توسط Makarov در ۳۰ آبان ۱۳۹۰ , ۱۹:۰۳

نگاهی به داستان و روایت داستان در Call of Duty: Modern Warfare 3

**خطر لو رفتن داستان بازی**

و آن قدر مرده ام
که هیچ چیز مرگ مرا دیگر
ثابت نمی کند
فروغ فرخزاد


امسال هم مثل چند سال گذشته یک شماره دیگر از سری Call of Duty با نام Modern Warfare 3 عرضه شد. بازی که با وجود رقیب قدری چون Battlefield 3، هم چون شماره های قبلی خود در حال شکستن تمام رکوردهای فروش است و با فروش باور نکردنی ۱۲ میلیون نسخه در همان هفته اول نشان داده که حرف های زیادی برای گفتن دارد. به نظر من MW3، از نظر داستانی یک سر و گردن بالاتر از تمام شماره های قبلی و تمام رقبای خود است. اما متاسفانه گویا گیمر های ایرانی متوجه این موضوع نشده اند. در نظر هایی که در سایت های بازی ایرانی خواندم متوجه شدم که کسان زیادی یا داستان را سطحی و بی ارزش می دانند و یا تاثیر آن را در جذابیت بازی کم تر از سایر بخش ها تصور می کنند. بنابراین بر آن شدم تا با نوشتن این مقاله تغییری هر چند کوچک در این تفکر به وجود آورم. چون نادیده گرفتن داستان و روایت داستان در بازی که تا این حد بر روی این دو بخش متمرکز شده ظلم بزرگی در حق سازندگان این بازی ست.
داستان MW3 درست بعد از پایان MW2 شروع می شود. پرایس با کمک نیکولای، مک تاویش را که به شدت مجروح شده برای درمان به هند می برد. از طرفی دیگر ماکاروف همچنان در حال تلاش خود برای نابودی غرب است و دامنه حملات خود را به اروپا هم کشانده است و… . همین ابتدای کار خدمتتان عرض کنم نویسنده داستان این بازی کسی نیست جز پل هگیس، فیلم نامه نویس آثار تحسین شده و مطرحی چون عزیز میلیون دلاری، کازینو رویال، پرچم های پدران ما و البته نویسنده و کارگردان یکی از بهترین فیلم های دهه ۲۰۰۰ یعنی تصادف. بزرگ ترین مشکل هگیس در نوشتن داستان MW3 مسلما ادامه روایت داستانی است که پدید آورندگانش گروهی دیگر می باشند. نوشتن داستانی که ایده، شیوه روایت، شخصیت ها، ریتم و دیگر بخش هایش را یک تیم دیگر به وجود آورده کار چندان راحتی نیست. خوشبختانه نویسنده MW3 خیلی خوب توانسته با ریتم و ضرباهنگ سری MW هماهنگ شود و حتی با اضافه کردن چند وی‍‍ژگی جدید باعث جذاب تر و درگیر کننده تر شده MW3 نسبت به دو شماره قبلی شده است.
MW3 درباره جنگ جهانی سوم است. نبرد در تمام نقاط دنیا از سیرالئون و سومالی گرفته تا آلمان، انگلستان و آمریکا و دبی ادامه دارد. سازندگان بازی برای اثبات این که عظمت جنگشان در حد یک جنگ جهانی ست، جدا از گسترده تر کردن شعاع جغرافیایی میدان جنگ از راه های دیگری هم استفاده کرده اند. یکی از این راه ها، بازسازی بعضی از مراحل معروف COD 1 & 2 است. برای مثال حمله به برلین از طریق ساحل در مرحله Goalpost بسیار شبیه به حمله به ساحل نورماندی در COD 2 است. یا حمله دسته جمعی نیروهای چریکی در مرحله Eye of the Storm در پراگ شباهت زیادی با مرحله فتح مسکو در COD 1 دارد. البته کلا سازندگان بازی با طراحی دوباره مراحلی شبیه مراحل موفق شماره های قبلی، امیدوار به موفقیت این بازی و حفظ طرفداران COD بوده اند. برای مثال فصل ترور ماکاروف درست مانند ترور زاخایف در MW1، با مخفی کاری شروع شده و بعد با برملا شدن نقشه، با فرار درگیری شدید ادامه پیدا می کند. یا مرحله سیرالئون که از نظر طراحی، شیوه حمله دشمنان و تعداد آن ها بسیار شبیه مرحله ریودژانیرو در MW2 است. البته تمام مراحل تکراری و کلیشه ای نیستند و در بعضی جاها هم ایده های بکر و فوق العاده ای استفاده شده که جلو تر به آن ها اشاره خواهم کرد. برگردیم به بحث اصلی، یکی دیگر از ایده های طراحان بازی برای نمایش عظمت جنگ، خرابی و نابودی است. شهر ها در مراحل آمریکا، آلمان و فرانسه به شدت آسیب دیده اند. آسمان خراش ها در حال فرو ریختن هستند و جاده ها، ماشین ها، اتوبان ها و … همه تخریب شده اند. هولناک ترین اتفاق هم مسلما سقوط برج ایفل در پاریس است که به خوبی میزان وخامت اوضاع و جدی بودن این جنگ را نشان می دهد. کلا طراحان بازی در زمینه فضاسازی عالی عمل کرده اند.
درست مانند دو شماره قبلی، در MW3 هم شیوه روایت داستان بسیار سریع و مهیج است. قبل از عرضه بازی گفته می شد که برای این بازی ۴۱۰۰۰ دیالوگ نوشته شده است که این حجم از دیالوگ برای یک FPS بسیار زیاد است. دلیل این امر به شیوه روایت داستان در این بازی بر می گردد. در MW3، بیش تر از دو سوم بازی از طریق دیالوگ های سریع و فکر شده در لودینگ ها به همراه استفاده درست از موسیقی و طرح های گرافیکی در کم تر از دو دقیقه روایت می شود. این شیوه منحصر به فرد روایت داستان فقط در سه گانه MW دیده می شود و نه تنها دیگر بازی سازان هم سبک و بعضا رقیب، بلکه حتی تری ارک (دیگر استودیوی مسئول ساخت COD) هم از این شیوه استفاده نمی کند. این مساله می تواند دو دلیل داشته باشد: ۱. در این نوع روایت داستان، فضا و زمان برای کار بر روی داستان و روایت داستان بسیار محدود است. شاید تیم های بازی سازی از ترس خوب در نیامدن داستان از آن دوری می کنند. ۲. یک دلیل دیگر هم می تواند ترس از تقلید باشد. همین الان هم این بازی ها به تقلید و کپی کاری از MW متهم می شوند. بنابراین استفاده از این ایده که به نوعی نماد سری MW است می تواند حجم این انتقادات را بیش تر کند.
مانند تمام شماره های قبلی COD، MW3 هم پر است از صحنه های سینمایی درجه یک و عالی. من معتقدم صحنه های سینمایی این شماره، از تمام نسخه های قبلی قوی تر است. نمی دانم ریدلی اسکات، تونی اسکات، پل هگیس و دیگر عوامل هالیوودی که در ساخت این پروژه همکاری کردند چه قدر در این موضوع نقش داشته اند، ولی جنس صحنه های سینمایی MW3، سینمایی تر و هنری تر از شماره های قبلی است. نگاه کنید به فلش بک یوری و جایی که ماکاروف در پارکینگ فرودگاه در حال صحبت با یوری است. نما با یک مدیوم شات از ماکاروف شروع می شود. ترکیب رنگ سرد محیط و بک گراند تیره به نوعی بازتاب دهنده شخصیت سرد و بی رحم ماکاروف است. او هنگام صحبت با یوری دست هایش را پشت کمر گره می زند. از نظر روانشناسی، گره زدن دست ها در پشت و جلو آوردن سینه روحیه تهاجمی و اعتماد به نفس بالای فرد را نشان می دهد که ماکاروف در این مورد چیزی کم ندارد! تمام این جزییات در پرداخت بهتر شخصیت ماکاروف و فضاسازی تاثیر گذارند. این یک نمونه، انفجار بمب شیمیایی درست در کنار یک خانواده در مرحله Mind the Gap هم می تواند یک مثال خوب دیگر باشد. والکرافت و برنز، دو تن از نیروهای انگلیسی که مسئول خنثی کردن این عملیات تروریستی هستند با تلاش بسیار از مترو خارج شده و خود را به خیابان می رسانند. ماموران پلیس منتظر ورود کامیون حامل بمب به منطقه حفاظت شده هستند. والکرافت و برنز هم در کنار بقیه ماموران جای می گیرند. کامیون وارد شده و با تیراندازی ماموران متوقف می شود. اما خبری از بمب نیست. قطع می شود به یک قدم زدن تفریحی یک خانواده در یکی از خیابان های لندن. نما از دید دوربین هندی کم پدر خانواده است که در حال تصویر برداری از همسر و دختربچه اش می باشد. دختربچه شاد و خندان در حال دویدن و بازی کردن است. کامیونی وارد کادر می شود.کامیون پارک کرده و راننده آن به سرعت از محل متواری می شود. چند ثانیه بعد کامیون منفجر شده و این خانواده کشته می شوند. جدا از شادی و نشاط این خانواده که در تضاد آشکار با اتفاق در شرف وقوع است، چیزی که بیش تر از همه در این صحنه بر روی گیمر تاثیر می گذارد مظلومیت، معصومیت و بی گناهی این خانواده است. البته یک پیام مهم دیگر هم از این صحنه می شود دریافت کرد: مبارزه با گروه تروریستی که هیچ ارزشی برای جان هیچ انسانی قائل نیست خیلی سخت تر و پیچیده تر ازمبارزه نظامی مستقیم با یک دولت متمرکز است.
