81 نظر

Box Office: بریم فضا!

توسط در4 سال پیش
 

باز هم با جدول پرفروش‌ترین فیلم‌های آخر هفته‌ی سینماهای آمریکای شمالی در خدمتتان هستیم. در این هفته سه فیلم تازه اکران شده Pulling Strings و Runner Runner و Gravity توانستند خود را در بین ۱۰ عنوان پر فروش اثبات کنند، که از این بین همانطور که پیش‌بینی می‌شد فیلم مورد انتظار Gravity موفق شد با جابه‌جا کردند رکوردهای متعدد در صدر جدول قرار بگیرد.
جدول Box Office این هفته به این شرح است:

۱- Gravity – $55,785,112 – $55,785,112
۲- Cloudy with a Chance of Meatballs 2 – $20,950,192 – $60,006,918
۳- Runner Runner – $7,706,712 – $7,706,712
۴- Prisoners – $5,748,464 – $47,928,432
۵- Rush (2013) – $4,477,525 – $18,163,844
۶- Don Jon – $4,155,261 – $16,072,578
۷- Baggage Claim – $4,075,011 – $15,135,092
۸- Insidious Chapter 2 – $3,899,566 – $74,773,153
۹- Pulling Strings – $2,467,168 – $2,467,168
۱۰- Enough Said – $2,192,642 – $5,429,238

از نکات مهم Box Office این هفته مشخصا باید به فروش خوب فیلم مورد انتظار “جاذبه” Gravity با بازیگری Sandra Bullock و George Clooney و به کارگردانی Alfonso Cuarón اشاره کرد، که موفق شد بجز اینکه در صدر لیست قرار بگیرد، لقب موفق‌ترین فروش هفته اول فصل پاییز (قبل از این عنوان Paranormal Activity 3 با فروش ۵۲ میلیون دلاری در صدر جدول مربوطه قرار داشت) و همچنین موفق‌ترین عنوان در بین دیگر فیلمهای ساندرا بولاک (فیلم کمدی The Heat با فروش ۳۹ میلیون دلار قبل از این اول بود) و همچنین موفق‌ترین عنوان در بین تمامی فیلمهای جرج کلونی (عنوان Batman and Robin در سال ۱۹۹۷ با فروش هفته اول ۴۳ میلیون دلاری تا قبل از این موفق‌ترین فیلم کلونی در این زمینه بود) را از آن خود کرد، جالب است بدانید که در بین دیگر فیلمهای ساخته شده توسط Alfonso Cuarón این فیلم بعد از Harry Potter and the Prisoner of Azkaban که فروش هفته اول ۹۳ میلیون دلاری را به ثبت رسانده بود، در مقام دوم عناوین این کارگردان کار بلد قرار گرفت. کلیت داستان این فیلم در مورد دو فضانورد با نامهای راین استون (بولاک) و مت کوالسکی (کلونی) است که برای ترمیم تلسکوپ هابل به فضا فرستاده می‌شوند، اما بعد از حادثه و انفجاری که رخ می‌دهد این دو فضانورد دچار سردرگمی در فضا می‌شوند تا در مدت زمان ۹۰ دقیقه‌ای فیلم راهی برای نجات پیدا کنند. این فیلم که در قالب آیمکس و سه بعدی ساخته شده تا کنون موفقیتهای بزرگی به غیر از رکوردهای فروش کسب کرده است، تا جایی که جیمز کامرون که استاد ایرادگیری فیلمهای ساخته شده با بعد سوم هست بعد از فیلم “زندگی پی” به این عنوان لقب بهترین فیلم سه بعدی/فضایی را داده است، همچنین دیگر کارگردان نامی سینما یعنی کوئینتین تارانتینو “جاذبه” را در لیست ۱۰ فیلم برتر امسال قلمداد کرده است، قطعا در آینده و در فصل جوایز اسکار امسال بسیار از این فیلم با شکوه که تنها از دو هنرپیشه استفاده برده است (البته در “جاذبه” از صدای دیگر هنرپیشگانی چون Ed Harris استفاده شده است) و همچنین کارگردانی که دوبار برای فیلمهای Children of Men و Y tu mamá también کاندید جایزه اسکار شده بود خواهیم شنید.
دیگر فیلم تازه وارد این هفته عنوان درام/ جنایی Runner Runner با درجه R بود که در هفته اول ناامید کننده ظاهر شد و به مقامی بهتر از سوم دست پیدا نکرد، داستان این فیلم در مورد جوان دانشجویی با نام ریچی فارست (تیمبرلیک) است که در بازی آنلاین پوکر مقدار قابل توجهی پول از دست می دهد، اما زمانی که متوجه می شود یک کلاه بردار و رئیس باندهای قاچاق به نام ایوان بلاک (افلک) با تقلب باعث از دست دادن پول او شده است، خود را درگیر ماجراهای تازه ای می کند. Justin Timberlake و Ben Affleck و Gemma Arterton بازیگران اصلی این فیلم هستند و Brad Furman که قبل از این فیلم درام/جنایی The Lincoln Lawyer را ساخته بود در مقام کارگردانی این اثر قرار گرفته است.
بعد از موفقیت فیلم کمدی و غیر انگلیسی Instructions Not Included که از شش هفته پیش اکران خود را در سینماهای آمریکا آغاز کرد، در این هفته دیگر فیلم کمدی که تقریبا از زبان غیر انگلیسی در آن استفاده شده که بیشتر مخاطبان اسپانیایی و مکزیکی را هدف قرار داده است یعنی عنوان Pulling Strings بود که در هفته اول اکران در جایگاه نهم قرار گرفت. همچنین فیلم کمدی Enough Said با بازی مرحوم James Gandolfini بعد از گذشت سه هفته از زمان اکران خود وارد جدول ده فیلم برتر شد و در جایگاه دهم قرار گرفت.
در مورد دیگر فیلمهای جدول باید گفت قسمت دوم انیمیشن Cloudy with a Chance of Meatballs با ۳۸% افت فروش صدر جدول را رها کرد و در جایگاه دوم قرار گرفت، دو فیلم Prisoners و Rush (2013) با دو پله سقوط به ترتیب چهارم و پنجم شدند، فیلم Don Jon با ۵۲% افت فروش با یک پله سقوط ششم شد، فیلم کمدی We’re the Millers بعد از نه هفته از جدول خارج شد و در جایگاه دوازدهم قرار گرفت، همچنین فیلم اکشن The Family (2013) بعد از گذشت چهار هفته از جدول خارج و سیزدهم شد، در آخر عنوان Lee Daniels’ The Butler بعد از گذشت هشت هفته از جدول خارج شد و در مقام چهاردهم جای گرفت.
فروش جهانی سه فیلم Gravity و Cloudy with a Chance of Meatballs 2 و Elysium تا به امروز به ترتیب ۹۷ و ۷۲ و ۲۷۳ میلیون دلار گزارش شده است.

مطلب مشابه ◄  تماشا کنید: تریلر هنگام عرضه‌ی Agents Of Mayhem
 
  • ★★★★★
    ۱۳۹۲/۰۷/۱۷ در زمان ۲۲:۵۲:۰۲

    How i Met Your Mother Season 9 Episode 4
    قسمت ۴ باز بهتر از سه قسمت قبلی بود یعنی خیلی بهتر بود. اما هنوز روندش کنده. اخه این چه ایده ای بود توی ۴۸ ساعت عروسی همه اتفاق ها بیوفته این رابین باید کلا حذف بشه از سریال. بارنی هم همچنان افت کرده و تکراری شده بجاش، فقط مارشال اصلا عاشق این بشرم.
    ۷/۱۰
    Big Bang Theory Season 7 Episode 3
    هدف یه سریال کمدی چیه؟ خندودن مخاطب هدف اصلی. این سریال در فصل ۷ به این هدفش رسیده قشنگ! راحت می خندونه. اصلا شخصیت راج و شلدون می ترکونن. کلا عالی بود این قسمت.
    ۹.۵/۱۰
    Crazy Ones Season 1 Episode 1
    این سریال هم به تازگی پخش میشه از cbs واقعا خنده دار بود. پیشنهاد می کنم ببینین ولی محتوای خاصی نداره یه ذره تکراریه.
    ۷.۵/۱۰
    Vampire Diaries Season 5 Episode 1
    یعنی واقعا دیگه این چیزی برای عرضه نداره فوق العاده تکراری و چرت شده به نظرم! اصلا هیچی نگم بهتره.
    ۶/۱۰
    Originals
    اینو بیشتر از ومپایر دوست داشتم چون بازیگراش مطابق میلم هست نه اون سه تا مسخره. کلاوس و ربکا و الایژا به به. خوب بود اما بازم تکراری. ای کاش تمش با ومپایر فرق می کرد.
    قسمت اول: ۷/۱۰
    قسمت دوم: ۷/۱۰
    Modern Family Season 1
    کمدی بسیار عالی هست هر قسمتش یه مطلبی برای مخاطب داره یک کمدی معمولی نیست. به نظرم انتخاب خوبیه. ارزشش رو داره.
    ۸.۵/۱۰

    ۰۰

  • ★★
    ۱۳۹۲/۰۷/۱۷ در زمان ۲۲:۵۷:۱۶

    این گرویتی نظر منتقدان رو بشت جلب کرده ! میانگین نمرات ۹۶ در سینما اقعا حیرت انگیز هستش! ا
    تشکر بردیا جان

    ۰۰

  • ★★★
    ۱۳۹۲/۰۷/۱۷ در زمان ۲۳:۰۰:۲۹

    به شدت منتظر Gravity هستم.فیلم قبلی آلفونسو کوارون Children of men واقعا عالی بود.

    ۰۰

  • ۱۳۹۲/۰۷/۱۷ در زمان ۲۳:۰۱:۱۳

    big bang season 7
    عالی بود همین سه قسمتی هم که گرفتم حرف نداشت
    کسانی که زبان انگلیسی و تیکه های این زبان رو میشناسن کاملا توصیه شده
    BAZINGA :D همتون برید ببینید با زیر نویس

    ۰۰

  • ★★★★★
    ۱۳۹۲/۰۷/۱۷ در زمان ۲۳:۰۳:۵۳

    وقتی جیمز کامرون و تارانتینو به زبون بیان و از یه فیلم تعریف کنن حتما با یه ابر فیلم طرفیم!
    دیدن این فیلم واجب شد؛هم سوِژه بکر داره،هم بازیگر خوب و هم کلی تعریف!بدیش اینه که من اهل فیلم پرده ای نیستیم و باید مدت مدیدی صبر کنم!

    ۰۰

  • ★★★★
    ۱۳۹۲/۰۷/۱۷ در زمان ۲۳:۰۹:۱۹

    همونطور ک مجتبی گفت این فیلم Gravity کلا ترکونده !!
    فقط نمیدونم ژانرش چیه !!!

    ۰۰

  • ★★★★
    ۱۳۹۲/۰۷/۱۷ در زمان ۲۳:۰۹:۵۴

    این گرویتی خیلی منو قلقک میده :X عکس هم که از پهنا تو حلقم :D
    breakin bad s3
    خسته کننده تر از قبل اما همچنان درگیر کننده با اون داستان تخیلی فوق العادش :X
    همچنان ۷ از ۱۰

    رسوایی :|
    یعنیا میخوام سر به تن صنعت سینمایی که ده نمکی گل سرسبدشه نباشه :| به قول یغما "کشوری که تو اون ستاره میشن با دوتا فیلم بند تنبونی" خداوندا مسعود ده نمکی از وسط جررر بفرما! الهی آمین
    نمره: ۱۰۰۰ نمره زیر ۱۰! ۱۰۰۰۰-

    من مادر هستم
    ۴بار جوگیرشدم اومدم فیلم ایرانی ببینم! یه بار میم مثل مادر خورد به پستم... یه بار سنگسار ثریا منوچهری... یه بار جدایی نادر از سیمین... یه بار هم من مادر هستم :| الان حال منو خودتون درک کنین :sad: واقعا از این به بعد سعی میکنم دیگه هیچوقت فیلم ایرانی نبینم!
    فیلم عالی بود و تنها نقطه ی ضعفش نسبت به "جدایی" گروه بازیگریش بود! و گرنه دیگه هیچ مشکلی نداشت!
    نمره: ۹ از ۱۰

    pacific rim
    فعلا در حال دیدن
    نمره تا اینجای کار: ۶ از ۱۰

    ۰۰

  • ★★★
    ۱۳۹۲/۰۷/۱۷ در زمان ۲۳:۱۱:۱۴

    باتشکر از بردیا جان. :)
    ---------------
    Tristan + Isolde :X :( (
    فیلمی که عاشقنه هست.و اشک منو هزاران بار درآورد.با صحنه های مبارزاتش کاری ندارم ولی صحنه های عاشقناش اشک من یکی رو درآورد.فیلم هم که بر اساس داستان واقعی بود. :( (
    ///اسپم///اون صحنه ای که تریستان برا مبارزه رفته بود ایرلند(ایرلند بود دیگه؟ :-? ) به عشقه دیدن عشق و تو مبارزه هم شرکت کرد و برنده هم شد جایزه رو هم تقدیم کرد به شاه خودشون.بد ترین صخنش اون ج بود که دید جایزه همون عشقه خودشه که به شاه تقدیم کرده.یعنی خیلی غم انگیز بود.گریم گرفت. :( (
    امتیاز:۱۰ از۱۰. :( (
    --------------------------------------------
    وبالاخره به عشق خودم رسیدم. :X
    A Lone Ranger. :X
    از این فیلم دقیقا همون جوری که انتظار داشتم لذت بردم.فیلمی که داستان فوق العاده ای داره.موسیقی هاش هم حرف نداره.بازی گر ها هم خوب انتخاب شدن.جانی دپ هم که دیگه ازم نیست از بازیش تعریف کنم.چون همه میشناسنش. :X
    امتیاز:۱۰ از ۱۰.
    هفته ای بسی خوبی بود برای من.
    ---------------------
    به شدت منتظر Riddick هستم. :X Gravity را هم دوست دارم. :X
    بازم تشکر از بردیا جان. :)

    ۰۰

  • ۱۳۹۲/۰۷/۱۷ در زمان ۲۳:۱۵:۳۵

    Gravity فوق العادس به شدت منتظرشم :X

    Runner Runner فیلم جالبی به نظر میاد

    با تریلری هم که از Prisoners دیدم شیفتش شدم :X

    ۰۰

  • ★★★★★
    ۱۳۹۲/۰۷/۱۷ در زمان ۲۳:۱۹:۱۴

    Gravity
    ساندرا و جورج ! جفتشون هم که دوست داشتنی :X
    -------------------------------------------------------------
    The Door
    محصول آلمان سال ۲۰۰۹
    داستان فیلم چیزهای شبیه ( بایوشاک بیکران ) دارد
    ( شاید برای من گیمر اینطوری بوده ! نمیدونم و شاید این فیلم
    روی کن لوین هم تاثیر گذار بوده است )
    فیلم برای افراد بزرگسال مناسب هستش بالای ۳۰ سال ترجیحا !
    ( آهااااااا فکر بد نکنید از لحاظ مسائل جنسی نمی گویم )
    بلکه از لحاظ بالا بودن سن و تجربه زندگی کردن و تصمیماتی که در گذشته گرفتید
    شاید براتون سرنوشتی متفاوت رقم زده باشد
    یک پدر در اثر خطائی در تصمیم گیریش فرزندش از دست میده
    ۵ سال بعد از مرگ دخترش با حالتی داغون به محل مرگ دخترش برمیگردد
    طی اتفاقاتی به انتهای خیابون کشیده میشود
    که یک مکان مخروبه وجود دارد در مکان مخروبه یک دری وجود دارد
    که به ۵ سال گذشته بر میگردد !
    حالا این پدر خطا کار با تجربه ای که داره مقابل خودش قرار میگیره
    و از شدت ناراحتی خود گذشته اش میکشه ! به خاطر خطائی که کرده
    و ماجراهای که براش در این بین بوجود میاد
    ( برید ببینید )
    فیلم نواقصی دارد ولی قابل چشم پوشی هستش
    ------------------------------------------
    من خودم اگر برگردم ۵ سال پیش دقیقا گذشته خودم میکشم
    چون یک تصمیم اشتباه گرفتم
    به امید روزی هستم که با اون لحظه خودم مواجه بشوم !
    تا حساب خودم را برسم :|
    ارزش فیلم ۷۵ از ۱۰۰
    با تشکر

