیشتر نمی بینم. شما بر صراط خود باشید و میتوانید از روی اجبار و اصرار آنرا از تخیلات و قوه تخیل من بدانید. که این حقیر، نیازی به اجبار برای تغییر تصورات شما نمی بینم.

          ادامه دارد...

          ۰۰

        • ★★★
          ۱۳۹۰/۱۱/۰۶ در زمان ۱۲:۵۷:۲۹

          ادامه از قبل...

          اما بحث گرافیک: (در کل با آنهایی که دائم از گرافیک مثال می زنند، حرفی ندارم- خصوصا با این تنوع آب و هوایی در سیستم های بازیبازان)
          گرافیک بازی را جزو المانهای اصلی یک بازی نمی دانم و آنرا امری نسبی می دانم(شما می توانید آنرا مهم ارزیابی کنید). چرا که گرافیک پر زرق و برق دار باعث نجات یک بازی و جذابیتش نمی شود و در تاریخچه بازیها نیز ثابت شده است. چرا که اگر بازیی ستون فقرات خودش را نداشته و بر پایه آن استوار نشود نمی تواند لباس گرافیک را بر تنش کرد. اگر خانه ای دارای پی و دیوار نباشد نمی توان آنرا کاغذ دیواری کرد! بازیهای کنسول Wii از گرافیک کنسول های PS3 و XBOX360 بهره نمی برد اما همچنان محبوب و پرفروش هستند. آقای سید طه رسولی(منتقد و سردبیر دنیای بازی) در نقد زلدا بر این عقیده استوارند که اگر بازی زلدا با گرافیک پیکسلی نیز ارائه شود، طرفدارانش آنرا بازی خواهند کرد(وحید عزیز شمام میتوانی این بازی خوش ساخت را به چوب گرافیک نداشتن در مقایسه با بازیهای دیگر زده و از لذت بازی کردنش محروم شوی).
          از نظر این حقیر زیر سوال بردن یک بازی بزرگ و محبوب از طریق گرافیک امری نادرست و اشتباه است. در ضمن بازیهای دنیای باز و بسیار پیچیده در محاسبات جوی و محیطی، نمی توانند از گرافیک بسیار بالا(خصوصا در کنسولها) بهره برند. بازیسازان بازی اسکایریم نیز هدفشان ارائه بازی با آن گیم پلی جذاب بر روی محیطی بسیار متنوع و از لحاظ آب و هوایی متغیر بوده و از این رو موتور بازی سازیی را طالب بودند که بتوانند بازی خود را بر اساس آن بنا نمایند که موفق هم شدند. یادم است که کارگردان بازی ساخت این بازی را منوط به داشتن موتوری که توانایی اجرای این محاسبات پیچیده و آب و هوایی را دانسته(موتور آفرینش)، و این امر را ذکر کرده بودند(بنابراین کلام شما منتقی است).
          بازی پرندگان خشمگین/Angry Birds ، برزخ/Limbo، سم و مکس/ Sam &Max ، سری زلدا، The Sims ، سری ماریو، .....تا بازیهای جذاب شبکه جزو بازیهای محبوب و مطرح بوده که از گرافیکهای آنچنانی بهره نبرده و اما المانهای اصلی قدرتمندی دارند. حالا شما و دیگر دوستان از این بازیها لذت نمی برید اما چوب نقدش را به گرافیک و و محیط تکراری آن نزنید. بازی بتمن شهر آرکام را مثال می زنم. در همین بازی بارها مجبور هستید از محیطهای تکراری برای انجام ماموریتها عبور کنید. این امر همان حرف شما را در ذهن متبادر می کند که انگار از یک محیط و سیاهچال بارها استفاده شده است(آمد و شد مکرر به یک محیط). اما این نقص بازی در برابر بازیهایی که از مراحل مختلف و طراحی های مختلف سود می برند، نیست. هنر بازی سازان این بازی در جایی دیگر در طراحی محیط بازی نمود می یابد(بحث مفصلی است).
          بازیهای Just Cause و Stalker و Alpha Prime و Time Shift و Xman Origin و Damnation و ... بسیاری از بازیهایی که انتظار زیادی از آنها می رفت، و از گرافیک بالایی در زمان خودشان سود می بردند نتوانستند در عمل به موفقیت مورد انتظار دست یابند.
          آنچه که من از تغییرات آب و هوایی و موارد دیگر مثال آورده ام، در جهت توضیح این امر بوده که اگر دوستان عزیز داخل سیاهچالها را به رخ می کشند(که نادرست و غیر منطقی است) این موارد را نیز لحاظ نمایند. این خوب و منطقی نیست که کل شخصیت یک بازی(که درباره انسان در دیدگاه بالا توضیح دادم) را در این اجزا جستجو کرده و آنرا غالب بر المانهای بزرگ و جذاب دیگرش بدانید(صرفا در جهت باز شدن چشمان بسته گفتم). در سینما هم یک قاب هنری(همان گرافیک هنری در بازیها) را براساس تکنیکهای نورپردازی و فیلمبرداری و موارد دیگر(گرافیک فنی در بازیها) به تصویر کشیده و در برابر چشم ناظران قرار می دهند. اگر اینگونه بود که شما اظهار می دارید الان باید هر فیلم سه بعدی که با تکنولوژی روز ساخته شده بعنوان بهترین فیلم سال معرفی شوند!!! چرا الان هم با وجود پیشرفت تکنولوژی، بسیاری از صحنه های فیلمهای قدیمی و کلاسیک را جزو بهترین آثار هنری می دانند(کازابلانکا و پاپیون و پدرخوانده و ....). در حالیکه در آنزمان دوربینهای دیجیتالی و لنزهای پرقدرت و سه بعدی ساز و تکنیکهای پیچیده نورپردازی و چه و چه وجود نداشت. مهم همان به تصویر کشیدن هنری آن نما و یا قاب است که حس و حال صحنه را بخوبی القا نماید و بتواند حرف اصلی فیلم را بخوبی به مخاطب القا کند.
          وقتی شما در برابر یک صحنه زیبا که در برابرتان چندتا ماموت بهمراه پروانه ها و روباه در حال حرکت از چپ به راست، که در بالای سرتان شفق زیبا و در زیر پایتان گسلهای جوشان و گلهای زیبای کنارش که دشتی را به وسعت افق نشان می دهد، که آبشاری کوچک در کنارش به پایین در می غلطد در حالیکه ماهیان خاصی از پایین به بالای آن در حال پرش و عبور از آن هستند، که بناگاه گرگی از سمت راست به چپ وارد شده و خرگوش در حال حرکتی را شکار می کند، در حالیکه کمی دورتر شکارچی را مشاهده می کنید که به آرامی به شکارش نزدیک شده و او را به نیزه اش شکار می کند، و بناگاهی دیگر صدای غرش اژدهایی بر فراز شهری نیز به گوش می رسد و حرکت مارپیچش با آتش شعله ور از دهانش، و در همین حین بادی سرد شروع به وزیدن کرده و در عرض چند دقیقه بارش برف را شاهد می شوید، و همین صحنه را قاب می گیرید، گرافیک هنری بازی و بازی سازانش به ظهور می رسد. فقط کافیست در قابی درست قرار گیرید و یا قابی درست را به تصویر بکشید(مفهومی در بر دارد).
          اگر سیاه چالها را می بینید، سفید جاها را نیز نظاره نمایید. اما(از طرز پاسخ گویی شما) می دانم که مرغ شما یک پا دارد. بنابراین با آن نمی توان یک مرغ شکم پر ِ لذیذ پخته و از مهمانان پذیرایی کرد!!! دوستان عزیزی که اینگونه بازیها را رصد می کنند، در کیش و مسلک خود بمانند اما من جزو آن فرقه ام که المانهای اصلی بازی را در چیزهای دیگر می دانم. و اگر بحث گرافیک به میان آید به همان گرافیک هنری بسنده می کنم. و اگر حرف از گرافیک فنی بازی است باید با مدرک همراه باشد. که درباره بازی اسکایریم و موضوعات نورپردازی و عمق نمایی اش، آنطور که شرح داده اید قابل پذیرش این حقیر نیست. گرافیک بازیها و المانهای فرعی دیگر را باید در صورت لزوم و در جایی دیگر بطور کامل به نقد کشید.
          مثالی دیگر: تصور کنید فیلم کازابلانکا و ترمیناتور ۲ را در تلویزیونهای معمولی با لامپ تصویرهای حبابی به نظاره بنشینید(آنزمان هم غیر از این تلویزیونها نبود) آیا باز هم لذت نبرده و پیام فیلم را دریافت نمی دارید و به تفکر نمی نشینید و در نهایت به سرگرمی نمی رسید(واژه سرگرمی این موارد را در خود دارد چرا که در ابتدا هم همین قصد را داشتید.)؟ بله... ممکن است بگویید اگر در سینما می دیدم تاثیر بهتری می گرفتم اما من میگویم هنر فیلمسازی در همین است که وقتی فیلم را از مجراهای مخلتف دیدی به هنر و لذتش دست یابی و فیلم بتواند خودنمایی کند. وقتی بازی زلدا توانسته در همین کنسول Wii دل خیلی ها را گرم کند و آنها را سرگرم نماید بطوریکه آقای طه رسولی به آن ۵ از ۵ (و خیلی از منتقدین دیگر- آقای کیانوش کنی، سردبیر مجله بازی رایانه هم آنرا پیشنهاد داده اند)می دهد، باید اذعان داشت توانسته بازی موفقی بوده و هنرش را فارغ از مسائل دیگر به دلها و گوشها رسانده و آنها را نوازش نماید. حالا ممکن است شما از این بازی خوشتان نیاید، نیاید... چیزی از بزرگی این بازی کم نمی کند. برای همین است که به آقای طه رسولی در میزگرد اعلام کرده بودم بهتر است منتقدی که از سبک یا بازی خوشش نیامده به سراغ نقد بازی نرود(خصوصا غیر منصفها). اگر هم می رود باید تمامی المانها را در نظر بگیرد و قوتی را به ضعفی به سخره نکشد!!!

