co )| PORTAL2:LABRAT1 |( mic

توسط آرش حکیمی در ۱۲ مرداد ۱۳۹۰ , ۱۴:۱۰

شرکت بزرگ و خلاق Valve با عرضه بازی پرتال (Portal) بار دیگر نبوغ و استعداد خود را در بازیسازی نشان داده و با بکار گرفتن المانهای پیچیده در گیم پلی و داستانی مرموز، پیچیده و آینده نگرانه که در آن با ترکیب روانشناسی و علوم فیزیک، مکانیک و سایر موارد دیگر بهمراه شخصیت پردازی خاص خود که قطعا در عنوانهای دیگر کاملتر گشته، بهره برده و طعم بازی را با جذابیت منحصر بفرد بکار برده در آن، که با جذابیتهای بازیهای دیگر تفاوت داشته، بهبود بخشیده و خوشمزه تر کرده است.این شرکت با دادن داستانی مصور و کمیک بوکی بعد از انتشار عنوان اول سعی در شفاف تر کردن داستان بازی و آشنا کردن ذهن مخاطب با شروع بازی دوم کرده است.حال با من همراه شوید تا پا به پای هم با بازی پرتال آشنا شده و از آن بهره ببریم.برای شفاف تر شدن آن توضیحات خود را به موضوع افزوده که ممکن است با دریافتهای شما دوستان عزیز متفاوت بوده و  لیکن سعی کرده ام تا آنجا که امکان دارد ترجمه و مطالبم از اشتباه بدور باشد و ترانه های ترجمه شده با توجه به محتوای کمیک انتخاب گردیده است.در ابتدا به معرفی کاراکترهای اصلی کمیک و بازی پرداخته و شخصیتشان را مورد بررسی قرار می دهم و بعد با هم وارد دروازه و مدخل کمیک “موش آزمایشگاهی” می شویم.با من به این دنیای تصویر شده و تحریر شده قدم بگذارید.(لوگوی شرکت Valve که مردی با شیر فلکه در پشت سرش را نشان می دهد توسط خودم اضافه شده و عکس صفحه اول کمیک فاقد آنست.)

پرتال

پرتال

عرضه بخش اول کمیک در تاریخ: April 8, 2011

عرضه بخش دوم کمیک در تاریخ: April 11, 2011

ناشر: شرکت Valve

تصویرگر کمیک: Andrea Wicklund (داستان اصلی)

مدیر پروژه: Michael Avon Oeming (لایه ها و فلش بکها)

داستان نویسان (کمیک و پرتال۲): Erik Wolpaw و Chet Faliszek و Jay Pinkerton و Ted Kosmatka

معرفی شخصیت ها

Cave Johnson :

محل سکونت: زمین

رتبه: موسس شرکت روزنه (Aperture )

زمان مرگ:در حدود سال ۱۹۸۲

نوع و جنسیت: انسان و مذکر

رنگ مو: قهوه ای

رنگ چشم: قهوه ای

صداپیشه: J.K.Simmons

مدل هنری: Bill Fletcher

 

پرتال

پرتال

جانسون در جوانی توانست در دنیای تجارت موفقیت بدست آورد.در سال ۱۹۴۳ با تاسیس شرکت اسباب و اثاثیه روزنه (Aperture ) به پیشرفت خود ادامه داد.او با استفاده از ثروتش در سال ۱۹۴۴ توانست معدن بزرگ سنگ نمک را در بالای میشیگان خریداری کند. او با روی آوردن به علم در سال ۱۹۴۷ توانست لابراتوار علمی روزنه را در زیرزمین همانجا احداث کند.در سال ۱۹۵۰ لابراتوار رونق گرفته و در مرکز غنی سازی لابراتوار به تست محصولاتش پرداخت.او سیستم اعلانات صوتی و پیامهای از قبل ضبط شده را برای ارسال به نمونه های مورد نظر ساخت که نمونه های او فضانوردان، قهرمانان جنگ و قهرمانان المپیک بودند.در این زمان کارولاین توانست اعتماد او را بدست آورده و دست راست او گردد.او به توسعه تجهیزات تونل سازی کوانتومی نیز روی آورد و نمونه های اولیه متنوعی در اتاقهای تست موجود در بخش تست محوری ۰۹ مورد استفاده قرار گرفت.اما در سال ۱۹۶۰ بدلیل تجاوز کردن از آیین نامه ایمنی و سلامتی، محصولاتشان از رونق افتاده و باعث افت مالی شرکت شد.در سال ۱۹۶۱ جانسون دستور مهر و موم کردن بخش تست محوری ۰۹ را برای انجام آزمایشات غیر قانونی صادر کرد.در سال ۱۹۶۸ شرکت اعلام ورشکستگی کرده و نتوانست برای آزمایشات به مردم عادی جامعه پیشنهاد انجام تست را بدهد بنابراین با دادن مبلغ شصت دلار به افراد آواره آنها را برای تست استخدام کرد.در سال ۱۹۷۶ شرکت برای تست در آزمایشات به کودکان یتیم و افراد مسن و افراد روانپریش روی آورد.در سال ۱۹۸۱ شرکت مبلغ هفتاد میلیون دلار را برای خرید سنگهای کره ماه هزینه کرد تا بکمک آن بتواند محصول ژل جنبده خود را ساخته و تولید کند.بمجرد اینکه دریافتند گرد و غبار ماه بعنوان پرتال عمل می کند، جانسون در پیاده سازی عملیاتشان تغییراتی را برای تحول در ژل ایجاد کرد.جانسون بدلیل اینکه در معرض گرد و غبار ماه قرار گرفته بود اعضا داخلی بدنش دچار مشکل گردید.او در طول تحقیقاتش اقدام به ضبط پیامهای خاص برای نمونه های آزمایشگاهی کرد اما بدلیل اینکه تعداد آنها کم بودند او کارمندان لابراتوار را بعنوان مقصد پیامها تعیین کرد.با نزدیک شدن زمان مرگش به دانشمندان دستور ساخت سیستم کامپیوتری که بتواند بخش آگاهی خودش را در آن ذخیره کند، داد.اما این سیستم تا زمان مرگش کامل نشده بود بنابراین او کارولاین را جانشین خودش در لابراتوار برگزید تا بجایش کارولاین بخش آگاهی خودش را به سیستم کامپیوتری بدهد.