    ۰۰

    • ★★★★
      ۱۳۹۲/۰۷/۱۷ در زمان ۲۳:۵۷:۰۳

      مرسی سعید جان، این فیلمی که معرفی کردید به نظرم خیلی جالب و دیدنی اومد، ممنون از معرفیش، اما به نظر من داستانش تنها برای تماشا در قالب فیلم جذاب هست و شخصا این ابراز پشیمانی در دنیای واقعی رو دوست ندارم، همیشه وقتی صحبت از این میشه که فیلم‌باز بودن آیا به دردی هم میخوره یا نه! و اینکه چه فیلمهایی میتونه آموزنده باشه و به آدم نکات خوبی رو بیاموزه، در بین عناوینی که در ذهنم لیست میشند همیشه فیلم "اثر پروانه‌ای" (The Butterfly Effect) محصول سال ۲۰۱۴ با بازی اشتون کوچر در بینشون قرار میگیره، شدیدا تماشای این فیلم درجه R رو به همگی رفقا پیشنهاد میکنم، بی تعارف بگم نسخه سانسور شده و دوبله فیلم که در فروشگاه‌های مربوطه موجود هست حتی تاثیرگذارتر و بهتر میتونه باشه و در مورد این فیلم بخصوص من این نسخه رو پیشنهاد میکنم. تماشای این اثر و به فکر فرو رفتن در مورد مضمون فیلم میتونه نظر خیلی از عزیزان رو نسبت به معقوله "پشیمانی" و "ای کاشها" و ... عوض کنه. این فیلم همان حرف معروف که "بال زدن یک پروانه در یک نقطه از کره زمین میتونه باعث شکل گیری طوفانی در قاره‌ای دیگر شود" میشه. در کل میشه در مورد این فیلم هم نظرات مثبت و منفی متفاوتی رخ بده، اما برای من که از قبل با این قضیه آشنایی داشتم به شدت مثبت و سازنده بوده، اینکه یه اتفاق و انتخاب بد در گذشته میتونه باعث شکل گیری اتفاقی خوب در آینده باشه...
      در آخر باید بگم که اینجانب واقعا در حدی نیستم که بخوام به سعید میرابی* بزرگوار چیزی یاد بدم، اما وقتی این دیدگاه رو خوندم شدیدا بیاد قضیه "اثر پروانه‌ای" افتادم و گفتم شاید بد نباشه که بهش اشاره کنم...
      باز هم ممنون از شما...

      ___________________
      ( BEYOND: Two Souls )

      ۰۰

      • ★★★
        ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در زمان ۰۰:۱۷:۰۳

        دو فیلم Mr. Nobody و Run Lola Run هم یک همچین تمی دارند.تاثیر انتخاب های کوچک در زندگی و همون "اثر پروانه ای" که بهش اشاره کردی.

        ۰۰

      • ★★★★★
        ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در زمان ۰۰:۳۲:۵۴

        حتما میبینمش !
        ----------------------------
        البته دیدگاه ها متفاوت هستش !
        شاید گذشته باید درون گذشته بماند با کلیه تصمیمات
        ولی شما برای لحظه ای تصور کنید که شانس این را بدست آوردید تا
        با گذشته خودتان روبرو شوید و خطاهای آینده تان را جبران کنید
        ولی گذشته تان حاضر به پذیرش نیست
        ----------------------------
        اون بخش به امید دیدن گذشته خودم
        بیشتر جنبه طنز در نظر بگیر بردیا جان :wink:
        ولی بدم نمیاد با ۵ سال پیش خودم توی رینگ مبارزه کنم ببینم کدوم
        یکی پیروز میشه
        گذشته یا آینده :mrgreen:

        ۰۰

        • ★★★★
          ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در زمان ۰۱:۳۰:۴۸

          - avion
          بله از فیلم Mr. Nobody تعریف زییاد شنیدم اما متاسفانه هنوز موفق نشدم ببینمش، در مورد فیلم دوران ساز Run Lola Run هم بله دقیقا یکی از دلایلی که به شدت این عنوان رو دوست داشتم شاید همین قضیه "اثر پروانه‌ای" بود، اما خب باید قبول کرد که فیلمی نیست که همه پسند باشه و به همین دلیل شاید بشه گفت تاثیر عنوان The Butterfly Effect در حالت کلی بیشتره...

          - RYU
          کاملا با شما موافقم، و خوشحالم که اون بخش از دیدگاه شما جنبه طنزش قوی‌تر بوده، در مورد اون مسابقه انتقامی هم که به شدت دوست دارم تماشاچیش باشم اطمینان دارم که برنده مسابقه کسی نیست جز مبارزه "آینده" و البته با تجربه... :D

          ___________________
          ( BEYOND: Two Souls )

          ۰۰

  • ★★★
    ۱۳۹۲/۰۷/۱۷ در زمان ۲۳:۲۲:۰۹

    جدول نسبت به هفته های قبل پربارتر شده مخصوصا فیلم gravity!
    تشکر فراوان از بردیا جان....
    _________________________
    دیگه دانشگاه باعث شده کمتر بتونم فیلم ببینم اما ۲تا فیلم این هفته دیدم...
    pineapple express:
    فیلم کمدی بدی نبود،داستان خوبی داشت،اتفاقات جالبی هم توی فیلم میوفتاد و فضای کمدی رو فراهم کرده بود اما خیلی نتونست منو بخندونه!
    ۶۵ از ۱۰۰
    the past:(همون گذشته خودمون)
    اول از همه باید یه افرین به اصغر فرهادی گفت که واقعا عالی کار کرد،فیلم کاملا بهتر از جدایی روایت میشه،فیلمنامه خیلی خوبه،دیالوگها عالیه،همه اتفاقات تو فیلم خیلی مهمه و یه دلیلی برای وجودش هست،فقط میشه گفت فرهادی مخاطبشو میشناسه و کارشو خیلی خوب بلده،گروه بازیگری هم خیلی خوب نقششونو اجرا میکنن،کلا شخصیتا خیلی خوب تو فیلم شکل میگیرنو جا میوفتن و البته داستان و موضوع فیلم که خیلی خوب به نمایش در میاد.
    فکر میکنم نماینده خوبی برای سینمای ایرانه...
    ۹۰ از ۱۰۰

    ۰۰

  • ۱۳۹۲/۰۷/۱۷ در زمان ۲۳:۳۹:۳۳

    این فیلم یکی از موردانتظارترینهای منه...نمیدونم چجوری باید صبرکنم،از هرکسم پرسیدم تعریف کرده ازش :X ...$
    ___________________________________

    This Is the End 2013

    خوب این فیلم قشنگ روده موده مارو جابه جا کرد...واقعا خنده دار بود و به هدفشم رسید :)) ..دیالوگهای بسیار خوب و جلوهای ویژه ی مضحک که به سبک فیلم میومد باعث شد از دیدن این فیلم لذت ببریم...صحنه ی مردن جیمز فرانکو یعنی پخش زمین شدم :lol: و همینطور سکانس خوابیدنشون باهم و بحث و جدلهای بینشون و اون شیطان پایانی:))...تنها ایرادی که میتونم بگیرم اینه که آخراش دیگه آب بندیش زیاد شده بود :| ،دیگه زیادی لوس شده بود...درکل به همه پیشنهاد میکنم ببینید که تو روحیتون خیلی تاثیر داره

    ۹/۱۰
    ___________________________________

    The Bling Ring 2013

    مضخرفترین و توهین آمیزترین فیلم سال جهان :| ...بازیهای بسیار ضعیف،داستان بسیار خنده دار...یعنی چی؟!..یعنی مگان فاکس با اون خونش کلید ورودی رو زیر موکت جلوی در میذاره :O :O به مولا ننه ی من کلید رو همراه خودش میبره :| و هیچ نگهبان یا سگی هم نیست...۴تا بچه دبیسرتانی مث آب خوردن میرن خونه ی افراد مشهور دزدی میکنن و چقدر هم ریلکس :lol: ...والا اگر دزدی اینقدر راحت باشه من فردا میرم دزد میشم :)) ...در آخر ری*م دهن کارگردان و بازیگران و تمام عوامل این فیلم

    ۰/۱۰
    _________________________________

    The Past 2013

    خوب فیلم کاملا مشخصه از ساخته قبلی فرهادی از هر لحاظی ضعیفتره...اصلا اون جذابیت رو نداره،نمیشه بیشتر از یکبار دید...داستانش و روند فیلم خیلی آروم و کسل کنندست...$اما با همه ی اینها یک فیلم خوبه،من این حرفارو نسبت به جدایی گفتم ولی اگر جدایی رو لحاظ نکنیم با یک فیلم فوق العاده طرف هستیم...اما انتظارات از اصغر فرهادی بیشتر بود...بازیها هم مث فیلمهای قبلی فرهادی فوق العادست،بخصوص علی مصفی

    ۸/۱۰
    _________________________________

    The Hangover Part II 2011

    خوب هفته قبل قسمت اولش رو دیدم و این هفته این سری رو به اتمام رسوندم :D ...بنظر من بخش دوم از قبلی بسیار خنده دارتر هست ولی خیلی تکراری بود،یعنی اتفاقات عین قسمت اول بود...یعنی پایان فیلم مانند قبل با یک عروسی طرف هستیم و نحوه ی پیدا کردن تد هم دقیقا مث داگ بود حالا اون بالای پشت بوم بود این تو آسانسور...بنظرم بهترین شخصیت هم استو هست که سرطان خندست :)) =))..اگر قسمت اول نبود بهش۹ میدادم ولی بخاطر تکرار ازش امتیاز کم میشه...$

    ۸/۱۰
    _________________________________

    The Hangover Part III 2013

    این قسمت خوب حداقل متفاوت بود نسبت به قبل و ایندور با خماری طرف نبودیم...بار طنزشم به وضوح از دوقسمت قبلی پایین تر هست ولی اون سکانس رفتن به دنبال چاو عالی بود :-D ...دیگه انتهاشم فکم چسبید به سقف =))...
    *کلا این سری رو حتما ببینید

    ۷/۱۰

    امتیاز به کل سری=>7.5
    _________________________________

    Goal! The Dream Begins 2005

    خوب سری گل رو هم دانلود کردم چون قبلا تیکهاییشو از تلویزیون دیده بودم و دلم میخواست کامل ببینم...یک فیلم معمولی خوب که قسمت دومشو این هفته میبینم...$

    ۶.۵/۱۰
    _________________________________

    تهران ۱۵۰۰

    بسیار ضعیف..نه کیفیتش خوب بود نه داستان جالبی داشت...وسطش خوابم برد و ادامشم ندیدم...چقدر سطح دوبله هاش پایین بود..اه اه اه اه

    ۲/۱۰
    _________________________________

    The Vampire Diaries S5 E1

    خوب این فصل خیلی خوب شروع شده و امتیاز ۸.۹ این قسمت نشون میده دوباره میخواد سریال به اوج خودش برگرده...مث اینکه استیفن هم قراره فراموشی بگیره :دی

    ۹/۱۰

    ________________________________

    The Originals S1 E1

    این اصیلها داستان جذابی داره اما فک کنم شخصیتی مث کلاوس و الایژا تو خون آشام وجودشون لازم بود...قسمت اولشم خیلی خوب بود برخلاف انتظاری که داشتم و امیدوارم کرد،آخرشم باز الایژا خنجر خورد :| ...$

    ۸/۱۰
    _________________________________
    مرسی از بردیای عزیز برای این پست دلنشین....

    ۰۰

  • ★★★
    ۱۳۹۲/۰۷/۱۷ در زمان ۲۳:۵۵:۰۰

    بریم. :D
    همیشه تیتر هایه جالبی انتخاب میکنی بردیا جان.
    ...
    Jack the Giant Slayer . 2013 (جک غول کش)
    داستان فیلم همون داستان جک ولوبیا سحر آمیر هست با اندکی تغییر, و کلا فیلم از نظر داستانی چیز جدیدی ارائه نمیده.اما نکته جالب در مورد این فیلم که قراره یک داستان کودکانه رو روایت کنه (PG-13) اینه که در کنار صحنه بعضا کمدی شاهد صحنه خشن هستیم (تکلیفش معلوم نیست که کودکانه یا بزرگسال)
    اما از نظر جلوه هایه ویژه یکی از بهترین فیلم هایه ساخته شده تاریخه بدون شک(شاید بشه با آثار پیتر جکسون مقایسه کرد ).
    در کل فیلم نسبتا سر گرم کننده ایه هرچند که زیادی طولانیه

    ۶۰ از ۱۰۰
    ...
    بی خود و بی جهت (یا : الکی پلکی)
    کاملا اسمش برازنده ای هست. :lol:
    چیز خاصی در مورد این فیلم نمیشه گفت .فیلم داستان خاصی نداره و فقط در مورد یه موقعیت ساده(اسباب کشی و...). که همینطور الکی به یه بحران تبدیل میشه و این موقعیت به صورت رئال تایم روایت میشه
    به شخصه بازی رضا عطاران رو پسندیدم
    این فیلم هم تا حدودی در راستای فیلم هایه قبلی کاهانیه.که بعضی ها این سبک فیلم ها(ابزورد؟ :-? ) رو میپسندن و بعضی ها مثل من نمی پسندن.
    نکته:یه پسر کوچک هم تو این فیلم هست که کاملا اعصاب بیننده رو خورد میکنه, اگه گیرش بیارم از وسط نصفش میکنم(آخرت تربیت بود این پسره :| )

    ۳۵ از ۱۰۰
    ...

    ۰۰

  • ★★
    ۱۳۹۲/۰۷/۱۷ در زمان ۲۳:۵۷:۰۰

    انقدر تعریف از محافل مختلف از Gravity شنیدم که فقط و فقط منتظر اونم . با این وجود شاید شانس اول اسکار باشه

    ۰۰

  • ★★★★
    ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در زمان ۰۰:۱۵:۴۶

    باز هم اول تشکر و سپاس از دوست خوب سینماییمون بیژن عزیز.
    اینقدر فیلم خوب از سینمای کلاسیک دیدم که نمیدونم کدوما رو معرفی کنم!!
    some like it hot
    ۱۰/۱۰
    یه کمدی بی نظیر,شگفت آور,تنها فیلمی بود که به جرات میتونم بگم تا ساعت ۴ صبح بیدار نگهم داشت تا ببینمش!!بعدم ۶ راه افتادم رفتم سرکار!یعنی بازی جک لمون کبیر و تونی کرتیس بی نظیر بود,شگفت آور بود این فیلم.داستان دو موسیقی دانه که برای فرار از دست چنتا گانگستر بزرگ خودشونو زن درمیارن میرن تو گروه موسیقی زنونه!یعنی هرکی این کمدی رو نبینه چه بسا کل عمرش به فناست!کارگردانی بیلی وایلدر عالی بود همه چی دقیق,ظریف و زیبا کار شده بود.
    capote
    ۷/۱۰
    فیلم بدی نبود ولی به شدت روند فیلم کسل کنندست به نظرم ولی فقط باید گفت بازی فیلیپ سیمور هافمن با اون تغییر صداش بی نظیر بود.
    touch of evil
    ۸.۵/۱۰
    به به چه بازی و چه کارگردانی زیبایی از ارسن ولز.چه فرد باارزشی برای سینما بود این مرد بزرگ.بازیا محشر,داستان خوب که البته آخرای فیلم یه خورده سادش کرده بودن یعنی یه جورایی انگار میخواستن سریع سر و ته قضیه رو ببندن,ولی در مجوع داستان و کلا فیلم خیلی جالب بود.داستان کاراگاه بازی و پلیس بازی و خلاصه لایی کشیدن یکی از همین پلیسا با بازی عالی ارسن ولز بود که حالا چارلتون هستون میاد و تو نقش یه پلیس مکزیکی دستشو رو میکنه!
    ....
    ۹/۱۰
    یه فیلم هم دیدم جان شما اسمش فراموشم شده قضیه از این قرار بود که یه زنه میاد از یه مامور بیمه سو استفاده میکنه(عاشق خودش میکنه)بعد میاد شوهرشو میکشه و خلاصه میخواد با بیمه حوادث یه حالی کنه!بعد مامور بیمه کلی برنامه میچینه تا حادثه درست حسابی جلوه کنه و لو نرن!خیلی برام جالب بود این فیلم.فقط ایرادش به نظرم این بود که اگر ابتدای فیلم طرف ماجرا رو تعریف نمیکرد و فیلم خودش روایت میشد خیلی زیباتر بود چون داستانش معمایی بود و با روایت طرف چون میدونستیم طرف مثلا تیر خورده,نه مرده و نه کاملا سالمه برا همین از جذابیت فیلم یه خورده کم میشد ولی در کل خیلی خوب بود فیلم.
    قهرمانی و دایی
    یه فیلم جالب هم تو برنامه ۹۰ پخش شد,اوه اوه ببخشید جاش اینجا نیست ولی خوب دست کمی از مستند نداشت!!
    ...
    ...
    این هفته میخوام سراغ کارهای جان فورد و همین بیلی والدر که بی نظیره کاراشون.خدا کنه مشکلی پیش نیاد تا همرو ببینم.از دره من چه سبز بود تا در یه شب اتافق افتاد وداستان غرب و...
    بازم ممنون از بیژن عزیز