البته هنر طراحان بازی فقط در صحنه های سینمایی خلاصه نمی شود. در طراحی مراحل و روایت داستان هم ایده های درخشانی به کار رفته است. بهترینشان هم شاید همان مرحله نجات دختر رئیس جمهور روسیه در برلین باشد. مرحله در حالی آغاز می شود که ما بر روی زمین افتاده ایم که سندمن به کمکمان آمده و ما را بلند می کند. هر دو به سرعت در میان خرابه ها و ویرانی ها شروع به دویدن می کنیم و… قطع می شود به ۲۰ دقیقه قبل. در کنار سندمن سوار بر هلی کوپتر در حال حرکت به طرف محل ماموریت هستیم. ما می دانیم چه اتفاقی در ۲۰ دقیقه بعد رخ خواهد داد. برای اولین بار ما از داستان جلو می زنیم و درکمان از وقوع حوادث بیش تر از راوی داستان است. هر چه جلوتر می رویم ترس و دلهره، هیجان و کنجکاوی مان برای آگاهی از نحوه وقوع آن حادثه بیش تر می شود و با عطش بیش تری این مرحله را پیش می بریم. این یک مثال خیلی خوب بود از خلاقیت در طراحی مراحل و شیوه روایت داستان. مرحله Eye of the Storm در پراگ هم یک نمونه عالی دیگر است. نیروهای ماکاروف این شهر را به تصرف خود درآورده اند و با سرکوب و دیکتاتوری سعی در خفه کردن اعتراضات و نارضایتی مردم دارند. اما در زیر پوست این شهر خونی تازه در جریان است. باران شدید و رعد و برق هم این فضای متشنج را به خوبی نشان می دهد. نیروهای چریکی با کمک پرایس و مک تاویش در تدارک یک حمله نظامی تمام عیار هستند. این مرحله هم یک پیام مهم در خود دارد و آن، رابطه مستقیم بین دیکتاتوری و تروریسم است. حکومتی که گروه های تروریستی تشکیل دهند ۱۰۰ درصد به دیکتاتوری کشیده خواهد شد. از طرف دیگر در حال حاضر کشور های دیکتاتوری زیادی هستند که به شکل علنی یا غیر مستقیم از تروریسم حمایت می کنند. کلا این دو مقوله نقاط اشتراک زیادی با یکدیگر دارند. مرحله پایانی بازی و آن لباس های عجیب پرایس و یوری هم یکی دیگر از ایده های جالب سازندگان بازی است که کمک زیادی به توجیه غیرقابل باور بودن این مرحله می کند! این ها تنها چند نمونه بودند. مراحل خلاقانه زیاد دیگری هم در بازی وجود دارد. همان طور که مراحل زیادی وجود دارند که ایده اولیه شان از شماره قبلی گرفته شده است.کلا می توان گفت سهم مراحل تکراری و مراحل جدید در این بازی ۶۰ به ۴۰ است.
یک ویژگی مهم دیگری که در MW3 وجود دارد، شخصیت پردازی است. در این شماره بعضی از شخصیت های اصلی مخصوصا قهرمان و ضد قهرمان معروف بازی، یعنی پرایس و ماکاروف مورد توجه و پرداخت خوبی قرار گرفته اند. ماکاروف، نسبت به MW2 حضور بیش تری در صحنه دارد و بارها به شیوه های مختلف بی رحمی و تفکر افراطی اش نمایش داده می شود: در پایان مرحله Turbulence وقتی ماکاروف می خواهد سوار هلی کوپتر شود بدون این که حتی نگاه کند یک گلوله در مغز محافظ رئیس جمهور روسیه که دارد جان می دهد خالی می کند. برای این مرد کشتن از آب خوردن هم راحت تر است. فلش بک یوری هم یک مثال دیگر برای شخصیت پردازی خوب ماکاروف است (که در پاراگراف های قبلی تا حدودی به آن اشاره کردم). مخصوصا وقتی متوجه می شویم که انفجار های MW1 و کشته شدن ده ها هزار سرباز آمریکایی هم کار همین مرد بوده است. البته این فلش بک علاوه بر شخصیت پردازی باعث ارتباط بهتر طرفداران دو شماره قبلی با MW3 می شود و هم چنین نمایان گر پیوستگی و توالی این سه شماره با یک دیگر می شود. کاپیتان پرایس هم در این شماره مورد توجه زیادی قرار گرفته است. در بازی، پرایس با افراد زیادی دیالوگ برقرار می کند. از سندمن و نیکولای و یوری گرفته تا مک تاویش و baseplace و ماکاروف. در شماره های قبلی گفت و گو های دو نفره یا دیالوگ خیلی کم به وجود می آمد. بیش تر صبحت ها هم حول ماموریت پیش رو بود. اما در MW3 پرایس، احساسی تر و به نوعی انسان تر از همیشه شده است. بعد از کشته شدن مک تاویش صحبت های پرایس با Baseplate (که همان کاپیتان مک میلان MW1 است که در ماموریت ترور زاخایف، پرایس را فرماندهی می کرد) بیش تر به درد و دل و خالی کردن خود می ماند تا گفت و گوی یک نظامی با مافوقش. ارتباطی هم که با ماکاروف قبل از مرحله پایانی برقرار می کند سرشار از خشم و انتقام است. رابطه میان پرایس و مک تاویش هم قوی تر از قبل شده است. این دو نفر چند بار شوخی های جالبی با هم می کنند. برای مثال در شروع مرحله سیرالئون پرایس به مک تاویش می گوید: “Soap، لطفا این بار دیگه نمیر!” و مک تاویش در جواب می گوید: “تو مواظب خودت باش پیرمرد!”. این جور شوخی ها، در کنار تلاش هایی که پرایس در مرحله Persona Non Grata برای زنده نگه داشتن مک تاویش انجام می دهد و هم چنین واکنش پرایس بعد از کشته شدن مک تاویش، به خوبی نشان می دهد که نوع رابطه بین این دو نفر چیزی فراتر از رابطه دو سرباز با یکدیگر است. در مجموع، شخصیت های MW3 بسیار باورپذیر تر و کار شده تر از شماره های قبلی هستند.
بدون هیچ تردیدی مهم ترین اتفاقی که در MW3 رخ می دهد کشته شدن Soap MacTavish، یکی از دو اسطوره فراموش نشدنی سری MW است. با توجه به این که دو بدمن مهم MW 1 & 2 یعنی زاخایف و شپرد توسط مک تاویش کشته شدند؛ انتظار داشتم ماکاروف هم به دست مک تاویش کشته شود. اما دقیقا برعکس این اتفاق رخ داد! اگر یادتان باشد کاراکتر Ghost در MW2 به شخصیت خیلی محبوبی تبدیل شد و صحنه کشته شدنش یکی از تاثیرگذارترین صحنه های این بازی بود که پیام ضد جنگ طراحان بازی را به خوبی منتقل می کرد. کشته شدن مک تاویش در MW3 هم مطمئنا تلاشی بوده برای بازسازی همان صحنه و ایجاد همان تاثیر. من فکر می کنم سازندگان بازی در این زمینه موفق عمل کرده اند. دلیل اصلی موفقیتشان هم به انتخابشان بر می گردد. انتخاب مک تاویش که یکی از شخصیت های فوق محبوب این سری است، آن قدر کافی است که بتواند تاثیری ضد جنگ و ماندگار بر جای بگذارد. ولی من معتقدم صحنه کشته شدن روچ و گوست همچنان تاثیر گذارتر از صحنه کشته شدن مک تاویش است. به دلیل آن که طراحان MW2 در آن لحظه موقعیت دراماتیک عالی را خلق کرده بودند. جدا از کشته شدن گوست و روچ، این خیانت شپرد و فریب خوردن آن دو بود که تاثیرگذاری آن صحنه را افزایش می داد. اما صحنه MW3 با وجود همه نکات مثبتش آن قدرت و پرداخت صحنه MW2 را ندارد. البته همان طور که چند سطر بالاتر اشاره کردم کشتن کاراکتری چون مک تاویش خود به تنهایی برای رساندن هر گونه پیام و تاثیری که مد نظر سازندگان بوده؛ کافی است. اما تنها مک تاویش نیست که در این بازی می میرد. در MW3، هم چون COD های قبلی، کاراکترهای زیادی کشته می شوند. به جز مک تاویش و ماکاروف، بقیه شخصیت هایی که دار فانی را وداع می گویند، جدید هستند و در MW3 معرفی شده اند. چنین چیزی را فقط در COD می توانید ببینید: ابتدای بازی تعدادی شخصیت جدید به گیمر معرفی می شود و تا پایان بازی بیش تر از دو سوم آن ها کشته می شوند! مرگ و کشتار در کنار خشونت بی پرده بازی که به شکل ملموسی بیش تر از دو شماره قبلی است، بی رحمی و خشونت جاری در جنگ را به خوبی منتقل می کند.
اما تمام این صحنه های سینمایی، طراحی مراحل، مرگ شخصیت ها و حتی مرگ مک تاویش یک طرف، نمای پایانی بازی یک طرف! در پایان MW3، پرایس پس از به دار کشیدن ماکاروف بر روی زمین می نشیند، سیگاری روشن می کند، زانوهایش را بغل می کند و در میان دود سیگار به جسد ماکاروف خیره می شود. از این صحنه می شود چندین برداشت مختلف کرد. شاید نمایان گر خستگی پرایس باشد. خستگی سال ها جنگیدن، دویدن، فرار کردن و کشتن. کاپیتان پرایس ما در این صحنه آن قدر خسته است که حتی سراغ جسد یوری هم نمی رود! یوری که به خاطر او جانش را از دست داد. این نما هم چنین می تواند به آرامش رسیدن پرایس را نشان دهد. آرامشی که در پس سال ها جنگ به دنبالش می گشت و خودش هم می دانست فقط با کشتن ماکاروف ممکن است به آن دست پیدا کند. اما آیا با کشتن ماکاروف تمام مشکلات پرایس حل می شود و از این به بعد زندگی بر وفق مراد او خواهد بود؟ رقص دود سیگار در جلوی قاب دوربین هم چون مه غلیظی آینده نامعلوم و این آرزوی محال را به خوبی نشان می دهد. البته من فقط دو برداشتم از این صحنه را نوشتم. واقعا کاپیتان پرایس در آن صحنه به چه چیزی فکر می کند؟ قاب بندی عالی و میزانسن حساب شده سازندگان بازی به هر گونه برداشت و تفکری اجازه خودنمایی می دهد. این نما، بهترین صحنه ای است که تا به حال در تمام شماره های COD دیده ام و پایانی با شکوه ست برای این سه گانه به یاد ماندنی.
MW3 یک پایان عالی بود برای سری MW. بازی که از نظر گرافیک، هوش مصنوعی، گیم پلی و … تفاوت چندانی با شماره های قبلی ندارد و این داستان و روایت داستان درگیر کننده و سینمایی آن است که طرفداران COD را این چنین مجذوب خود کرده است. سری COD برای ادامه موفقیت محکوم به تغییر است. معلوم نیست این تغییرات به نفع COD خواهد بود یا باعث نابودی اش می شود. ولی مهم نیست!، چیزی که مهم است این است که سه گانه Modern Warfare برای همیشه در تاریخ بازی های رایانه ای ثبت خواهند شد. سه گانه ای که در دوره ای که همه به گرافیک و دیگر ابعاد فنی بازی ها توجه می کردند با افزایش غنای هنری، سینمایی، داستانی و روایی؛ گیمر را با دنیای جدیدی از هنر هشتم آشنا کردند. شک نکنید در آینده ای نزدیک استودیوهای زیادی به این سبک از بازی سازی روی می آورند. کما این که همین الان هم این موج راه افتاده است.