          ادامه دارد....

          ۰۰

        • ★★★
          ۱۳۹۰/۱۱/۰۶ در زمان ۱۲:۵۹:۰۳

          ادامه از قبل...

          درباره بازیهای نقش آفرینی:
          فرموده اید " نقش آفرینی هم به همین صورت هست و یک سری المان ها داره که در موردش حرف می زنم بعداً ولی مطمئن باشید این المان ها چیز های پیش پا افتاده ای مثل کوه و دشت و زیبایی های محیطی و جنگل و آبشار (!) و غیره نیست..." ---
          شرح من: اینگونه که کوه و دشتم را به المانهای نقش آفرینی چسبانده اید، و مرا هم مع ذالک....درست نبوده و می دانم که جواب خود را تا حدی گرفته اید. این تقصیر بازی سازان نیست که اگر بازی نقش آفرینی تولید می کنند که دیالوگ گویهای آن شبیه بازی عصر اژدها نیست و تا آن حد پیچش ندارد، مورد توجه اینگونه دوستان واقع نمی شود(کلی عرض می کنم). که بخشی از آنرا در مثالهای دیدگاه بالای خودم عنوان کردم. اینکه برخی دوستان اینگونه نقش آفرینی ها را طالبند دلیل بر نامطلوب بودن سایر نقش آفرینی ها نیست. چرا که بعضی از المانهای فرعی را آرام آرام وارد این سبک از بازیها کرده و آنرا بزرگ جلوه داده اند. اما اگر بازی اسکایریم، لیلینا و تریس مریگولد ندارد، مشکل از خود بازی نیست. اگر عناصر نقش آفرینی اش شبیه بازی شبهای نوروینتر نیست و آنگونه سطح تجربه اش بالا نمی رود(در صورتیکه درست متوجه نشده اند)، تقصیر بازی نیست که آنرا ناقص العضو نامیده و دست و پایش را نقش آفرین نمی نامند!!!
          بازیها را باید شناخت... باید آنها را درست بازی کرد. مثل هر حریف کشتی، باید اول آنها را برانداز کرد تا قلقش دستت بیاید. اینکه از قفل شدن سطح تجربه یا سطوح دیگر ایراد می گیرید علتی در خودش نهفته دارد. اینکه بازیی بسازی که خطی بوده یا پشت سر هم قرار گرفتن مراحل اصلی را طوری در نظر بگیری که بازیباز در سر همان زمان مشخص بدانجا برسد، می تواند امکان تنظیم سطوح دشمنان را بدهد. یا حتی اگر جای بسیار مهمی را برای مراحل آخر یا اهداف مهم دیگری در نظر داشته باشید، می توان با گذاشتن یک دشمن بسیار قوی بر سر راه که کشتن آن منوط به داشتن یک جادو است، برای جلوگیری از پیشروی بازیباز به این خواسته خود نائل آیید. اما بازی اسکایریم و سایر بازیهای مشابه یک دنیای بسیار باز را در بسیاری از المانها به تصویر می کشند(حتی بازی شبهای نوروینتر نیز به این شکل نیست). بنابراین مشخص نیست که برای رسیدن به فلان نقطه و انجام ماموریتش، چه زمانی خواهید رسید. بنابراین بالانس کردن بعضی سطوح امری الزامیست. در این حال شما همیشه آماده مبارزه ای هم شکل و بالانس شده هستید. اینکه لذت بالا رفتن سطح از دست می رود، اصلا اینگونه نیست. در فلان قسمت، فلان دشمن حاضر است که کشتنش اصلا آسان نیست آیا کشتن کورال میل یا اسپیریگان مارتن یا درمورد یا سه ارواحی که برای درست کردن گردنبند با شما مبارزه می کنند، یا عفریته های الف(جن) و یا آدمهای اولیه و قد بلند یا ... کار آسانی است. که بدون کمک گرفتن از یار کمکی و جادوها و معماهای جادویی کار بسیار مشکلی است. چرا؟... چون هر کدام دارای تکنیک خاص و مرگ آوری هستند که اگر شما خود را مجهز به محلولها و لباسهای خاص نکنید، مرگتان حتمی است. بازی را در درجات بالا بروید تا تفاوتها را حس کنید. بر سر راه شما همیشه دشمنان خاصی حضور دارند که با بالانس بوده سطوح ارتقا یافته اند که حتی بعضی ها از قدرت بالاتری برخوردارند(آدمهای اولیه و قدبلند) اما این همه ماجرا نیست بلکه نقاط ضعف موجودات به بعضی از جادوها را هم در نظر بگیرید. خرچنگهای رودخانه ای در برابر جادوی آتش آسیب پذیرترند و یا رباتهای شهر Mzulft که در برابر جادوها مقاوم ترند و .... موارد دیگر!
          تمامی این المانها و ترکیباتش را به فرمول تبدیل کنید تا ببینید که به چه ترکیب فک اندازی روبرو می شوید. در ادامه جاهای خاص و مهمتری وجود دارند که دشمنهای خاص تری را نیز می طلبند که با تجهیزات خاصی مجهز شده اند. بنابران قدرت آنها توسط این تجهیزات افزایش می یابد(دقت فرمودید). فقط تنظیم و بالانس سطوح نیست. ریزه کاریهای دیگر هم وجود دارند. به همین سادگی هم نیست که بعضی از جاها پا گذاشته و سالم بیرون روید. خود من بارها در بعضی از سیاهچالها و قرارگاههای زیرزمینی بشدت زمین گیر شده و به دلیل بکار بردن جادوها و تجهیزات نادرست و موار دیگر به مشکل برخورده ام. گرفتن تجهیزات قویتر که در این بازی از نظر تنوع و ترکیبات بیداد می کند، را به جذابیت بازی و سبک نقش آفرینی اضافه نمایید.

          ادامه دارد...

          ۰۰

        • ★★★
          ۱۳۹۰/۱۱/۰۶ در زمان ۱۳:۰۱:۱۶

          ادامه از قبل ...