    ۰۰

  • ★★★★★
    ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در زمان ۰۰:۱۸:۱۰

    با تشکر از بردیای عزیز.
    The Hobbit an unexpected journey
    نمیدونم ولی اون حس حماسی رو نداشت...بیش از حد طنز شده بود!پیوستگی درست و حسابی هم نداشت ریتم فیلم بسیار عجولانه بود و همینطور پشت هم بی دلیل اتفاقات و بدشانسی ها پشت هم ردیف میشدن!ترول ها شکست میخوردن بلافاصله گیر ارک ها میفتادن از دست اونا فرار میکردن بعد میرفتن تو کوه بلا سرشون میومد تا از اون خلاص میشدن سریع گیر یه عده دیگه میفتادن کلا روند فیلم خیلی جالب نبود و بسیار سطحی بود.
    اما خب چه میشه کرد به هر حال دنیای تالکین و میتراندیر و الف ها و دوارف ها و ... رو نمیشه دوست نداشت.
    ۷۰/۱۰۰

    ۰۰

    • ★★★
      ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در زمان ۰۰:۳۷:۵۳

      عزیز من هابیت برای کودکان نوشته شده!
      حالا تا ابد یه عده میان میگن تم حماسی نداشت!
      تازه فیلم از روی ویرایش دوم کتاب ساخته شده! چرا؟ چون بعد ها که تالکین ارباب حلقه ها رو نوشت و تمش خیلی تاریک تر شد کمی هابیت رو تغییر داد که فکر کنم بیشترش هم مربوط به شخصیت گالوم میشه.
      در مورد ریتم فیلم هم من نظری ندارم، یعنی بهتر بگم که من خیلی لذت بردم ولی خوب من کتاب هابیت رو نخوندم و نمی تونم نظر دقیق تری بدم.

      ۰۰

      • ★★★★★
        ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در زمان ۰۰:۴۹:۳۵

        وحید خان آروم!نزن ما رو عزیز گناه داریم! :D خب من خیلی از داستان هابیت خبر ندارم ولی به نظرم تم طنزش به استایل ارباب حلقه ها نمیخورد...مجبور نبود بسازه که!
        البته من که لذت بردم و نمره ی خیلی خوب هم بهش دادم چون من در فیلم زیاد خوب نمره نمیدم.اما در مورد روند فیلم ازش خیلی راضی نبودم یک جور حس سرهم بندی بهم دست میداد!

        ۰۰

        • ★★★
          ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در زمان ۱۱:۳۶:۰۲

          من جان نثارم! علی عزیز بعضی وقت ها جمله ای که من می نویسم ممکن که بعضی وقت ها فکر کنی من الان خیلی عصبانیم ولی نه! باور کن من با شوخی و یه لحن آروم گفتم این از این! ;)
          اما خوب قضیه طنز و این حرف ها دیگه به نویسنده کتاب مربوطه و کارگردان مجبوره به این موضوع وفادار باشه نمی تونه که هر جور دلش خواست فیلمو بسازه و البته باید بگم ( این دیگه نظر کاملا شخصی ) شاید فیلم کمی طنز باشه که اون هم مربوط به شخصیت دورف ها میشه ولی سوژه اصلی داستان ... شاید بتونم بگم کمی هم تلخ و معانی بزرگی داره شاید در ظاهر ساده باشه ولی در باطن بسیار بزرگ!

          ۰۰

  • ★★★★★
    ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در زمان ۰۰:۲۳:۲۲

    Breaking Bad S04
    شاهکار, فوقالعاده! داستان رو متاسفانه نمیتونم بازگو کنم ولی بهترین سریال تمام دوران.

    Modern Family S02
    باحاله, ارزش وقت گذاشتن رو داره ولی سلیقه ای هست به نظر من سریالش

    Hangover III
    اونقدری که فکر میکردم ضعیف نبود ولی نسبت به بقیه قسمت ها افت داشت و کمدی فیلم کم شده بود

    ۰۰

  • ★★★
    ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در زمان ۰۰:۲۴:۱۰

    همین الان داشتم فیلم pacific rim رو می دیدم ولی باقیشو فردا می بینم!
    این هفته فیلم the lone ranger رو دیدم! فیلم داستانش کلیشه ای بود ولی روایت خوبی داره ولی ای کاش انقدر آهسته پیش نمی رفت، فیلم خیلی کش داده شده بود!
    ولی باز هم فیلم خوبی و باید بگم جانی دپ به تنهایی تمام بار این فیلم رو به دوش گرفته بود! البته به نظر من!
    ۸/۱۰
    مرسی از بردیا عزیز!

    ۰۰

  • ★★★
    ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در زمان ۰۰:۲۶:۰۶

    ممنون داش بردیا گل !!! آقا یه پیشنهاد دارم !!! پوستر های فیلم های باکس آفیس بذارید تو مطلب ، زیبا تر هم میشه !!!

    The Big Bang Theory فصل پنجم !!!!!

    امتیاز : ۸.۶ هر فصل بهتر میشه :X

    ***************************************************
    Modern Family فصل اول !

    امتیاز : ۸.۸ عالی سریالش ، فقط یک نکته بگم با دیدن قسمت اولش ممکنه پشیمان بشین از دانلود ولی کم کم عالی میشه !!! :X شخصیت ها بی نظیر هستن : فیل ، کامرون کی :D !!! جی ، همه عالی هستن ، اگر هنرپیشه ی نقش مانی یک پسر لاغر تر بود به نظرم بهتر میشد !!! :mrgreen:

    ***************************************************
    F. R. I. N. G. E فصل پنج !!!!!
    امتیاز : ۹.۲ :X چی بگم در وصف ش !!! هنوز شوک و استرس در این سریال احساس میشه !!! نویسنده ها کارشون عالی بوده تا اینجا، بله قسمت های خیلی متوسط و بدی داشته این سریال اما باور ک نید هر چی جلو تر میره داستان ، زیباتر و خاص تر میشه :X در این فصل تماشاگر ها به زمین حمله میکنند و تیم حاشیه که خود را ۲۰ سال در کهربا حبس ک ر د ن ، توسط دختر الویا ( اتا ) آزاد میشوند و دست به کار میشن تا . . .

    ***************************************************
    ۲۴ فصل سوم !!! برای بار دوم تصویم گرفت م به تماشای ش الحق که بی نظیره !!!
    امتیاز : ۹.۵ :X

    ۰۰

  • ★★★★★
    ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در زمان ۰۰:۳۷:۱۸

    با تشکر از بردیای عزیز
    به شدت منتظر جاذبه هستم
    ---------------
    Pacific Rim
    جلوه های ویژه،جلوه های ویژه و جلوه های ویژه.
    داستان فیلم تقریبا ساده است.یه گروه بیگانه از طریق یه حفره توی اقیانوس به زمین حمله می کنن.انسان ها هم برای مقابله با اون ها یاگر ها رو میسازن.شخصیت اصلی فیلم هم خلبان یکی از همین یاگر هاست.
    کلا فیلم به غیر از صحنه های اکشن چیز دیگه ای نداره.که البته همون صحنه ها رو چند پله بالاتر توی Transformers 2 میشه پیدا کرد.
    نمره :
    ۶.۰/۱۰

    ۰۰

  • ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در زمان ۰۱:۵۴:۲۵

    -------------- خوب خدا رو شکر بعد از مدتها رسیدم به این پست ----------- بردیا فقط یه دونه ای :X
    The Shawshank Redemption
    این فیلم به همه پیشنهاد میشه من این رو دیشب دیدم ولی فکر نمیکردم انقدر خوب باشه
    تو این فیلم بازی تیم رابینس عالیه و موضوعش هم تو داستان همین تیم میچرخه که زنش را با فردی که با زنش رابطه داشته رو میخاد میکشه ولی اخر پشیمون میشه ولی یکی دیگه این کار رو انجام میده و این رو گناهکار میکنه و میره زندان و بقیه ماجرا از دستش ندید
    امتیاز :
    ۹/۱۰

    taken
    نیازی به نقد نیست فکر کنم همه دیدن و منم این رو هر بار جایی بده میشینم میبینم اصلا برام تکراری نمیشه
    ۸.۵/۱۰

    BLACK SWAN
    عاشقهای ناتالی پورتمن از دستش ندن به نظرم بهترین بازیش همین فیلمه
    ۸/۱۰
    بهترین فیلم خارجی هم که دیدم این هفته گزینه ۱ هست
    در مورد فیلم ایرانی هم فیلم رسوایی رو دیدم که بهش اصلا نمره نمیدم چون ارزش نمره هم نداره فقط یه چی تو این فیلم همه نقش اصلیشون رو بازی کردن به جز اکبر عبدی یعنی الناز و محمدرضا یعنی تو زندگی واقعی هم همینن

    و فیلم حوض نقاشی
    واقعا به جرات دیگه میتونم بگم هنرپیشه مرد اول ایران فقط شهاب حسینی هست الان و با اختلاف بسیار از دیگر بازیکرهای جوان کشورمون بالاتره این فیلم حس هاتون رو قشنگ بالا پایین میکنه و میریزتتون به هم
    ۳.۵/۵

    ولی فیلم ایرانی که لقب بهترین فیلم ایرانی رو میگیره برا من فیلم هفت دقیقه تا پاییزه
    این فیلم پس از مدتها خنده رو از لبمون برداشت و قطره های اشکم رو هم دیدم بازی فوق العاده هدیه تهرانی با محسن تنابنده تحسین برانگیزه و در اخر هم با موسیقی و خوانندگی زیبای سعید شهروز همه چی با هم خوب جورن اهل دلها از دستش ندن
    ۴/۵
    فیلم هفته ایرانی : هفت دقیقه تا پاییز

    ۰۰

  • ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در زمان ۰۴:۲۵:۰۹

    من مادر هستم

    *اسپویل شدید*

    آقا جاتون خالی همین امشب نشستم این فیلمو دیدم :lol: ...نمیدونم ولی اینقدر با شخصیت سعید حال کردم که نگو :-D ...یعنی این باران کوثری با این بی بند و باریش باید اینو همینجوری بالا رفت :X ...کلا اعدام حقش بود،آخرا دیگه خواستن اشک مارو دربیارن ولی من کرکرکر هارهارهار خندیدم...دم حبیب رضایی گرم عجـب نقشی بازی کرد...نمیدونم چرا سیمین از اعدام آوا روانی شد..والا بلا حقش بود :| ،طرف اومده با اجازه ی خودش با سعید یک شب خوابیدن،(تجاوزم تو کت من نمیره)یک شب بعدش میاد میکشه سعید رو :-x ...این فیلم ضعف شدید فیلم نامه نویسی داره!!..اگر سعید به آوا تجاوز کرده باشه و بعد آوا رگشو زده باشه چرا سعید باید ببرتش بیمارستان :O :O ..من بودم آوا رو میکشتم و بعد میگفتم بخاطر زنگ پدرام، آوا خودکشی کرده B-)

    کلا آخرش اعدام شد دلم خنک شد و بخاطر همین فیلم خوبیه :X

    ۸/۱۰
    ________________________________________

    ۰۰

  • ★★★★★
    ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در زمان ۰۸:۵۴:۲۶

    Batman trilogy
    :X :X :X
    عالی عالی عالی!!! :X :*
    عاشق این تریلوجی هستم!! :X بینظیره!!!
    ۱۰۰/۱۰۰
    -------------------
    I'm not Hero never was and never will be
    Solid snake

    ۰۰

  • ★★★★
    ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در زمان ۰۹:۰۴:۳۳

    با تشکر از بردیای عزیز..
    how i met your mother تا آخر فصل ۸
    اواخر فصل یه مقدار با کمبود ایده مواجه شده بودند سازندگان امیدوارم فصل ۹ جبران شود
    ۷.۸/۱۰
    game of thrones تا اواسط فصل یک
    خوب بود تا حدودیی میشه گفت عالی بود البته فصل یک رو هنوز تموم نکردم ولی تا اینجا بهش میدم ۸.۵/۱۰

    ۰۰

  • ★★★
    ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در زمان ۱۰:۱۰:۵۹

    ممنون بابت باکس آفیس Gravity چه فروشی کرده

    ۰۰

  • ★★★
    ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در زمان ۱۱:۵۰:۴۱

    با سلام!
    به همه بازی بازان عزیز...
    و کسانی که در این حیطه هنری، زحمت و مرارت می کشند.

    برگرفته از کافه سینما:
    برخلاف کارگردان هایی که فیلم داستانی می سازند، مستندسازان همیشه باید حساب پس بدهندکه چقدر فیلمشان به واقعیت نزدیک است. بدترین تهمتی که می توان به یک فیلم مستند وارد کرد، شک و تردید در اجسادی است که در آن دیده می شوند. چطور می توان اصالت یک تصویر را به تماشاگر اثبات کرد، در حالی که تماشاگر امروزی سینما همیشه بر تقلبی و باسمه ای بودن تصاویر باور دارد؟ از طرفی هر فیلمسازی می تواند ادعا کندکه کارش را براساس «واقعیت» ساخته، اما چه کسی می تواندادعا کند در دنیایی که دروغگوها بهترین قصه گوها هستند، فیلمش «حقیقت» را نشان می دهد؟
    به گزارش کافه سینما، برترین ها به نقل از چلچراغ نوشت: از زمانی که جان گریسن کشیش انگلیسی برای مشخص کردن سینمایی که دوست داشت اصطلاح «فیلم مستند» را ابتداع کرد تا امروز دعوا بر سر اینکه فیلم مستند چیست و مرز بین سینمای مستند و سینمای داستانی از کجا آغاز می شود، بین فضلا و علمای سرزمین نظریات سینمایی تمام نشده، به قول ژان لوک گدار سینماگر مجنون – به معنای مثبتش البته – فرانسوی: «بیایید یک بار برای همیشه این مسئله را روشن کنیم: بهترین فیلم های داستانی، حالتی مستندگونه دارند و بهترین فیلم های مستند، گرایشی به تخیل و داستان ... هر کس که بخواهد یک نوع از این فیلم ها را بسازد، باید بداند که الزاما دست به ساخت آن نوع دیگر زده است.»
    برای لذت بردن از فیلم، چه مستند و چه داستانی، نیازی به راهنمایی آن فضلا و علما نیست. همین که بعد از تمام شدن فیلم در خلسه تصاویر و موضوع (بخوانید داستان) فیلم بمانید و بعدها دیدن آن را با شور و ضعف به دوستانتان توصیه کنید، یعنی اینکه یک فیلم خوب تماشا کرده اید. فرقی هم نمی کند که واقعیت را دیده اید یا حقیقتی را فهمیده اید یا اینکه کل ماجرا تخیل سازنده اش بوده.
    راجر ایبرت منتقد فقید که با شعار معروفش «راجر ایبرت فیلم ها را دوست دارد» به سادگی عشقش به سینما را عیان می کرد، هر سال فهرستی ۱۰ تایی از بهترین فیلم های داستانی را که آن سال دیده بود، تدارک می دید. او در سال ۲۰۱۱ در سایتش نوشت: «امسال می خواهم بهترین مستندهای سال را هم به شام معرفی کنم، چرا که نه! یک فیلم خوب همیشه یک فیلم خوبه، فرقی هم نمی کنه مستند باشه یا داستانی.» اما چرا «مستند دیدن» را باید جدی گرفت؟ جواب این سوال را خودتان بعد از دیدن تمام فیلم های پیشنهادی نگارنده به دست خواهید آورد. موفق باشید!
    فیلم های این فهرست ربطی به سلیقه «راجر ایبرتی» ندارند و شاید هم به همین دلیل شش تا هستند نه ۱۰ تا. اما به احترام استاد عباراتی از نقدهای او بر این فیلم ها را در گیومه آورده ام.
    ======================================
    رویاهای حلقه ای (Hoop Dreams)