سینا بحیرایی (ماکاروف)

نکات مثبت
نکات منفی
شاهکار
دیدگاه
۱۰۰ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:27: 
:D 
:40: 
:44: 
:-) 
:10: 
:41: 
:60: 
;) 
:59: 
:( 
:16: 
:162: 
:13: 
:\ 
:22: 
:42: 
:11: 
:111: 
:17: 
:20: 
:wow: 
:| 
:49: 
:54: 
:56: 
:45: 
:47: 
:46: 
:43: 
:57: 
:like: 
:dislike: 
:metal: 
:51: 
:52: 
:55: 
:58: 
:48: 
:spoiler: 
:53: 
:steam: 
:xbox: 
:PS: 
:n: 
:50: 
:discord: 
 

100 Replies to “و آن قدر مرده ام …”

  1. Commander4eva گفت:

    بیشتر جای که تو این بازی حال کردم آخرای بازی بود که پرایس نشت و سیگار کشید!

    ۰ ۰
    1. آره خیلی با حال بود! به صورت خیلی خفنی Makarov رو دار زد بعدم نشست سیگار کشید!
      ولی از مردن MacTavish خیلی خیلی ناراحت شدم
      محبوب ترین شخصیت برای من هم در سری Modern Warfare همین پرایس بود! خدایی خیلی یار با وفا و باحالی بود! ناراحتم که شاید این شخصیت رو دیگه نبینم!!!

      ۰ ۰
    2. general amin گفت:

      زنده باد مک تاویش . روحش شاد . دوستانی که این کامنت رو میخونن یک دقیقه سکوت…..

      ۳ ۰
    3. spart گفت:

      من که نخوندم :lol:

      ۱ ۰
    4. captain price گفت:

      من همیشه تو سایتم
      ناراحت نباش

      ۱ ۰
    5. آقا این چه کاریه؟؟؟ :evil: چرا داستان رو اسپویل می کنی؟ من بدبخت اشتباهی کامنت شما رو خوندم. واقعاً این کار از شما بعیده. حواستون باشه بعضیا هنوز بازی نکردن شما همین طوری میای میگی آخرش چی میشه؟ :cry:

      ۰ ۰
  2. L30n $♥K گفت:

    من هنور مقاله رو نخوندم ولب برای من رویایی ترین صحنه ها صحنه های روبرویی کاپیتان پرایس و ماکارو بود حالا چه حضوری چه غیر حضوری.

    ۰ ۰
  3. eagles گفت:

    بدترین قسمتش مردن mac tavish بود.یکی یکی قهرمانای mw کشته شدن که بدترینش ghost بود

    ۱ ۰
    1. king of magic گفت:

      من عاشق گوست بودم نمی دونم چرا ولی همیشه ازش خوشم میومد

      ۰ ۰
    2. MG.96 گفت:

      یادش بخیر.
      هیچ وقت اون سکانس رو فراموش نمی کنم.
      وقتی شپرد داره روی گوست بنزین میریزه و آخرشم با سیگارش آتیشش میزنه.

      ۰ ۰
    3. mostafa133 گفت:

      ولی خوب از خجالتش در اومدیم.با چاقو…

      ۰ ۰
  4. streetboy گفت:

    کلا بازی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی عالــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی بود
    ——————————————————
    XOBOX IS FOREVER

    ۰ ۰
  5. Albert Wesker گفت:

    پایانش خیلی خیلی قشنگ بود ولی فقط پایانش خیلی خیلی قشنگ بود و داستانش خیلی مشکل داشت
    مثلا یوری که نصف بازی شخصیت اول بود اصلا در حد و اندازه های خودش نبود و اصلا شخصیت پردازی نمیشد. یا این که مرگ سوپ کاملا مضخرف بود و اصلا احساسی کار نشده بود، انتظار یک پایان حماسی تر و چالش برانگیز تر برای اون رو داشتم که محقق نشد. متاسفانه ست پیس ها هم همه و همه از بازی های قبلی کپی شده بودند و اصلا جذابیتی نداشتند. مطمئنا بازی نقاط قوت زیادی در این بخش داشت ولی داستانش خیلی کم افت و خیز بود و یکم هم یهویی تموم شد. از لحاظ روند مراحل میگم. ماکارو به اون عظمت رو آخه به این راحتی؟!! اون صحنه ی فرار با هلی کوپتر و پریدن پرایس و بعد هم QTE رو یه جای دیگه دیده بودیم! کجا بود؟! آهان! Battlefield 3 بود!! :mrgreen: البته هنوز مقاله رو نخوندم و نظرم در مورد داستان و روندش بود (البته نقاط برجسته ی داستان)

    ۰ ۰
    1. Albert Wesker گفت:

      من از دیسلایک نمی ترسم :lol:

      ۰ ۱
    2. Commander4eva گفت:

      اره دیگه

      ۰ ۰
    3. سعید جان تو از یک مرد که سالها جنگیده انتظار داری بشینه و وسط درگیری برای جسد یک سرباز
      گریه کنه؟اتفاقا بسیار هم احساسی بود…مخصوصا وقتی کاپیتان پرایس اون کلت دستی رو که دو بار بین خودش و مکتاویش رد و بدل شده بود رو روی جسد اون مرحوم گذاشت :cry: و پرایس از مکتاویش عذرخواهی کرد(بابت ناتوانی در نجات اون یا ناتوانی در پایان دادن به جنگ) و برخلاف میل باطنی مجبور شد تنهاش بزاره :cry: ….
      اون صحنه QTE هلیکوپتر ارزشش از کل داستان بتلفیلد بیشتره.چون تو توی MW کلید ها رو با احساس فشار میدادی و از پایان خبری نداشتی
      ولی پایان بسیار کلیشه ای بتلفیلد رو من آخر بتلفیلد رو از ۴۰ ثانیه قبل حدس زده بودم و فقط برای رفع تکلیف کلید ها رو فشار میدادم.
      لطفا یک گل(MW) رو با یک خار(بتلفیلد)مقایسه نکن