او در حدود سال ۱۹۸۲ دار فانی را وداع گفت.

CHELL :

محل زندگی: زمین

درجه کاری: نمونه آزمایشگاهی

نوع و جنسیت: انسان و مونث

رنگ مو: در پرتال۱ مشکی و در پرتال۲ قهوه ای

رنگ چشم: خاکستری

طراح مدل در پرتال۲: Matt Charlesworth

صداپیشه کاراکتر Chell در بازی: Mary Kae Irvin (اصواتی که از زبان Chell بیرون می آید.او در بازی Half-Life 2 نیز حضور داشت.)

مدل هنری: Alésia Glidewell که مادری ژاپنی و پدری آمریکایی برزیلی دارد.(استیل و چهره Chell از روی او کار شده است.او در بازی F.E.A.R. 2: Project Origin صدا و حرکت خودش را به آلما وید بخشید.و در بازی Left 4 Dead او مدل شخصیتZoey بود.و در بازی Super Smash Bros. Brawl, نیز حضور داشت.)

Alésia Glidewell

Alésia Glidewell

این کاراکتر همانند خود بازی پیچیده و مرموز بوده و اطلاعات شخصی او به مرور زمان در طول ساخت عنوانهای بعدی از بازی کاملتر می گردد.او جزو کسانی بوده که در لابراتوار رفت و آمد داشتند.دختر یکی از دانشمندان که در جریان سیر و

سیاحت در لابراتوار در روز “دختران خود را به سر کار بیاورید” توسط ربات Glados اسیر شده و بعنوان نمونه آزمایشگاهی مورد تحقیقات قرار گرفته بود.با توجه به آزمایشات صورت گرفته او را بطور غیرطبیعی سرسخت و لجوج یافته که به هیچ طریقی تسلیم نمیشد.او را از انجام آزمایشات بعدی مردود کرده ولی توسط دوگ رتمن دوباره به اول لیست نمونه های آزمایش برگردانده شده چرا که دوگ فکر میکرد Chell بدلیل این خصیصه سرسختی می تواند بر Gladosپیروز گردد.بله! دوگ درست فکر کرده بود.

اما Glados در پرتال۲ در جاهایی به این موضوع اشاره می کند که Chell در هنگام تولد به لابراتوار واگذار شده و بعدها بعنوان فرزند خوانده او را پذیرفتند.در انتهای پرتال۲ ،تورت ها او را به زبان ایتالیایی ““cara mia نامیده که به معنی “عزیزم” می باشد.این نامدهی ممکن است بیانگر ارتباط مابین Chell و Glados باشد.او بیصدا بوده و فقط اصواتی کوتاه از دهان او خارج می گردد.سازندگان بازی در توصیف آن اظهار داشته اند که هر کسی می تواند در جای Chell قرار گرفته و نقش او را به عهده بگیرد. بعبارت دیگر برای سازندگان تنها گیم پلی بازی و داستان جاری در آن مهم بوده و نیز پیشروی در بازی بکمک توضیحات دیگران.

از نظر من اگر Chell از دوران کودکی تحت مراقبت بوده و در استراحتگاه خود به رشد ادامه داده بنابراین می توان صحبت نکردن او را درک کرد.او فقط یک نمونه آزمایشگاهی بوده و حرف زدن یا نزدن او مد نظر لابراتوار و Glados نبوده است.درواقع Chell تقریبا از بعضی لحاظ شبیه Glados است.کسی که فاقد احساسات و خصوصیات خاص انسانی است.

بعد از اینکه مرکز غنی سازی تحت کنترل ربات Glados در می آید، Chell توسط آن ربات بیدار شده و از استراحتگاهش بیرون آمده و مورد آزمایش Glados قرار می گیرد.او با استفاده از اسلحه های پرتال (ASHPD) و راهنمایی های ربات از اتاقهای تست عبور کرده تا به اتاق تست شانزدهم میرسد.او در آنجا با پیامهای ناامیدانه ای از دوگ رتمن(یکی از کارمندان لابراتوار روزنه یا Aperture) که در لابراتوار گیر کرده و از دست Glados پنهان گشته، روبرو میشود.یکی از پیامها حاوی این مطلب است: “کیک یک دروغ است(the cake is a lie)”. و پیامی دیگر که در آن اظهار می دارد که با مکعب همراهش یک پیوند احساسی برقرار کرده و از مرگش غمگین شده است.Chell نیز در این مرحله مکعبی را حمل می کند که مجبور می شود به اجبار آنرا به آتش بکشد.