    کارگردان: ساتیو جیمز، محصول سال ۱۹۹۴- آمریکا

    یک مقاله ژورنالیستی درجه یک
    Hoop در فرهنگ عامیانه آمریکا معادلی است برای ورزش بسکتبال. قصه فیلم هم درباره دو نوجون آمریکایی آفریقایی تبار به نام های ویلیام و آرتور است کهب رای رسیدن به جایگاه یک بازیکن حرفه ای در لیگ بسکتبال آمریکا، NBA تلاش می کنند.
    در نگاه اول به نظر می رسد فیلم درباره زندگی این دو نوجوان است اما در واقع فیلم درباره چیزهای بزرگتری است. موضوعاتی مثل اشتیاق، رقابت، نژاد و طبقه اجتماعی در جامعه آمریکا: «فیلمی مثل رویاهای حلقه ای همان چیزی است که سینماب رای آن به وجود آمده است. فیلم ما را می گیرد، تکان می دهد و کاری می کند که به جهان پیرامونمان جور دیگری نگاه کنیم. فیلم به ما احساس لمس کردن زندگی را می دهد.»
    کارگردان به مدت شش سال زندگی این دو نوجوان را با دوربین تعقیب کرده و شاهد بزرگ شدنشان بوده، همزمان تلاش آنها وخانواده شان برای رهایی از نفرین سیاهپوست بودن در آمریکا و رسیدن به طبقه اجتماعی بالاتر از راه ورزش را به تصویر کشیده. این واقعیت که بورسیه تحصیلی پیشنهادی به بچه ها فقط به خاطر استعدادشان در بسکتبال و منافع مادی انتقالشان از تیم کالج به لیگ حرفه ای به آنها داده می شود و نه به خاطر آن که در آینده به دانشمندانی درجهی ک بدل می شوند، حقیقتی تلخ است که توهم برابری نژادی در آمریکا را بر هم می زند(شرح از Hamedgh : البته تبعیض نژادی و مذهبی و اندیشه ای در بسیاری از کشورها موج می زند. همچنین در کشور خودمان!).
    نمایش فیلم در آمریکا غوغایی به پا کرد واستقبال همزمان تماشاگران و منتقدانآن را در رده بندی بهترین مستندهای جهان به رتبه اول رساند، جایگاهی که هنوز هم آن را حفظ کرده است: «رویاهای حلقه ای فقط یک مستند نیست، این فیلم یک شعر است ... این فیلم یکی از بهترین تجربیاتم در فیلم دیدن در کل زندگی ام است.»
    +++
    مرد روی سیم (man on wire)

    کارگردان: جیمز مارش، محصول سال ۲۰۰۸ – آمریکا – فرانسه

    داستانی نه چندان کوتاه درباره اراده و آرزو

    منهم مثل راجر ایبرت از بلندی می ترسم: «به همین دلیل مشتاقانه به تماشای فیلم نشستم.» تماشای قصه مردی که در هفتم اوت ۱۹۷۴ روی یک کابل فولادی بین آسمان خراش های دوقلو مرکز تجارت جهانی راه رفت. خب شاید بگویید بهتر نبود به یک سیرک می رفتی و یک بندبازی درست و حسابی می دیدی؟ ولی مگر در سیرک می شود از بندباز پرسید چرا رفته ای آن بالا؟ مگر می شود به کودکی اش بازگشت ودلیل بندباز شدنش را کشف کرد؟ سقف آرزوهای یک بندباز چند متر است
    در فیلم «مرد روی سیم» به این سوال ها پاسخ داده می شود.بازسازی دوران کودکی و نوجوانی فیلیپ پتی؛ مرد بندباز فرانسوی که آن کار محیرالعقول را کرد و مراحل انجام کار به یک فیلم تریلر شبیه شده، تصاویر آرشیوی و مصاحبه هایی که با خودش و دوستانش که در این راه کمکش کردند) انجام شده، همگی ما را در سفری شاعرانه همراهی می کنند. سفری که در هر قدم آن، اراده یک مرد را حس می کنیم. پتی در فیلم فقط یک بندباز ساده نیست، او یک فیلسوف تمام عیار است.
    وقتی از اشتیاقش برای راه رفتن روی یک سیم حرف می زند، وسوسه می شویم که آن کار را امتحان کنیم، اما بی تردید فقط حفظ تعادل شرط موفقیت در این کار نیست: «آن چیزی که پتی را در آن ارتفاع سرگیجه آور نگه داشت، حس رهایی و خلسه بود و کارگردان با استادی این را به بیننده منتقل می کند.» پلیس نیویورک فیلیپ پتی را بعد از آنکه از روی سیم به پایین آمد، به جرم بر هم زدن نظم عمومی بازداشت کرد، بی خبر از آنکه ۲۷ سال بعد فروریختن همین برج های دوقلو، نظم جهان را بر هم خواهد زد.
    +++
    مه جنگ (Fog of War)

    کارگردان: ارل موریس، محصول سال ۲۰۰۴ – آمریکا

    جنگ کسب و کار آنهاست
    جنگ ویتنام به معنای واقعی کلمه یک تراژدی انسانی بود. کشتاری طولانی که مسببانش هیچ گاه مجازات نشدند. آمریکا به بهانه جلوگیری از نفوذ کمونیسم در آسیای شرقی و دفاع از دموکراسی – دستاویزی که هنوز هم به بهانه آن به کشورهای دیگر حمله می کند – به ویتنام یورش برد و آنجا را به خاک و خون کشید اما در پس پرده این جنگ مردی قرار داشت که تا سال ها حقایق را پنهان نگه داشته بود؛ رابرت مک نامارا، وزیر دفاع وقت آمریکا.
    مک نامارا قبولکرده بود که در مقابل دوربین موریس و به مدت یک ساعت درباره خودش حرف بزند اما این قرار بدل به یک مصاحبه طولانی ۲۰ ساعته شد. موریس با ابداع Interrotern، وسیله ای که به کمک آن مصاحبه گرد می تواند سوال هایش را از مصاحبه شونده بپرسد، در حالی که او خطاب به دوربین پاسخ می دهد، مک نامارای مغرور را مستقیم و رو در رو با تماشاگر قرار داد.
    مک نامارا به تدریج و با مرور خاطراتش نقشش را در ترغیب جان اف کندی به شرکت در جنگ ویتنام افشا می کند. اما آنچه که هم موریس و هم تماشاگر را بهت زده می کند، تاثیر او در بمباران اتمی ژاپن است؛ حمله ای که بیش از ۱۰۰ هزار کشته بر جای گذاشت و مک نامارا با خونسردی از آن دفاع کرد.
    مک نامارا ۱۱ قانون طلایی داشت که بر اساس آنها تصمیم می گرفت و عجیب آنکه هنوز هم صاحبان قدرت در آمریکا به همان شیوه می اندیشند: «این فیلم به ما نشان می دهد که رهبرانمان چگونه فکر می کنند. هنوز هم برای اینکه به کشوری حمله کنیم، از قانون های اول و دوم مک نامارا پیروی می کنیم: با دشمنت هم ذات پنداری کن/ منطقی بودن ما را از خطرات محافظت نمی کند.» دیدن این فیلم به تام کسانی که فکر می کنند راه حل نظامی بهترین گزینه برای هر مناقشه ای است به شدت توصیه می شود.
    +++
    خروجی از فروشگاه یادگاری (Exit through the gift shop)

    کارگردان: بنکسی، محصول سال ۲۰۱۰ – انگلستان

    یک آرتیست و ۴۰ قلندر

    گرافیتی یک هنر زیرزمینی است. این لقب را به آن علت به گرافیتی داده اند که آثار گرافیتی را نه در نمایشگاه ها و گالری ها، بلکه در تونل ها و دیواره های شهر و کانال ها می توان پیدا کرد اما بنکسی این قاعده را تغییر داد. حالا بعضی از کارهای او را به قیمت های گزاف در گالری های خصوصی می فروشند و مشتری های پولدار برایش سر و دست می شکنند. بنکسی کیست؟ هیچ کس به درستی او را نمی شناسد. هیچ عکسی یا تصویر واضحی از او وجود ندارد. آیا اصلا کسی به نام بنکسی وجود دارد؟
    تنها کسی که می تواند به این سوال پاسخ دهد، خود بنکسی است اما او با ساختن این فیلم نه تنها جوابی به این پرسش نداد، بلکه ابهام در مورد خودش را تشدید کرد. قصه فیلم درباره یک فرانسوی سیبیلو به نام تیه ری گوئه تا است که با لهجه ای شبیه به سربازرس «دودو» پلنگ صورتی حرف می زند. او علاقه ای جنون آمیز به گرفتن فیلم از گرافیتی کاران دارد و مجموعه فوتیج هایی که او گرفته به چند ۱۰ هزار نوار می رسد. بنکسی به او پیشنهاد می کند که خودش دست به کار شود و گرافیتی خلق کند. گوئه تا دست به کار می شود و خیلی زود به شهرت و پول می رسد و روی دست استادش می زند اما آیا این داستان واقعی است؟
    «خیلی ها معتقدند که این یک مستند ساختگی است اما منن باور دارم که: ۱- خروجی از فروشگاه یادگاری یک فیلم قابل اعتنا و سرگرم کننده است. ۲- داستان فیلم دروغی نیست. ۳- من از گوئه تا خوشم می آید. ۴- اما حاضر نیستم پولی بابت خریدن کارهایش خرج کنم. ۵- بنکسی فیلمسازی با استعداد است که افکارش؛ همانگونه که در فیلم به گوئه تا می گوید، آدمی را به یاد عقاید ویکتور فرانکشتین می اندازد. او هم موجودی را خلق کرده که کار می کند. اما آیا این هنر محسوب می شود؟»
    در موزه ها و اماکن باستانی که توریست ها به دیدنشان می روند، فروشگاهی وجود دارد که در آن یادگاری های ارزان قیمت و درپیتی را به توریست ها قالب می کنند. جای این فروشگاه ها را نزدیک در خروجی در نظر می گیرند که مشتریان در هنگام خروج هم پولی خرج کرده باشند. نام فیلم از همین ترفند کاپیتالیستی گرفته شده است.
    +++
    منو گنده کن (Super-Size Me)

    کارگردان: مورگان اسپورلاک، محصول سال ۲۰۰۴- آمریکا

    حکایت آن سوداگر که ملتی را چاق کرد.
    سلبریتی های هالیوود را فراموش کنید، واقعیت این است که آمریکایی ها چاق هستند. دولت آمریکا هر ساله میلیاردها دلار بابت درمان عواض ناشی از چاقی صرف می کند. اضافه وزن بعد از سیگار، دومین عامل مرگ و میر در آمریکاست. مسبب این چاقی هم غذاهای چرب و پرکالری فست فودها هستند.
    مستند کاندیدای اسکار «منو گنده کن» را در واقع باید یک مقاله علمی دانست که به شکلی سرگرم کننده و در عین حال تفکر برانگیز اثرات سوء تغذیه با فست فود را بررسی می کند. قهرمان فیلم که از قضا کارگردان فیلم هم هست، تصمیم می گیرد برای نشان دادن تاثیر این غذاها یک رژیم ۳۰ روزه بگیرد که در آن هر سه وعده غذایی از منوی مک دونالد، بزرگترین فست فود زنجیره ای دنیا انتخاب می شوند اما درمیانه راه به دلیل عوارض سوء این رژیم بر سلامتی اش آن را رها می کند.
    این فیلم که اولین بار در جشنواره فیلم ساندنس به نمایش درآمد، تاثیر زیادی بر تماشاگران گذاشت، یکی از آنها راجر ایبرت بود: «وقتی اولین رستوران مک دونالد در شهرمان افتتاح شد، من محصل راهنمایی بودم. در آن زمان با ۱۵ سنت می توانستی یک همبرگر بخوری و یک پرس سیب زمینی سرخ کرده هم یک سنت بیشتر برایت خرج نداشت. برای یک محصل که پول توجیبی زیادی نداشت، این ارزانترین راه سیر شدن بود. از آن روزها زمان زیادی گذشته اما من تا قبل از دیدن این فیلم به عادت قدیمی مدام به مک دونالد می رفتم و مشکلی با آن نداشتم اما فیلم نظرم را تغییر داد. برای همین هم هست که در ۱۷ ماه گذشته فقط دو بار در مک دونالد غذا خوردم.»
    در سکانسی از فیلم اسپورلاک از تعدادی بچه کلاس اولی می خواهد عکس هایی از جورج واشینگتن، مسیح (ع) و رونالد؛ عروسک معروف تبلیغاتی مکدونالد را شناسایی کنند. خیلی ها در تشخیص چهره اولین رئیس جمهور آمریکا و پیامبر مسیحیت درمی مانند اما همگی به سرعت رونالد را تشخیص می دهند. خانم ها، آقایان به سرزمین سوداگران چربی خوش آمدید!
    +++
    مرد گریزلی (Grizzly Man)

    کارگردان: ورنر هرتزوگ، محصول سال ۲۰۰۵ – آلمان

    داستان عجیب و باورنکردنی تیموتی ساده دل و خرس سنگ دلش

    «اگر از خودم ضعف نشون بدم اونا منو می گیرن، تیکه تیکه ام می کنن و می میرم، برای همین خیلی مواظبم، خیلی ... اینها جملاتی هستند که تیموتی فریدول در حالتی بین غرور و وحشت در مورد خرس های گریزلی می گوید. در آخر هم یکی از همان خرس ها او را می گیرد، تکه تکه می کند و او می میرد.»
    اگر فکر کردید که ایبرت داستان فیلم را لو داده، اشتباه می کنید. «مرد گریزلی» قصه ای سرراست دارد اما روایت هرتوزگ – که بی تردید بهترین مستندساز زنده دنیاست – از این داستان بسیار پیچیده و پرتعلیق است. هرتزوگ نگاهی تیره به جهان دارد و در تمامی فیلم هایش از رنج و عذابی که انسان ها می کشند، حرف می زند.
    قصه هایی که اوب رای مستندهایش انتخاب می کند، با وجود نمایش تلاش و امید، هیچ وقت پایان خوش ندارند. نمونه درجه یکش همین فیلم است. تیموتی ساده دل به مدت ۱۳ سال و به دور از اجتماع خشمگین در کنار خرس های گریزلی آلاسکا زندگی کرده و در این مدت به ظن خودش با آنها دوست و رفیق شده. تا دو سوم فیلم زندگی ساده و رویایی او را در طبیعت زیبای آلاسکا و در کنار حیوانات وحشی می بینیم.
    در سکانسی درخشان او به روباهی وحشی غذا می دهد و او را نوازش می کند، انگار که سگی دست آموز است. خرس های گریزلی هم به حضور این موجود انسانی به ظاهر عادت کرده اند. فیلم اما درباره تنهایی انسان یا زیبایی های طبیعت نیست، بلکه: «درباره تفاوت تصور ایده آلیستی انسان شهرنشین از طبیعت و ماهیت واقعی و بی رحم آن است.»
    هرتزوگ ... که گفتار متن فیلم را با آن لهجه آلمانی و زمختش روایت می کند – در جایی از فیلم می گوید خاصیت مشترک جهان نه هارمونی، بلکه بی نظمی و کشتار است. قسمت عمده فیلم از تصاویر آرشیوی که تریدول در ۱۳ سال اقامتش در آلاسکا از خودش و خرس ها گرفته ساخته شده. تریدول همیشه دوربینش را روشن نگه می داشت، اما در تاثیرگذارترین سکانس فیلم، یعنی لحظه حمله خرس به او و نامزدش در چادر هیچ تصویری نمی بینیم. درپوش لنز دوربین مانع از ضبط تصویر شده بود و فقط صدای صحنه ضبط شد. صدایی که هرتزوگ با هوشمندی از پخش آن خودداری کرده و خودش در فیلم به آن گوش می دهد و آن را بازگو می کند.
    این فاصله گذاری وحشت و در نهایت دردی را که قربانیان خرس در لحظات تکه تکه شدن حس کرده اند، دو چندان به تماشاگر منتقل می کند. بعدها خرس قاتل که جرمی به جز پیروی از غریزه اش نداشت، توسط شکارچیان کشته شد. در شکمش دست تریدول که ساعت مچی اش به آن وصل بود، پیدا شد. ساعت هنوز تیک تاک می کرد: «طبیعت به راه خودش خواهد رفت، اما نه آنطور که ما می خواهیم.»
    ======================================
    حامد.ق.ت/Hamedgh
    پانوشت۱: گاهی بد نیست کمی با دقت به اطراف نگریست. زوایای دیگر را اندازه گرفت. دریچه های دیگر را باز کرد. بیشتر از عقل و دل استفاده کرد. دست دوستی به علم و معرفت دراز کرد(مطالب مفید را بیشتر مطالعه کنید). حقایق را درخواست کرد...
    اگر فیلم می بینید، گاهی به این فیلم ها نیز نگاهی بیندازید.
    پانوشت۲: بیب... بیب... بیب... سه دیسک فعال ساز... درب فعال/اکتیو شد. برای خروج،‌ سه دقیقه فرصت دارید. هشدار...(اشاره به کدام بازی دارد؟).
    تغییرات در برخی هویتها مشاهده می شود!
    موفق باشید... به دور از حسادت، خساست، جهالت و و و و و خودخواهی!