      ۰ ۰
    4. Albert Wesker گفت:

      بیخیال! لحظه ی وداع رو نگفتم! هر چند اون هم خیلی احساسی و خوب پرداخته نشده بود، من کلا مجروح شدن و قضایای قبل و بعدش رو گفتم که فوق العاده افتضاح بود و اصلا به درد یکی مثل سوپ نمی خورد، شاید اگه یوری تتو این صحنه مرده بود بهتر بود و اصلا ایراد محسوب نمیشد. در مورد QTE هم دقیقا جفت بازی ها صحنه به صحنه عین هم بودند پس اگه بتلفیلد کلیشه ای بود، MW هم کلیشه ای بود. دیگه حرفی ندارم.
      اون مقایسه و اینا هم نظر شماست، من قبول ندارم که کی گله و کی خار! اتفاقا فن هر دو تاشون هم هستم

      ۰ ۰
    5. پایان بتلفیلد کلیشه ای بود ولی با طعم خونسردی(بدون هیچ هیجانی..بدون هیچ موسیقی..بدون هیچ صحنه پردازی…)
      پایان MW3 کلیشه ای بود ولی پر بود از خون…اشک…احساس..شوق..موسیقی…و با ریتمی درست . پرداخت شده

      ۰ ۰
    6. captain price گفت:

      پایان هر دوشون قشنگ بود
      بتلفیلد بازی احساسی نبود که بخواد صحنه رو مثل مدرن نشون بده
      اینو از اهنگ اولش و تریلر هاش هم میشه فهمید
      ولی پایان مدرن هم با قشنگی که داشت جنازه ضایع ماکارف که هی میرفت اونور بعد برمیگشت یکم مسخرش کرده بود :lol:

      ۰ ۰
    7. Albert Wesker گفت:

      پایان بتلفیلد بزرگترین نقطه ضعفش بود، مخصوصا اون تعقیب و گریز بی روح و اه اه اه … ولی من بحثم سر این صحنه ی پریدن به سمت هلی کوپتر در شرف پرواز هست. باز هم میگم، صحنه به صحنه عین هم بود و هیچ تفاوت قابل درکی نداشتند با هم . تازه اینجوری حساب کنیم که MW3 از بتلفیلد تقلید کرده بود. بیخیال. فن ها هیچ وقت راضی نمیشن

      ۰ ۰
    8. داستان بتلفیلد به شدت از هم گسیخته بود.
      بیشتر مراحل برای نمایش انیمیشن های موتور ساخته شده بود(مرحله اول و …)از شیوه روایت سوم شخص(در بازجویی که خود شخص دیده میشود) برای یک بازی اول شخص استفاده شد.طراحی اسلحه ها بسیار بد بود(مثلا برای مرحله پاریس که کم و بیش دارای سرعت در گیم پلی بود و درگیری های نزدیک داشت از اسلحه های میدان جنگ:AK 47 استفاده شده بود درحالی که این نوع درگیری ها نیاز به اسلحه های سبک و سریع داره) و ده ها ایراد دیگر که میشود به بخش داستانی بازی گرفت.

      ۰ ۰
    9. captain price گفت:

      فقفط بهت بگم صحنه اخر بازی رو از اول بازی حرف زدن اونوقت اومدی میگی قابل حدس نبود؟
      از وقتی پرایس پرید رو هلیکوپتر گفتم الان ماکاروف رو درو میکنه و تمام
      در ضمن وقتی این بازی رو کردم و اون جمله رو دوباره شنیدم داتشم دیوونه میشدم
      RPG on the roof tops!

      ۰ ۰
    10. eagles گفت:

      در اینصورت کل Btf تقلیدی بود

      ۰ ۰
  6. و تو در تاریخ جاودانه شدی…
    بخوان
    شعر عاشفانه مرگ….
    شعر خواب یاران…
    شعر خداحافظی دوستان…
    بگزار تا بگریم مانند ابر در بهاران/کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
    :cry:

    ۰ ۰
    1. داستان MW3 بی نظیر بود
      و همین طور گیم پلیش و خیلی چیز های دیگه اش
      و شاید الآن دیگه به خیلی ها ثابت شده باشه که MW3 کاملا BF3 رو شکست داد
      این موضوع را از نمرات و آمار و ارقام و میزان فروش دو بازی هم میشه به راحتی فهیمد!

      ۰ ۰
    2. لطفا این بحث شکست و پیروزی رو ول کنید

      ۰ ۰
    3. captain price گفت:

      منم قبول دارم
      ولی بتلفیلد یه چیزی داره که واقعا عالیه
      تو مولتی پلیر میتونی ایرانی شی
      منم همه اوقده هامو از بخش داستانی بازی تو مولتی سر امریکایی ها خالی کردم

      ۰ ۰
  7. par30web گفت:

    میشه از دلایل تاثیرگذارتر بودن صحنه مرگ Simon “Ghost” Riley به نوع موسیقی (که البته موسیقی این بخش توی MW3 چیزی کم نداشت)، و به تمام سینماتیک بودنش اشاره کرد، حتی همون Slow Motion توی صحنه مردن گاست خیلی تاثیر داشت… صحنه مرگ Soap Mactavish قبل از تمام شدن مرحله بود ولی صحنه مرگ گاست تو خود پایان مرحله (یعنی بعد مرگ، مرحله تموم شد) ولی اگه صحنه مرگ مکتاویش رو نگاه کنین، موسیقی بعد مرگش دوباره شکل حماسی خودش رو گرفت، یعنی خود بازیساز سعی کرد سریع این قضیه رو جمع کنه و به این اتفاق همونجا خاتمه بده! چون مسئله مهمتری بعدش پیش اومد و اونم آشنایی قبلی Yuri با Makarov هست!
    کلیشه ای بودن داستان برخی مواقع هم مربوط بود به سبک جنگیدن این گونه افراد، نیروهای برزیلی توی MW2 و نیروهای سومالیایی توی MW3 هر دوتاشون Local Milita هستن و به صورت نامنظم میحنگن که چیز عادی هست! یه چیزی مشابه نیروهای آموزش ندیده بسیج سپاه پاسداران خودمون که همون سبک رو دارن!
    نقد جالبی بود

    ۰ ۰
  8. eshpelakht گفت:

    عالی بود داستانش
    بازی سازای داخلی یه تیم تشکیل بدن بشینن داستان بازی هارو یه تحلیل بکنن تا داستان بازی های بومی خودمون انقدر ضعیف نباشه
    البته منظورم این نیست که آخر بازی مثلا لطفعلی خان بشینه سیگار بکشه ها ولی رو نکات داستان توجه زیادی بکنن
    داستان مدرن ۳ و آنچارد حرف نداشت :)

    ۰ ۰
    1. par30web گفت:

      لطفعلی خان بشینه سیگار بکشه… باحال بود… :lol: :lol: :lol:

      ۰ ۰
    2. captain price گفت:

      سیگار… :lol: نه قلیون

      ۰ ۰
    3. spart گفت:

      شاید شیشه و کراک

      ۰ ۰
  9. mohammad.m گفت:

    تا قبل از این بازی بهترین بازی اکشنی که کرده بودم کال ۲ بود ولی دیگه mw3 جاش رو گرفت الان بعد خوندن این صفحه دوباره می خوام بازیش کنم و در اخر به امید فرستادن کاپیتان پرایس به فضا :mrgreen: ما رفتیم بازی

    ۰ ۰
    1. captain price گفت:

      چرا منو بد نام میکنی؟مگه مواد بود بابا یه سیگار بود فضا چیه

      ۰ ۰
  10. دستت درد نکنه خیلی خوب بود.منم با صحنه کشته شدن ماکاروف خیلی حال کردم
    _______________________________________________
    COD Team :mrgreen:

    ۰ ۰
  11. spart گفت:

    داستان بازی تنها عنصر جالب بازی بود ولی واقعا سازنده ها نتونسته بودن داستان به اون زیبایی رو تو بازی عملی کنند و به یک بازیه فوق العاده تبدیل کنن
    اینم یه نیمچه تاریخ چه ای از بازی :
    ندای وظیفه (به انگلیسی: Call of Duty) یک سری بازی‌های رایانه‌ای تیراندازی اول شخص است. اولین بازی‌های ندای وظیفه قابل استفاده از رایانه‌های شخصی‌ بودند ولی سیستم‌های پردازش کننده به کنسول گسترش یافتند. سه سری اول این بازی‌ها در مورد جنگ جهانی دوم هستند و بقیه در مورد جنگ سرد است. بازی‌های ندای وظیفه متعلق و منتشر شدهٔ اکتیویژن هستند و برای مک‌ها به وسیلهٔ آسپیر مدیا منتشر شده اند. سازندگان اصلی این بازی‌ها اینفینیتی وارد و تری‌آرک هستند که بازی‌های دیگری با سازندگانی نظیر گری متر اینترکتیو، اسپارک آنلیمیتد، پای استادیوس، امیز انترتینمنت، ریبلیون دولوپمنتس و ان-اسپیس توسعه میدهند. انواع موتور بازی استفاده شده برای ساختن این سری بازی‌ها شامل آی‌دی تک ۳، تری‌آرچ ان‌جی‌ال و ای‌دابلیو میباشند.