          **به این بخش خوب دقت کنید: (می خواستم بطور جداگانه و در مقاله ای دیگر عنوان کنم اما بطور خلاصه در اینجا ذکر می کنم.)
          بعضی از دوستان پرکها/Perk را عنصری ناموزون و نادرست برای بازی اسکایریم می دانند و آنرا در جهت ساده سازی بازی دانسته و بدور از المانهای نقش آفرینی در نظر می گیرند. بسیار خب... این نظر آنهاست و نتوانسته اند با آن ارتباط برقرار کنند(قابل احترام اما قابل انتقاد). اینکه بعضی از بازیبازان دوست دارند در مجموع هم جادوگر بشوند و هم جنگجو و هم سارق و هم ... به خود آنها مربوط است و نقایص وارده به بازی از این ره نادرست بوده و بلکه نقص را به خود آنها متوجه می سازد. اینکه بازیبازی بالابردن دستی المانهای اصلی را می پسندد به بازی مربوط نیست. بلکه باید بدرستی با بازی منطبق شده و جذابیتهای دیگرش را کشف کرده و سرگرم شود. اگر قرار بود درب به همان پاشنه بچرخد و همه بازیهای از یک الگوی مشخص استفاده کنند که این پیشرفت در سبکها و بازیها بوجود نیامده و نمی آمد. من قول می دهم اگر بازی ویچر ۲ از لحاظ داستانی و جذابیتهای فرعی! خالی بود دیگر اینقدر مورد عنایت دوستان عزیز واقع نمی گشت.
          ---
          مثالی دیگر می آورم. بازی ویچر۲ را بازی بدی نمی دانم(هر چند نقایصی را به ریتم بازی و نقاط خاصی از روایت داستانیش وارد می دانم که ممکن است درست و منطقی هم نباشد!) اما تابحال دقت کرده اید که بخش ارتقا جادوها و توانایی های این بازی شبیه پرکها است. دوباره نظر کنید!!! این بازی در بخش تواناییهای فرعی کاراکتر چهار بخش را شامل می شود.
          بخش جادوها(۱۵ عنصر) – بخش توانایی شمشیر زدن(۱۵ عنصر) – بخش محلولهای شیمیایی(۱۵ عنصر) – بخش آموزش(۶ عنصر) : که با باز کردن و کسب آنها می توان خصوصیات متقاعد سازی، داد و ستد و زیرکی و تقویت .... را گسترش داد.
          بعنوان مثال: با کسب توانایی کنترل کردن نیرو و اجرای آن می توان تمامی مقاومتهای بدن را سی درصد افزایش داده . قدرت جادوها به مقدار هفت درصد افزایش یافته و آدرنالین تولید شده در بدن به اندازه شصت و پنج درصد افزایش یابد. و توانایی های دیگر نیز کم بیش به همین نحو هستند.
          و چهار رکن را در بخش توانایی های اصلی کاراکتر شامل می شود که با گرفتن تجربه لازم، آنها نیز افزایش می یابند.:
          خصلت میزان و شدت ضربه – خصلت انرژی و حیات – خصلت دفاعی و قوت زره ها – خصلت نیرومندی
          در این بازی امکان ترکیب و تولید داروهای مختلف و امکان استراحت(در حالت مدیتیشن) و امکان استفاده از سه دارو در کنار یکدیگر، امکان استفاده از بمبها و تله ها و کاردهای کوچک فراهم است. داروها و غذاها و کتابها و طومارهای جادویی و وسایل مختلف(سنگهای معدنی مختلف و شیشه های نگهداری ارواح و ...) و نوشیدنی ها و انواع و اقسام زره ها.....
          و امکان انتخاب نژادهای مختلف را ندارد(از عناصر اصلی سبک نقش آفرینی نیستند اما هر نژاد توانایی های خاص خود را دارند که می توانند تاثیر گذار باشند. البته نقصی بر بازی ویچر نیست اما وقتی از سیاه چالها می گویید، مرا هم مجبور می کنید به این وارد هم اشاره داشته باشم که البته در انتها به نتیجه گیری خواهم رسید).
          ---
          در بازی اسکایریم:
          *تعداد نژادهای قابل بازی ۱۰ نژاد که بعنوان نمونه:
          Imperial: که در شمشیر زنی و جادو تبحر دارند. تاجر و دیپلمات هستند. و صدای پادشاهی(قدرت ویژه) آنها باعث آرام شدن دشمنان می گردد.
          Breton: در تهیه و ادغام جادوها تبحر داشته و در برابر جادوها مقاوم هستند. قدرت پوست اژدهای آنها باعث جذب جادوهای دیگران می شود.
          و ........ می بینید که نژادها می توانند جذاب و تاثیرگذار باشند.

          * بخش تواناییهای اصل کاراکتر شامل میزان حیات(برای همه نژادها و کلاسها) و میزان قدرت(برای همه نژادها و کلاس ها خصوصا جنگجوها) و میزان مانا(برای همه نژادها و کلاسها خصوصا جادوگرها) می باشد. که بستگی شدیدی به المانهای و تواناییهای فرعی دارد. بعبارت دیگر پایه هر حرفه یا کلاسی در این اصول پایه ریزی شده و تواناییهای فرعی بصورت مجزا به ارتقا هر کلاس کمک می نماید. اما اگر بالا بردن خصوصیات اصلی بکمک دستی و توسط خود بازیباز انجام نمی گیرد و بازیبازانی که از این شیوه لذت می برند، تقصیر بازی یا پایین رفتن سبک نقش آفرینی نمی گردد. بلکه این تنظیمات از طرق دیگر تحت کنترل در می آید.

          * در بخش تواناییهای فرعی کاراکتر، دارای بخشهای متنوعی و پرشماری است:
          جادوها که دارای جزییات مجزای فوق است(در کل ۶۲ عنصر) : Conjuration(15 عنصر- توانایی زنده کردن مردگان و جذب روح و ...) و Destruction(14 عنصر-جادوهای نابودکننده) و Restoration (10 عنصر-جادوهای حیات زا و ...) و Alteration (10 عنصر- افزایش توانایی جادوگری) و Illusion(13 عنصر-کنترل ذهن دشمنان)
          که بعنوان نمونه، جادوهای افزایش توانایی جادوگری باعث می شود در هر ضربه به مقدار سی درصد از مانای جادو جذب شده و ده درصد از تاثیر جادوهای دشمنان کاهش یابد و ....

          *خصیصه کیمیاگر/شیمی (۹ عنصر): که بعنوان نمونه خصیصه کیمیاگری دارای پنج سطح است.
          *خصیصه گفتگو (۹ عنصر)
          *خصیصه دزدی (۸ عنصر)
          * خصیصه قفل بازکردن (۱۱ عنصر)
          *خصیصه مخفی کاری (۹ عنصر)
          * خصایص مربوط به زرههای سبک (۶ عنصر)
          *خصیصه تیر اندازی (۹ عنصر)
          *خصایص مربوط به شمشیرهای سبک (۱۰ عنصر)
          *خصایص مربوط به شمشیرهای سنگین (۹ عنصر)
          *خصیصه دفاع کردن (۹ عنصر)
          * خصایص مربوط به زرههای سنگین (۸ عنصر)
          *خصیصه آهنگری (۱۰ عنصر)
          *خصیصه ترکیب جادوها با تجهیزات (۹ عنصر)
          *فریادهای اژدها (بیش از ۱۳ فریاد)
          *قدرتهای خاص برای هر نژاد خاص
          *تاثیرات خصیصه ای از تجهیزات جادویی بطور مجزا
          *داروها و غذاها و کتابها(تاثیرات از خوانددن آنها)و طومارهای جادویی و وسایل مختلف(سنگهای معدنی مختلف و شیشه های نگهداری ارواح و ...) و نوشیدنی ها و انواع و اقسام زره ها.....
          ---
          حال خصایص و المانهای دو بازی را در کنار هم قرار داده و به مقایسه برسید. حالا بازی ویچر یک نقش آفرینی کامل است و بازی اسکاریم نیست؟ ... حالا دوستان عزیزم در تله گرافیکی و سیاهچالهای بازی ها گیر کرده و نورپردازیها را مثل آورید. توضیح بالا بدون در نظر گفتن گیم پلی و نقد ارکان اصلی آنها بود. بلکه دریچه ای بود برای روشن شدن زوایای تاریک!
          هر دو بازی از دید این حقیر، یک بازی نقش آفرینی بوده و دارای اشتراکاتی نیز هستند که تاثیر گرفته از بازیهای گذشته همانند نسیان/oblivion بوده است. سبک نقش آفرینی یک تعریف مشخص دارد اما ممکن است در بخشهایی فرعی تغییراتی کرده یا حتی در المانهای اصلی آب و رنگ دیگری به خود بگیرد اما همان نقش آفرینی خواهد بود. جای بحث همچنان باز است و مفصل .....
          موخره:
          اما بازی اسکایریم موجی دارد که هر موج سواری توانایی دیدن و سوار شدنش را نداشته و ندارد. می تواند خوشتان بیاید یا نیاید... اما بحثهای سلیقه ای ره به جایی نبرده و در همان حد باقی می ماند. بحث سیاه چالها و جزییات بی اهمیت دیگر که اتفاقا در این بازی بخوبی پیاده سازی شده اند، ره به مقصد غایی نخواهد برد.
          ---
          این دیدگاهها را از جهت گپ و گفت و یادگیری دو طرفه در نظر گرفته و اگر ذهنیت دیگری دارید بهتر است وارد بحث نشوید.
          با تشکر از همه دوستان عزیزم!