    ۰۰

    • ★★★
      ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در زمان ۱۲:۳۴:۳۳

      با سلام(برای دوستداران بازی اثرجرمی۳ / مس افکت۳ و اثر انسانی۳ به تعبیر این حقیر)!
      مدتها قبل، مطلبی را به یادگار برای درج در سایت ارسال کرده بودم که درج نگردید. اما اینبار به قالب دیدگاه برای همه بازیبازان به یادآوری و بازآوری کشانده و امیدوارم با علاقه آنرا مطالعه نمایید.
      مطلب فوق به خوب و بد بودن بازی اثرجرمی۳/اثر انسانی۳ / مس افکت۳ (Mass Effect) اشاره ندارد بلکه ترکیبی از یک گزارش واقعی با تحقیقات این حقیر درباره بازی فوق است که تصمیم داشتم در سایت درج کنم(که مقدر و مقدور نگشت). لیکن در این فرصت(با توجه به مطلب "بریم فضا" از آقای بردیا) آنرا به حضورتان عرضه داشته که می تواند مطالب مفیدی برای بعضی از علاقمندان داشته باشد.
      ========================================
      سفر به مریخ
      سفری بدون بازگشت
      +++
      سفر به مریخ را با "حامد.ق.ت" و "فرمانده شپرد" همراه شوید. سفری از دنیای مجازی بازیها که در عمق سفر به مریخ واقعی صورت گرفته است که بخش کوچکی از تلاش من در قسمت داستانی(از مرحله مریخ در بازی) برای بررسی فنی و هنری بازی مس افکت بوده است(که شامل تمامی جزییات: نقش آفرینی، گونه، هوش، طراحی هنری، طراحی مرحله و ... می شده است) که به تزیین برای مطلب علمی و کهکشانی سفر به مریخ در عالم واقعیت در آمده و در بین آن جای گرفته است(بخش داستانی که در بین علامت + قرار گرفته است در لابلای خبری واقعی!).
      بریم فـضـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا!
      آغاز سفر...
      در بلندپروازی ایرانی‌ها شکی نیست، این را مستشرقان و گردشگران غربی که به ایران سفر کرده‌اند بار‌ها در سفرنامه‌های خود نوشته‌اند. این بار اما پای سفری بی‌بازگشت در میان است. سفری جسورانه به سیاره سرخ با بلیتی یک طرفه که ۷۰ ایرانی با داوطلب شدن در پروژه ماجراجویانه «مارس وان» شهامت و اشتیاق ایرانی در شکستن مرزهای رویا و واقعیت را به نمایش گذاشته‌اند.
      ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
      دایانا آلرز(بعد از فرار از زمین – به شرح حامد.ق.ت / Hamedgh): در اثر حملات ریپرها تمامی ارتباطات مختل شده است اما آدمیرال هکت با شپرد ارتباط تصویری ضعیفی برقرار می کند.(علت – فلسفه روایی – اهمیت دادن به جزییات). شپرد بر اساس توصیه فرمانده آندرسن باید برای کمک گرفتن به سیتادل/ پایگاه مستحکم و نظامی کلونی های فضایی رفته و شورا را مجاب به همکاری کند. اما آدمیرال هکت فرمان می دهد که شپرد به مریخ رفته تا به اوضاع پایگاههای نظامی آنجا رسیدگی کند و به آرشیو پروسین ها(Prothean) و دکتر "لیارا تسونی" دسترسی یابد. چرا که برای موفقیت در جنگ اهمیت زیادی دارد. (نطفه امید – راه حلی جدید برای ادامه مبارزه در کنار متحد کردن کلونی ها که موجب شکل گیری و گسترش داستان و امتداد گیم پلی بازی می شود).
      شپرد: تجهیزاتتان را بردارید!
      ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
      باس لنسدروپ، مدیر ارشد و از موسسان طرح مارس وان (سفر یکسویه به مریخ) از میزان استقبال ایرانیان از این ماموریت شگفت زده است. وی در گفت‌و‌گو با ماهنامه نجوم می‌گوید: در مقایسه با بسیاری از کشورهای جهان که زبان انگلیسی در آن‌ها جایگاه قدرتمندی ندارد، افراد زیادی از ایران با ما تماس گرفته‌اند و خواسته‌اند که در این پروژه داوطلب شوند و به مریخ بروند. دقیق‌تر بگویم از ایران بیش از ۷۰ نفر پست الکترونیکی زده‌اند و آمادگی خود را برای رفتن به مریخ اعلام کرده‌اند. جالب اینجاست که بدانید ایتالیا فقط ۴۵ داوطلب داشته است. تعداد داوطلبان آلمانی هم از ایرانی‌ها کمتر و ۳۴ نفر بوده است.

      لنسدورپ در پاسخ به این سوال که ایده سفر یکطرفه به مریخ چگونه در ذهنش شکل گرفته می‌گوید: سال ۱۳۷۶ (۱۹۹۷) وقتی برای اولین بار تصویر مریخ‌نورد را دیدم با خودم گفتم «می‌خواهم به مریخ‌ بروم.» به دلیلی که نمی‌دانم چطور با کلمات توضیحش دهم، به محض اینکه آن تصویر را دیدم تصمیم گرفتم روزی به مریخ بروم و در آن سیاره گشت و گذار کنم.
      ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
      اشلی: مرحله سیاره مریخ را زیر نظر بگیر و آنالیز کن، ئی دی!
      (نویسنده/ حامد.ق.ت: بخش فرار از زمین و ماموریت در مریخ به دقت در بخش صفحه اجتماعی نرماندی، مورد بررسی هنری و داستانی از زبان "ئی دی" و سایر پرسنل نرماندی قرار می گیرد. چنین هدفی توسط این دیالوگ به ظهور و تثبیت می رسد).
      جیمز وگا(نویسنده/ حامد.ق.ت): ئی دی! من عضو تفنگداران دریایی در نیروهای متحدین و در کمپ "پندلتون" بودم و حالا یکی از پرسنل جدید نرماندی هستم. برای فرمانده شپرد چه اتفاقی افتاده که باعث حبسش در زمین شده بود؟
      ئی دی(نویسنده/ حامد.ق.ت): بعد از ماجراجویی دوم... دکتر "آماندا کنسن" بعد از گزارشی که درباره حمله قریب الوقوع موجوداتی عظیم الجثه و اتفاقات عجیب و غریبی که در منظومه سیاره ای نژاد "باتارین" ها رخ داده بود، ناپدید شده و شپرد به دستور آدمیرال هکت برای نجات دکتر و بررسی دقیق مسئله به آنجا سفر می کند. انسانها در منظومه سیاره ای نژاد باتارین ها یک ایستگاه عملیاتی مخفی تدارک دیده و به گمان آدمیرال هکت، دکتر آماندا که یکی از متخصصین و ماموران متحدین در آنجا بوده توسط باتارین ها که بعنوان یک گروه تروریستی معروف هستند، دستگیر شده و در زندان نگهداری می شود. فرمانده به سیاره "اریتات" بر روی سیستم سیاره ای "باهاک" در منظومه سیاره ای "وایپر نبولا" وارد شده و بعد از نجات دکتر به این آگاهی میرسد که دکتر آماندا یک شی و مصنوع ریپری کشف کرده و الهام از تهاجم ریپرها به کمک آن شی به او رسیده است. شپرد به آن شی که بر روی سطح یک خرده سیاره بزرگ قرار دارد، دست یافته و بمحض ورود به آن مصنوع، از رویا و تصور دکتر باخبر شده و ورود سفینه های بزرگ و نزدیکی آنها به رله های جرمی آلفا را به ادراک می بیند. اما در ادامه، شپرد توسط دکتر آماندا که مدت زمان زیادی را بر روی مصنوع ریپرها تحقیق می کرده و به تلقین و کنترل ریپرها درآمده، در لابراتوار زندانی می شود. دکتر آماندا که قصد نابودی خرده سیاره بزرگ توسط راکتور تاسیسات موجود در سیاره دارد، توسط شپرد ناکام مانده و می میرد. شپرد با قراردادن خرده سیاره بزرگ در مسیر رله جرمی که ریپرها قصد استفاده از آنرا دارند، موجب نابودی رله جرمی بکمک شلیک خرده سیاره می شود. اما ماجرا به همین نتیجه خاتمه نیافته بلکه کل سیستم سیاره ای باهاک و متعلق به نژاد باتارین ها نابود شده و چنین برآیندی سبب حبس شدن شپرد در زمین برای ارائه مدارک لازم برای رفع اتهاماتش می شود.
      (نویسنده/ حامد.ق.ت: این اطلاعات در این بازی داده نمی شود. بسته الحاقی "ورود" که برای اثر متقابل۲ / اثر جرمی۲ ارائه شده بعد از مرحله "افق یا هوریزون" به لیست ماموریت ها اضافه می شود).
      ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
      آن موقع دانشجو بودم و بس. ۲۰ سالم بود و شروع کردم به تحقیق دربارهٔ مریخ و اینکه فناوری سفر به مریخ چه قدر پیشرفت کرده و به کجا رسیده و اینکه چقدر هزینه دارد. و البته در کنارش هم تحصیلم را ادامه می‌دادم و مدتی پروژهٔ سفر به مریخ را در رایانه‌‌ رها کردم و سراغش نرفتم. تا اینکه دو سال پیش دو دانشمند آمریکایی مقاله‌ای در ژورنال کیهان‌شناسی به چاپ رساندند که از ماموریت و سفری یک طرفه به مریخ می‌گفت و آن وقت بود که فکر کردم باید دوباره به دنبال این ایده بروم و دربارهٔ راه‌های ممکن و جزییات این کار تحقیق کنم و راه حلی برای تامین هزینه و منابع مالی لازم برای این کار بیابم. این شد که با آرنائو، شریکم، نشستیم به بررسی تمام امکانات و راه‌های ممکن برای انجام این کار و در ‌‌نهایت به این پروژه رسیدیم که در حال حاضر دائم اجرایش می‌کنیم و بعد من بخشی از سهام خود را در شرکتی که پیش‌تر‌ها در آن بودم فروختم و مارس وان را راه انداختم. خیلی‌ها می‌پرسند که ده‌ها سال طول کشید که ناسا توانست مریخ‌نوردهایی به مریخ بفرستد؛ مسوولان مارس وان چطور می‌خواهند در مدت زمانی این چنین کوتاه انسان را به سیارهٔ سرخ بفرستند؟
      ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
      دایانا: در مریخ با هوای طوفانی و نیروهای سربروس روبرو می شویم که دست به قتل و عام نیروهای نظامی در مریخ زده اند. (سربروس Cerberus به معنای نیروهای محافظ یا در دنیای اساطیرها به سگ سه سر محافظ درهای جهنم گویند – نیروهای "ایلوسیومـَــن" یا مرد وهمی یا مرد تخیلی – درباره آنها بیشتر خواهید خواند). اشلی از فرمانده شپرد خواستار توضیحاتی می شود(معلول / فلسفه رفتاری و روایت داستانی) و ظاهرا از اینکه در گذشته شپرد با ایلوسیومن همکاری کرده ناراحت شده و هنوز به فرمانده شک دارد.(فلسفه رفتاری - علت رفتار اشلی و سوظنی که در گذشته نسبت به شپرد داشت، به آرامی موشکافی می شود - فلسفه داستانی)
      اشلی: به یک جواب سرراست نیار دارم، شپرد! /// شپرد: "ا َش"...(مخفف اشلی/Ashley – شپرد در جواب دادن می خواهد طفره برود)
      اشلی: ببین... خاکسترم نکن (یا مرا "ا َش" صدا نکن)!
      (نویسنده/ حامد.ق.ت: این جمله را بصورت "خاکسترم نکن" می پسندم. در واقع اشلی از مخفف اسم خودش بدین نحو استفاده کرده که معنای خاکستر/Ash می دهد. در واقع از شپرد می خواهد که رو راست و صریح باشد و گرمای آتش مابین خودشان را به خاکستر تبدیل نکند– دیالوگهای شنیدنی که بخوبی منظور گوینده را در گوشها نجوا می کند و ریتم آوایی مناسبی را به روایت داستان می دهد).

      دایانا: شپرد دلیل همکاری با ایلوسیومن را یک اتحاد کاری در جهت از بین بردن نیروهای گردآورنده/کالکتر (Collectors) ذکر می کند و اظهار می کند که از علت حضور آنها در اینجا اطلاعی ندارد(نویسنده/ حامد.ق.ت: علت / فلسفه داستانی – برخی از دیالوگ ها به دلیل تنوع تصمیمات در اثر متقابل۱و۲/ اثر جرمی ۱و۲ ممکن است در اینجا تغییراتی نمایند. بعنوان مثال، شپرد ممکن است پایگاه کالکترها را به ایلوسیومن واگذار کرده باشد یا آنرا نابود کرده باشد که بر اساس همین تصمیمات یر بعضی از دیالوگ ها تغییراتی ایجاد می شود– دیالوگ گویی غیرخطی). شپرد و گروهش به لیارا برخورد کرده و لیارا از کشف نقشه یک سلاح از پروسین ها که می تواند موجب شکست ریپرها شود، می گوید(علت / فلسفه داستانی). اما "چرا" تا حالا این موضوع بر زبان آورده نشده است؟...
      ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
      لنسدورپ در پاسخ چند دلیل دارد که می‌توانند این کار را به سرعت انجام دهند و مهم‌ترین این دلایل اینکه در این پروژه قرار نیست فناوری بازگشت از مریخ را به دست آورند زیرا کسانی را که به مریخ می‌فرستند قراراست‌‌ همان جا بمانند. فقط کافی است فناوری فرستادن و فرود آوردن انسان بر سطح مریخ را داشته باشند و فناوری زنده نگه داشتن آن‌ها را در آن سیاره، که البته این فناوری در حال حاضر وجود دارد. وی معتقد است: سختی ماموریت به مریخی که ناسا و ایسا از آن حرف می‌زنند، بخش بازگشت از مریخ است نه سفر به مریخ.
      اما دلیل دوم هم اینکه این طور نبوده که ما ماموریت سفر به مریخ را طراحی کرده باشیم و بعد ببینیم فناوری مورد نیاز وجود دارد یا نه. بلکه در واقع ما برعکس این عمل کردیم؛ همهٔ فناوری‌های موجود را بررسی کردیم، کنار هم گذاشتیم و در ‌‌نهایت مثل قطعه‌های پازل کنار هم چیدیم تا ماموریت مارس وان را طراحی کنیم؛ آن هم با تکیهٔ صرف بر فناوری‌های موجود، این‌ها دو دلیل اصلی هستند که ما را قادر می‌سازند این ماموریت را در زمانی این چنین اندک انجام دهیم.