    هماهنگ با نوامبر ۲۷، ۲۰۰۹، کل فروش سری ندای وظیفه به ۵۵ میلیون شمار در سطح جهان رسید.

    ۰ ۰
    1. spart گفت:

      کدوم گوسفندی به من دیس لایک زدن
      میشه دلیلش رو بگین ؟

      ۱ ۰
    2. Vamp_hossein گفت:

      دوست عزیز اگر هم یک آدم … الکی دیس میکنه شما آرامش خودتو حفظ کن واز این کلمات استفاده نکن . از کاربر با سابقه ای مثل شما بعیده!!! ولی راست میگی برای چی دیس لایک میزنین الکی؟؟!!؟! :(

      ۰ ۰
    3. general amin گفت:

      عزیز من از شما بعیده این حرفا. آدم بیکار زیاده حرص نخور.این کار تو باعث میشه طرف به هدفش برسه . بی خیال دنیا…..

      ۱ ۰
    4. برای این دیسلایک زدم چون اطلاعات غلط دادی
      “بقیه در مورد جنگ سرد است” اشتباهه

      ۰ ۰
    5. spart گفت:

      شما اشتباه کامل بده
      منتظرم

      ۰ ۰
    6. spart گفت:

      منظورم اطلاعات بود

      ۰ ۰
    7. Call of Duty 1:روایت کننده عملیات های جنگ جهانی دوم
      CoD 2:روایت کننده عملیات های جنگ جهانی دوم
      CoD3:روایت کننده عملیات های جنگ جهانی دوم
      CoD4-Modern Warfare:روایت کننده داستان فدرت طلبی ایمران زاخایف روسی با همراهی دوستانش از جمله خالد ال اسد برای سلطه کامل بر آمریکا(به عبارت کامل جهان) و شروع جنگ تروریستی بر علیه آمریکا و متحدانش
      CoD5-World at War:روایت کننده عملیات های جنگ جهانی دوم
      CoD-MW2
      CoD-Black Operations:روایت کننده داستانی با مضامین جنگ سرد
      CoD-MW3
      ~~~~~~
      این هم اطلاعات ناقص ولی کامل تر من

      ۰ ۰
    8. spart گفت:

      خب رو سه تایه اول که حرفی نیست
      ولی ۴ همون جنگ سرد با یه نقاب دیگس
      ۵ اره
      mw2 , mw3 هم که خودتون هم میدونید جنگ سرده

      ۰ ۰
  12. Vamp_hossein گفت:

    نمیدونم کی این متن رو نوشته ولی هرکی بود تمام حرف دل من و زد..حرفی که دوست داشتم بگم اما نمیدونستم چجوری. لطفا خودت رو معرفی کن تا بشناسیمت …هی خدا mw چه دنیایی بود ولی قشنگ ترین مرحله تواین سه تا مدرن وار فیر آخر ۲ بود مرحله Like Old Times که سواپ و پرایس دو تایی با هم بودن چقدر زیبا بود واای دیگه نمیتونم تحمل کنم حالم بده فکر کنم یه بار دیگه باید برم سه تا شو تموم کنم حالم خوب شه!! :mrgreen:

    ۰ ۰
  13. captain price گفت:

    خودتو معرفی کن تا بشناسیمت…
    اسمشو اخر متنش زده

    ۰ ۰
    1. Vamp_hossein گفت:

      انقدر جذب متن و بازی شدم ندیدمش!! :mrgreen:

      ۰ ۰
  14. U G K گفت:

    این بازی واقعا قشنگ بود ولی بازم اون مشکل همیشگی همراه بودواون مشکل چیزی نبود جز گرافیک.
    به نظر من گرافیکش که پیشرفت نکرده بود هیچ تازه یکمم نسبت به نسخه قبل افت داشته که واقعا توی ذوق میزنه و مانع لذت بردن از بازی میشه و اگه اکتیویژن بخواد سال بعد هم به همین روال پیش بره باید سال بعد منتظر زمین خوردن اساسی این سری زیبا و دوست داشتنی باشیم البته همین الان هم یه اتفاقاتی داره میفته.
    کلا به نظر من تری ارک بهتر از اینفینیتی وارد درساختن کال اف وارد هستش من که اصلا با سری مدرن وار فیر حال نمیکنم و به نظرم بهترین قسمت از این سری black ops بود که واقعا قشنگ بود.
    _________________________
    محسن از انجمن PS 3 IS GOD

    ۰ ۰
  15. Natan drake گفت:

    شاید باورتون نشه ولی با مردن soapخون گریه کردم!البته حواسم بود کسی دورو برم نباشه.متن جالبی بود ممنون دوست عزیز.مهمترین چیز اینه که سه گانهMWتا ابد در ذهن بازی بازها میمونه.

    ۰ ۰
    1. Deathwing گفت:

      منم همینطور
      هر چند صحنه مردن کاپیتان مک تائیش ار لحاظ فضا سازی پایینتر و سرد تر از کشته شدن گوست و روچ بود اما شخصیت پردازی این کارکتر آنقدر عالی بود که با مرگش همه رو ناراحت کنه
      :cry: :cry:

      ۰ ۰
    2. captain price گفت:

      من که اصلا ناراحت نشدم که هیچ
      خوشحالم شدم!
      یه وحشی کم تر!
      مک تاویش و دار و دستش یکی بودن مثل ماکاروف و زاخایف!
      ناراحتی نداره

      ۰ ۰
  16. Deathwing گفت:

    تنها بازی ای که نمیشه وصفش کرد همین شاه بازیه CoD هست
    من خیلی از بازی ها رو اصلاٌ بازی نکردم مثل MGS،Resident Evil،Devil may cry،silent hill و خیلی از بازی های دیگه اما این سری رو از شماره اولش بازی کردم
    یادم میاد که اولین بازی ای که تموم کردم CoD1 بود
    فقط یک کلام
    CoD سلطان بی رقیب بازی های رایانه ای

    ۰ ۰
  17. xneon 360 گفت:

    داستان بازی خوب بود ولی دیگه نه انقدر که تو مطلب ذکر شد.به نظرم متوسط بود.بهرحال این نشر شخصی منه و شاید از نظر بسیاری فوق العاده بوده ولی من نکته خاصی توش ندیدم.
    ______________________________
    Copyright © ۲۰۰۹-۲۰۱۱ MEA Co. All rights reserved :arrow:
    انجمن حقوق بگیران مایکروسافت

    ۰ ۰
  18. MahanGM گفت:

    Prisoner 6-2-7. همین و بس!

    ۰ ۰
  19. adel_97 گفت:

    MW3 یه بازی متوسط بود. داستانش متوسط بود. مثل همه ی قسمت های دیگه ش.
    Adel_97 از انجمن PC$

    ۰ ۰
    1. خیلی ممنون از نظر فوق العاده شما
      “گر خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو”

      ۰ ۰
  20. deniro گفت:

    سینا جان بابت مطلب خوبت ممنون و لذت بردیم,اولا در مورد جمله فروغ باید بگم جا خوردم و یه جورایی نظرم در مورد نظراتت وارد مرحله جدیدی شد,دوما من ۲تا سوال ازت دارم اگر جوابی باشه خیلی خوب میشه اونم اینکه چرا مک تاویش رو به هند بردن؟دوم اینکه بازی رو نقد کردی یا داستان بازی رو؟چون من تو متنت که ۲بار خودنم از گیم پلی بازی(صحنه های سینماتیک) و طراحی لوکیشنها هم صحبت کردی,به نظر من یه بارم گفته بودم داستان کال پیچ و خم نداره محتوای داستان درگیر کننده نیست و باید بگم یه جورایی همه چی رو میشه حدس زد در نهایت ماکاروف به دست پرایس میمیره و یا اینکه افرادی مثل گوست یا مک تاویش قربانی میشن ولی روایت داستان بازی زیباست قبول دارم و بحثی نیست و صحنه های سینمایی به نظرم به گیم پلی بیشتر مرتبط میشه چون داستان میاد و در قالب مراحل و دینامیکی به اسم گیم پلی بیان میشه,من از جهت محتوایی بلک آپس رو بیشتر پسندیدم چون توهم وجود دوست دیمیتری واقعا جالب بود بعد در انتها گذرابیان شد!داستان تو مدرن در مورد جنبشهای تروریستی و کشیده شدن جنگ به خیلی از کشوراو ۲-۳تا شخصیت بازی که رابطه ای دوستانه دارن و عملیات رو با هم انجام میدن و حالا چنتا شوخی هم با هم میکنن به نظرم شخصیت پردازی خیلی هم قوی نبود البته نیازی هم نبود چون ما تو بازی به عمق شخصیتها و حالات و احساساتشون پی نمیبریم و البته تو FPS به نظرم نیازی به اینکار نیست شخصیت پردازی میشه مثل مکس پین یا آلن ویک و…داستان میشه باران سنگین,اینکه مدرن روایتی خوب داشت و تو هم اشاره کردی بحثی نیست ولی واقعا داستان قوی نداشت من در مورد بتل اصلا کاری ندارم و خواهشا سوبرداشت نشه چون به نظرم اونم خیلی داستانش گیرا و پرمغز نبود.دنیرو از pc$

    ۰ ۰
    1. Hamedgh گفت:

      با سلام!

