بازی‌ها
3 نظر

بروندو نو کامی سامورای | نقد و بررسی Nioh

توسط در 4 هفته پیش
جزئیات
 
سازنده

Team Ninja

ناشر

Koei Tecmo و Sony Interactive Entertainment

ژانر

اکشن نقش‌آفرینی

 

وقتی یک بازی ویدئویی عنوان دیگری را الگو و اساس کار خود قرار می‌دهد، با بازخورد‌های متفاوت و بعضا ناامید کننده‌ای روبرو می‌شود. مخصوصا اگر الگوی بازی مورد نظر یک اثر تمام عیار و کامل باشد، حساسیت کار  دوچندان می‌شود. «Nioh» از جمله آن بازی‌هایی است که از همان روز‌های ابتدایی معرفی  یک کلون از دارک سولز تعبیر شد؛ اما این‌بار با طعم شرقی و از قضا همین طعم جدید و متفاوت بود که برگ برنده و نکته‌ی تفاوت Nioh با الگوی خود شمرده می‌شد. و همین مورد به تنهایی سطح انتظارات را  بالاتر می‌برد؛ پس با دنیای بازی همراه باشید تا ببینیم آیا Nioh توانسته گلیم خودش را از آب بیرون بکشد و به بهترین نحو آن را خشک کرده به‌عنوان اثری مستقل تقدیم مشتری‌هایش بکند یا نه؟!

به ژاپن خوش‌آمدی مو طلایی

وقتی که یک غربی شیفته شرق می‌شود.

داستان در مورد فردی به نام ویلیام است که از غرب و بنا  به دلایلی به ژاپن سفر می‌کند و شیفته‌ی رسم و رسوم و آداب ژاپن و سامورایی‌ها شده و به اولین سامورایی غربی تاریخ بدل می‌شود. داستانی واقعی که در طول تاریخ دست‌خوش داستان‌ها، فیلم‌ها و البته در حال حاضر بازی‌های ویدئویی بسیار زیادی شده که مطمئنا پرداخت به آن خالی از لطف نیست. داستان در زمان ژاپن فئودال و دوره شوگان رخ می‌دهد و ما با شخصیت‌های تاریخی و بزرگی همچون «هاتوری هانزو» «توکوگاوا لیاسو»و… روبرو می‌شویم که جذابیت بازی را دو چندان می‌کند. در کنار داستان تازه و تاریخی که البته به آن شاخ و برگی افسانه‌ای هم داده شده، Nioh از جمله محصولاتی است که تنها از یک بازی الگو نگرفته است بلکه به راحتی می‌توان آثار چند بازی را در آن دید. اگر به اتمسفر و فضای ژاپنی بازی توجه کنیم بی اختیار یاد اثر خوش ساخت «اونیموشا» (Onimusha) خواهیم افتاد. از طرفی وقتی با سختی طاقت فرسای بازی و قلع و قم کردن دشمنان روبرو می‌شویم بی‌اختیار «نینجا گایدن» در ذهن‌مان تداعی می‌شود. این در حالی است که هسته‌ی بازی نیز به شکل «دارک سولز» طراحی شده و ترکیب همه این موارد در کنار ایده‌های جدید تزریق شده به بازی اثری خوش ساخت و به قول معروف همه فن حریف را برای مخطابین به ارمغان آورده است. از این رو ما با یک اکشن ادونچر با چاشنی غلیظی از نقش آفرینی نیز روبرو هستیم که با کلی ایده‌ی جدید پیوست یافته و اثر نهایی به یک بازی نقش‌آفرینی تمام عیار با طعم سامورایی تبدیل شده است؛ به شکلی که هیچ گاه Nioh را یک کلون از بقیه عناوین نخواهید یافت. تنوع بسیار زیاد آیتم‌ها و اسلحه‌ها در کنار تجهیزات و تنوع بالای زره‌های جنگی Nioh را از این بابت به یکی از متنوع‌ترین بازی‌های سبک سامورایی تبدیل کرده است. هر کدام از این امکانات با پیشروی در بازی ارتقا پیدا کرده و در واقع با تنوع ترازهای مختلفی از اسلحه نیز روبرو خواهیم بود. بازی این امکان را می‌دهد تا چهار سلاح همراه خود داشته باشید؛ دو  شمشیر یا نیزه و دو مدل سلاح دوربرد مثل تیروکمان و یا تفنگ سرپر که هر کدام کاربرد مخصوص خود را در مکانی خاص خواهند داشت. این درحالی است که ما به مرور  این امکان را خواهیم یافت تا نه تنها اسلحه‌ها و لباس‌های خود را ارتقا دهیم بلکه به ارتقای مهارت‌های خود نیز بپردازیم. ممکن است در ابتدای بازی از وجود امکانات گسترده و پرجزییات بازی سردرگم شوید اما به مرور و با کمی دقت به خوبی می‌توان با جزییات بازی کنار آمده و از آنها استفاده کرد. ما با کشتن و از بین بردن دشمنان امتیازی به نام «آمریتا» کسب خواهیم کرد که کاربردی همانند «سولز‌های» دارک سولز را دارد و با جمع‌آوری آنها می‌توانیم قدرت‌های خود را نیز ارتقا دهیم. همچنین بخشی در بازی قرار داده شده تا با فروختن و تبدیل کردن آیتم‌ها و تجهیزات بازی، آنها را به پول یا آمریتا تبدیل کنیم که بسیار کارآمد خواهند بود. بنابراین مدیریت درست و دقیق بر اختیارات و قدرت‌هایی به اضافه‌ی دقت در مدیریت ما در استفاده درست و به موقع از سلاح‌ها یکی از رموز موفقیت ما در نبرد‌ها خواهد بود و روند بازی را لذت بخش خواهد کرد. اما چیزی که اصل و پایه‌ی مهم این بازی را شکل می‌دهد دقت و تمرکز در استفاده درست از میزان نوار «استقامت» خواهد بود. در واقع یکی از نکات مهم و متفاوت با سایر بازی‌ها در Nioh همین خط استقامت  و نحوه‌ی مدیریت میزان آن است که سرنوشت شما را رقم خواهد زد.