      مدیر ارشد طرح مارس وان در پاسخ به این سوال نجوم که برخی این پروژه‌ را به خودکشی تشبیه کرده‌اند و اینکه داوطلبان را با بلیتی یک طرفه به جایی می‌فرستند که هیچ چیز زمینی در آن نخواهد بود، امری غیر اخلاقی دانسته‌اند، گفت: «از وقتی که برای اولین بار ایدهٔ رفتن به مریخ به سرم زد می‌خواستم به آن سیاره بروم و همیشه هم می‌دانستم این سفری یک طرفه خواهد بود؛ چون به خوبی می‌دانستم که فناوری بازگشت از آن سیاره هنوز وجود ندارد. به همین خاطر به عقیده من، این به هیچ وجه ماموریتی غیر اخلاقی نیست. کار ما در این میان چیست؟ خب البته ما ‌‌نهایت تلاشمان را انجام می‌دهیم تا امنیت این سفر را تامین کنیم.
      ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
      دکتر لیارا: علتش در عملیات حذف پرونده ها توسط پروسین ها که با ناامیدی آنها از ساخت سلاح همراه بوده، می باشد(علت/ فلسفه داستانی).
      ئی دی(نویسنده/ حامد.ق.ت): نژاد آنها از چرخه حیات قبلی و باستانی کهکشان که به پنجاه هزار سال پیش منتهی می شود، باقیمانده است. دارای رشته های چهارتایی "دی ان ای"، با چهار چشم بر روی سر و هر چشم با دو مردمک که قابلیت بهتری در نبرد با دشمنان برای آن نژاد فراهم می آورد. پروسین ها قلمرو پادشاهی پهناوری در کهکشان داشته و قابلیت لمس دیگران برای فراخوانی تجربیات و خاطرات آنها و القا مفاهیم مورد نظر یا همان هیپنوتیزم به آنها، از توانایی های خاص نژاد آنهاست. یکی از گفته های نوشته شده از آنها در کتابهای تاریخ: "سوگواری ابلهانه برای از دست دادن بی گناهان!...هر چند اجتناب ناپذیر است. هرگز کهکشان به سادگی، پاداشی دریافت نکرده است." (بقیه خصوصیات این نژاد در قسمتهای بعدی شرح داده خواهد شد).

      دایانا: آدمیرال هکت موضوع را می دانسته و با لیارا تماس گرفته "چرا که" لیارا کارگزار مخفی و دلال مستندات در مسند ریاست گروه دلالان سایه وار یا شادو بروکر است و باید بکمک منابع در دسترسش، راهی را در جهت شکست دادن ریپرها پیدا کند(علت / فلسفه داستانی - لیارا در اثر متقابل۲/اثر جرمی۲ نیز برای رقابت با گروه دلالان سایه وار یا شادو بروکر/ Shadow Broker در شهر ایلیوم به رقابت با آنها پرداخته بود) و به همین دلیل لیارا در مریخ است(علت حضور لیارا / فلسفه داستانی) و به تنهایی دست به این عملیات زده است "چرا که" شپرد در اثر سو تفاهمات ایجاد شده، مورد بازجویی شورای نظامی زمین قرار گرفته بود.(علت / فلسفه داستانی). بنابراین علت حضور نیروهای سربروس نیز مشخص می شود(علت / فلسفه داستانی). "چرا که" این سلاح بقدری قدرتمند هست که ایلوسیومن را نیز بدان علاقمند کرده است. پس اگر هدف ایلوسیومن و نیروهای متحدین مشترک است، چرا در این لحظات حساس به کمک یکدیگر نمی آیند؟(علت در بخشهای بعدی مشخص می گردد.) اما به چه دلیل پروسین ها در گذشته دور، موفق به ساخت این سلاح و استفاده در برابر ریپرها نشدند؟ "چرا که" دکتر لیارا از دست دادن زمان لازم را علت این موضوع می داند(علت / فلسفه داستانی – دلیل اصلی در آینده مشخص می شود چرا که این دلیل هنوز بر شخصیت های داستان نامکشوف مانده است).
      جیمز وگا(نویسنده/ حامد.ق.ت): لیارا دیگر کیست؟ یک جانور اصیل کهکشانی!
      ئی دی(نویسنده/ حامد.ق.ت): یک جوان ۱۰۶ ساله که در اولین ماجراجویی و آشنایی با شپرد در حدود ۱۱۰ ساله بود. از نژاد آساری که مادرش همان مـِــتریارک بنژیا بود که در اولین ماجراجویی توسط سارون تسخیر شده و بعد از مبارزه با شپرد کشته می شود. لیارا متخصص علوم باستانی پروسین ها است. یک دانشمند آساری که به دانش بایوتیکی مسلح است و توانایی یادگیری علم الکترونیک را دارا می باشد. نژاد آساری تک جنسی بوده و توانایی آمیزش با هر نژاد دیگری را برای بچه دار شدن دارد. (مـِــتریارک همان معنای "مادر" می دهد).
      لیارا: یک نژاد واحد، بدون هیچ مفهوم مذکر و مونثی... من کاملا یک جنس مونث نیستم.
      ئی دی: طول عمر هزار ساله این نژاد، تاریخی پر از رازها را فریاد می زند. اولین نژادی که موفق به...
      ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

      همیشه سفر به مریخ ریسک و خطرهای بزرگی دارد و ما سعی می‌کنیم آن را تا جای ممکن امن کنیم. ضروری است که به تمام کسانی که برای این سفر آموزش می‌بینند و قرار است به مریخ اعزام شوند بگوییم چه خطرهایی بر سر راه‌شان جود دارد و از تمام ریسک‌هایی که به جان می‌خرند آگاه‌شان کنیم. باید به آن‌ها بگوییم که احتمال از کار افتادن سامانهٔ حفظ حیات چه قدر است، یا احتمال اینکه حباب زیستیشان پاره شود. تمام ریسک‌ها و خطر‌ها را به‌شان می‌گوییم و آن وقت است که «آن‌ها» باید تصمیم بگیرند که می‌خواهند به این سفر بروند یا نه. تصمیم بر عهدهٔ آنهاست. مدیر سلامت و پزشکی ما که مسئولیت گزینش افراد را بر عهده دارد پیش‌تر متخصص قلب بوده است. یکی از بیماران مبتلا به نارسایی قلبی او می‌خواسته در پروژهٔ ما شرکت کند و به مریخ اعزام شود و نوربرت به سبب وضع قلب او گفته بود که پیشنهاد می‌کنم این کار را نکنی؛ چون آنجا محیط سخت و دشواری است و احتمال اینکه زنده نمانی بسیار زیاد است. اما آن مرد به نوربرت گفته بود: «تو نمی‌توانی برای من تعیین تکلیف کنی. زندگی خودم است. اگر بنشینم در خانه و کاری نکنم در آن صورت زندگی‌ام هیچ ارزشی نداشته است.» مردم خودشان تصمیم می‌گیرند و اگر نخواهند بروند، کسی نمی‌تواند مجبورشان کند.
      وی در بخش دیگری از این گفت‌وگو در پاسخ به اینکه پروژه‌هایی مثل مارس ۱۰۰ نشانمان داده‌اند که مشکلات زیادی ممکن است در برنامهٔ اعزام انسان به مریخ رخ دهند؛ چطور می‌خواهید از پس مشکلات روانی بر بیایید؟ گفت: نوربرت کرافتس، مدیر پزشکی ما، در یکی از برنامه‌های قبل از مارس ۱۰۰ همکاری داشته است و به همین خاطر اطلاعات زیادی در این باره دارد. در پروژهٔ مارس ۱۰۰ افراد را تک‌تک انتخاب کرده بودند، نه در قالب یک گروه. پس مهم‌ترین و اولین کاری که می‌کنیم این است که افراد را تک‌ به تک انتخاب نکنیم. در واقع ابتدا صلاحیت افراد را تک به تک بررسی می‌کنیم و بعد از جمع این افراد مستقل گروهی تشکیل می‌دهیم و با کمک روان‌شناسان و کار‌شناسان و متخصصانمان این گروه‌ها را طوری سازمان می‌دهیم که با هم و در میان اعضایشان همکاری مناسبی برقرار باشد. البته همیشه مشکلاتی وجود خواهد داشت، اما مشکلات در گروه و با همکاری اعضا به حداقل می‌رسند. خیلی مهم است که پیش از اعزام فضانوردانمان به مریخ هشت سال وقت داریم و در این هشت سال هر سه ماه شبیه‌سازی اقامت در مریخ خواهیم داشت تا بدین ترتیب بینیم چطور گروه‌ها به همکاری و همخوانی با هم و در داخل خود رسیده‌اند.

      ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
      دایانا: آه... ارتباط با نرماندی قطع شده است. "چرا که" طوفان مریخی باعث تداخل امواج شده...علتش را شپرد می گوید(علت / فلسفه داستانی – در انتهای این مرحله خواهیم دید که همین قطع ارتباط، تقریبا باعث بروز اتفاقی ناخوشایند برای اشلی می شود).
      لیارا(ناراحت): چه می شود اگر آخرین روزهای زندگیمان را گذرانده و فرصتهای باقی مانده خودمان را به سرعت سپری کنیم در حالیکه در صدد حل مشکلاتی برمی آییم که نمی توانیم حلشان کنیم. می دانم که نباید بدین شیوه فکر کنم. اما نمی دانم که شما چگونه اینکار را انجام میدهی؟ همیشه تمرکزتان را حتی در بدترین راه حلها، حفظ میکنی. /// شپرد: موقعیکه پول زیادی در شرط بندی وجود داشته باشد، من درباره چیزهایی فکر می کنم که در صورت اشتباه از دست می دهم.
      (نویسنده/ حامد.ق.ت: این عمق و نوع دیالوگ گویی در بخشهای دیگر بازی تکرار شده و باعث می شود به مرور زمان شخصیت کاراکترها با معنی تر و ریتم روایی سود لازمه را برده و در نهایت بازیباز حس عاطفی و همذات پنداری بیشتری را لمس می کند. اما این همه چیز نیست و بازیهایی بوده اند که شخصیت پردازی قدرتمندی نداشتند اما ذات خود بازیها شخصیت قدرتمندی داشته و موفق ظاهر شده اند. در مجموع به علت و معلول های فراوان در ماموریت مریخ دقت فراوان تر کنید!).

      دایانا: بر اساس تصاویر ضبط شده معلوم می شود که دکتر ایوا یکی از نیروهای سربروس است که برای پیدا کردن آرشیوهای حیاتی پروسین ها بعنوان همکار وارد مریخ شده و حالا با پیدا کردن آنها قصد انتقال اطلاعات به ایلوسیومن را دارد(نقشه ریزی و نحوه موفقیت ایلوسیومن – علت اتفاقات رخ داده شده در مریخ و بی گناهی شپرد در نزد یاران خودش). دکتر لیارا از بی توجهی خود نسبت به دکتر ایوا بسیار ناراحت شده است.
      (نویسنده/ حامد.ق.ت: عمق بیشتر به داستان و تمرکز بر روی رفتار شخصیت های داستانی – دقت کنید که عمق روایت داستان در هر بازی ممکن است ژرف نبوده و از شخصیت پردازی عمیقی برخوردار نباشد اما مناسب حال آن بازی بوده و هدف اصلی بازی از حال قدرتمندی برخوردار می باشد – در ضمن ایلوسیومن از نام همکار سابقش برای نامگذاری دکتر ایوا استفاده برده است. در این مورد بیشتر خواهید خواند).

      دایانا: مسیری که نیروهای سربروس طی می کنند همان جاییست که شپرد و گروهش باید بروند. آنها با دسترسی به یک کامپیوتر ...
      لیارا: آرشیوها و مستندات پروسینی بر روی شبکه مجزای دیگری قرار دارند. ظاهرا اینجا محبوس شده ایم.
      دایانا: برای رفتن به قسمت دیگر مریخ باید از ترن برقی استفاده کرد اما ترنی که سربروس ها با خود برده اند، بر نخواهد گشت. حالا باید چکار کرد...
      اشلی: شاید ما بتوانیم از کلاه خود سربروس ها یک فرستنده رادیویی با طول موج کوتاه بدست آوریم. بعد با آنها ارتباط برقرار کرده و خودمان را همکارشان معرفی کنیم.
      دایانا: با جستجو در یکی از سربازان ِ مرده سربروس، مشخص می شود که آنها تبدیل به هاسک شده اند. اما چرا؟
      (نویسنده/ حامد.ق.ت: در بخشهای بعد مشخص می شود – ایجاد گره های داستانی و بازگشایی آن در آینده... که باعث می شود هدف نهایی داستان با سوالات و تعلیق های مختلف همراهی شود که موجب جذابیت از طرف داستان بازی می شود – بعبارت دیگر نشانه های تغییر فکری و رفتاری ایلوسیومن به مخاطب ارائه می شود – دقت دیگر اینکه چنین فعل و انفعالاتی مختص به گیم پلی نبوده و به بخش داستانی مرتبط می شود).
      ئی دی(نویسنده/ حامد.ق.ت): جیمز!... هاسک ها یا سربازان و نیروهای زمینی ریپرها که بسیار مهاجم هستند. عقل و کنترل خود از دست داده و به کنترل و تلقین ریپرها یا ماشین ها درآمده اند. از سوراخ شدن انسانهای مرده یا زنده بر روی میله های مکانیکی تولید می شوند که در این پروسه متناوباً آب بدن آنها جذب شده و...
      جیمز وگا(نویسنده/ حامد.ق.ت): و با ردگیری مواد معدنی بدن و جایگزین کردن آنها با اجزا سایبرنتیکی، موجب تغییر و حیات مجدد بافتها و گوشتهای مرده شده و در نتیجه کالبد انسانی به ماشین های کشتار وحشتناکی تبدیل می شوند. می خواستی اینها را بگویی؟ ئی دی!... (دانش سایبرنتیک: دانش ارتباطات و کنترل اتوماتیک سیستم ها است).

      اشلی: تغییرات مهندسی شده توسط سربروس؟ ایلوسیومن اعلام می کند که در کنار انسانها ایستاده است اما با مردم خودشان این رفتار را می کنند(این طرز تفکر آشنا نیست؟ در کدام بازی؟!). شپرد، این می تواند درباره شما هم اتفاق افتاده باشد. همان چیزی که فکر می کنم سربروس با شما انجام داده است... منظورم اینست که آنها می توانند شما را کنترل کنند؟ (اشاره به گذشته و مرگ شپرد و زنده شدنش توسط ایلوسیومن! – این سوال در آینده پاسخ داده می شود.)
      شپرد: من همان شخصی هستم که همیشه بودم، ا َش! می خواهم که در کنارم باشی.
      ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

      وی درباره اینکه آیا گروه‌ها را بر اساس تفکیک جنسیتی انتخاب می‌کنید؟ گفت: گروه‌های ما ترکیب جنسیتی دارند، چون گروه‌های ترکیبی بازدهی بهتری در شرایط ایزوله دارند تا گروه‌های تک جنسیتی. اما هنوز نمی‌دانیم این ترکیب چطور خواهد بود. سعی خواهیم کرد که سهم هر جنسیت در گروه مساوی باشد. یعنی دو مرد و دو زن. اما مهم‌ترین موضوع این است که گروه‌ها از شایسته‌ترین و درست‌ترین افراد تشکیل شده باشند و اهمیت ۵۰ -۵۰ بودن ترکیب جنسیتی در اولویت بعدی قرار می‌گیرد.