      دنیروی عزیز، مرا صدا زدی؟!

      و …
      جواب سوال اول: مکتاویش را از هتلی در افغانستان برای مراقبت به هیماچال پرادش/ Himachal Pradesh هند آورده که تحت مراقبت دوستان نیکولای می باشد.

      سوال دوم هم برای خود سینای عزیز!


      با تشکر از همه دوستان عزیز!

      ۰ ۰
    2. Makarov گفت:

      اول از همه ممنون از تمام دوستانی که وقت گذاشتن و این مطلب طولانی رو خوندن. فرشید جان جواب سوال اول رو حامد داد. مک تاویش رو به هند بردن چون یوری و بقیه دوستان نیکولای اون جا سکونت داشتن. هدف من از این مطلب بررسی داستان بازی بود ولی اشاره هایی هم به گیم پلی شد. به دلیل این که در COD داستان و روایت داستان در پوست و خون گیم پلی بازی جای گرفته. مخصوصا در MW3 که یه نگاه کاملا سینمایی پشتشه و به جرئت می تونم بگم ۹۰ درصد کل بازی رنگ و بویی سینمایی داره. کلا به نظر من تفکیک داستان از گیم پلی درMW3 ممکن نیست. همون صحنه های سینمایی که اشاره کردی مثال خیلی خوبیه. تو معتقدی این بخش مربوط به گیم پلی بازیه ولی من فکر می کنم نویسندگان بازی هم نقش بسیار پررنگی در این صحنه ها داشتن. نمونه خیلی خوبش هم فلش بک های یوری بود یا حادثه تروریستی در لندن. تو مطلب هم اشاره کردم که مشکل ترین کار پل هگیس ادامه داستانی بوده که کلا یه تیم دیگه طراحیش کرده. منم قبول دارم که سری MW از نظر ایده اصلی چندان قوی نیست، ولی به نظر من این سه گانه از نظر شیوه روایت داستان جای هیچ حرفی باقی نمی ذارن.
      اما در مورد شخصیت پردازی، فرشید جان تو این مدتی که تو دی بازی نمی اومدی من یه مقاله دیگه هم درباره COD نوشتم و اون جا اشاره کردم که در این سری اصلا چیزی به نام شخصیت پردازی وجود نداره. در MW3 هم شخصیت پردازی به معنای واقعی کلمه نداریم. ولی انصافا سازندگان بازی برای پرایس و ماکاروف زحمت زیادی کشیدن. البته دلیل عدم شخصیت پردازی در این سری بر می گرده با شیوه روایت داستانش. در روایتی با این سرعت و هیجان فرصت برای کار کردن و پرداخت شصخیت ها خیلی کمه.

      ۰ ۰
    3. Albert Wesker گفت:

      I want the answer too

      ۰ ۰
    4. deniro گفت:

      کاملا موافقم سینا جان و بحثی هم در مورد روایت خیلی خوب کال ندارم چون واقعا تکه در مورد پرایس هم موافقم شخصیت دوست داشتنی هست من خودم واقعا کاراکترشو دوست دارم به خصوص تو مدرن۱ بازم ممنون منتظر نقدها و تحلیلهای بعدیت هستم.دنیرو از pc$

      ۰ ۰
    5. par30web گفت:

      خصوصا اون مرحله ای که توی هواپیما بودیم، خیلی جالب و سینمایی شده بود! اگر گرافیک در حد عالی بود با یه فیلم هیچ فرقی نداشت!

      ۰ ۰
  21. Hamedgh گفت:

    با سلام! (سر تیتر دیدگاه: “ندای سینا” – برگرفته از نام بازی ندای وظیفه)
    سینای عزیز! نوشتن برای این بازی محبوب …، چه کسی بهتر از تو!

    ** مطلب من خطری ندارد**
    هر روز چنان زندگی کن که
    گویی آخر عمرتان است.
    حضرت علی (ع)

    روایت داستانی شما با روایت پیکره کلی داستان و بازی، در هم ترکیب شده و موجب گسستگی گشته است شاید بهتر می بود این دو از هم جدا شده و در ادامه یکدیگر آورده میشد.
    بدون تردید میزان ۴۱۰۰۰ دیالوگ برای این بازی مورد استفاده قرار نگرفته بلکه در طول زمان، کل دیالوگهای نوشته شده
    مورد ویرایش قرار گرفته و حجم محدودی از آن در بازی بکار رفته است. شاید منظور فقط کلامی که مابین کاراکترها رد و بدل می شود، نبوده و کل پیکره داستانی، که از تعاریف مکانی و المانهای دیگر شکل می گیرد، نیز در شمارش مد نظر قرار گرفته است.
    شک نکنید که حضور رایدلی اسکات، تونی اسکات، خصوصا “پل هیگیس” و دیگر عوامل هالیوودی در روایت داستانی بازی تاثیر گذار بوده است.با دیدگاه شما مبنی بر اکشن و روایت داستانی سریع در این بازی کاملا موافقم. این موضوع رمز موفقیت بازی ندای وظیفه/ COD بهمراه بعضی از المانهای دیگر است.
    اما از نحوه خاص روایت بازی ندای وظیفه در بین مراحل گفتید و آنرا مخصوص این بازی دانسته ای، که اینطور نبوده و این نوع روایت در بازیهای دیگر نیز دیده شده است. بعبارت دیگر این نوع روایت در بین مراحل پیوستگی بین آنها را شکل داده و بخشی از داستان را بدین نحو تعریف می کند. این نوع روایت داستانی محدود نیست بلکه پیچیده است. برای شخصیت پردازی(که بنا به دلایلی اغلب دارای شخصیت پردازی ناقصی هستند) و تعریف داستان باید دقت و هنر زیادی مصروف گردد. بعلاوه اتهام تقلید در صورتیکه بازیی بتواند بدین گونه اما با قدرت داستان خود را تعریف کند، دیگر پایه و اساسی نداشته و از رونق می افتد.
    … در ادامه گفته ای” این مرحله هم یک پیام مهم در خود دارد و آن، رابطه مستقیم بین دیکتاتوری و تروریسم است. حکومتی که گروه های تروریستی تشکیل دهند صد درصد به دیکتاتوری کشیده خواهد شد. از طرف دیگر در حال حاضر کشورهای دیکتاتوری زیادی هستند که به شکل علنی یا غیر مستقیم از تروریسم حمایت می کنند.”
    که درست و منطقی است لیکن آنرا کاملتر کرده و و می افزایم، حکومتهای قدرت طلب و منفعت طلب(جمهوری خواه، دموکرات، حزب فلان و بهمان – فقط برچسبی دهان پر کن دارند) به دیکتاتوری و خفقان کشیده خواهند شد.
    اما طرز فیلمبرداری از ماکاروف و نحوه ایستادن او، نمایانگر نژاد روسی و خشن ماکاروف و طبع دیکتاتوری اوست. او نمای تمام قد کشور روسیه است. که از دوران گذشته این کشور به یادگار مانده است.