          ۰۰

        • ★★
          ۱۳۹۰/۱۱/۰۶ در زمان ۱۵:۰۰:۴۰

          ببخشید حامد جان ... اولاً بازم ممنون به خاطر جواب دادن و این همه تایپ کردن! ثانیاً به چند دلیل جوابت رو فعلاً نمی دم (البته حدود ۲۰-۳۰ خط نوشته بودم ولی پاکش کردم و منصرف شدم):
          ۱- این تاپیک قدیمی شده.
          ۲- همین الان صحبت های متین ایزدی رو خوندم که دوباره گفته بود می خواد توی میزگرد در مورد اسکایریم حرف بزنیم پس بهتره اینجا چیزی نگیم که حرفامون تکراری نشن.

          بازم عذر می خوام ولی صد در صد جواب همه ی حرف هاتو توی میز گرد می دم و در مورد سیاهچال ها (و این که چرا بهش گیر دادیم) و دلایل نقش آفرینی نبودن اسکایریم و مس افکت هم حرف خواهم زد.
          با تشکر که این همه وقت گذاشتی.

          ۰۰

        • ★★★
          ۱۳۹۰/۱۱/۰۶ در زمان ۱۵:۲۲:۰۲

          با سلام!

          دوست من، وحید عزیز!
          توضیحات مرا از دید منفی ننگریسته بلکه آنرا از دید یک دوست بسیار نزدیک به خود دیده و آنرا به دایره آموختن و آموزاندن کشانده و به سینه باز پذیرا باشید. نمی گویم آنرا صد در صد قبول داشته باشید بلکه از روی ناراحتی و بی حوصلگی مورد میزبانی قرار ندهید. من و تو و ناصر و دوستان دیگر در مهمانسراهای اسکایریم به همنوازان گوش سپرده و ماجراها آفریدیم. حال از دریچه دید نژاد انسان Berton کلاس Mage هم دید زده و با من همراه شوید(نژاد و کلاسی که در بازی دارم). همین...!
          هدف به رخ کشیدن اطلاعات نیست و نیت آموختن و پاک کردن اشتباهات فکری است.
          ---
          با تشکر از همه دوستان عزیزم!

          ۰۰

        • ★★
          ۱۳۹۰/۱۱/۰۶ در زمان ۱۶:۲۱:۱۷

          در میزگرد کامل بحث می کنیم اما اینو بدون که من اصلاً نمی خوام فقط ادای آدمای مخالف رو در بیارم! از نظر من اسکایریم ایراد زیاد داره و به معنای واقعی لذت این بازی برای من در حد نمره ی ۸ بود! بگذریم گفتم که اگه اجازه بدید در میزگرد با متین ایزدی صحب می کنیم. اما مطمئن باش من بی خوصله و کم طاقت نیستم اتفاقاً از روی میل و با اشتیاق بحث می کنم. از حرف زدن با تو هم لذت می برم و اگه حرفات برام قانع کننده باشه با جون و دل می پذیرم.

          ۰۰

        • ★★★★★
          ۱۳۹۰/۱۱/۰۵ در زمان ۱۷:۳۵:۵۳

          واقعا بی انصافی هستش اسکایریم بازی بی خودی خطاب کنیم تنوع سیاه چال هاش واقعا قابل توجه بود ومخصوصا سیاه چال های که درهای داشت که باید با پنجه های مخصوص بازش میکردی و دنیای زیرین اسکایریم فوق العاده دیدنی بود معماری سازه ها متنوع بود و در نوع خود بسیار جالب بود وحتی محیط بازی هم متنوع بود دشت وسیع داشت و کوهنوردی باید میکردی چشمه های جوشان و دریا و رودخانه و ابشارهای زیبا داشت واقعا محیطش متنوع بود و حتی در اخر خط داستانی هنگام نبرد با الدوین هم تنوع موجود بود وایرادی نمیشه به محیط اسکایریم گرفت . اسکایریم پایه گذار سبک جدیدی از نقش افرینی شده که به مذاق خیلی از با سابقه ها ممکن خوش نیاید اما دلیل بر بد بودن بازی نمیشه و این بازی کامل نبوداز لحاظ گیم پلی نقص های داشت که اونهم بیشتر بخاطر مخاطبان جوان بوده و از این به بعد باید شاهد این باشیم که خیلی از بازیسازها از این بازی الگو برداری میکنن و ما قدیمی ها اگر نتونیم با این سبک نقش افرینی جدید کنار بیایم محکوم به انقراض هستیم مثل دایناسورها :-D !!!

          ۰۰

        • ★★
          ۱۳۹۰/۱۱/۰۵ در زمان ۱۸:۴۲:۵۴

          سعید جان بین ۱۵۰ تا سیاه چال تعداد معدودی شون هم طراحی عالی دارن ولی هنر نکردن که! من دارم ایراد بازی رو می گم ولی تو به جای رد کردن حرفم داری ویژگی های مثبت رو می گی! سعید جان گفتن ویژگی های مثبت یه بازی کار ساده ای هست ولی نقد کردنش نه. تو سطح انتظاراتت رو از این بازی خیلی اوردی پایین. بین بازی ها فرق هست. مثلاً هیچ کس از بازیی مثل To The Moon (با اون گرافیک افتضاحش) انتظار نداره که تکسچر های با کیفیت و نور پردازی دقیق داشته باشه اما برای اسکایریم چرا. بازیی که ادعا می کنه بهترین بازی سال ۲۰۱۱ هست نباید همچین گرافیکی داشته باشه. گرافیک فنی و نور پردازی و کیفیت تکسچر ها توی اسکایریم افتضاح هست. فقط گرافیک هنری بازی رو می شه یه جورایی گفت عالیه. آره می شه اسکایریم رو بازی بکنیم و به راحتی از خیر گرافیک بازی بگذریم. مگه چی می شه گرافیکش افتضاح باشه؟! یه کم بیشتر تامل بکن شما از گرافیک اسکایریم «لذت» نمی برید بلکه اون رو «تحمل» می کنید چون گرافیکش رو می شه تحمل کرد در همین حد فقط! این خیلی بده که آدم به خاطر خوبی های یه بازی همه ی بدی هاش رو نادیده بگیره. انکار این موضوع که گرافیک اسکایریم افتضاح هست محاله. اصلاً هم عجیب نبود که بتسدا بازیش رو با همچین گرافیکی عرضه بکنه و بهتون قول می دم بازی بعدی این شرکت هم همین طوری خواهد بود و باز هم شما میاین و به راحتی گرافیک بدش رو نادیده می گیرید. تازه گرافیک فنی بد و سایه های افتضاح فقط بخشی از مشکلات فنی بازی هست. وگرنه انیمیشن های بسیار بد، باگ های ناجور، رنگ بندی بسیار خسته کننده، Draw Distance بد، تکنولوژی بسیار قدیمی بازی (به طوری که هیچ کدوم از افکت هایی که در حال حاظر در بازی های مختلف می بینیم درش وجود نداره) در کنار پرفورمنس بسیار بدش این بازی رو نه تنها از نظر گرافیکی بلکه به طور کلی از نظر تکنیکی در سطح خیلی پایینی قرار می ده. اما در مورد مشکلات دیگه ی اسکایریم باید بگم اصلاً منظورم بخش فنی نیست. این بازی کلاً توی داستان و گیم پلی هم خوب عمل نکرده که بعداً در موردش حرف می زنیم. این روزا دیگه انتظارات بالا رفته و همه دوست دارن بازی های تر و تمیز و با ظاهر عالی ببینن چون این یکی از مولفه های اصلی هر بازیه.