ویلیام یک سامورایی تمام عیار است.

مرگ و زندگی شما به کنترل درست و مناسب خط استقامت بستگی دارد. در صورتی که در مبارزات خود بی‌درنگ حمله کنید و پشت سر هم به دشمن ضربه بزنید نه تنها آسیب کمی به حریف وارد خواهید کرد، بلکه حکم مرگ خود را امضا کرده‌اید و عملا باید خود را مرده فرض کنید. دشمنان نیز از خط استقامت برخوردار هستند و در واقع تعادلی بین شما و دشمن با دیدن میزان این تفاوت به وجود می‌آید و باعث هرچه بهتر شدن عملکرد شما می‌شود. خط استقامت شما با عنوان «Ki» شناخته می‌شود و در صورت کنترل خوب بر روی Ki می توانید حتی غول‌آخر‌های بازی را بدون نگرانی از تمام شدن استقامت خود از بین ببرید. بر همین اساس بازی چند سیستم خاص برای عملکرد بهتر شما در مبارزات در اختیارتان قرار داده است. در قدم اول شما می‌توانید بعد از هر بار ضربه زدن با یک دکمه یا جاخالی دادن، میزان استقامت خود را پر کنید؛ انجام این روش به دقت بسیاری نیازمند است و تمرکز زیادی را مخصوصا در مواجه شدن با دشمنان متعدد و بعضا غول‌پیکر بازی می‌طلبد. در قدم دوم بازی چهار حالت مختلف که از دیگر اساس‌های بازی به شمار می‌رود در اختیار شما قرار می‌دهد که این چهار حالت، حالت غلاف کردن شمشیر، حالت پایین، حالت وسط و در نهایت حالت بالا است که نحوه‌ی مبارزه با هرکدام از این حالت‌ها متفاوت و البته کاربردشان در هر بخش و قسمتی از بازی با هم فرق دارد. هر کدام از این حالت‌ها در نحوه‌ی مبارزه‌ی شما تاثیر گذاشته و ممکن است با انتخاب نادرست یکی از حالت‌ها در برابر یک دشمن، کاری سخت و البته شاید غیرممکن را برای از بین بردنش داشته باشید؛ لذا دقت در انتخاب این حالت‌ها بسیار ضروری است. برای مثال وقتی با دشمنی روبرو هستید که به سختی استقامتش از بین می‌رود، بهترین راه تغییر بر روی حالت بالا و آسیب رساندن است. یا وقتی با عنکبوت‌هایی که ریز هستند و از سطح زمین حمله می‌کنند  مبارزه می‌کنید بهترین روش استفاده از حالت پایین است. دقت در استفاده از این حالت‌ها همچنین دقت در استفاده و برگرداندن به موقع خط استقامت یکی از نکات مهم و ضروری در بازی است که  موفقیت شما در مبارزات به آن بستگی خواهد داشت. یک نوار منحصربه‌فرد دیگر نیز وجود دارد که با پرشدن آن گزینه‌ای به نام (Guardian Spirits)  فعال می‌شود و این وضعیت فرصتی را به شما می‌دهد تا برای مدت محدودی از یک نیروی جادویی خاص که در شکل‌ها و قدرت‌های مختلف به مرور در بازی به شما تعلق خواهد گرفت استفاده کنید. و استفاده کردن از این سیستم قدرت و استقامت شما را تا مدت محدودی افزایش می‌دهد.