      باس لنسدروپ در پاسخ به آنهایی که می‌پرسند چرا این پروژه را اول روی ماه پیاده نکردید، گفت: خب در بخش سوالات متداولمان بخش جامع و کاملی در این باره داریم، اما به طور خلاصه پاسخ‌ می‌دهم. چند دلیل برای این تصمیم وجود دارد؛ اینکه ماه جاذبهٔ کمتری دارد، در ماه آب نیست، ماه نیتروژن ندارد، پس منابع اندکی در ماه در دسترس خواهد بود. ماه اتمسفری هم ندارد و در نتیجه مشکلاتمان با خرده شهاب سنگ‌ها در ماه نسبت به مریخ خیلی بیشتر خواهند بود، و روز در ماه برابر است با سی روز زمینی، پس به صفحه‌های خورشیدی بسیار بزرگ و باتری‌های عظیم احتیاج خواهد بود تا از پس شب‌ برآییم. این‌ها مشکلاتی تکنیکی بودند که در ماه با آن‌ها مواجه خواهیم بود. اما گمان کنم مهم‌ترین دلیل این بود که اگر ما پیشنهاد ماموریت و سفری به ماه داده بودیم حالا شما با من تماس نگرفته بودید. سفر به مریخ حقیقتا چیزی نو و حیریت‌انگیز است و گمانم این چیزی است که مردم جهان در حال حاضر می‌خواهند...
      وی واکنش کار‌شناسان و متخصصان فضا به این پروژهٔ شما و اینکه آیا از آن استقبال کرده‌اند یا گفتند که ماموریتی تخیلی است و قرار نیست اتفاق بیفتد؟ گفت: خب، چیزی که ما متوجه شدیم این است که دانشمندان و متخصصانی که می‌گویند این ماموریت ممکن نیست معمولا در زمینه‌ای حرف می‌زنند که در تخصصشان نیست. مثلا حقوق‌دانان فضایی می‌گویند که ارزش رسانه‌ای این پروژه‌ آن قدر بالا نیست، یا مهندس فضایی می‌گوید وقتی به مریخ برسید تشعشعات خیلی زیاد خواهد بود. اما وقتی با متخصصان در حوزهٔ تخصص خودشان حرف می‌زنید، وضع فرق می‌کند.
      ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
      دایانا: آنها موفق می شوند تا به آرشیو پروسین ها برسند... یک معماری عجیب به رنگ سبز با خطهای آبی بر روی آن...
      ایلوسیومن: شپرد!
      دایانا: ایلوسیومن!... می خواهد اطلاعات شی منحصربفرد پروسین ها را استخراج کرده و بدینوسیله ریپرها را تحت کنترل خود در آورده تا انسانیت را به اوج تکاملش برساند. او تغییر شکل یافتن افرادش را در جهت پیشرفت آنها می داند(پاسخ سوال بالا). اما فرمانده شپرد از ایلوسیومن می خواهد تا به او کمک کند تا با هم جلوی ریپرها را بگیرند. اما ایلوسیومن خواستار نابودی ریپرها نیست. این گفتگو فرصتی را پدید آورد تا دکتر ایوا بتواند داده ها و آرشیوهای پروسین ها را منتفل و در نهایت پاک کند.
      ایلوسیومن: این چیزیست که ما را از هم جدا می کند. جاییکه تو تصویر(فکر) نابودی را دیدی، من شیوه کنترل را دیدم. تسلط یافتن و به مهار کشیدن قدرت ریپرها! و تصور کن انسانیت چقدر قدرتمند می شود...
      شپرد: تو خیلی از راهت منحرف شده ای. ریپرها همه ما را خواهند کشت اگر از جنگ با یکدیگر دست نکشیم (فرصت لازم برای کشتن ما را بدست خواهند آورد).
      ایلوسیومن: تو یک وسیله و یک مامور با هدفی فوق العاده بودی. و با توجه به تفاوتهایمان نسبتا موفق ظاهر شدی. (استفاده از شپرد برای رسیدن به اهداف خاص توسط ایلوسیومن در اینجا بیان می شود و این موضوع بیشتر در آینده مورد بررسی قرار خواهد گرفت – موضوع دیگر تفاوت های شپرد است که توسط ایلوسیومن افشا می شود. این تفاوت ها چیست و چه اشتراکاتی مابین آندو وجود دارد؟ بماند برای بعد!).
      ایلوسیومن: بدرود، شپرد!
      ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
      از کار‌شناسان تشعشعات که می‌پرسید می‌گویند مطمئنا راه حلی برای این تشعشعات وجود دارد، یا حقوق‌دانان می‌گویند که راهی برای عبور از موانع قانونی وجود دارد یا کار‌شناسان رسانه که می‌گویند اگر واقعا این کار را بتوانید انجام دهید برای درآمدهای لازم و سرمایه‌گذاری‌ها مشکلی بر سر راه‌تان نخواهند بود. اگر به وبگاه‌مان مراجعه کنید و نظرات کار‌شناسان و مشاورانی را که با ما همکاری می‌کنند بخوانید می‌بینید که مطمئنا این پروژه از لحاظ تکنیکی و اقتصادی قابل اجرا است. البته چالش‌های زیادی پیش رو داریم و باید تک‌تک آن‌ها را حل کنیم، اما مطمئن هستیم که این کار شدنی است.
      وی در پاسخ به این سوال خواندنی «نجوم» که آیا برای داوطلبان در مریخ امکان بچه‌دار شدن هم وجود دارد؟ گفت: هنوز نمی‌دانیم که آیا زنان می‌توانند در جاذبه‌ ۴۰ درصد آبستن شوند یا نه؟ تاکنون تحقیقی در این زمینه انجام نشده است، اما احتمالا امکان‌پذیر باشد. این را هم نمی‌دانیم که آیا جنین در اینجاذبه اندک رشد نرمال خواهد داشت یا نه، اما این را هم کار‌شناسان ما انتظار دارند و پیش‌بینی می‌کنند که رشد نرمال امکان‌پذیر باشد. بعد از آن، این مساله پیش می‌آید که آیا می‌خواهید در مریخ بچه‌دار شوید یا نه. درست مثل تمام پدر‌ها و مادر‌ها در زمین، داوطلبان در مریخ هم باید تصمیم بگیرند که آیا زمان و مکان مناسب برای بچه‌دار شدنشان هست یا نه. و وقتی در محیطی بسیار خطرناک مثل سیاره سرخ هستید، با فقط و فقط سه همراه (البته همراهانی بسیار مسوولیت‌پذیر چون ما این‌طور انتخابشان کرده‌ایم) پیش‌بینی می‌کنیم با توجه به مسوولیت‌پذیری و درک بالای آن‌ها از پیچیدگی وضعیت تصمیم بگیرند که آنجا مکان مناسبی برای بچه‌دار شدن نیست. اما خب زمانی که ۲۰ یا ۲۵ یا ۳۰ نفر در مریخ بودند، شاید زمان آن برسد که کسی تصمیم بگیرد، حالا زمان مناسبی برای بچه‌دار شدن است.
      ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
      دایانا(نویسنده/ حامد.ق.ت): فرمانده شپرد به سرعت به دنبال دکتر ایوا میرود. فرمانده شپرد... چرا باید او را تعقیب کنید در حالیکه اطلاعات حساس پروسینی را از دست داده اید؟
      شپرد(نویسنده/ حامد.ق.ت): ما اطلاعات اصلی را از دست دادیم اما دکتر ایوا از نظر اطلاعاتی می تواند مفید باشد و ما اطلاعات فرعی را می بایست بدست بیاوریم. (در ثانی اتفاقات آخر این مرحله و وقایع آینده به همین تعقیب وابسته است – حلقه زنجیری که رشته رخدادهای زنجیره ای مهمی را موجب می گردد).

      دایانا: ... اما متاسفانه دکتر ایوا سوار سفینه می شود. ارتباط با نرماندی قطع شده و راه فرار برای دکتر ایوا باز مانده است. اما این صدای جیمز وگاست. او به سرعت با سفینه خودش به سفینه دکتر ایوا زده و آنرا منهدم می کند. اما نگاه کنید... همه فراموش کردند که دکتر ایوا یکی از نیروهای سربروس است و می تواند تبدیل به هاسک شود. او به سرعت اشلی را گرفته و بشدت مجروحش می کند اما در مقابله با شپرد ناکام می ماند... آنها دکتر ایوا و اشلی را به نرماندی برده تا برای مداوای اشلی به سیتادل بروند. (البته اگر "کیدان" در اثر متقابل۱/اثر جرمی۱ به جای "اشلی" زنده مانده باشد، جای او را در این بازی خواهد گرفت).
      شپرد(به اشلی در حال بیهوشی): تو سرسخت و لجوجی... همیشه بودی. دوستان همراهم، دائما در حال صدمه دیدن یا بدتر از آن هستند.
      ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
      مدیر ارشد طرح مارس وان درباره اینکه چه زمانی انسان‌های مریخی (مقیم مریخ) می‌توانند بدون نیاز به ما زندگی کنند؟ گفت: بقا و زندگی کردن دو مفهوم متفاوت هستند. به نظرم خیلی زود، شاید حدود ۱۲ سال بعد، می‌توانم تصور کنم که پایگاه مریخ می‌تواند مدتی طولانی بدون احتیاج به زمین بقا بیابد. اما تا پیش از آن‌که رایانه‌های خودشان ر ا بسازند، یا تمام آن چیز‌هایی که می‌خواهند داشته باشند، مثل دارو، تجهیزات پزشکی، سیستم‌های سلامت و غیره. به نظرم تا این اتفاق زمان خیلی زیادی مانده است. شاید صد سال تا زمانی که پایگاه مریخ کاملا از زمین مستقل شود.
      و گفت‌وگو با «لنسدورپ» با پاسخ به این سوال پایان یافت که «هنوز هم بازگشتی به زمین در کار نخواهد بود؟» وی توضیح داد: مطمئنم که در بلند‌مدت فناوری بازگشت هم به وجود خواهد آمد؛ اما اولین کسانی که به مریخ رفته‌اند آنقدر به آنجا جاذبهٔ کم عادت کرده‌اند که بازگشت به زمین برایشان بسیار دشوار خواهد بود. به همین خاطر است که به داوطلبانمان می‌گوییم هرگز به زمین باز نخواهید گشت و این سفری یک طرفه به مریخ است.

      کافه بازی به نقل از ایسنا در سایت دیبازی

      ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
      در انتها بخشی از صحبت های پرسنل نرماندی را برایتان به یادگار می نویسم:

      ۱-شپرد: شما با استفاده از این نوع تاکتیکها، اعتماد و اعتباری را بدست نخواهید آورد!
      ۲-ئی دی: هنگامیکه اخلاقیات و معنویات قابل سوال و توجه هستند، استراتژی ها در برابر آنها فقط اصوات(باد هوا) هستند!
      ۳-گرس: او(پسر ویکتوس) برای ما سربلندی و غرور آفرید. اما... ما برای خشنود کردن و سر ِ کیف آوردن دیگران... یک گروه غیر قابل انعطاف هستیم. عمرتان را برای یک دلیل و هدف ارزشمندی صرف کنید...
      ۴-گرنت: این مکان بوی خیلی بدی می دهد، مثل یک جراحت وخیم!... اگر رچنی ها اینجا باشند خون من طالب مرگ آنهاست.
      ۵-رکس: این کروگان اسم دارد: ا ُردنت رکس... و من شبیه یک آشغالدونی نیستم که هر وقت به مشکل برخورد کردید، رهایش کنید. من مشکل خودم را دارم و ریپرها به نزدیکی سیاره توچانکا... محل زندگی ما رسیده اند. چرا به کمی منقرض شدن نژاد تورین ها توجه نشان بدهم؟ من درخواست سرو شدن جگر خام سالارین ِ خودم را می دهم.
      ۶-ژوکر: بازگشت دکتر موردین اتفاق خوبیست. آدمهای بد و شرور نباید امتیاز انحصاری دانشمندان دیوانه را بدست آورند.
      ۷-دکتر موردین: بچه زاد و ولد شده از یک آساری با یک نژاد ورچا به لبنیات آلرژی پیدا می کنند! دی دی دی دو دو دی...
      ۸-ریلا: ما هرگز برده شما نیستیم... !تیک تیک تیک!
      ۹-دکتر برین: از طریق بینش و نقطه دید جیکوب تشخیص دادم که "ایلوسیومن" به چه چیزی تبدیل شده است. حدس میزنم که خیلی عاشق کارم بودم و از دیدن بدیهیات و مشهودات سر باز می زدم(نویسنده / Hamedgh: به حرف دکتر برین دقت فراوان کنید. با استفاده از بینش افراد نیک می توان به حقایقی دست یافت که از کنار بینش و نقطه دید ما بدور هستند).
      ۱۰-شپرد: من می فهمم. به همین دلیل است که داشتن دوستان خوب در اطراف هر کسی با اهمیت است...
      ۱۱-اشلی: "در چنگال سنگدلانه رویدادهای زمانه... عقب نکشیده و نلرزیده، گریه ام فریاد نیست... زیر چماق اتفاقات...سرم خونین است... تعظیم نکرده، خم نمی شود". شپرد! این یکی از شعرهای پر احساس پدرم بود.
      ۱۲-پسر بچه مجازی: چشم باز کن و بر روی پایت بایست!
      ۱۳-- اگر همانند فرضیه سیر تکامل تدریجی، تصمیم به پیوند و امتزاج بگیری(قطعات زیرین، به قلم این حقیر به شیوه نظم است برای انتقال مفاهیم. امیدست مفید و مقبول افتد)...
      شلیک کن... فداکاری ِ روح پر امید خود را /// تسریع کن... قدمهای لنگان پر درد خود را /// به آغوش گیر... پرتو سبز ِ همدلی اتحاد را /// بیرون آور... ضربان شهامت ِ قلب پر طنینت را /// تجزیه کن... انرژی امتزاجی روح مرا /// پیوند بزن... استخوان های شکسته تفرقه را /// آبستن کن... از حقیقت کمال، وجود ناتوان خود را /// تابستان کن... از کمال گرم حقیقت، وجود زمستانی خود را /// از تن بدر کن... پیرهن کهنه از تکبرت را /// بر تن کن... جامه یکدلی ِ پر ایثارت را !
      ۱۴-ستاره شناس: هر چیزی که تصورش را بکنی. کهکشان ما، بیلیونها ستاره دارد. هر یک از آن ستارها می تواند تعدادی عالم هستی داشته باشد. و هر عالم هستی دارای اشکال مختلف زندگی و زیستی می تواند باشد. و هر موجود زیستی هم داستان مخصوص به خودش را دارد.
      ۱۵-آندرسن: یک چشم انداز گیرا!
      ========================================
      حامد.ق.ت / Hamedgh
      یادآوری : مهرماه ۱۳۹۲ شمسی – چند روز قبل از عید قربان.
      عیدتان مبارک.
      پانوشت: اگر خوشتان آمد در شادی ها... با دلی پاک و صمیمی... مرا نیز یادی کنید.

      ۰۰

      • ★★★★
        ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در زمان ۱۴:۵۹:۴۹

        با سلام و درود خدمت حامد عزیز،
        متن شما رو کامل خوندم و در ابتدا به دلیل اینکه رابطه قوی‌ای با عنوان Mass Effect 3 ندارم فکر نمیکردم به این میزان این متن فوق العاده برام جذابیت داشته باشه که به هیچ عنوان طولانی بودنش به چشم نیاد! قسمتهایی که خودتون نوشته بودید که عالی و دلنشین بود، قسمتهای مربوط به اون "سفر یک طرفه" هم بسیار مفید بود، من هم قبل از این معنی و مفهوم این سفر که ۷۰ هموطن درخواستش رو داده بودند رو غیر انسانی میدونستم، اما الانه با خواندن نوشته شما (نقل شده) نظرم عوض شد. در مورد معرفی فیلمهای مستند هم بسیار ممنونم، مطلب جالبی بود. در هر صورت به دلیل اینکه کاملا مشخص بود این متن با عشق و پر از انرژی مثبت تهیه شده بسیار به دل نشست و مثل مابقی دیدگاه‌های رفقا به شدت حالم رو خوب کرد،مرسی...
        حامد جان تا اینجای کار من و شما و رفیقمون AxeL آمادگی پیدا کردیم که بریم فضا و شاید سه نفر از اون گروه چهارتایی پروژه "مارس وان" رو تشکیل بدیم! البته بدون شک سفر ما دو طرفه خواهد بود... ;)
        باز هم ممنون از شما...