او در اتاق تست نوزدهم، بعد از گذشتن از مراحل مختلف به دست خطی دیواری از دوگ رتمن برخورد می کند که مسیر درست را به او نشان می دهد.او سرانجام خودش را به اتاق کنترل اصلی رسانده و در مقابل Glados قرار می گیرد.و در نهایت او را از کار می اندازد.

Chell یک نمونه رشد یافته آزمایشگاهی است و مدت زیادی را در استراحتگاه شخصیش سپری کرده است.و از تجربیاتی که انسانها در طول زندگی بدست می آورند بدور بوده و خصوصیات انسانیش رشد لازم را نکرده و حتی نمی تواند سخن بگوید یا اگر هم قادر به سخن گقتن باشد بدلایل بالا ما را از شنیدن صدایش محروم کرده اند.او بسیار سرسخت ظاهر شده و میل به تسلیم شدن ندارد.حرفهای نیش دار و گاهی گمراه کننده Glados بر روی او اثری ندارد.بنابراین دشمنی خطرناک برای او محسوب می گردد.او راست دست است و لباسهای آزمایشگاه را بر تن دارد و دو تکیه گاه یا پاشنه ارتجاعی به زانوهای او متصل شده که برای حفظ تعادل او بعد از خواب طولانی مدت بوده و نیز در ایجاد تعادل بهنگام عبور از پرتالها به او کمک می کند.او تنها امید دوگ و دیگر بازماندگان برای نجات یافتن از مخمصه Glados است.او قطعا با توجه به وضعیت فکری و جسمی که دارد کمتر تحت تاثیر Glados قرار گرفته و مانند دوگ دچار مشکلات حاد روانی و روحی نمی گردد. Gladosاو را بعنوان فرزند خوانده، فرد تنها و غیرقابل دوست داشتن،شخص فانی و میرایی که نباید ماتم زده باشد ، تلخ، کم هوش، کسی که در تمام کارهایی که انجام داده دچار اشتباه شده، خطاب می کند!

به پیش گویی من و با توجه به سرگذشت زندگی کیو جانسون و کارولاین که در ادامه آورده شده است، Chell ممکن است فرزند آندو باشد (چهره Chell را خودم به عکس اضافه کردم):

پرتال

پرتال

یک پیش گویی دیگر نیز با توجه به صحبتهای گیب نیویل(از شرکت Valve که در بخش مخلفات اضافی در قسمتهای بعد نوشته ام) دارم که ممکن است بخاطر نزدیک بودن زمان (سال -۲۰۰) اتفاقات پیش آمده برای گوردون فریمن در ۲Half Life و پرتال۱ این پیش گویی درست نباشد.آنهم اینست که Chell فرزند آلیکس ونس و گوردون فریمن باشد. oh Yeh! .

پرتال

پرتال

 

 

 

 

=

پرتال

پرتال

 

 

 

+

پرتال

پرتال

 

از قول Glados و در تعریف از Chell : “تو خطرناک هستی، یک دیوانه بیصدا”

Doug Rattmann :

نوع و جنسیت: انسان و مذکر

رنگ مو: مشکی

رنگ چشم: آبی

شغل: کارمند لابراتوار

تصویرگر در جوانی: Michael Avon Oeming

تصویرگر در زمان بیماری: Andrea Wicklund (در عکس زیر)

پرتال

پرتال

او با نام مرد موشی (Ratman) نیز شناخته میشده و جزو کارمندان لابراتوار روزنه (Aperture) بوده و بهمراه Chell و نمونه های آزمایشگاهی دیگر از بازماندگان لابراتوار بعد از حمله Glados با گاز نروتوکسین هستند.او در لابراتوار در کارهای گرافیکی نیز دست داشته و با نام کاربری “drattmann” و رمز “h0nee” به سیستم بولتن لابراتوار دسترسی داشته است.او گاهی برای دیدن دوست دانشگاهیش هنری به اتاق او میرفت.هنری از پیشرفتهای تکنولوژی خودشان تعریف کرده و به ستایش آن می پرداخت.او آگاهی مصنوعی را حد و مرزی جدید در حیطه دانش می دانست.اما دوگ فهیم، قانع نمیشد.هر زمان که Glados روشن میشد سعی در کشتن دیگران می کرد و دانشمندان را مجبور به از کار انداختنش می نمود.زمانی که هنری در حال طراحی هسته اخلاقیات یا همان وجدان Glados بود دوگ به پیش او می رود ولی اینکار آنها را کافی نمی داند چرا که او میداند گاهی می شود وجدان را نادیده گرفت.او بعد از حمله Glados از دست او گریخته و در لابراتوار پنهان می گردد.اما Glados از حضور او آگاه است و دائم از بیماری شیزوفرنی دوگ برایش می گوید و می خواهد به او القا کند که کارها و راه حلهایش و نمونه آزمایشگاهی مورد نظرش بدلیل جنون اوست.حتی به Chell می گوید که مکعبها حرف نمی زنند و اگر حرف هم بزنند نمی توان آنرا باور کرد و درواقع اشاره به مشکل روحی دوگ و نامتعادل بودن او دارد.اما دوگ از حرفهای او چشم پوشی کرده و بدنبال پیدا کردن نمونه آزمایشگاهی مورد نظرش رفته و Chell را بدلیل سرسختیش انتخاب کرده و به اول لیست نمونه ها می آورد.او می داند که کاری از دست خودش بر نمی آید بنابراین تنها راه حل را در نمونه های آزمایشگاهی که باید تست شوند، می داند.