بازی از جزییات و امکانات فراوانی در بخش شخصی سازی برخوردار است.

پرجزییات و پیچیده اما لذت بخش!

بازی از لحاظ شخصی‌سازی بسیار تک و فوق‌العاده عمل کرده است؛ جزییات و امکانات بسیار زیاد در شخصی‌سازی باعث شده تا مخاطب هر چه بیشتر سرگرم شخصی‌سازی و لذت بردن از آن باشد. از طرفی هر کدام از این امکانات همانند اسلحه‌ها به مرور افزایش تراز پیدا می‌کنند و لذت آن چند برابر می شود. همچنین بخشی در بازی وجود دارد که می‌توانید از کالبد ویلیام خارج شده و در نقش یکی از سامورایی‌های بزرگ زمان داستان بازی قرار بگیرید و تمام و کمال به یک ژاپنی تبدیل بشوید. همانطور که قبلا اشاره شد، خوشبختانه Nioh از یک داستان خوب و البته با تکیه بر یک ماجرای واقعی برخودار است. از طرفی دشمنان ما نیز هر کدام بر اساس اسطوره‌ها و افسانه‌های تاریخی ژاپن طراحی شده و حتی غول‌آخر‌های مراحل نیز هر کدام نام و نشانی دارند که مفصل در بازی درباره‌ی هر کدام توضیح داده است. این توضیحات حتی بر روی آیتم‌ها و اجسادی که نقاط مختلف بازی حضور دارند قرار گرفته و با شنیدن و خواندن آنها از وقایع رخ داده در داستان و محیط بازی نیز آگاه می‌شویم. اما بازی در نحوه‌ی روایت داستان کمی کند عمل می‌کند و همگام با طراحی مراحل بازی پیش نمی‌رود. تقریبا می توان گفت هسته اصلی داستان از نیمه دوم بازی به بعد شکل می گیرد و هیجان به داستان تزریق می‌شود. همان‌طور که اشاره کردیم طراحی مراحل بازی بسیار عالی است. در واقع یکی از نکات قوت بازی همین بخش است و هیچ کم‌و کاستی ندارد و به خوبی با روند داستانی پیش می‌رود. این طراحی مراحل از تکراری شدن بازی کاسته و مخاطب را خسته نمی‌کند؛ از همین رو همیشه با محیط و لوکیشن‌های تودرتو و حساب شده روبرو هستیم که لذت گشت و گذار را دو چندان می‌کند.

بازی از تمی تاریک برخوردار است؛ جلوه‌های بصری و هنری بازی بسیار چشم نواز و فوق‌العاده کار شده‌اند.