          ۰۰

        • ★★★★★
          ۱۳۹۰/۱۱/۰۵ در زمان ۲۰:۲۰:۱۶

          وحید جان شما اون پچ گرافیکیش نصب کردی ببینی چقدر بازی عوض میشه از لحاظ گرافیکی ( پچش توی همین سایت گذاشته بودن) من با نصب کردن این پچ نظرم گفتم بعدشم بنده نگفتم که این بازی خالی از اشکاله نقص تو گیم پلی زیاده !!! اما ویچر هم بی نقص نیست از باگ بگیر تا گیم پلیش !!!

          ۰۰

        • ★★
          ۱۳۹۰/۱۱/۰۶ در زمان ۰۰:۳۱:۳۲

          پچ و مچ این حرفا نداریم. ما به خود بازی کار داریم نه DLC هاش و پچ هاش و آپدیت هاش! من بی کار نیستم وقتی یه بازی می خرم صبر کنم تا یه ماه بعد ببینم سازنده ها یه پچ حجیم می سازن برای بازی یا نه. در ضمن این بتسدا هم که ماشاله پچ می داد بیرون یه جا رو آباد می کرد ۱۰ تا جا رو خراب می کرد! خودش رو کشت هنوزم نتونسته مشکل سیو نسخه ی پلی استیشن ۳ رو رفع کنه! فعلاً باید صبر کنن تا پچ ۱.۴ ... مسخره است به خدا. در مورد ویچر ۲ هم مایل باشی بحث می کنیم. دوست دارم ببینم این بازی چه ایرادی داره (!)

          ۰۰

        • ★★★
          ۱۳۹۰/۱۱/۰۶ در زمان ۱۵:۳۱:۰۵

          با سلام!
          میرابی عزیزم!

          از دیدگاهت ممنونم. اما از اشکالات گیم پلی گفته اید، می خواهم برایم از آن اشکالات گفته تا اگر به نکات جدید و درستی از طرف شما برخورد کردم، من هم بهره برم!
          ---
          دیدگاه وحید عزیز درباره گرافیک در بالا توضیح داده ام. دیدگاه ایشان از نظر این حقیر و با توجه به تجربیاتم قابل قبول نیست.
          این دیدگاه ایشان
          "ین ۱۵۰ تا سیاه چال تعداد معدودی شون هم طراحی عالی دارن ولی هنر نکردن که! من دارم ایراد بازی رو می گم "
          نیز در بالا پاسخ گفته و نادرست است.حتی از لحاظ فنی و طراحی در سطح خوبی قرار دارد.
          اصلا ما کی باشیم که در برابر هنر آن هنرمندان نظر دهیم.
          صرفا جهت روشن شدن بعضی از زوایای تیره بر اساس دانش اندک خود...
          ---
          با تشکر از شما!

          ۰۰

        • ★★★★★
          ۱۳۹۰/۱۱/۰۶ در زمان ۱۶:۰۷:۲۷

          سلام حامد جان ازکوچکترین مشکلات گیم پلی خوردن اشامیدن بود موردی که در سری فال اوت به خوبی اجرا شده بود ولی در این سری اصلا احتیاجی به این کار نداشتی و کلی ایتم خوردنی نوشیدنی که فقط باید در منزل نگه داری بکنید و بلا استفاده بماند. مورد دیگر قدرتهای Fus Ro Dah یا همان فریاد اژدها که اصلا با گیم پلی هماهنگ نبود یعنی اینقدر در بازی راحت قدرتمند میشوی که در درگیریها احتیاجی به این فریاد نداری من به شخصه فقط در ابتدای بازی چند بار استفاده کردم و در یک سیاه چالی که باید از کنار سه تا سنگ رد میشدی تا سه تا در جلویت به سرعت رد کنی و چند بار هم برای زمین گیر کردن اژدها استفاده کردم یک بار هم بالای کوه ۴ تا مهاجم به من حمله کردن برای دیدن قدرت فریاد اون ۴ نفر را سوت کردم از اون بالای کوه و بسیار صحنه دیدنی شد !!! :-D در مجموع این قدرت برای من زیاد کار امد نبود اما عین یک عتیقه ناب در دکور خوب نگهداری می کردم . زیر اب در هنگام دویدن خط نفس کم میشد اما در زیر اب این خط ثابت بود و ناگهان چشم های کارکتر رو به قرمزی می رفت و میمرد ( البته ماسکی گرفتم که در دریا های شمالی در زیر اب مانند یک زیردریایی تحقیقاتی عمل میکرد شاید هم بهتر چون اون زیر دریایی ها هم دچار کمبود سوخت میشن ولی دواهکین نه شاید چون یک دواهکین بوده !!!) اما من این یکی رو خیلی بیشتر انتظار داشتم محیط سرد و یخی بازی باید روی بازی کننده اثر می داشت در اب ۰ درجه میروی و بیرون می ایی بدون مشکلی یا در سرد ترین هوا در کوهای مرتفع دچار یخ زدگی نمی شوی پس اون فریاد تابستانی به چه دردی می خورد فقط برای پاک کردن مه بدرد میخورد !!! اما خود مبارزات و درگیری ها مشکلی نداشت . این ایراد ها ممکن است از طرف یک با سابقه باشد و یک گیمر جوان زیاد توجه نکند و اعصاب خوراندن اب وغذا به کاراکتر را نداشته باشد و من از اسکایریم اصلا بدم نمیاد با تمام نقص های کوچکش باز هم در ان زندگی می کنم ودر کافه ها می نشینم وبه اواز و ترانه ها گوش میدهم و لذت می برم . من ازاین بازی قبلا زیاد تعریف کردم فقط چندتا نقص کوچیک داره که بر طرف بشه بنظرم دیگه بازی کاملی میشود واسکایریم انقدر محسنات داره که عیبهای کمشو می پوشونه و این همه فروش جهانیش نشان از برتری این بازی دارد. (انجمن Martial Art's )