آیا میدانید چرا دوگ به نقاشی کردن روی آورده است؟بخاطر مشکلات روحی و ذهنی که دارد و کتابی به نام هنر درمانی در کمیک بهمراه او نشان داده می شود که او برای درمان ناراحتیهای ذهنیش از آن استفاده می کند.در کمیک این ناراحتی ها را به بیماری شیزوفرنی دوگ مرتبط می کند.مکعبی با نشان قلب، که همیشه همراه اوست و با او حرف میزند.(ببینید شخصیت پردازی و ریزه کاریهای آن را در این بازی، که نمایانگر هنر داستان نویسان و شرکت سازنده اش است.این بازی در ظاهر ساده و بدون داستان است ولی در باطن…). همچنین او پیامهای خود را با این نقاشیهای دیواری برای Chell بر جای می گذارد تا او را بیشتر در جریان گذارده و رهنمای او باشد.

او در پناهگاههای خود با خوردن شیر و لوبیا روز را می گذرانده است که شاید اشاره به داستان گریز(Escape) اثر ایزاک آسیموف دارد که در آن داستان نیز طغیان یک مغز رباتی به رشته تحریر درآمده و ساکنان آن مکان، شیر و لوبیا می خوردند.

دوگ بعد از خراب شدن Glados به بیرون لابراتوار می رود ولی می بیند که Chell را بدرون لابراتوار بر می گردانند او فداکاری کرده و دوباره به لابراتوار برگشته تا Chell را نجات بخشد اما در آنجا با مشکلات دیگری روبرو میگردد که در ادامه خواهید دید.

از قول دوگ رتمن : “کیک یک دروغ است”

او دارای شخصیتی متزلزل و دوگانه اما درونی قوی و وجدانی بیدار دارد.او متفکر بوده و اعتقادات درستی دارد اما دچار درهم ریختگی ذهنی گشته و رنجهای زیادی از درون و بیرون خود می بیند.او نگاهی درست به علم و پیشرفته های افسار گسیخته دارد.او بخوبی با مشکل روحی خود کنار آمده و اختیار خود را بطور کامل به آن نمی سپارد و در بعضی مواقع تصمیمات بزرگی می گیرد.او فداکار است در اثر جراحات و نا امیدی پا به عقب نمی گذارد او می ترسد او فرار می کند او تنها به خود نمی اندیشد او قهرمان است.او یک قهرمان عضلانی و عنکبوتی و خفاشی نیست یک قهرمان ضعیف و ناتوان اما دارای خصوصیات بارز و نیک است.او توانایی هایش را از طرق دیگر کسب می کند.او اسیر و بنده علم و تکنولوژی نیست.او قهرمان همیشگی من است!

به صورت و چهره درمانده و داغانش در کمیک دقت کنید.من با این چهره ها آشنایم و او را درک می کنم.لحظه پایانی این کمیک که به خواب رفتن او را به تصویر می کشد یکی از بهترین پایانها در بازیها و کمیک ها بوده و هست و خواهد بود.آنرا با لذت تماشا کنید.

بعضی از نوشته های روی دیوار دوگ در پرتال:

*موهومات، درک اجسام بیجان بعنوان اجسام جاندار و توهمات، من آدم متوهمی نیستم.تو یک مکعب یاری رسان هستی که هرگز مرا ول نمی کنی.

*دسر، زمان زیادی گذشته…کیک،ها ها کیک، یه دروغ است.مکعب همدم من هرگز دروغ نمی گوید.هرگز

*اگر چه زمین و آدمهایش رفته اند، من فکر می کردم مکعب دوام خواهد آورد ولی من اشتباه می کردم.

*من بخاطر مرگ نمی توانم باز بایستم و توقف کنم.مرگ با مهربانی برای من توقف خواهد کرد.مکعب غذا داشت و شاید مهمات و ابدیت!

* فرشته مرگ امروز آمد.آن فرشته این جاده خاکستری را سرکشی کرد و بعد از آن مکعب گرفته شد.

*شهامت همان نبودن ترس نیست.