        ___________________
        ( BEYOND: Two Souls )

        ۰۰

  • ★★★★★
    ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در زمان ۱۳:۲۱:۰۸

    Le Passe (گذشته)
    ۹۰/۱۰۰
    از فیلم بسیار لذت بردم. از خرید نسخه اصلش هم کاملا راضی هستم. اول که لینک دانلودش اومده بود خواستم دانلود کنم, گفتم یکم دیگه میمونم تا بیاد تو بازار اصل رو میخرم که به احتمال زیاد هم دوبله هست و هم اصلی . که همینطور هم بود :X
    دفعه اول که دیدم, همراه با مادرم بود و خوب نسخه دوبله رو دیدیم البته از اواخرش زبان اصلی دیدم. توی دوبله ها دوبله نقش سمیر بسیار خوب کار شده بود و کاملا به چهره میخورد .(موقعی که پدرم داشت میدید گفت این یارو ایرانی هست :D ) دوبله فوُاد و لوسی هم خوب بود.
    دفعه بعد با زبان فقانسوی دیدم. که باز هم لذت بخش بود.
    نماینده ما تو اسکار هم که شد و با بخش کننده خوبی که داره (سونی پیکچرز کلاسیک :D ) تو اسکار هم شانس داره.
    از جدای هم بهتر بود :P
    ---------------
    Yeh Jawaani Hai Deewani
    ۹۲/۱۰۰
    یکی از قشنگترین فیلم هندی هایی که دیدم. :X واقعا لذت بردم از دیدنش. رقص و ترانه هاش هم یکی از یکی قشنگ تر. اصلا فکرش رو نمیکردم اینقدر لذت بخش باشه برام این فیلم. داستان در مورد ۴تا دوست هست به یه اردوی میرن و اتفاقاتی میوفته توی این سفر که بسیار دیدنی هست. البته این ها همش یه مرور به خاطرات گذشته است و باقی اتفاقات فیلم ۸ سال بعد از این ماجراها هست و توی جریان مراسم عروسی یکی از این ۴ دوست .
    انقدر از ترانه ها ئ رقص این فیلم خوشم اومد که هر وقت فرصت کنم دوباره نگاهشون میکنم :>
    -----------------
    بوسه شیطنت آمیز
    ۸۰/۱۰۰ (با ارفاق البته)
    نت مغازه قطع بود , خونه هم نت تموم شد. فیلم و سریال ندیده هم نداشتم.همچنین انیمه :X هم نبود برای دیدن. یهو مغز فتوا داد این سریال کره ای که خیلی وقت بود dvd اش را داشتم ببینم. موضوع میشه گفت تا حدودی کلیشه ای هست ولی خوب جالب و لذت بخش تا حدودی. البته گاهی اوقات روند سریال افت میکنه که زیاد نیست. بامزه کرکتر سریال هم نقش مادر بک سونگ جو هست . یعنی آخرشه :)) علی کره ای میدونه من چی میگم.
    -----
    بوسه شیطنت آمیز (وب اپیزود های یوتیوب)
    ۷۸/۱۰۰
    در حد خودشون خوب بودن و دیدنی. اون قسمت english Breakfast و خیال پردازی اوول اوهانی و خرابکاری بعدش هم خیلی باحال بود :lol:
    اپیزودی هم که گواهینامه گرفته بود هم قشنگ بود
    ----------------------
    Mist
    ۸۸/۱۰۰
    :| :roll: عجب پایانی داشت دهن سرویس. :( ( عجب موسیقی ای داشت. یعنی یکی از بهترین پایان ها بود پایان فوق العاده ی این فیلم. با روان آدم بازی میکنه. البته روند فیلم در جاهایی خسته کننده میشه ولی موسیقی و پایان عالییییییییش باعث میشه از ضعف ها چشم پوشی کرد.
    --------------------
    Revenge - S03E01
    ۸۰/۱۰۰
    با ارفاق میتونم بگم برای شروع فصل جدید تقریبا خوب بود. بیچاره امیلی تنها تر از قبل شد. الان فقط نولان موند. جک هم که با فهمیدن حقیقت اینکه امیلی در اصل همون آماندا کلارک هست. بیشتر ازش دور شد. :sad:
    ----------
    Dream High
    Ep1-3
    ۸۴/۱۰۰
    سریال جالبی هست . خوشم اومده تقریبا تا اینجا. از گو هایمی هم بدم اومد , واقعا کارش و حرکتش بسیار نفرت انگیز بود . خورد کرد یون باکهی رو. (یون باکهی وضع هایمی رو نمیدونست مطمئنم اگه میدونست حاظر بود جای خودش رو بده به هایمی, البته اگه اون رفتار رو نداشت گو هایمی) البته دوستم میگه بعد گوهایمی هم خوب میشه. :-/
    --------------
    Dumb & Dumber
    ۸۵/۱۰۰
    :)) :lol: :))
    این جیم کری اون قدیما عجب فیلم های خفیجی بازی میکرد. الان خیلی افت کرده. کارهای سالهای اخیرش رو با بازیهای زیباش تو مثلا همین احمق و احمق تر مقایسه کنید به افت شدیدش پی میبرید.
    دیدن این فیلم به شدت توصیه میشه به دوستان . یه کمدی که شما رو میخندوه :))
    __________

    انیمه Fate/Zero
    ۱۰۰۰ از ۱۰۰
    شاهکاره آقا , شاهکارررررررررررررررررررررررررررر :X :X :X :X . بهترین انیمه کوتاه هست. نظیر نداره. (البته Full Metal Alchemist: Brotherhood رو هم میگن رقیبش هست تو زمینه بهترین بودن تو انیمه کوتاه)
    داستان در مورد نبرد چهارم جام مقدس هست. هفت نفر(تقریبا همشون جادوگر) انتخاب میشن و با احضار هفت سرونت (خادم) به نبرد میپردازن. در اصل این سرونت ها هستن که با هم نبرد میکنن.
    این سرونت ها کلاس های مختلفی دارن که شامل موارد زیر هستند :

    Saber , Archer , Lancer , Caster , Rider , Assassin و Berserker

    جام مقدس تصوری از قهرمان های گذشته رو در کلاس های مختلف ظاهر میکنه که جادوی ارباب ها به اونها جسم مادی میده . مثلا گیلگمش در کلاس آرچر ,
    اسکندر یا بقول ژاپنی ها ایسکندر در کلاس رایدر هستن در این اینمه شاهکار.

    ۰۰

    • ★★★★★
      ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در زمان ۱۸:۴۲:۴۵

      bijan joker@
      برادر بردیا نظرتان را خواستارم در مورد گذشته, مه و احمق و احمق تر , ایضا افت جیم کری

      _______

      End of Ps@

      برادر علی کره ای نظرت رو در مورد کره ای های گفته شده خواستاریم

      ۰۰

      • ★★★★
        ۱۳۹۲/۰۷/۱۹ در زمان ۰۲:۴۴:۱۰

        خب سید امیر جان مثل همیشه ممنون از اعلام نمرات شما، نظر من در مورد گذشته که دو بار در سینما تماشاش کردم و نسخه خانگیش هم گرفتم که ببینم جریان دوبلش به چه شکل هست و اما هنوز ندیدم باید بگم که نظر من هم بسیار نزدیک به رفیقمون یعنی Neil Druckmann هست که به نظرم فیلم خوب و قوی‌ای بود و صد البته نکته مثبت فیلم بازی گرفتن فوق العاده بازیگران بود، اما فیلمی بود که میشد خیلی جاهاش رو کات کرد و زمان فیلم رو کوتاه‌تر کرد تا بیننده بعضی جاها احساس خستگی نکنه و به نظرم با این که عنوان قابل احترامی بود اما در مقابل "جدایی نادر از سیمین" حرفی برای گفتن نداشت و به نظرم در این مورد همین که بتونه وارد لیست نهایی کاندیدهای اسکار بشه جای خوشحالی فراوان داره...
        در مورد فیلم دوست داشتنی "Dumb & Dumber" هم که چیز خاصی نمیتونم بگم جز اینکه ۱۰۰% با نظر شما موافقم و واقعا یکی از عناوینی بود که واقعا آدم رو به خنده وا میداره. خبر خوشحال کننده هم اینکه قسمت دوم این فیلم با همین گروه بازیگری و کارگردانی در دست ساخت قرار داره که اگر مایل بودید تصاویری و اطلاعات بیشتر از این دو کاراکتر حالا پا به سن گذاشته ببینید بهم اطلاع بدید تا لینکش رو برات P.M کنم. در مورد افت بازی جیم کری* هم خب باید تا حدودی این روند رو برای اکثر بازیگرانی که سنشون بالا میره رو قبول کرد که دچار چنین اتفاقی بشند، اما در بین افت چنین شرایطی در بین بازیگران، جیم کری ۵۱ ساله زیاد بد هم عمل نکرده و برای من هنوز هم کمدین شماره یک نسل کنونی هست به شکلی که حضور کوتاهش در فیلمهایی چون The Incredible Burt Wonderstone و Kick-Ass 2 برام بسیار لذت بخش هست...
        باز هم ممنون...

        ___________________
        ( BEYOND: Two Souls )

        ۰۰

      • ★★★★★
        ۱۳۹۲/۰۷/۲۰ در زمان ۱۲:۰۶:۳۵

        :D دیدم نمراتت هم خوب و منصفانه بود ، جزو سریال های خوب (نه عالی) هستن . فوق العاده هاشو قبلا گفتم بهت :D
        سریال love rain هم اگه ندیدی توصیه می شود

        ۰۰

      • ★★★★★
        ۱۳۹۲/۰۷/۲۰ در زمان ۱۲:۰۶:۳۵

        :D دیدم نمراتت هم خوب و منصفانه بود ، جزو سریال های خوب (نه عالی) هستن . فوق العاده هاشو قبلا گفتم بهت :D
        سریال love rain هم اگه ندیدی توصیه می شود

        ۰۰

    • ★★★★★
      ۱۳۹۲/۰۷/۲۰ در زمان ۱۱:۵۲:۰۳

      یه چیز اضافه کنم . :

      تا الا ۱۵ قسمت از فصل ۱ رو دیدم و فقط مونده قسمت ۱۶ یا همون قسمت آخر این فصل.

      نمرش هم تا اینجا ۹۲/۱۰۰ هست. Dream High برای من رفت کنار تو زیبایی و سریال پسران برتر از گل که محبوب ترین های کره ای من هستند. البته تا قبل Dream High رتبه ۱ رو تو زیبایی داشت , ولی الان باید یه بازنگری بکنم در مورد رتبه نخست.

      شخصیت محبوبم هم توی Dream High یون باک هی میباشد :X

      ۰۰

  • ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در زمان ۱۳:۲۴:۲۵

    با تشکر از دوست عزیزم بردیا . چند وقتی هست که " باکس آفیس " برای من ارزش خیلی خاصی پیدا کرده . اصلا جدا از سایر پست ها هست برام :D

    ----

    این جاستین تیمبرلیک خیلی نقش هاش جالبه . تو IN TIME هم که بازی کرده بود , کلا زندگیش با بردن توی پوکر , پیشرفت میکرد ! " Runner Runner " دو هفته پیش یه تریلر ازش دیدم . به نظر جالب میومد . حتما نگاش میکنم . دلیل نگاه کردنش هم هیچ ربطی به " Gemma Arterton " نداره :mrgreen: :mrgreen:
    ----

    G.I.Joe. Retaliation 2013

    از نسخه قبلی بهتر بود . ولی اکشن فیلم بیشتر به سمت " تخیلی " شدن رفت .
    سه نفر و یه ارتش ؟!
    کدوم فرمانده باز نشسته ای تو پارکینگ خونش یه تانک مجهز به آخرین تکنولوژی داره اخه ؟!
    تازه از همه بدتر , یه دختره هم تو فیلم بود که هیچ حرکتی روش انجام نشد .
    فیلمی که اکشن تخیلی و داستان این مدلی داره , نباید انتظار خاصی ازش داشت !
    یه خط دیگه از این فیلم بنویسم , نمرش به ۳۰ از ۱۰۰ تغییر میکنه !!

    ۵۵ از ۱۰۰

    ----
    Juno

    فیلم خوبی بود . انتظار خاصی ازش نداشتم چون شرایطش به من نمیخورد :D بیشتر بخاطر "لوئیس سرا " این فیلمو دانلود کردم . از دید من , در حد همون " خوب " هست .

    ۶۵ از ۱۰۰

    ----
    Pain And Gain

    «بر اساس یک داستان واقعی»

    اگه فیلم رو ندیدی , چیز خاصی رو از دست ندادی . همه چیز در فیلم در حد متوسط هست .

    ۶۵ از ۱۰۰

    ----
    Byzantium

    یه فیلم متوسط رو به بالا . اگه گفتی این فیلمو بخاطر کی نگاه کردم ؟ :mrgreen:
    صد در صد ارزش یک بار دیدن رو داره .
    ۷۰ از ۱۰۰

    ----

    A Lone Ranger

    اینو دو روز پیش دیدم . خیلی عالی بود ! من هیچ نمیدونستم که این فیلم کمدی هست !!
    بازی جانی دپ فوق العاده بود ( مثل همیشه ) . حتی اگه خود فیلم ضعیف باشه , بازی جانی دپ عالیه ( یه چیزی مثل همون قضیه مورگان فریمن ! )
    ۸۰ از ۱۰۰

    ----

    The Curious Case of Benjamin Button

    فکر کنم این فیلم رو , سه بار تو تلویزیون نشون داد . من دو بار از اول نگاه کردم تو تلویزیون . ولی یادم نمیاد چرا هیچ وقت اینو تا آخر ندیدم . همیشه این فیلم تو ذهن من بوده که چطور ممکنه من اینو تا آخر ندیده باشم ؟ عجیب تر این بود که انگار حافظه من بعد از دیدن نصف فیلم , پاک شده !!
    در مورد فیلم :
    خیلی عجیبه . خیلی قشنگه . خیلی ناراحت کننده . ایده فیلم هم همینطور .

    ۸۵ از ۱۰۰

    ----

    Gran Torino

    اصلا نمیدونم در توصیف این فیلم چی بگم .

    ۱۰۰ از ۱۰۰

    ----
    با تشکر !

    ۰۰

  • ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در زمان ۱۳:۵۰:۰۴

    ما که کلا راهی جز انتظار واسه اومدن نسخه های با کیفیت واس دانلود نداریم.منتظرم ببینم این گراویتی چیکار کرده اینقد نقد مثبت نوشتن.

    ۰۰

  • ★★★★★
    ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در زمان ۱۷:۵۶:۰۵

    Breaking Bad
    تو غیاب نت نشستم برکینگ بد رو نگاه کردم، همه چیز سریال عالیه و نمیشه ایرادی گرفت ممکنه اوایل سریال کمی کسل کننده باشه اما لحظه به لحظه سریال کامل میشه و توی فصل ۵ به کمال میرسه. همه ی بازی گرا عالی بودن به جز این زنیکه ی ایکبیری "اسکایلر" :evil: :-x اینو باید ۵، ۶ نفری ریپش کنن :-x
    [Br] [Ba] باعث شد از شیمی خوشم بیاد :X
    Ten out of biatch

    ۰۰

  • ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در زمان ۱۸:۱۵:۵۵

    گراویتی رو تماشا کردم......فیلم جالب و یکتایی هست و از قابلیت ۳D به خوبی استفاده کرده با بازیه جالب ساندرا بولاک و جورج کلونی
    ۸ از ۱۰ بخاطر استفاده ی بیش از حد از CGI و برخی از باگ های فیلم

    ۰۰

  • ★★★★
    ۱۳۹۲/۰۷/۱۹ در زمان ۰۲:۴۶:۳۳

    مثل همیشه سپاسگزارم از لطف و انرژی مثبت تک تک رفقا، همچنین ممنون از اعلام امتیازات شما، مرسی از همه... ;)

    ___________________
    ( BEYOND: Two Souls )

    ۰۰

شما باید ورود برای ارسال نظر