          ۰۰

        • ★★★
          ۱۳۹۰/۱۱/۰۶ در زمان ۲۲:۰۰:۴۴

          با سلام!
          میرابی عزیز، ممنون!
          اما...اتفاقا از قدرتهای فریاد اژدها به وفور استفاده کرده و بهره فراوان بردم. پس در این صورت از نظر من ایرادی بدان وارد نیست. اما شما هم بدین حالت روبرو شده و بر آن نقص وارد می دانید. اگرمنظور شما بعد از تمام کردن دو سوم بازیست، که ماموریتهای فراوانی را نیز طی نموده باشید و از آن در برابر دشمنان معمولی استفاده کرده اید.... شاید! در ضمن ممکن است درجه سختی پایینی را تجربه می کنید و دلایل دیگر!
          اما...ممکن است شما یک اژدها را با بیست سی تیر ِ کمان بهمراه همکار خود زمین گیر کنید و از فریاد اژدها استفاده نکنید یا ممکن است با دو جادوی قوی خود آنقدر به او ضربه وارد کنید و باز هم از فریاد اژدها استفاده نکنید، اما ممکن است همانند بسیاری دیگر از بازیبازان در ابتدا یک فریاد آهسته کردن زمان را کشیده و سپس با تجهیزات خود به اژدها حمله کنید و در ادامه بعد از چند ثانیه از فریاد منجمد کننده خود استفاده کنید.... دقت فرمودید. بستگی به نحوه استفاده شما از تجهیزات و امکانات دارد. ممکن است بعد از حمله چند دشمن که با یک رییس جادوگر همراهی می شوند، در ابتدا با فریاد خلع سلاح کننده یا ترس برانگیز به آنها حمله کرده و با خلق کردن یک گرگ آنها را به سرگرم کرده و درادامه راهی به رییس قدرتمند پیدا کرده و با یک فریاد جابجایی سریع خود را به او رسانده و باقی ماجرا...... امیدوارم مفید توضیح داده باشم. بسیاری از بازیبازان ممکن است در بازیهای دیگر نیز از بسیاری از وسایل خود استفاده زیادی نکنند. در بازیهای سبک اکشن ممکن است از شاتگان خود بیشتر از موشک انداز استفاده برد.
          ---
          درباره خوردن داروها و محلولهای دیگر:
          من از این داروها هم استفاده زیادی کردم. بعضی از داروها قویتر شده داروهای هم اثر خود هستند. بنابراین اثر بیشتر و ماندگارتری را دارند که در ادامه و در جاهای مشکل تر می توانند مفید واقع شوند. بعلاوه بعضی از داروها همانند نامرئی کننده را هر بازیبازی استفاده نمی کند. بستگی به شیوه استفاده او و نحوه بازی او می باشد. بعضی از داروها بدرد نژادهای خاصی می خورد تا کمک بیشتری به آنها شود. بعضی از بازیبازها ممکن است منتظر فرصت شده و شبها یا با دور شدن نگهبانان به درون خانه ای نفوذ کرده و ماموریت خود را با مخفی کاری به اتمام رسانند یا برخی دیگر ممکن است از این محلولها استفاده کرده و از وسایل شخصی دیگر استفاده لازم را برند. در این بازی هم می توان از شیوه های مخفی کاری که خاص نژادهای جن تیره و خاجیت(شکل شیرها) است استفاده کرد. بسیاری از بازیبازان برایشان فرقی نمی کند با کدام نژاد و کلاس بازی می کنند. در هر صورت سینه سپر کرده و به دل دشمن رفته و بی پروا دست به هرکاری می زنند و دوست دارند هم جنگجو باشند هم جادوگر و .... و از همه وسایل بتوانند استفاده لازم را برند. در صورتیکه نفس نقش آفرینی اینگونه نیست. پس تعریف نژاده ها و کلاسها به چه مفهومی است؟ از همان اول بازی یک انسان را در بازی قرار می دادند تا همه کاری را انجام داده و به هر شیوه ای متوسل شود. دیگر چه لزومی به تعریف این موارد بود....
          باید در قالب آنچه که هستی وارد شوی، اگر نژاد جن تیره و در کلاس سارق هستی باید از همان خنجرهای دو تیکه و یا سلاحهای سبک استفاده کنی(نیازی به بالاتر بردن توانایی استفاده از شمشیرهای سنگین نیست) و توانایی خاص همان کلاس را افزایش دهی و در کنارش خصوصیات مورد نیاز دیگر را نیز ارتقا دهی(همانند آهنگری و ...).
          خوردن محلولهای سمی کننده شمشیرها می تواند مثمر ثمر باشد یا داروهای حیات زا که در زمانیکه مانای جادویتان پایین آمده و خونتان نیز کم شده است با خوردن آن داروها می توانید تجدید نیرو و حیات کنید. خصوصا جنگجو ها که نیاز زیادی به پر بودن خط سبز رنگ قدرت دارند تا ضربات تمام کننده و قویتری را وارد نمایند.
          ---
          در مورد زیر آب:
          شاید منظورتان کم شدن نفس و غرق شدگی باشد. که درست است. در صورت زیاد ماندن در زیر آب غرق خواهید شد. البته روشهای مختلفی برای رفع غرق شدگی موجود است.بعلاوه نژاد آرگونیان(مارمولکهای سبز) می توانند در زیر باقیمانده و غرق نشوند. امیدوارم جواب درستی داده باشم.
          ---
          درباره تاثیر محیط بر کاراکتر:
          تاثیر سرما بر روی کاراکتر را باید خود بازیسازان جواب دهند. اما آنچه که به نظرم می آید اینست که اگر قرار بود این تاثیر را نیز اضافه کنند باید المانهای دیگررا نیز در نظر می گرفتند. مثلا: میزان گرمایی لباسهای مختلف باید در نظر گرفته شده و متفاوت باشد. لباس جنگلی ها باید گرمای کمتر و لباس پشمی دزدان باید گرمای بیشتری داشته باشد....
          ضمنا بازی بتمن نیز در هوای بورانی آرکام رخ داده و بر طبق گفته شما، باید آنجا نیز این تکنیک مورد استفاده قرار می گرفت. یا اگر مورد استفاده قرار می گرفت خوب و پسندیده بود. اما یخ زدگی بتمن را موجب نمی شد یا تاثیری بر روی او نداشت. تنها یک جا... اگر گفتی کجا؟.... در حین مبارزه با آقای فریز و آنهم بدلیل استفاده از اسلحه منجمد کننده او برای منجمد کردن محیط و کاستن روشهای حمله بتمن بود.
          بله!ً..... در کل اگر جزییات بیشتری در بازیها رعایت شود می تواند حس واقعی تری را به بازیباز القا نماید.
          ---
          میرابی عزیز! این توضیحات از طرف یک انسان بوده که ممکن است با اشتباه همراه باشد. بنابراین دانسته ها و نطرات خودم را به شما ارائه دادم شاید بتواند کمکی در جهت حل بعضی از موارد بکند.
          با تشکر از آقای میرابی عزیز و سایر دوستان عزیزم!

          ۰۰

        • ★★★★★
          ۱۳۹۰/۱۱/۰۶ در زمان ۲۳:۲۶:۳۸

          حامد جان من اصلا مشکلی با اسکایریم ندارم !!! من یادم نمیاد از زمان ظهور کنسول پلی استیشن به بعد درجه بازی رو از کابوس کمتر کرده باشم !!! اما واقعا در بازی من زیاد از فریاد و بقیه ایتم ها استفاده نکردم حتی در ابتدای بازی البته بعلت گشت و گذار فراوان در بازی ویافتن ایتم های بسیارعالی برای من بسیار ساده شده بود مثلا سپری گرفته بودم بنام spell breaker که هیچ جادوی بر دواهکین اثر نداشت بنظرم این بازی رو باید خیلی سختش میکردن .

          ۰۰

        • ★★★★★
          ۱۳۹۰/۱۱/۰۵ در زمان ۲۲:۱۹:۵۷

          دمت گرم کاملا باهات موافقم من که حدود ۸۰ ساعت اسکایریم بازی کردم دو تا سیاهچال مثل هم ندیدم

          ۰۰

  • ★★★★★
    ۱۳۹۰/۱۱/۰۴ در زمان ۲۲:۰۶:۵۹

    رونمایی میشه چیه داش!!! رونمایی رو که خیلی وقت پیش با یه تریلر شد! تیترش مشکل داره عسلی!

    ۰۰

  • ★★★
    ۱۳۹۰/۱۱/۰۴ در زمان ۲۲:۱۵:۲۸

    حتما به ۳۶۰ بازها این شاهکار رو که به نظر من بهترین بازی نقش افرینی سال بود رو پیشنهاد می کنم...فوق العاده بود...گرافیکش عااالی بود...داستانش بی نظیر بود...دیگه خلاصه بگم...همه چیز تموم بود... :wink:

    ۰۰

  • ★★
    ۱۳۹۰/۱۱/۰۴ در زمان ۲۲:۱۷:۵۸

    بهترین بازی سال قبل البته میلادی.

    ۰۰

  • ★★★★★
    ۱۳۹۰/۱۱/۰۴ در زمان ۲۲:۲۸:۴۷

    مبارک ایکس باکس دارهای گل . برید با این بازی حال کنید . :wink:

    ۰۰

  • ★★★★
    ۱۳۹۰/۱۱/۰۴ در زمان ۲۲:۴۰:۱۳

    زرشک تازه می خواد رونمایی شه

    ۰۰

  • ★★★
    ۱۳۹۰/۱۱/۰۴ در زمان ۲۲:۴۲:۱۹

    البته به پایه نسخه پی سی نمیرسه .. بازم باید صبر کرد و دید . :-/

    ۰۰

  • ★★★★★
    ۱۳۹۰/۱۱/۰۴ در زمان ۲۲:۴۷:۱۰

    با اینکه روی pc تجربش کردم دوست دارم تو xbox هم برمش.