Glados : (مخفف Genetic Lifeform and Disk Operating System : به معنی سیستم عامل دیسک و زیست تکوینی یا فرم حیات تکوینی)

متولد: May 200-

رتبه: هسته مرکزی لابراتوار روزنه (Aperture)

مجهز به اسلحه: نروتوکسین(سم عصب گرا)، موشک، تورت(سیستم امنیتی و لیزری)

نوع و جنس: ربات و برنامه نرم افزاری با صدای یک انسان مونث

رنگ لنزها: زرد

تشکیلات: دارای چهار هسته مجزا(همان هسته هایی که در پایان پرتال۱ ، باید از بدنه Gladosجدا کرده و داخل یک محفظه می انداختیم) با نامهای هسته اخلاقیات یا وجدان (Morality Core: برای جلوگیری از خطرات احتمالی)، هسته کنجکاوی (Curiosity Core: برای تحقیق و کنجکاوی پیرامون هر چیزی)، هسته آگاهی (Knowledge Core: برای ادراک دریافتهای علمی و تصمیم گیری- بعنوان هسته دیوانگی هم شناخته می شود)، هسته شور و احساسات (Emotion Core: برای بیرون دادن اصوات و نشان دادن حالات مختلف در شرایط گوناگون- بعنوان هسته تهاجمی و خشم نیز شناخته می شود)

مدل: کد ۰۸۱-۳۵۴-۵۶

صداپیشه: Ellen Mclain (در عکس زیر-در بازی Half-Life 2 نیز حضور داشت)

تصویرگر: Jeremy Bennett

دیالوگها: Erik Wolpaw

 

پرتال

پرتال

در سال ۱۹۸۲ نام GLaDOS پا به عرصه تکنولوژی گذاشته و در طول سالهای بعد نسخه های ۱.۰۷ و a۱.۰۷ و ۱.۰۹ از او ساخته شد. Glados برنامه اصلی تست نمونه های آزمایشگاهی در مرکز غنی سازی لابراتوار روزنه(Aperture) بود.و بعد نسخه ۱.۱۰ بوجود آمد و همینطور قدم به قدم به تکامل بیشتری نائل گردید و Glados در سال ۱۹۹۷ اداره سیستم بولتن(تابلو اعلانات و آگهی نامه) را نیز انجام می داد که در آن زمان نسخه ۳.۱۱ از او تولید شده بود.اما در سال ۱۹۸۶ ساخت GLaDOS به عنوان “سیستم عامل دیسک و فرم حیات تکوینی” شکل گرفته تا به پروژه پرتال سرعت بیشتری بخشیده تا بتواند هدف رقابت با شرکت رقیب یعنی تپه سیاه (Black Mesa: یک کارخانه تحقیقاتی که بر اثر یک حادثه کوانتومی از بین رفت که بعدا به آن خواهیم پرداخت) را نیز پوشش دهد.لابراتوار برای بخش حیات تکوینی قصد استفاده از مولفه های کیو جانسون( Cave Johnson: موسس و رییس لابراتوار Aperture) را داشته اما او در اثر مسمومیت سنگ ماه از بین رفت و بعد منشی و دست راست او کارولاین(Caroline) به جای او ریاست را بر عهده گرفت.او نیز برای مولفه های بخش حیات تکوینی در نظر گرفته شده بود.به نظر من با توجه به اینکه Glados صدای زنانه دارد می توان حدس زد که از مولفه های کارولاین برای او استفاده شده و او در واقع همان کارولاین است! او حتی گاهی اوقات نسبت به Chell احساسات خاصی را نشان میدهد! (باز هم توجه دوستان عزیز را به داستان و تاریخچه شخصیتهای آن جلب می کنم.این بازی دارای پایه های پر مایه و حساب شده است.)

اما با تکمیل شدن Glados ، او خطرناکتر هم میشد و با راه اندازیش تصمیم به کشتن دیگران می گرفت.دانشمندان نیز با اضافه کردن هسته اخلاقیات(وجدان) به او سعی در کنترل او کردند.تا این وجدان با ایجاد رشته ای از افکار بتواند در تصمیمات Glados تاثیر گذارده و آنرا به سمت و سویی بهتر رهنمود دارد.در نتیجه Glados دست از کشتن دیگران برداشته و روی به تحقیق و آزمایشات علمی می آورد.اما او برای آزمایش “گربه و جعبه” نیاز به گاز نروتوکسین داشت بنابراین دانشمندان بخاطر علم! این گاز خطرناک را در اختیار او می گذارند.

یکی از برنامه های سالیانه لابراتوار “بر سر کار آوردن فرزندان” بود اما این برنامه در May 200- دچار حادثه گردید و Glados عاشق علم و تحقیق، بر سرش می زند و تمامی خروجیهای لابراتوار را بسته و مانند آزمایش “گربه و جعبه” عمل کرده و تمامی پرسنل لابراتوار را با گاز نروتوکسین می کشد.از این حادثه دوگ و نمونه های آزمایشگاهی از جمله Chell نجات می یابند.او Chell را از استراحتگاهش بیدار کرده و به او قول جایزه (کیک) در صورت انجام کامل تستها را داده و مشغول انجام آزمایش بر روی او می شود. ادامه مطلب را در کمیک مورد بررسی خواهیم داد.