    برای صحنه پایانی چندین احتمال را ذکر نموده ای و منهم گمان خود را به آن الصاق کرده ام(با کمی طنز):
    ” شاید نمایان گر خستگی پرایس باشد” — خیر! در آن حال و هوا، تنها چیزی که به یادش نمی آید همین خستگی است.
    ” خستگی سال ها جنگیدن “— خیر!
    ” دویدن، فرار کردن و کشتن “— خیر! اینها همین کاره هستند.
    ” کاپیتان پرایس ما در این صحنه آن قدر خسته است که حتی سراغ جسد یوری هم نمی رود” — خیر! آخ ببخشید. اینجا خیر جایز نیست. اینها کلی آدم کشتند و مرده دیدند. کلی برای هم فداکاری کردند. جنگ همین است برادر!
    ” می تواند به آرامش رسیدن پرایس را نشان دهد” — خیر! یک سرباز آنهم با اینهمه تجربه، هیچ وقت به آرامش نمی رسد.
    “اما آیا با کشتن ماکاروف تمام مشکلات پرایس حل می شود و از این به بعد زندگی بر وفق مراد او خواهد بود؟” — خیر!
    ” رقص دود سیگار در جلوی قاب دوربین هم چون مه غلیظی آینده نامعلوم و این آرزوی محال را به خوبی نشان می دهد ”
    — قشنگ نوشتی.
    ” واقعا کاپیتان پرایس در آن صحنه به چه چیزی فکر می کند؟ ” —زیبا گفتی. اما چه کسی میداند او به چه چیزی فکر میکند؟ به این می گویند پایانی مبهم و باز که ذهن را درگیر خودش می کند. پایانی که با کشتن ماکاروف رقم نمی خورد.
    … و اما چرا پرایس بعد از کشتن ماکاروف سیگار میکشد؟ چون می چسبد!!! (دوستان سیگار چیز مضرری است- تبلیغات سیگار نکرده باشم.) بعبارت دیگر افرادی که سیگار می کشند بعد از غذا، بعد از شیرینی جات، بعد از هر شادی و غم، بعد از چلو کباب چرب با دو تا گوجه اضافه، بعد از کشتن ماکاروف ….. سیگار را ترجیح داده و آنرا با ولع می کشند. قطعا سر جسد ماکاروف که فاتحه نمی خواند، اما سیگار که می تواند دود کند. ناخودآگاه(دراثر عادت شدگی) سیگار را بیرون آورده و در حین تفکراتش، آنرا نیز با غم خود شریک می کنند. سیگار یک نماد است، یک سمبول است، یک ذهنیت است، یک همراه است، یک ژست است، یک …
    ماکاروف نماد کشور روسیه است، نمادیست که آمریکاییان آنرا برای خود به تصویر درآورده تا دیگران را نیز در تسخیر درآورند. کشوری که تنها راهش خفه کردنش در منطقه است(استعاره از کشتن ماکاروف). کشوری که در صدد تسخیر جهان آنهم آنطورکه آمریکا به تصویر درآورده بر نیامده، اما آمریکا دوست دارد که آنطور که خود را به تصویر در آورده، درصدد انجامش برآید. یک قهرمان! یک اسطوره(همانطور که دوست عزیزم سینا، با ولع سربازان بازی را بدان نامید.) اما نه قهرمان و اسطوره ای در حد بتمن، که حافظ عدالت و خون دیگران در کتابهای کمیک است. بلکه در حد حافظ منافع و خون خودش در دنیای واقعی است!!!

    با تشکر از همه دوستان عزیزم!
    حامد.ق.ت/Hamedgh
    صندوق نامه های من در سایت دچار مشکل شده، بنابراین پاسخ دوستانی که برای من نامه ارسال داشته اند را متاسفانه نمی توان بدهم!

    ۰ ۰
    1. Makarov گفت:

      ممنون حامد جان. استفاده کردم. هر چند که هنوز با تفکرات ضد آمریکاییت مخالفم!

      ۰ ۰
    2. DmC X360 گفت:

      خیلی جالب بود.خندیدیم.مخصوصا اون قسمت”چرا پرایس بعد از کشتن ماکاروف سیگار میکشد؟ چون می چسبد!!!” :lol: :lol:

      ۰ ۰
  22. deniro گفت:

    ممنون حامد جان به نظرم سیگار یه نوع ژسته مرحله ابتدایی مدرن۱ هم پرایس با سیگار گوشه لب کارو شروع کرد ولی هیچکدوم سیگار مربی ایران تو بازی جلو استرالیا نبود که وقتی۲تا خوردیم انداختش بعد که گلو زدیم برداشتش دوباره کشیدش واقعا جالب بود حرکتش.دنیرو از pc$(راستی سینا از استفاده از مطالب علمی تو متنت هم متشکرم واقعا علاقه مند این نوع مطالبم در مورد دست پشت کمر و …رو میگم بازم ممنون)

    ۰ ۰
  23. KV700 گفت:

    واقعا تو اون صحنه ای که در هوابیما کنار زده میشه و ماکاروف توی یک غافلگیری objective ما رو تبدیل به faield میکنه یکی از بهترین و هیجان انگیز ترین صحنه توی تاریخ بازی ها هست pc$

    ۰ ۰
  24. ecstasy گفت:

    واقعا قلم زیبایی داری دوست عزیز. به نظرم روایت داستان تو سری کال به لطف کارگردانی سنمایی و صحنه های زیبا و نفسگیر رنگ و بوی خاصی گرفته. به نحوی که شیوه روایت داستان رو در یک بازی شوتر اول شخص دگرگون کرده و بیشتر ما شاهد یک فیلم هستیم تا یک بازی و این همزاد پنداری گیمر رو بیشتر میکنه.

    ۰ ۰
  25. خدایش وقتی مک تاویش مرد اعصابم بهم ریخت وادامه بازی رو که میرفتم فکرم به مک تاویش بود واقعا غیر منتظره بود :( :(

    ۰ ۰
  26. Ezio گفت:

    از لحاظ گرافیکی یه نسل عقبه و bf3 یه نسل جلو
    اما از لحاظ گیم پلی و هیجان و داستان هنوز نظیر نداره
    اه مک تاویش هم رفت پیشه گوست و روچ پس برای شادی این سه شهید عزیز صلوات
    ____________________________________
    ۱۸ روز تا مراسم انتخاب بهترین های گیم سال ۲۰۱۱

    ۰ ۰
  27. jang bogo گفت:

    مرسی عالی بود
    واقعا حرفی برای گفتن میمونه؟؟ من هزار تا فیلم با صحنه های غم انگیز دیدم اما جدا کی یادش میره اون لحظه تیر خلاصی زدن زاکائف و مردن شجاعانه گاز رو؟ گیر افتادن روچ و گوست در بین گرگ های خائن رو؟
    پرت کردن پیکر نمیه جان روچ و گوست؟ و فدا کردن جان سوپ برای یوری و جان دادن غم انگیز سوپ در برابر دیدگان استادش یعنی پرایس کاش MW4دیگر در راه بود و لااقل سوپ میموند
    کارگردانی MW3بر مراتب بهتر از MW2بود اما کاش جناب هنس زیمر هم بود تا شگفتی دیگر خلق کنه
    یه دوستی گفته بود صحنه هلیکوپتر کپتن پرایس از بتل تقلید شده بود آخه دوست عزیز تویه ۲ هفته میشه یه مرحله ساخت؟ شما که باید بهتر بدونید بازی ۱ ماه قبل تموم شده و میره برای انتشار و عیب یابی

    ۰ ۰
  28. نقد جالب و نوآورانه ای بود و عدالت و بیطرفی رو رعایت کردین. ازش لذت بردم.
    حق با شماست و به نظر من فقط داستان بازی هست که هنوز تونسته این بازی رو زنده نگه داره
    امیدوارم شاهد تغییرات اساسی و نو آورانه در نسخه بعدی بازی باشیم مثل نسخه اول این بازی که با نوآوری خودش تونست گیم پلی جدید و جذابی رو بوجود بیاره
    تشکر

    ۰ ۰
  29. MAXIMUM گفت:

    نقد بسیار خوبی بود حرف دل رو زدین ، ضمن اینکه گرافیک بازی از نظر طراحی جزئیات محیطی به مراتب از bf3 بهتر بود ولی از نظر گرافیک تکنیکی و فیزیک حرف خاصی نداشت ، نوآوریم که کلاً…البته من هنوز مولتی رو بازی نکردم ولی خوب المانهای جذابیت وسینماتیکها که تو نسخه های قبلی دیده بودیم هر چند تکراری بودند ولی واقعاً تکامل یافته بودن گیم پلی یه خورده از bf3 البته تو تکنفره جذاب تر بود تمامی این موارد به نظر من نشون داد که اکتیویژن هنوزهم بعد از اون جریانات و جدا شدن نفرات اصلی Infinity Ward و خالقین اصلی مدرن وافیر به لحاظ تکنیکی و کیفی تو ساخت یه همچین IP بزرگی کسری نداره ولی این روزا تو تجارت مدیا ایده حرف اول رو میزنه و اینجاست که با این بازی ثابت شد که تیم قبلی تفاوتشون کجا بود.

    ۰ ۰
  30. ahorock گفت:

    ربطی به سری mw نداره ولی انصافا صحنه ی مرگ فرانک وودز هم در نوع خودش تاثیر گذار بود

    ۰ ۰
    1. par30web گفت:

      ما که اصلا ندیدیم Woods چی شد یهو مرد!! حتی سر همین که مرد یا نمرد درگیری هست! (توی Intel ها انگار یکیشون درباره اطلاعاتی از یه عملیات با Woods خیلی بعد تر از مرحله ای که میگن وود مرد داره) به هر حال، یهو پرید پرت شد بیرون و یه انفجار… تاثیرگذاریش به خاطر علاقه به شخصیت Woods بود بیشتر به نظرم تا اینکه خود صحنه مردن حماسی باشه (کلا چیز چندان حماسی تو BO یادم نمیاد!)