    ۰۰

  • ★★★★★
    ۱۳۹۰/۱۱/۰۴ در زمان ۲۳:۰۴:۲۲

    این بازی روی کنسول ارزشهای گرافیکیش از دست میده !!!

    ۰۰

  • ★★★★★
    ۱۳۹۰/۱۱/۰۴ در زمان ۲۳:۰۸:۰۵

    این بازی زیبا بر روی هر دو پلتفرم،مطمئنا خوش میدرخشه( پی سی که ثابت شد و حال نوبت ۳۶۰ هست)
    ______________________________
    Copyright © ۲۰۰۹-۲۰۱۲ MEA Co. All rights reserved :arrow:
    انجمن حقوق بگیران مایکروسافت

    ۰۰

  • ★★
    ۱۳۹۰/۱۱/۰۴ در زمان ۲۳:۳۵:۴۱

    اومد رو xbox. خز شد ولش کنید. دو تا انحصاری باحال داشتیم یکیش از دست رفت. :( :( :( :( :( :( :(

    ۰۰

  • ★★★★
    ۱۳۹۰/۱۱/۰۴ در زمان ۲۳:۳۹:۵۳

    بله.یک بازی فوق العاده با ۵ ساعت گیم پلی بیشتر بر روی باکس و تمام محتویات!
    دیگه چی می خوایین؟!

    ۰۰

  • ★★★★★
    ۱۳۹۰/۱۱/۰۴ در زمان ۲۳:۵۴:۱۶

    خداکنه ۶ماهه اول ۲۰۱۲ عرضه بشه دیگه صبر ندارم

    ۰۰

  • ۱۳۹۰/۱۱/۰۵ در زمان ۰۰:۰۹:۱۳

    خداکنه ۶ماهه اول ۲۰۱۲ عرضه بشه دیگه صبر ندارم

    ۰۰

  • ★★★★★
    ۱۳۹۰/۱۱/۰۵ در زمان ۰۰:۱۲:۳۳

    من چون فن هیچ کنسولی نیستم،به کسایی که X360دارن تبریک میگم.

    ۰۰

  • ★★
    ۱۳۹۰/۱۱/۰۵ در زمان ۰۰:۳۳:۳۵

    رو pc که خیلی خیلی باحال بود من که خوشم اومد . ۱۰۰ % برای xbox هم میگیرمش .

    ۰۰

  • ★★★★
    ۱۳۹۰/۱۱/۰۵ در زمان ۰۱:۲۱:۰۶

    من نمیدونم چرا توی چادر گیر کردم!فکر کنم خود کامپیوتر باگ داره!

    ۰۰

  • ★★
    ۱۳۹۰/۱۱/۰۵ در زمان ۰۸:۲۸:۵۳

    مبارک ۳۶۰ دارها باشه.بازیش یهRPG بی نظیره.من که روی pc بازی رو ۲بار تموم کردم و هر ۲ بار هم تا سر حد مرگ از بازی لذت بردم.

    ۰۰

  • ★★
    ۱۳۹۰/۱۱/۰۵ در زمان ۰۹:۲۹:۲۴

    بی صبرانه منتظرم رو ایکس باکس بازیش کنم بدون افت فریم چه حالی بده برای ps3بازها هم متاسفم اصلا ناراحت نباشید درکتون میکنم عیب نداره انشالله نسل بعد که گرافیک کنسولتون این بازی رو کشید قول میدم سفارش کنم براتون بزنن

    ۰۰

  • ★★
    ۱۳۹۰/۱۱/۰۵ در زمان ۱۱:۲۱:۵۴

    ولی من اصلا خوشحال نیستم که این بازی میخواد واسه ایکس باکس بیاد چون اصلا از نقش آفرینی خوشم نمیاد.

    ۰۰

  • ۱۳۹۰/۱۱/۰۵ در زمان ۱۶:۰۰:۲۰

    بازم نقش افرینی اه اه اه :evil:
    شوخی کردم ایول نقش افرینی :wink:

    ۰۰

  • ۱۳۹۰/۱۱/۰۵ در زمان ۱۶:۲۰:۳۱

    دیگه تحمل ندارم چرا منتشر نمیشه این بازی عاشقتم ویچر جون :lol:

    ۰۰

  • ★★
    ۱۳۹۰/۱۱/۰۶ در زمان ۱۰:۱۸:۲۷

    با سلام!
    سرتیتر: سیاهچالهای نقدی!
    مقدمه: دوستان عزیز! بدلیل طولانی بودن دیدگاه، ابتدای هر پاراگراف را بخوانید اگر مورد پسند نبود، پاراگراف بعدی را بخوانید تا کل دیدگاه از دست نرود.

    وحید عزیز!
    این گفته شما به هیچ وجه قابل قبول نیست” نمی دونم این چه ربطی داره؟ خب مارتین مرد و Septim ها هم منقرض شدن که چی؟! عجب! شما واقعاً از این حرفا خسته نشدید؟….”
    اما این دوست حقیر شما، با دلیل توضیح دادم که با بی دلیلی شما مواجه گشت که باعث نا امیدی است. فلذا ادامه را برای همه دوستان عزیزم راقم گشته و امیدوارم از فاز منطق برخودار بوده و مفید باشد.
    دیدگاه دوستانی را در بررسی داستانی بتمن شهر آرکام مشاهده کردم که از روی صدق و صفا اعلام کردند که بار اول بازی را فقط تمام کردند و حالا دوباره بازی را از اول اجرا کرده اند و به همراه من لذت دیگری بردند. چرا که صدق و گرمی مطلب این حقیر را دریافته و آن دریافتها را که با علاقه به اشتراک گذاشتم را حس کردند.
    می دانم هنوز باور نمی کنی که وسعت بعضی از بازیها فراتر از ذهنها و تصورات ماست. بخوبی جواب شما را برای تکراری بودن سیاهچالها و یا محیط بازی(البته به زعم شما – از نظر من اینطور نیست. با عکس و سند می توان اثبات نمود.) در دیدگاه بالا دادم. چه رکنی باعث گسترش فرهنگها و آداب و رسوم می شود؟ “مهاجرت” که بیشتر در گذشته نمود داشته است. به مهاجرت اروپایی ها به آمریکای تازه کشف شده دقت کنید. ببینید چطوری فرهنگشان را در بیشتر زمینه ها بین سرخپوستان و بومیهای آنجا رواج دادند. بطوریکه سرخپوستان آنجا بدون شلوار جین کابویی نمی توانند چپق بکشند! هر چند که بعضی از آداب و رسومشان هنوز پابرجاست. حال این امر را به بازی اسکایریم تعمیم دهید. که با سخنان درون بازی آنها بخوبی پاسخ داده می شود. تمامی ساکنان سرزمینهای مختلف در دنیای تامریل به هم ارتباط داشته و تاثیر پذیرفته اند. که جواب بالایی بروشنی مفهوم خود را رسانده و دیگر وارد این بحث نمی شوم.

    اصلا بحث اینکه یک نفر تمامی سیاهچالها و محیط درونی زمین را در بازی نسیان/oblivion طراحی کرده و حالا در بازی اسکایریم تعداد آنها شونصدتا! شده نیست. این بحث خارج از دایره انصاف و منطق است. اگر شما از سیاهچالهای ویچر۲ خوشتان آمده، از این بازی خوشتان نیامده مربوط به شماست و به نقد بازی مرتبط نمی شود. اصلا مقایسه دو بازی از این دریچه کار اشتباهی است. این حقیر از ویچر۱ بیشتر از ویچر۲ خوشم آمد اما این موضوع ربطی به سیاهچالهای آندو نداشت. اگر بحث طراحی هنری بازیست باید به کل بازی تعمیم داده شود نه فقط به یک جز!
    ممکن است شما جذب بازی اسکایریم نشده باشید و دائم به یاد بازی ویچر۲ بوده و از اسکایریم لذت نبرده باشید( که اشتباه است). من هم معجون جادویی به اسم “جذب بشو” نمی شناسم که به شما پیشکش کرده تا خورده و از اسکایریم تعریف کنید. اما در مقام نقد، اینگونه اظهار نظرات مورد قبول نیست.