Glados ربات و برنامه ای شوخ طبع و لطیفه گو است اما کلامش تلخ ، سیاه و نیش دار بوده و بدلیل اینکه ماهیتی رباتیک دارد فاقد احساسات عمیق و انسانی است.گاهی اوقات کلامش خشک و عاری از احساسات است که به نظرم پیامهای از قبل ضبط شده بوده و در جاهایی که کلامش با احساسات رباتیک همراه است ناشی از تاثیرگذاری بیشتر بعضی از هسته های بکار رفته در اوست.گاهی اوقات دروغ هم می گوید که آنرا بعنوان دروغی که مورد نیاز پروتکل تست است، معرفی میکند.او حتی در پایان عنوان اول به Chell می گوید که تلاشش برای کشتن او تنها بخشی از آزمایشات بوده و در واقع او قصد کشتن او را نداشته است! او بسیار کنجکاو و تحلیلگر و در ضمن باهوش نیز هست و از هسته های حیاتیش بخوبی بهره میبرد.او بخوبی با علم و دانش آشنا بوده و برای رسیدن به هدفش بهترین روشها را انتخاب می کند.برای او دور زدن هسته وجدان کاری ندارد چرا که برای رسیدن به اهداف علم و دانش می تواند از راه حلهای متفاوتی سود برد.اگر یکی از هسته ها دارای الگوریتمی ضعیفتر از مابقی هسته ها باشد فکر می کنید چه اتفاقی پیش می آید؟(درباره او در طول تعریف کمیک بیشتر شرح داده ام) او ربات است برنامه است و بر طبق برنامه اش عمل می کند حال اگر برنامه عادیش دستکاری شود یا آپدیت شود و یا بر اساس یافته های جدیدش دچار تغییر گردد(اگر این امکان در او گذارده شده باشد) فکر می کنید چه مشکلی پیش می آید؟او ربات است اگر فرصتی پیش آید بسرعت عملیاتش را انجام خواهد داد که همین کار را هم انجام داد.حتی اگر از مغز انسان در کالبدش استفاده میشد باز هم همین مشکل پدید می آمد.او سرانجام قدرتش بر یک انسان آزمایشگاهی نچربید و شکست خورد، چرا؟ او فاقد بعضی از المانهای فطری و بنیادی انسانی بوده و در کل علم تسلیم یک انسان عادی بدون علم شده و از او شکست می خورد.چرا که این انسان است که باید بر علم مسلط شده و از آن در جهت درست و انسانی استفاده کند.علم روح ندارد،روحش در بدن کسیست که باید از آن استفاده کند.زنده باد انسان، انسان واقعی و کامل! چرا که ذهن و اوهام ممکن است بتواند از واقعیات در جهت گول زدن انسانها استفاده کند اما انسان واقعی و کامل دروغ نبوده و حقیقت است!(پاسخی بود به کلمات نوشته شده در صفحه دوم کمیک)

*از قول Glados به Chell : “من و تو شبیه هم هستیم.تو مرا محک زدی و من هم تو را آزمایش کردم.تو مرا کشتی.اوه، نه صبر کن.من گمان کنم که هنوز تو را نکشتم.بسیار خوب، غذایی عالی برای ذهن و فکر!”

*از قول Glados : واقعا کیکی موجود بود.

* Glados برای معرفی Chell از عبارت “خانمی اهل آزمون” استفاده می کند.

*از قول Gladosبه Chell (قبل از حذف کارولاین): “من فکر می کردم تو بزرگترین دشمنم هستی اما از ابتدا تو بهترین دوستم بودی” (یک جمله تاثیرگذار و عجیب)

*از قول Glados به Chell : “برگرد یا توسط من کشته خواهی شد.من قصد کشتن تو را دارم و در نتیجه همه کیک از بین می رود”

*از قول Gladosبه Chell (به مولفه های اصلی کارولاین نزدیک شده یا همان وجدان): “حالا من صدای وجدان را می شنوم.و این ترسناک است.بخاطر اینکه برای اولین بار صدای خودم را می شنوم” (یک جمله تاثیرگذار و عجیب دیگر)

* Gladosدر ترانه Still Alive : به هر صورت این کیک خیلی مهم و بزرگ است، اون خیلی تر و تازه و لذیذ است.

————–پایان بخش اول——————–

در ضمن دوستان عزیزم اگر با تاپیکهایی مشابه این تاپیک یا تاپیکهای سایت دنیای بازی در سایتهای دیگر مواجه می شوید حتما به تاریخ درج تاپیکها دقت کنید تا کپی یا اصل بودن آن برایتان محرز گردد.از دوستان عزیز گیمری که دوست دارند این مطلب را در جای دیگر مورد استفاده قرار دهند، خواستارم که از ذکر نام منبع و نام نویسنده آن مضایقه ننمایند.

با تشکر از همه دوستان گیمری!