      ۰ ۰
  31. silver گفت:

    چی…!مرگ مکتاویش! :cry:
    قتل ماکاروف :)
    می دونستم این بازی بهترینه به همه طرفدارای بتل هم گفتم ولی اونا سر خودشونو شیره می مالیدن که بتل گرافیکش خوبه نمی دونستند که بتل بر خلافmw3یه شکست تمام عیاره!!!! :mrgreen:
    من که بازیmw3را خریدم ونصبشم کردم ولی به خاطر هنگ کردن سیستمم نمی تونم بازیش کنم! :-x
    چه پایان حماسی داره،بااینکه داستان برام لو رفت ولی ارزشش راداشت که به خاطر مرگ مکتاویش قهرمان عزاداری کنم! :cry:
    درود برCOD:MW3
    (انجمن زامبی های گمشده در اولیمپوس!)

    ۰ ۰
  32. DmC X360 گفت:

    نمیدونم چی بگم.احساسی که خود بازی به آدم دست میده هیچ وقت نمیشه روی کاغذ نوشت.
    ممنون سینا که بالاخره فامیلیت رو هم فهمیدم :-D
    این بازی یه خداحافظی تلخ با سری MW بود.
    ———————————————————————
    انجمن حقوق بگیران مایکروسافت

    ۰ ۰
  33. doki price گفت:

    مردن مکتاویش بزرگترین ضد حال برام بود.همون لحظه حاضر بودم خودم بمیرم ولی سواپ نه :(

    ۰ ۰
  34. doki price گفت:

    مردن مکتاویش بزرگترین ضد حال برام بود.همون لحظه حاضر بودم خودم بمیرم ولی سواپ زنده باشه

    ۱ ۰
    1. captain price گفت:

      بپا جو زیاد نگیرتت
      حالا کم مونده فردا پس فردا تو تیتر خبر دیبازی بنویسن جوانی به خاطر مردن مک تاویش دست به خود کشی زد

      ۰ ۰
  35. captain price گفت:

    در ضمن داستان بازی هم چیز خاصی نداره
    یه داستان کاملا ساده مسخره
    روس های خونخوار
    امریکایی های مهربان
    فقط سعی میکنه با احساسات شما بازی کنه تا از روس ها احساس تنفر کنید

    ۰ ۰
    1. Makarov گفت:

      بازی با وارد شخصیت های مثبت روسی مثل یوری، نیکولای، رئیس جهمور روسیه و دخترش نشون می ده که اصلا هدفش خراب کردن روس ها نیست. در ضمن، پرایس و مک تاویش بریتانیایی هستن نه آمریکایی!

      ۰ ۰
    2. captain price گفت:

      پرایس و مک تاویش رو نگفتم
      برو بچ DELTA رو میگم
      در ضمن اونم برا اینه که خیلی ضایع نباشن
      در مرحله هواپیما هم رییس جمهور روسیه میگه ما دوراه داریم
      مرگ و زندگی
      جنگ با امریکا و صلح با امریکا!!!
      یوری هم که دیدی خاین بود!
      اصلا محاله هدفش خراب کردن روسیه نباشه
      یه بار دیگه میگم اون شخصیت ها برا این بودن که یه کاری کنن داستان یه طرفه حساب نشه

      ۰ ۰
    3. par30web گفت:

      خب همینه دیگه! وقتی زندگی رو مساوی صلح با امریکا قرار داده…
      یوری هم اصلا خائن نبود! کجا گفته شد خائن هست؟؟ یوری به هیچکی خیانت نکرد!
      توی MW1 یه گروه به اسم Loyalist ها به رهبری Kamarov بود (بر علیه UltraNationalist ها که رهبرش Zakhaev و بعد Makarov شد) ولی توی MW2 شاهد گروه روسی ضد روس نبودیم (فقط یک شخص نیکولای به تنهایی بود که حتی به نظر میومد عضو Task Force باشه تا اینکه خودش واسه خودش یه گروپ داشته باشه)
      ولی در ادامه توی MW3 دیدیم که علاوه بر برگشتن Kamarov (اگر اشتباه نکنم) گروه مستقل نیکولای که شامل افراد Ex-Spetnaz مثل یوری بود رو دیدیم! + فعالیت های خود رئیس جمهور روسیه!
      یه مشکلی که بود اینه که من متوجه نشدم اگر قدرت دست اولترانشنالیسم ها و ماکاروف هست و توی MW2 توی روسیه اونطور زاخائف تجلیل میشه، ولی رئیس جمهوری روی کار میاد که بر علیه اینا کار میکنه!

      ۰ ۰
    4. Makarov گفت:

      بازی با وارد کردن شخصیت های مثبت روسی مثل یوری، نیکولای، رئیس جهمور روسیه و دخترش نشون می ده که اصلا هدفش خراب کردن روس ها نیست. در ضمن، پرایس و مک تاویش بریتانیایی هستن نه آمریکایی!

      ۰ ۰
  36. Vamp_hossein گفت:

    دوستان عزیز ایدی های یاهو خودرا رابگویند همین جا لطفا : مخصوصا آقایان:
    Makarov
    captain price
    hamedgh
    Maktavish
    xneon360
    Albert Wesker
    Ezio
    Spart

    ۰ ۰
    1. spart گفت:

      spartbayat@yahoo.com
      __________________
      spart از انجمن حقوق بگیران ماکرو سافت

      ۰ ۰
  37. Imrahil گفت:

    دهنتون سرویس ، من هنوز بازی رو نگرفتم ، به خاطر لو نرفتن داستان متن رو نخوندم فقط یکی از کامنت ها رو خودنم که گفته بود مک تاویش میمیره ، یه جا از مقاله رو هم دیدم که گفته بود برج ایفل سقوط میکنه

    ۰ ۰
    1. captain price گفت:

      لطف کن بگو منظورت از سرویس کدوم سرویسه :mrgreen:
      ebrahimali1378@yahoo.com

      ۰ ۰
    2. Vamp_hossein گفت:

      حرف دهنت رو بفهم . این جا جای این حرفها نیست . درصورت تکرار حتما بن میشی !
      الان هم خدا خدا کن بن ات نکنیم!مگه این جا چاله میدونه هرکی هرچی از دهنش میاد بیرون بگه!!!

      آقایه Captain Price از شما هم انتظار نداشتم این چه جوابیه از یه کاربر با سابقه ی سایت!!!؟؟؟؟؟

      ۰ ۰
    3. Imrahil گفت:

      تو اینجا چی کاره ای؟ سنت رو نمیدونم ولی فکر کنم خیلی بچه باشی که نمیدونی منظورم چیه ، خدا نکنه آدم به جاهایی برسه که ظرفیتشو نداشته باشه ،(( بنت کنیم )) ، من خیلی قبلتر از شماها توی این سایت بودم وقتی خبر مشکل نسخه دوم اساسین به خاطر IDM اینجا زده شد ، خیلی از بچه ها به خاطر امثال شماها که بچه بازیشون گل کرده بود رفتن ، دراکولا ، مایکروسافت ، مترو ۲۰۳۳ و خیلی های دیگه…

      ۰ ۰
  38. hamid گفت:

    :idea:
    ___________________________
    Sony Computer Entertainment Inc

    ۰ ۰
  39. sia assassin گفت:

    دو برابر BF# بود نبود؟؟؟؟؟؟؟ frostbite وEA ناخن infinityward و activision نمیشن من به شخصه برای کشتن makarov پدر دکمه F رو در اوردم….اگه soap نمیمرد این بازی بر مبنای دروغ میشد که طی چندین سال هیچی شون نشده بود……

    ۰ ۰
  40. ADELANTEAMIR گفت:

    :wink: :wink: :wink:

    ۰ ۰
  41. ashi-k70 گفت:

    kheyli hal kardam bash.benazare man batll aslan harife ghadari vase COD nist.

    ۰ ۰
  42. sandman 360 گفت:

    روی هم رفته بازی خیلی توپی بود

    ۰ ۰
  43. Sir Alone گفت:

    بازی ردیفی بود ولی از حیث هایی مثل استفاده از انواع و اقسام ماشین های جنگی مثل هلیکوپتر از black opsخیلی چیز ها کم داشت ولی من که باهاش حال کردم.

    ۰ ۰
  44. nima گفت:

    به نظر من بازی گاد اف وار ۳ از نزر داستانی یه سو گردن که چه عرز کنم یه ۱۷۰ cmاز Call of Duty: Modern Warfare 3وهمهی بازی ها جلو تره ولی بازیCall of Duty: Modern Warfare 3هم رقیب خوبی برای گاد اف واره من Call of Duty: Modern Warfare 3رو۱۳بار تموم کردم و بازی جالبی بود ولی در هر صورت بازی ای بهتری هم هستند. ۸) ۸)

    ۰ ۰
  45. پارسا گفت:

    عالی عالی
    بازی از هر نظر خوب بود ولی به پای مدرن وارفر ۲ نمیرسید :۱۴:

    ۰ ۰