قسمت چند نفره‌ی بازی سیستمی به مشابه دارک سولز دارد. شما می‌توانید در صورت نیاز یک نیروی کمکی برای خود احضار کنید یا به کمک دیگران بشتابید. همانند مجموعه‌ی سولز شما درصورتی می‌توانید به کمک یک فرد دیگر بروید که مرحله‌ی مورد نظر را تمام کرده و غول‌آخر آن مرحله را کشته باشید؛ با این تفاوت که بیش از یک نفر را نمی‌توان در بازی احضار یا به زبان بازی «سامون» کرد. برای این امر نیازمند آیتمی به نام «اوچوکو» خواهیم بود تا با استفاده کردن از آن این امر میسر شود. بنابراین با یک بخش چند نفره‌ی لذت بخش و خوش‌دست نیز روبرو هستیم. از جمله ایرادات این بخش برخی مشکلات در وصل شدن به سرور و پیدا کردن یک یار کمکی است که برخی اوقات زیاد طول می‌کشد، مگر این که با یک دوست قرار بازی بگذارید که لذتی دو چندان دارد. خوشبختانه بازی در امر صداگذاری و موسیقی به بهترین شکل عمل کرده و به غیر از ویلیام بقیه شخصیت‌ها با زبان شیرین ژاپنی صحبت می‌کنند و همین اتفاقا جو و اتمسفر بازی را به خوبی منتقل می‌کند. موسیقی بازی نیز تلفیقی است از غرب و شرق و لحظاتی به یاد ماندنی را برای مخاطب به ارمغان می‌آورد.

Nioh را می‌توان دقیقا همان چیزی دانست که دوست‌داران این سبک مدت‌ها انتظارش را می‌کشیدند و جای خالی چنین اثری با تم سامورایی و ژاپنی مدت‌ها بود که در میان بازی‌های ویدئویی حس می‌شد. Nioh یک اثر خوش ساخت و کامل است که به سختی می‌توان از آن ایراد گرفت.

این بازی از فروشگاه گیم شیرینگ تهیه شده است.

نکات مثبت

گیم‌پلی منجسم و اعتیاد آور
طراحی مراحل فوق‌العاده دقیق و حساب شده
شخصیت پردازی خوب به همراه شخصیت‌های متعدد داستانی
سیستم مبارزات و شخصی سازی بسیار عالی
تنوع زیاد در شخصی سازی
تنوع اسلحه‌ها در لول‌های مختلف
صداگذاری خوب و فراموش نشدنی
جلوه‌های بصری دیدنی

نکات منفی

روند کند داستانی در مراحل ابتدایی بازی

امتیاز کلی
 
گیم‌پلی
10

 
گرافیک
9.0

 
داستان
9.0

 
موسیقی و صداگذاری
9.5

امتیاز کلی
9.5

رای دهید
امتیاز کاربران
 
گیم‌پلی
7.8

 
گرافیک
8.1

 
داستان
8.2

 
موسیقی و صداگذاری
8.3

امتیاز کاربران
57تعداد رای
8.1

شما قبلا رای داده اید!

 
  • ★★
    ۱۳۹۵/۱۲/۰۶ در زمان ۲۳:۳۷:۱۷

    ممنون از حامد عزیز.
    واقعا نبود همچین بازی با این تم زیبا حس میشد مسلما سامورایی ها برای اکثرمون جذاب بودن و هستند چه در سینما چه در بازیهای رایانه‌ای و باید گفت پتانسیل این سبکم خیلی خیلی بالاست اونم زمانی که با تاریخ غنی چنین کشوری ادغام بشه بدون شک معجزه میکنه و باید گفت nioh تونسته انتظاراتو برآورده کنه.

    20

  • ★★★
    ۱۳۹۵/۱۲/۰۷ در زمان ۱۲:۰۱:۲۰

    تشکر از حامد خان بابت نقد خوبشون ;)
    نی‌اوه رو واقعا دوست دارم بازی بکنم، ولی متاسفانه مثل نینجا گایدن و سری سولز به‌طرز وحشتناکی وقت‌گیر و درگیرکننده‌است. درحال حاضر هم اصلا این میزان وقت و حال رو برای مشغول شدنش ندارم. جدا از این توقعش رو هم نداشتم تیم‌نینجا بعد از افتضاحی که با نسخه سوم نینجا گایدن به بار آورد بتونه همچین اثری خوبی رو تحویل بده. یطورایی تقریبا مطمعن شده‌بودم که با رفتن ایتاگاکی کار اینا هم تموم شده‌است. که خوشبختانه اشتباه می‌کردم.

    10

  • ۱۳۹۵/۱۲/۰۹ در زمان ۰۶:۰۲:۳۳

    خوب بود ولی در حد بلادبورن نبود

    10

شما باید ورود برای ارسال نظر