Hamedgh/حامد.ق.ت

تاریخ ارائه: ۸ / ۵/۱۳۹۰ – ساعت : ۱۹.۱۰

(تعداد صفحه ۱۰ – تعداد کلمات ۳۸۶۴ – تعداد حروف ۱۵۵۷۷ – زمان خواندن مطلب تقریبا ۱۵ دقیقه )

 

 
Text Box: معرفی شخصیت ها

دیدگاه
۱۹ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:27: 
:D 
:40: 
:44: 
:-) 
:10: 
:41: 
:60: 
;) 
:59: 
:( 
:16: 
:162: 
:13: 
:\ 
:22: 
:42: 
:11: 
:111: 
:17: 
:20: 
:wow: 
:| 
:49: 
:54: 
:56: 
:45: 
:47: 
:46: 
:43: 
:57: 
:like: 
:dislike: 
:metal: 
:51: 
:52: 
:55: 
:58: 
:48: 
:spoiler: 
:53: 
:steam: 
:xbox: 
:PS: 
:n: 
:50: 
:discord: 
 

19 Replies to “co )| PORTAL2:LABRAT1 |( mic”

  1. Hamedgh گفت:

    با سلام! (با تشکر از آقای حکیمی-سردبیر عزیز سایت)

    امید است این کار ترجمه و تحقیقی مورد توجه همه قرار گیرد!که در برگیرنده دیدگاههای شخصی من هم می باشد(خصوصا در بخش تعریف داستان کمیک در بخشهای بعدی).
    حتما نظر خود را در رابطه با تمامی اجزایی که مورد نظرتان قرار گرفته برایم بنویسید.
    با تشکر از همه دوستان گیمری!

    ۰ ۰
    1. reza-360 گفت:

      دستت درد نکنه حامد جان خیلی حال کردم!
      ___________________________
      MW3 Fighters + PES Killers

      ۰ ۰
    2. ببین فقط تو می تونی تو این سایت از این نا بنویسی.
      اورین
      اون زمان خوندن مطلب هم خوب اومدی
      هه
      حقوق بگیران ماکروسافت

      ۰ ۰
  2. Leon S.K گفت:

    خیلی عالیه ادامه بدید

    ۰ ۰
  3. Chrome گفت:

    خیلی ممنون خیلی زحمت کشیدی
    SHAYAN.KARAMI2010@yahoo.com

    ۰ ۰
  4. Alcatraz گفت:

    خیلی خوب بود ممنون

    ۰ ۰
  5. Sirius گفت:

    واقعا زحمت ریادی کشیدی آقا حامد سپلسگزارم راستی فکر نمی کنی بین این بازی و بازی بایوشاک شباهت هایی وجود داره؟! به نظر من که از لحاط فلسفه پردازی بسیار شبیه هم هستن به خصوص اینکه وجود انسان رو زیر ذره بین بردن بایوشاک هم معانی عمیقی داشت

    ۰ ۰
    1. Hamedgh گفت:

      با سلام!

      بله! این شباهت بیشتر بدلیل دانشمندان اسیر قدرت و علم، دانش و تحقیقات افسارگسیخته در آنهاست که حریم انسانها را نشانه رفته اند که در هر دو بازی شاهد این تراژدی هستیم. تمامی این آزمایشات و دانشها در ابتدا دارای اهدافی کوچک و یا خیرخواهانه است اما در ادامه مسیرش تغییر کرده و به سمت نابودی انسانها کشیده می شود. حتی ممکن است بعد از اختراع یک محصول بسیار مفید از آن استفاده نامفید گردد.همانند دینامیت.
      اما در این اثنی یک قهرمان آزادیخواه برای نجات جان بشر و افراد بازمانده برخاسته و به جنگ این دیوانگیها می رود.
      نویسندگان این بازها بخوبی با اثرات مخرب علوم ویرانگر آگاهند. کاری که در دنیای امروزه در حال انجام است که از نظر ما پنهان بوده و به مسیر خودخواهانه اش ادامه می دهد.من به خواهر و برادرانم می گفتم که بازیها و فیلمهای زامبی گونه همیشه ممکن است به واقعیت نزدیک گردند.تمامی آزمایشات بیولوژیکی و اتمی و زیست محیطی ممکن است روزی به فاجعه تبدیل گردند در حالیکه ما در بازیها در حال کشتن زامبی ها بوده و از هدشات کردنشان لذت می بریم.این نوع بازیها آینده نگرانه بوده و حرفی برای گفتن به مخاطبین دارند.

      در هر دو بازی فوق الذکر ما شاهد داستان پردازی و شخصیت پردازی نو و جالبی هستیم که در محیط و فضایی جذاب و خاص رخ می دهد با گیم پلی جذاب و منحصر بفرد.
      بی شک این دو بازی در تاریخ درخشان بازیها خواهند ماند و جاودانه می گردند.


      با تشکر از شما و همه دوستان گیمری!

      ۰ ۰
    2. spart گفت:

      مگه اون دانش مندانی که میگید خودشون انسان نیستند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

      ۰ ۰
    3. Hamedgh گفت:

      با سلام!

      بله! همه انسان هستند ولی یکی اسیر و خود فروخته، و دیگری آزاده و تسخیر نشده!

      با تشکر!

      ۰ ۰
    4. Sirius گفت:

      کاملا موافقم بسیار خوب توضیح دادی

      ۰ ۰
  6. Ezio گفت:

    شک ندارم که زحمت های زیادی برای این مطلب کشیدی واقعا خسته نباشی :wink: :-P

    ۰ ۰
    1. Hamedgh گفت:

      با سلام!

      ممنون، ممنون! از توجه شما و همه دوستان عزیز دیگرم.