    از دید این حقیر تکراری بودن محیط یا بافتها اصلا نقص بازی نیست. بعضی از دوستانم راجب بازی فرقه آدمکشها:افشاگریها نیز همین ایراد را گرفته بودند. لیکن من ِ بازیباز به فکر حل معماها و کشف حقیقت بازی بودم و جذب حرکات آکروباتیک و سریع و اکشن ناب بازی شده بودم…
    “سرم” به خود بازی و محتوایش “گرم” بود که به “سرگرمی” رسیدم! (اشاره به بحث بازی و سرگرمی در تاپیک دیگر – امیدوارم خوشتان آمده باشد).
    برای سینما آمدند و شهرک سینمایی ساختند و فیلمهای زیادی با همین لوکیشنها ساختند. اما آیا یکی آمد از تکراری بودن آنها سخن به میان آورد. یا اسب کـَهـَر ِ میرزا ابوالقاسم در فیلم “اسب نجیب” حضور داشته حالا در فلان فیلم دیگر با نام “همان اسب نجیب” نیز حضور دارد. فیلمها یا بازیها که به این چیزها بند نبوده و از این چیزها نقص نمی پذیرند. حالا از بازی لذت آنچنانی نبرده ایم، جزییات دیگرش برایمان بزرگتر می شود.
    از دوستان عزیزم می خواهم اگر درون سیاهچالها برایشان آنقدر مهم است، جزییات دیگر را نیز مد نظر قرار داده و از کنار آنها بسادگی نگذرند. بطوریکه تصورات سیاهچالی در برابر جزییات فراوان دیگر، محو خواهد شد. از تغییرات آب وهوایی و گسلهای زمین، عمق میدان و نحوه چینش عناصر محیطی، از زیبایی های هنری محیط و گاها بعضی از مدلهای درونی و بیرونی زمین، از تغییرات زیبای آسمان و شفق هایش و ………………………(جزییات دیگر) نیز گفته و غافل نمانید. اگر اشکالی را وارد می دانید به عناصر اصلی بازی وارد کنید. حکایت شما همانند کسی است که دوست بسیار خوب و با معرفتی و خوش اخلاقی دارد ولی دائم یاد جوراب سوراخ دوست خود در مهمانی دیشب می افتد!!! (حال کردید؟!) یا اینکه فقط به بینی گنده او گیر دهید، که در حین چایی خوردن به فنجان گیر می کند!!!

    باید هر بازی بدرستی شناخته شود. که چه می خواهد بگوید و چه می خواهد به مخاطب ارائه دهد. اینکه دائم المانهای این بازی را با آن بازی مقایسه کنم، اجحاف در حق بازی بوده و ضربه به نقد می زند. هر بازی شخصیت خاص خودش را دارد، که باید بطور مجزا مورد بررسی قرار گیرد. حال ممکن است دوست عزیزی بگوید از عنوان اول این بازی بیشتر خوشم آمد. یا استایل سبک این بازی را بیشتر می پسندم. سبک نقش آفرینی، یک تعریف مشخص دارد. اما در بعضی از المانهای بازی ممکن است تنوع و تغییراتی حاصل گردد. ممکن است مبارزات یک بازی بصورت نوبتی باشد. حال بازیبازی ممکن است از این شیوه مبارزه خوشش نیاید اما نمی تواند بگوید این اکشن این شیوه به بازی نقش آفرینی نمی خورد. ممکن است در این سبک امکان استفاده از یک نفرهمکار را داشته باشید و در بازی دیگری، چهار نفر را در کنار خود حس کنید بنابراین باز هم نمی توانید بگویی المان نقش آفرینی در این بازی قویتر است و ……..الی الآباد.
    جان هر که دوست دارید اول خود بازی را بشناسید، سبکش را بشناسید، حرفی که می خواهد بزند، بشناسید. من نمی دانم بازیباز و منتقدی که سی درصد از بازی(هر بازی) را رفته چطور می تواند نقد درستی از بازی را انجام دهد؟ اینکه یکدفعه بیاییم بگوییم گرافیک هنری این بازی خوب است بافتها ۵۰ درصد خوب است، که کاری ندارد. همه دیدند و حس کردند. ماشاال.. همه یک پا منتقد هستند، من هم روی این همه!!!

    پای امتیاز را به میان کشیدید و به بازی ۸٫۵ داده اید، این نظر شماست که به هیچ وجه از ارزش چهل و خورده ای امتیاز بالای ۹ این بازی کم نخواهد کرد که از سایتهای معتبر خارجی گرفته است که ما هر روز خبرهای خود را از آنجا ترجمه می کنیم. چه من و تو بخواهیم و نخواهیم این بازی توانسته است نظرات بسیاری را بخود جلب کند و در رقابتها متنوع برنده شده و خواهد شد. این بازی و بازیهای سرچشمه(لغت زاییده شده از من برای این نوع بازیها که مدتهای قبل مورد استفاده قرار می دادم) همانطور که قبلا گفتم و دوست عزیزم آقای میرابی اشاره کردند، در سبک خود تحول ایجاد کرده و مورد بررسی و الگو برداری قرار خواهند گرفت.

    این قسمت را کوتاه عرض می کنم چرا که می توان بحث را بیشتر باز کرد:
    بعضی از دوستان عزیزم، بازی را بیشتر H&S نامیده و ارزش نقش آفرینی آنرا پایین آورده اند. بازی بتمن شهر آرکام را در نظر بگیرید که شما می توانید سینه سپر کرده و با دشمنان رو در رو مبارزه کنید و بالطبع بار اکشن بازی را بیشتر حس می کنید. ممکن است بازی را با فریب ها و مخفی کاری بیشتر به اتمام برسانید و باز هم بالطبع بار مخفی کاری آنرا بیشتر و اکشنش را کمتر ببینید و یا حتی بر روی معماها بیشتر تمرکز کرده یا نکنید و همینطور تا هر جا که دوست دارید در نظر بگیرید…..
    همین دوستان اگر بازی فاینال فانتزی ۱ تا …. ۱۳ را انجام دهند، به چه نتیجه ای خواهند رسید.
    دریچه دیگری را باز می کنم. دوستانی ممکن است از سبک استراتژی بازی رم/Rome بیشتر خوششان آمده و آنرا استراتژی اصل یا کامل بدانند که بار تفکر زایی بیشتری بهمراه دارد و بازی چکش جنگی/WaeHammer40000 را اصلا در حد و اندازه های بازی استراتژی ندانند. اما همه می دانیم که آنها از ستون فقرات همین سبک سود برده اند.
    بسیاری از دوستان، نحوه دیالوگ گویی و پیچش آنها در بازی عصر اژدها/Dragon Age را بیشتر پسندیده و روابط عاطفی موجود در آنها را بیشتر به یاد می آورند و گمان کنم یواش یواش آنها را یکی از ارکان بازیهای نقش آفرینی دانسته و بازیهای مظلوم دیگر را با این شلاق نوازش کرده و آنها را H&S عاطفی ننامند!!!
    حتی بعضی از دوستان ممکن است بگویند، چون در بازی ایکس، طراحی شکل وشمایل کاراکترها در ابتدای بازی در دسترس نیست این یک بازی نقش آفرینی کامل و درستی نیست. پس درباره بازیهایی چون ویچر و … چه می گویند؟(تمامی این مثالها با مفهومی همراه هستند.)
    بازی اسکایریم در سبک نقش آفرینی بوده و چارچوب آنرا بخوبی حفظ کرده و گسترش داده است. حالا بعضی از دوستان این حس را نمی توانند دریافت کنند، به خود بازی مرتبط نمی شود. اگر پایمان خواب رفته و بی حس شده باید آنرا مالش داده و حس دارش کنیم!!!

    موخره:
    آنچه که می پسندیم مهم است اما کافی نیست و ربطی به بازیها و ذات آنها و آنچه که قرار است تعریف کنند، ندارند! بازیها را با دید شخصی و علایق خود به نقد نکشیده بلکه از دید خود بازی و ذاتش به نقد بکشید.

    باتشکر از همه دوستان عزیزم!به این میگن جواب

    ۰۰

شما باید ورود برای ارسال نظر