      اما متاسفانه به نظرم اینطور می آید که بسیاری از دوستان، دیگر حوصله خواندن مطالب طولانی و ارزشی را نداشته و با بی تفاوتی از آن می گذرند.بسیاری از گیمرها فقط به انجام بازی فکر کرده و حتی شاید از داستان آن و دیالوگهایش، روابط بین کاراکترهایش، و مواردی از این دست اطلاعی کسب نکنند و بازی را فقط بخاطر اتمسفر و گرافیک زرق و برق در و اکشن بالایش به انجام می رسانند.اما از داستان و هنری که در پشت آن نهفته است مطلع نمی گردند.در صورتیکه نیمی از لذت آنرا از دست می دهند.شاید زیاد مقصر نبوده و بدلیل زبان خارجی بودن بازیها، با آن بخش از بازیها توجهی نمی کنند اما می توانند با جستجو و تحقیق به داستان و مطالب ترجمه شده و نقدهای آن دسترسی پیدا کرده و لذت بیشتری از بازی ببرند. در همین بازی پرتال توجه کنید و ببینید از چه لایه ها و بخشهای داستانی و شخصیت پردازی استفاده شده است و که برای بازیسازان این سرزمین می تواند آموزه مفیدی باشد.
      شاید اگر جای این مطلب یک عکس از Call of Duty می گذاشتم دوستان بیشتری جذب آن می شدند. اما من بخشهای بعدی آنرا هم برای سایت فرستاده و از سردبیر عزیز سایت (امید است موافقت نمایند) می خواهم برای دوستان عزیزم هر چند معدود، در سایت قرار دهند تا بهره کافی را ببرند.شاید در آینده دوست عزیزی تمایل نموده و از این سبک استفاده برده و مطلب دیگری را بدین شیوه و یا جدیدتر در سایت یا نشریات دیگر قرار دهد.

      با تشکر از شما و همه دوستان گیمری!

      ۰ ۰
    2. heavy rain گفت:

      واقعا حق باش شماست.من نمیدونستم همچین شخصیت پردازی عمیقی در پی بازی ساده ای همانند پرتال نهفته شده!

      ۰ ۰
  7. Makarov گفت:

    حامد عزیز از تو به خاطر این مقاله فوق العاده بی نهایت سپاسگزارم! پورتال چند ساله که منو اسیر خودش کرده. من چند بار هر دوشماره رو تا آخر بازی کردم. اما اشتباهم این بود که برای کسب اطلاعات بیش تر از این دو شماره فراتر نرفتم. به خاطر این که اصلا از وجود چنین کمیک هایی خبر نداشتم. با این حجم سنگین اطلاعاتی که تو از این بازی در اختیار من گذاشتی الان در شرف سکته هستم! حتما باید ین کمیک ها رو مطالعه کنم. اگه منابع بیش تری در اختیار داری یا اطلاعات بیش تری از کمیک ها داری لطف کن و به منم خبر بده. بی صبرانه منتظر قسمت دوم مقاله ت هستم. بازم ممنون به خاطر این مقاله زیبا و ممنون به خاطر این که به بعضی از دوستان RPG باز روشنفکر نما و هم چنین به سعید زعفرانی ثابت کردی که سبک اول شخص تو اکشن و تیراندازی خلاصه نمیشه.
    —————————————-
    MW3 Fighters

    ۰ ۰
    1. Hamedgh گفت:

      با سلام!
      از Makarov عزیزم ممنونم!

      قسمتهای بعدی مطالب راجب خود کمیک و محتوای آنست.امید است در سایت قرار گیرد.
      این جمله را قبلا هم گفتم: باید ماهیگیر قابلی باشی تا شاه ماهیهای دنیای بازی را صید کنی.خوشحالم که تو هم جزو همانها هستی!
      با تشکر از شما و همه دوستان گیمری!

      ۰ ۰
    2. himsy گفت:

      احیانا این آخری رو که با من نبودی نه؟ RPG باز روشنفکر نما؟ :lol: :lol: کی گفته سبک اول شخص تو تیر اندازی و اکشن خلاصه می شه؟ سبک اول شخص تو تیر اندازی و اکشن خلاصه نمی شه ولی COD رو که اینقدر می پرستید چرا، البته اون هم تو تیر اندازی خلاصه نمی شه چون چاشنی تبلیغات و اندکی رویای آمریکایی به همراه بزرگنمایی و پهلوان پنبه پروری به مقدار لازم هم در اون موجوده، ابتدا بازی را در فر گذاشته سپس به مدت… ولش کن بقیه ش دیگه مهم نیست! چند روز تو سایت نبودیم ها!:lol:
      _________
      RPG – PC$

      ۰ ۰
    3. Makarov گفت:

      به نظر من بهترین کاری که تو می تونی بکنی اینه که از خودت بپرسی چرا ماکاروفی که بازی پیچیده و پرمحتوایی مثل پورتال رو دوست داره این قدر CoD رو می پرسته!؟ چرا این پسر که چند ساله اسیر پورتال شده (پس حتما حداقل یه ضریب هوشی متوسطی داره که از این بازی خوشش میاد!) متوجه “چاشنی تبلیغات و اندکی رویای آمریکایی” بازی CoD نمیشه!؟ جدی می گم! اینا رو از خودت بپرس شاید به یه جوابی رسیدی!
      ————————-
      MW3 Fighters

      ۰ ۰
  8. GLaDOS گفت:

    خیلی عالی بود ممنون.

    ۰ ۰